یک بارخودکشی نافرجام،دو بار اعدام مصنوعی و دوبار حمله قلبی

دختر پور شجری: جان پدرم در خطر است

ما درخواستمان از مسئولین این است که حتی بدون اینکه مرخصی بدهند و با هزینه خودمان او را به بیمارستان منتقل کنند تا تحت عمل جراحی قرار گیرد. وضعیت قلبی او چنان وخیم است که هر لحظه امکان حمله قلبی دیگری است که تا او را به بیمارستان برسانند دیگر دیر شده و ما او را از دست خواهیم داد.

محمد رضا پور شجری که روز بیستم فروردین دچار دومین حمله قلبی شد، پس از انتقال به بیمارستان همان روز دوباره به زندان برگردانده شده است و هر لحظه خطر مرگ جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند.

میترا پور شجری با ابراز نگرانی از وضعیت وخیم پدرش به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “چند روز پیش دوباره حمله قلبی به پدرم دست می دهد و او را به بیمارستان مدنی کرج منتقل می کنند اما بدون درمان همان روز دوباره به زندان بازمی گردانند. پدرم مهر ماه سال گذشته یک سکته قلبی کرده بود و این دومین حمله قلبی او است. دکتر هم تاکید کرده که باید دوباره آنژیوگرفی جدید انجام شود زیرا آخرین آنژیوگرافی مربوط به هشت ماه پیش است اما حتی با وجود تجویز پزشک مسئولین موافقت نکردند. در روز بیستم پدر تحت معاینه قرار گرفت که تپش قلب شدید و فشارخون بالایی داشته است که دکترها  تاکید داشتند که باید سریع تحت عمل قلب باز قرار گیرد.”

وی ادامه می دهد: “آقایان قلی زاده و نژاد بهرام دکترهای عمومی خود زندان هستند که برای بار چهارم نظر عدم تحمل کیفر را برای پدر صادر می کنند و بخاطر وضعیت قلبی پدر گفته اند که باید در خارج از زندان تحت نظر متخصص قلب درمانش را پیگیری کند اما هشت ماه است که رئیس زندان مخالفت می کند.”

محمد رضا پور شجری، نویسنده وبلاگی با عنوان گزارش به خاک ایران است که در ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزلش بازداشت و پس از هفت ماه شکنجه در دادگاه غیر علنی به ریاست قاضی غلام سرابی به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و توهین به آیت الله خامنه ای و توهین به مقدسات به سه سال حبس محکوم شد.

دختر این زندانی سیاسی با غیرعادلانه خواندن حکم پدرش تصریح می کند: “پدرم یک وبلاگ نویس بود که بیشتر مطالبش در خصوص مسائل اجتماعی بود و در یک دادگاه غیرعادلانه و بدون حضور وکیل به اتهام توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت کشور و توهین به مقدسات به سه سال محکوم می شود. هیچگاه هم اجازه گرفتن وکیل به ایشان ندادند. من با آقای دادخواه صحبت کردم و به زندان رفتیم، فرم اختیار وکیل را برای پدرم فرستادیم که امضا کند، اما نگذاشتند و گفتند که حق گرفتن وکیل ندارید. بعد من پیش دادستان علی فرهادی رفتم و او گفت که امضا می‌دهد که تا وکیل بگیریم. اما وقتی فرم وکالت‌نامه‌ی آقای دادخواه را به خود آقای غلام سرابی دادیم، ایشان گفتند که شما نمی‌توانید به این شکل وکیل بگیرید و فقط می‌توانید وکیل تسخیری داشته باشید. حتی خود آقای دادخواه گفتند اگر با من مشکل دارند، فرد دیگری را می‌فرستند. اما دادستان و دادیار زندان اصلا نگذاشتند که وکالت‌نامه‌ی وکیل را به دست پدرم برسانیم که پدرم بتواند با وکیل قرار ملاقات بگذارد.”

این زندانی پس از مدتی از زندان رجایی شهر کرج بدون هیچ توضیحی به زندان قزلحصار منتقل شد.

میترا پور شجری با اشاره به نگهداری غیرقانونی پدرش در زندان قزلحصار خاطرنشان می کند: “پدر قبل از اینکه قلبش دچار مشکل شود در زندان رجایی شهر مشکل حاد سنگ کلیه، دیسک کمر و ورم پرستات داشت. برای سنگ کلیه پزشکان رجایی شهر تجویز کرده بودند او را برای انجام سونوگرافی به بیمارستان رسول اکرم منتقل کنند. به پدر می گویند برای انتقال به بیمارستان او را می برند اما یکدفعه او را به زندان قزل حصار منتقل می کنند. اصلا این تبعید به زندان قزل حصار در حکم هم نیامده و الان به شکل غیرقانونی در آنجا نگهداری می شود. حتی روی کارتش که روی کامپیوتر می زدند همچنان زندان رجایی شهر نوشته شده است. پدر تنها زندانی سیاسی است که به شکل غیرقانونی در میان زندانیان غیرسیاسی و خطرناک نگهداری می شود.”

