با تمام اشتباهات مرسی، در درگیری های چند روز گذشته حق با اخوان و محمد مرسی است. زیرا آنها با تمام ضعف ها و انتقادهایشان حامل مشروعیتی هستند که از طریق صندوق های رای به دست آمده است. این مشروعیت نه از زور خیابانی که با صندوق رای از بین می رود.
اخوان المسلمین قطعا در طول یک سال زمامداری خود بر مصر اشتباهاتی داشته است که اکنون گریبان این جریان مردمی را گرفته است. شاید اخوانی ها که اکنون تجربه سخت پوزیسیون بودن را از سر می گذارنند چندان به قواعد حکومت داری به خصوص در کشور مصر که از تنوع و تکثر خاصی هم در بسیاری از زمینه ها برخوردار است آشنایی نداشتند.
تلاش مرسی و هم حزبی هایش برای تدوین قانون اساسی که منطبق بر شریعت باشد درست برعکس توصیه ای بود که رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در نخستین هفته های انقلاب 2011 به دوستان مصری اش داد. اردوغان به نوعی در سخنانش هشدار داد عدم جدایی دولت و دین می تواند برای ادامه حاکمیت هر جریان اسلامگرایی خطرناک باشد. او تلویحا دوستان مصری اش را به الگوگیری از مدل ترکیه دعوت کرد. جایی که اسلامگرایی می خواهد نه در ساختار حکومت که در عرصه عمومی خود را بروز و ظهور دهد. عرصه عمومی همان کلیدواژه ای است که بارها مورد تاکید فتح الله گولن روشنفکر مطرح ترک که از او به عنوان پدر معنوی حزب عدالت و توسعه یاد می شود قرار گرفته و حزب عدالت و توسعه نیز برآمده از جنبش گولن است. اما از همان ابتدا مشخص بود که مصر با ترکیه متفاوت است زیرا گرایش های اسلامی در این کشور نسبت به ترکیه قوی تر، جریان های سنتی و سلفی ریشه دار تر و اسلامگرایی اگر چه در ترکیه با کودتاهای نظامی سرکوب شده است اما در مصر از دالان های مبارزه چریکی و زندان و فشار نظامیان خود را پرورده است.
اشتباه بزرگ اخوان: تصدی نخستین دولت منتخب پس از انقلاب
محمدمرسی و اخوان از همان ابتدا اشتباهی بزرگ را مرتکب شدند جایی که بر خلاف نخستین مواضع خود در انقلاب 2011 عمل کردند. آنها ابتدا قصد داشتند با تکیه بر نیروی مردمی خود پارلمان را فتح کنند. بعد از فتح پارلمان به ریاست جمهوری بیندیشند. قرار بود دولت منتخب نخست پس از انقلاب را تیپی مثل البرادعی رهبری کند. اخوانی ها برای این ایده استدلال خاص خود را داشتند. زیرا نخستین دولت برآمده از انقلاب باید پاسخگوی مطالبات سنگین مردمی باشد که با رفتن مبارک آرزوهای خود را در نظامی جدید می یافتند. آرزوهایی که از آزادی های سیاسی و اجتماعی تا نان و مسکن و معیشت گسترده است. دولت بعد از انقلاب باید پاسخگوی مصیبت هایی می شد که خود عامل ایجاد آن نبوده است. اما مشخص نشد تحولات به کدام سمت رفت که در نهایت اخوان تصمیم گرفت کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کند. جایی که اقبال از نام خیره الشاطر و رد صلاحیتش به محمد مرسی رسید. اگراخوان به پارلمان رضایت می داد و نخستین دولت برآمده از رای مردم را به تیپ های تکنو کراتی مانند البرادعی یا حتی عمرو موسی واگذار می کرد امروز در مقام آلترناتیو می توانست عرض اندام کند.
عدم توجه به توان و جایگاه نیروهای رقیب و ارتش
محمد مرسی و دوستانش بدون ارزیابی از نیروهای رقیب و به خصوص توجه به جایگاه ارتش دست به اقداماتی تحریک آمیز زدند. عزل وزیر دفاع و دادستان و انحلال برخی از نهادها در همین راستا بود. آنها شاید با نوشتن قانون اساسی بر مبنای شریعت در پی پاسخ به مطالبات طرفداران خود بودند غافل از اینکه این اقدام زمینه ساز اعتراض گروه ها و گرایش های سیاسی شد و دستاویزی برای متهم کردن اخوان به انحصار طلبی و دیکتاتوری شد.
