من امیدوارم که این گشایشی که در آستانه انتخابات امریکا و یا به هر بهانه دیگری در مذاکرات صورت گرفته، از سوی رادیکالها در ایران و امریکا بسته نشود و به نتیجه مثبتی برسد. نتیجهای که چنانچه به رفع تنش بیانجامد، هم برای شهروندان داخل ایران، هم برای ایرانیان تعبیدی و هم برای اپوزیسیون و نیروهای منتقد داخل کشور مفید خواهد بود.
.
نشت اولیه در بغداد به نظر من آینده مثبتی میتواند داشته باشد. یک پیشرفت خیلی مهم که در این نشست به چشم آمد این بود که امریکا، تعلیق غنی سازی ایران به صورت کامل را کنار گذاشته و حق غنی سازی پنج درصد برای ایران را به رسمیت شناخته است. همچنین سفر آمانو پیش از نشست بغداد به تهران هم یک گام مثبت دیگری است که نشان میدهد طرفین در حال مقدمه چینی برای پیشبرد مذاکرات هستند.
توافق دو طرف برای نشست در بغداد هم یک گام مثبت دیگر است. این درست است که ایران به خاطر نزدیکی به دولت شیعی عراق می خواسته مذاکرات در یکی از کشورهای دوست و همسو با حکومت ایران، برگزار شود اما در این سو امریکا هم ترجیح داده است که این نشست در بغداد برگزار شود. تا هم ایران احساس دوستی و سازگاری بیشتری با کشور میزبان داشته باشد و هم میدانیم که دولت عراق در کنترل امریکا است.
اینها پیامها و نشانههای مثبت و امیدوار کنندهای است که وجود دارد. البته در ایران سخنانی نیز از سوی برخی از دولتمردان انتشار یافته که مشخص نیست تحت فشار گروهای تندرو صورت گرفته و یا میخواهند در جامعه همچنان وانمود کنند که زیر بار هیچ گونه توافقی نخواهند رفت مگر اینکه همه خواستهایشان به رسمیت شناخته شود. این موضع گیریها کمی نگران کننده است. با این حال امیدهای فراوانی وجود دارد که تا انتخابات نوامبر امریکا این مذاکرات سامان بگیرد و پیروزی مجدد آقای اوباما در امریکا هم میتواند برای مذاکرات و حل بحران مفید باشد.
از این سو ، ما هم اکنون اپوزیسیون واحدی نداریم. با نیروهای اپوزیسیون پراکندهای در داخل و خارج از کشور روبرو هستیم که با یکدیگر رودربایستی دارند و نمیتوانند به صورت آشکار خرسندی یا ناخرسندی خود را از شکست یا توافق در مذاکرات اعلام کنند. اما اپوزیسیون پراکنده ایران باید بداند که اگر توافقی صورت بگیرد و تنشها از روابط ایران و امریکا برداشته شود، همانقدر که برای دولت ایران مفید است، برای اپوزیسیون هم کارآمد و مفید خواهد بود.
اپوزیسیون علاقهمند به سازمان یابی و حمایت است. چنانچه ایران و امریکا به روابطی بهتر از آنچه که در شرایط فعلی دارند، دست بیابند، گشایشی حاصل خواهد شد و فشار از روی منتقدان و مخالفان کم خواهد شد. از بار سنگین اتهام وابستگی یا ارتباط با امریکا که هم اکنون افراد بسیاری در زندان با آن مواجه هستند، کاسته خواهد شد.
چنانچه روابط ایران و امریکا بهبود پیدا کند، معنایش این نخواهد بود که وضعیت آزادی بیان و سرکوب در ایران بدتر و شدیدتر خواهد شد. فراموش نکنیم که هم اکنون ۳۳ سال است که ایران هیچ گونه رابطهای با امریکا نداشته، اما سرکوب گستردهای را اعمال کرده است. در زمان شاه به خاطر روابط خوب ایران و امریکا، سرکوبهای صورت گرفته را به امریکا نسبت میدادند، اما در این ۳۳ سال گذشته که آمریکا هم نبوده، از شدت سرکوبها نیزکاسته نشده است.
به گمان من، چنانچه این روابط بهبود پیدا کند و فشار از روی مساله هستهای ایران برداشته شود، حکومت احساس امنیت بیشتری خواهد کرد و ما میدانیم که حکومتها در شرایطی که احساس امنیت نمیکنند و هراس دارند، سرکوبهای شدیدتری اعمال میکنند و در واقع سرکوب نشانه ترس دولتمردان است. شاید کاسته شدن از این احساس ناامنی که حکومت دارد، سبب شود که سرکوب کمتری صورت بگیرد و حکومت متوجه شود که برای کسب اعتبار در جامعه جهانی باید احترام شهروندان خود را رعایت کند و از آنها کسب احترام کند تا در جامعه جهانی محترم شمرده شود و مورد مذاکره و گفتوگو واقع شود.
من امیدوارم که این گشایشی که در آستانه انتخابات امریکا و یا به هر بهانه دیگری در مذاکرات صورت گرفته، از سوی رادیکالها در ایران و امریکا بسته نشود و به نتیجه مثبتی برسد. نتیجهای که چنانچه به رفع تنش بیانجامد، هم برای شهروندان داخل ایران، هم برای ایرانیان تعبیدی و هم برای اپوزیسیون و نیروهای منتقد داخل کشور مفید خواهد بود.