برپا نگه داشتن نهاد مذهبی مستقل در حکومت دینی کار بس دشواری است که میناچی هنر انجام آن را داشت؛ آن هم در دولت نفتی و رانتی که نفوذ خود را اعمال می کند و استمرار می بخشد. میناچی و نهادش دربرابر فشار قدرت حکومت به طور نسبی ایستادند.یکی از نتایج آن هم عدم اجازه دفن پیکرمیناچی در حسینیه ارشاد بود.
میناچی، ناصر شریعتی بود .تا حدی هم روایت خود را از شریعتی داشت. دلداده به کار فرهنگی بود. بسیار مذهبی و هم مخالف مارکسیسم به خاطر غیر خدا پرست بودن آن مرام بود. با خرافات مذهبی هم مخالف بود.
مسلمانی متشرع بود که با کراوات نماز می گذاشت و آداب دین پاس می داشت.وی دو دسته مخالف داشت که بر وی می شوریدند. اما او بر هر دو دسته غلبه کرد. ولی نتوانست بر قدرت دولت یا حکومت زمانی که بر وی خشم گرفتند غلبه کند.
سودای او ساختن حسینیه ارشادی بود که موج فرهنگی درست کند . بتواند فراگیر شود. به تعبیر شریعتی حسینه یک نهاد شود. اگر چه هم چنان به صورت جنبش باقی ماند.چرا که نهاد شدن الزامات خود را دارد. نهاد به سرمایه و پول و هم حامی اجتماعی و بانی نیازمند است که حسینیه ارشاد آن را داراست. میناچی در این راه تلاش می کرد که آخرین آن برپایی کتابخانه بزرگی در کنار حسینیه بود که در نوع خود بی نظیر است.
زمانی که به وی گفتند که چرا این مکان رابه جای کتابخانه دانشگاه دین پژوهی دایر نمی کنی با لبخندی گفت آن وقت دولت و حکومت بر رویش دست می گذارند و استقلال آن را می گیرند.بی گمان وی درست می گفت.
در صورتیکه میناچی بر دو جریان مخالف خود که ضد مذهبی ها بودند و هم جریان مذهبی خرافه گرا، پیروز شد. با شریعتی موج و جنبشی ممتد ایجاد کرد که هیچ وقت نخوابید . مگر در زمانی حکومت خشم گرفت و حسینیه را قفل کرد؛ در قبل و بعد ار انقلاب چنین شد. پس حکومت مانع نهادینه شدن نهاد حیسینیه ارشاد شد؛ چه مذهبی و چه غیر مذهبی آن.
در ایران دولت قوی است و با رانت نفت قوی تر شده است و حسینیه نهاد مستقل از دولت بود، اما همیسشه دولت یا دولتی ها سایه سنگینی بر آن اعمال می کردند. این سایه سنگین امکان شکل گیری مدیریت باز را از یک نهاد مستقل می گیرد. هنر میناچی حفظ استقلال لرزان حسینیه از حکومت مذهبی بود . این هنر بس سخت بود که میناچی ماهرانه انجام می داد. اما این کار سخت آفاتی هم داشت. امکان شکل گیری عادی و روال اداری که امثال فتح الله گولن در دولت غیر نفتی ترکیه می توانند بکنند را منتفی می کرد. چرا که در ترکیه دولت به کمک نهاد های مدنی محتاج است تا از درد مردم بکاهند حتی اگر با آن نهاد ها سر مهر نباشد. جنبش گولن از این نیاز دولت سود برد و خود را نهادینه کرد. هزاران مدرسه و نهاد را سامان داد. این جریان مدنی بسیار قوی است؛ درستی یا نادرستی اعمال آن منظور نظر نیست.
در ایران هم انجمن حجتیه زیر مهمیز دولت قرار گرفت که جریانی راست بود.
اما جریانات نو گرا در ایران در کنترل شدیدتر قرار دارند. حسینیه ارشاد نهادی لرزان اما دارای ثروت کافی است و بسیاری از نزدیکان حکومت می خواهند مدیر این نهاد شوند. برای تصاحب این مدیریت با میناچی در افتادند. برایش پاپوش می دوختند که وی می باید برای این بحران سازی ها وقت کافی می گذاشت. عاقبت همین جریان قوی در حکومت اجازه دفن او را در حسینیه ندادند. جریانی که برای تصاحب حسینیه برنامه دارد.
برپا نگه داشتن نهاد مذهبی مستقل در حکومت دینی کار بس دشواری است که میناچی هنر انجام آن را داشت؛ آن هم در دولت نفتی و رانتی که نفوذ خود را اعمال می کند و استمرار می بخشد. میناچی و نهادش دربرابر فشار قدرت حکومت به طور نسبی ایستادند.یکی از نتایج آن هم عدم اجازه دفن پیکرمیناچی در حسینیه ارشاد بود.
این قدرت نمایی حکومت در برابر یک نهاد مستقل مدنی مذهبی به ما نشان می دهد که رام کردن مهار سرکش قدرت در ایران تاچه حد ظریف و سخت است و نیاز به آن دارد که جامعه مدنی ،حکومت را پاسخگو کند.
به راستی شورای شهر تهران در برابر این اجحاف چه پاسخی دارد؟
میناچی دور از محل مدفن اصلی خود به خاک سپرده می شود . این خاکسپاری نشان می دهد که در تکاپوی مدنیت جامعه ما هنوز در مرحله جنبشی است.شناخت دولت رانتی و هم توانا ساختن جامعه مدنی در ایران نیاز جامعه ما ست.
تلاش میناچی و نوع دفن وی نشان از نیازی می دهد که جامعه ما به آن محتاج است؛ نهاد مدنی مستقل از حکومت ها با هر عنوانی که داشته باشند.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.