عزل و نصب های صورت گرفته در زمان مرسی نشان داد اخوان در ارزیابی از شرایط ضعیف عمل کرده و این همان هشداری بود که از سوی بسیاری از تحلیلگران به دولت مرسی داده شد اما این هشدارها نادیده گرفته شدند. به خصوص اخوانی ها توجه نداشتند ضمن اینکه عوامل سابق رژیم مبارک درصدد بهره برداری از ضعف ها دولت اسلامگرا بودند گروه های لیبرال و چپ رقیب اسلامگرایان هم بیکار نخواهند نشست. از طرفی مصر به دلیل جایگاهش مورد توجه کشورهای غربی و عربی است. همین موضوع دخالت خارجی در این کشور را اجتناب ناپذیر می کند.
حق با اخوان است
اما با تمام این اشتباهات در درگیری های چند روز گذشته حق با اخوان و محمد مرسی است. زیرا آنها با تمام ضعف ها و انتقادهایشان حامل مشروعیتی هستند که از طریق صندوق های رای به دست آمده است. این مشروعیت نه از زور خیابانی که با صندوق رای از بین می رود. عمده استدلال مرسی و اخوانی ها این است که اکنون رئیس جمهوری بر مسند امور نشسته که برامده از یک انتخابات آزاد بوده و تنها در یک انتخابات آزاد دیگر این مشروعیت می تواند سلب شود. لذا آنها دخالت نهادهای نظامی را اقدامی ضد انقلاب دانسته و تاکید می کنند این اقدام دموکراسی نوپای مصر را در معرض تهدید قرار می دهد.
مخالفان مرسی معتقدند مشروعیت حکومت او به واسطه حضور میلیونی مردم در خیابان ها منتفی است. این مشروعیت البته نه در نهایت به زور مردم که با زور ارتش سلب شد. محمد مرسی زیر بار انتخابات زود هنگام نرفت اما برخی از خواسته های مخالفان را برآورده کرد. او از اصلاح قانون اساسی گفت و بر بازگشت دادستان سابق تاکید کرد و از سویی با اقرار به اشتباهات خود قول جبران داد و در نهایت دولت ائتلافی برای رسیدن به آشتی ملی را پیشنهاد داد. اما مخالفان به این عقب نشینی های آشکارهم رضایت ندادند و در نتیجه فضا را برای دخالت ارتش باز کردند. همان ارتشی که بعید است یک نیروی سیاسی مدنی از عمق دل اعتقادی به او داشته باشد. به خصوص اینکه همین انقلابیون مصر در دوره انتقالی در اعتراض به بازی ارتش با دستاوردهای انقلابشان به خیابان ها ریختند و مصر در مقطعی شدیدا ناآرام شد.
مخالفان مرسی با بالا بردن مطالبه خود در ازای دستاورد برکناری رئیس دولت زمینه را برای دخالت های بیشتر نظامی ها در عرصه سیاسی مصر فراهم کردند، همان آسیبی که از آن می توان به ایجاد بستر برای بازگشت به دوران مبارک یاد کرد.در حالی که آنها می توانستند با مرسی عقب نشینی کرده خود را برای انتخابات بعدی و کارزار جدید آماده کنند و اگر واقعا اکثریتی در کار باشد آن را در صندوق های رای به نام خود ثبت کنند. به خصوص اینکه اخونی ها هم قائل به این نکته هستند که حائز اکثریت آرا هستند. آنها هم توان سازماندهی هواداران خود را در خیابان ها دارند. سخنرانی محمد بدیع مرشد اخوان در شهرک نصر با استقبال جمعیت عظیمی روبرو شد. وقتی که دو طرف مدعی اکثریت ارا هستند و به حامیان خود در خیابان استناد می کنند ابزار تعیین اکثریت صندوق رای است یا تفنگ ارتش؟
بدعت مخالفان: زور خیابانی و بی ثباتی دولت های مستقر
بدعتی که مخالفان در مصر گذاشتند می تواند حامل نوعی آنارشیسم باشد. استفاده از خیابان و نیروی مردم نه تنها می تواند موثر باشد بلکه می تواند به عنوان اهرمی در جلوگیری از اقتدارگرایی در یک جامعه عمل کند. اما اگر این حضور خیابانی به عاملی برای تضعیف ثبات و مشروعیت دولت های مستقر تبدیل شود می تواند در جوامع ناپایداری مثل مصر هزینه های سنگین بیافریند. به عنوان مثال دولت جدید در زمینه اقتصادی توانایی انجام معجزه را ندارد. آیا یک سال بعد مردم مصر باید در حضور خیابان یک بار دیگر دولت را تعویض کنند؟ با این داستان بحث ثبات یک جامعه که یکی از فاکتور های مهم توسعه است زیر سئوال می رود. در جنبش های خیابانی نیز بهتر است مخالفان توجه کنند بالا بردن مطالبات روزی می تواند گریبان خود آنها را بگیرد و همچنان که دولت مرسی را بی ثبات کرد دولت جدید را به ورطه بی ثباتی بکشاند.