 این وبلاگ نویس ۵۲ ساله که از سال ۲۰۰۴ وبلاگ نویسی را شروع کرده است تحت شکجه های شدید قرار داشت و یکبار برای رهایی از تن دادن به خواسته بازجوها دست به خودکشی زد که نافرجام ماند.

دختر او می افزاید: ” بعد از بازداشت ما تا هفت ماه هیچ اطلاعی از وضعیتش نداشتیم. بعد از بازداشت او را به بند سپاه رجایی شهر منتقل کردند و هفت ماه در سلول انفرادی بود و تنها برای بازجویی و شکنجه او را از انفرادی خارج می کردند. بخاطر ضرباتی هم که به سرش در آن شکنجه ها وارد شد دچار تاری دید و سرگیجه شدید شده بود. بیشتر شکنجه هم فشار برای نوشتن توبه نامه بود و اینقدر به او فشار می آوردند که یکبار دست به خودکشی زد اما خوشبختانه نافرجام بود. بدترین شکنجه ها هم این بود که دو بار پدر را اعدام مصنوعی می کنند به این شکل که او را وادار به نوشتن وصیت نامه به من که تنها فرزندش هستم می کنند و به او می گفتند لحظات آخر است و اعدامت می کنیم… نگهداری او در زندان قزلحصار هم از جمله شکنجه هایی است که همچنان بر پدرم تحمیل می شود و دو بار هم در درگیری های میان زندانیان شرور مورد سوءقصد قرار می گیرد. جدای این مزاحمت ها امکانات زندان قزل حصار هم بسیار نامناسب است بطوریکه بهداشت در حد صفر است و حتی به علت گرانی های جامعه که به داخل زندان هم رسیده لوازم بهداشتی با قیمت بالایی عرضه می شود و اکثر زندانیان از عهده خرید لوازم بهداشتی بر نمی آیند. به همین علت از نظر بهداشت و سلامت خیلی پایین است. اما الان اینقدر وضعیت قلب ایشان نگران کننده است که ما این مشکلات را فراموش کرده ایم و فقط می خواهیم سریع برای انجام آنژیوگرافی و عمل قلب به بیمارستان منتقل شود.”

محمد رضا پور شجری (سیامک مهر) از آغاز دستگیری دچار دو حمله قلبی در زندان شده است. دکتر قلی‌زاده، رئیس اداره بهداری ندامتگاه کرج، در هفت آبان ماه سال ۱۳۹۱، در نامه‌ای به مقامات قضائی نوشته است که محمد رضا پورشجری مشکل قلبی دارد که درمان آن برای این مرکز هزینه زیادی بهمراه دارد، لذا مستدعی است در خصوص اعطای مرخصی درمانی، اقدام مقتضی به عمل آید.

میترا پور شجری در پایان بیان می کند: “ما درخواستمان از مسئولین این است که حتی بدون اینکه مرخصی بدهند و با هزینه خودمان او را به بیمارستان منتقل کنند تا تحت عمل جراحی قرار گیرد. وضعیت قلبی او چنان وخیم است که هر لحظه امکان حمله قلبی دیگری است که تا او را به بیمارستان برسانند دیگر دیر شده و ما او را از دست خواهیم داد. با توجه به شرایط بحرانی پدر و حملات قلبی ما هر روز منتظر یک خبر بد هستیم امیدواریم هر چه زودتر تا دیر نشده او را به بیمارستان منتقل کنند.”

مطالب مرتبط

ایران گنجینه‌ای ژنتیکی در قلب آسیا

بر اساس یک پژوهش، ایرانیان با وجود تنوع زبانی و فرهنگی، ریشه ژنتیکی مشترکی دارند که شاید تا ۱۰ هزار سال حفظ شده و داده‌ها حاکی از آن است که هجوم‌های تاریخی تأثیر چندانی بر ساختار ژنتیکی این جمعیت نداشته و پیوستگی ژن‌های ایرانیان را متزلزل نکرده است

از سینما تا حوزه کتاب و تئاتر

سیاست‌گذاری فرهنگی با وجود ادعا‌های کلان، نتوانست از چرخه‌های معیوب ممیزی، بدهی‌های میلیاردی، و شکاف طبقاتی بگریزد. آنچه در این سال باقی ماند، نه امیدی روشن، که ضرورتی فوری برای بازاندیشی در الگو‌های مدیریت فرهنگ بود

آیا پایان امام‌اوغلو، پایان جمهوریت در ترکیه است؟

ترکیه بار دیگر در آستانه بحران سیاسی عمیق‌تری قرار گرفته است؛ بازداشت اکرم امام‌اوغلو نشانه‌ای آشکار از تشدید روند اقتدارگرایی در نظام سیاسی این کشور است. اردوغان با حذف نظام‌مند رقبا، ساختار رقابت سیاسی را بی‌اثر کرده و جامعه را به‌سوی دوقطبی خطرناکی سوق داده است

مطالب پربازدید

مقاله