به نظر می رسد عدم توجه به عقب نشینی های معنادار مرسی رویکردی افراطی بود که از سوی مخالفان به کار برده شد. این نکته درس آموز اینجا تبلور پیدا می کند که متوجه شویم در کشورهای توسعه یافته استفاده از نیروی خیابان در راستای تاثیرگذاری بر سیاست های دولت است و در کشور های توسعه نایافته خیابان را برای واژگونی دولت ها می خوانند. مقایسه فرانسه و مصر در این مورد درس آموز است.
میلیون ها اخوانی تحقیر شده در مصر و توهم دموکراسی
فارغ از انگیزه های مخالفان برای مسائل اقتصادی انها معتقد بودند عدم توجه مرسی به معیارهای دموکراتیک و ازادی بیان یکی از انگیزه های اصلی مخالفان در خیابان بود. اما با این نوع برکناری تحقیر امیز مرسی ایا می توان انتظار داشت طرفداران او که بسیار سازمان یافته و ایدئولوژیک هستند خونسرد باشند و حرکتی نکنند؟ ایا می توان از جامعه دو قطبی شده و پر از هرج و مرج مصر نگران نبود؟ ایا با تحقیر میلیون ها اخوانی در سراسر مصر دمکراسی به بار می نشیند؟
نکته مهم دیگر اینکه در طول چند دهه اخیر تلاش هایی صورت گرفته است تا زمینه ادغام اسلامگرایان در روند سیاسی و چرخه قدرت فراهم شود. به نظر می رسد برکناری میانه روهای اسلامگرا نه تنها این تلاش ها را به بن بست می کشانند بلکه زمینه را برای ظهور دیدگاه های افراطی فراهم می کند. در هر صورت اخوان بر خلاف تصور کلی که در رسانه ها به خصوص رسانه های غربی مطرح می شود جریانی میانه رو است. اخوانی ها چند دهه است اسلحه را کنار گذاشته اند و به رغم شفاف نبودن و متنوع بودن مواضع این گروه در برخی از مسائل مهم مانند نسبت اسلام و دموکراسی ، بحث اقلیت های مذهبی ، نسبت شریعت و عرفی گرایی اما همواره تلاش کرده اند در چارچوب اصلاح طلبی گام بر دارند. توجه داشته باشیم همین اخوان در انتخابات ما قبل آخر دوران مبارک اقلیت قابل توجهی را به دست آورد. در انتخابات اخر پارلمانی کاندیداهای این جریان رد صلاحیت شدند. اخوانی ها از هر فرصتی در دوران مبارک برای تحقق رویکرد پارلمانتاریستی خود استفاده کردند. آنها حتی در اوج انقلاب 2011 سیاست مذاکره با مبارک را رها نکردند. حتی در جریان وقایع اخیر اخوان نسبت به رقبای خود بیشتر در این مسیر حرکت کرده است زیرا رقبای اخوان در نهایت به استفاده از زور اسلحه تن دادند اما اخوان بنای خود را بر نیروی حزبی و سازمانی خودش گذاشته است.
اشتباه بزرگ مخالفان مرسی مصر را در یک بزنگاه خطرناک قرار داده است. همان نگرانی که در اظهارات پوتین به عنوان بروز جنگ داخلی یا در برخی از رسانه ها به عنوان سناریوی سوریه شدن مصر بیان شده است.هر چند که در متفاوت بودن جامعه سوریه و مصر شکی نیست اما بن بست موجود و دو قطبی که صورت گرفته می تواند جامعه مصر را مدت ها تحت تاثیر خود قرار دهد. حتی اگر ارتش به زور بازداشت و ضرب و شتم و شلیک گلوله بتواند جنبش اخوانی ها در خیابان های مصر را کنترل کند تبعات سخت این حرکت در آینده جامعه لرزان مصر را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.