شریعتی و شریعتیسم

وظیفه نسل امروزاست که با اندکی تعمق در وضعیت تاریخی ما راه رهایی جوید وناامید نشود چه در صورت امید وانگیزه ” راه خود گوید که چون باید رفت ” .

این روزها همه جا سخن از شریعتی است که معلم انقلاب نامیده میشد معلمی که شاگردانش به باز بینی نظراتش میپردازند ، معلمی که بعد از انقلاب ایده هایش بتدریج ودرعمل به ضد آن تبدیل شد وامروز نیاز به تحلیل علمی وبیشتر جامعه شناختی دارد . بنظر من شریعتی اگر امروز بود شریعتی آنروزگاران ” دهه چهل و پنجاه ” نبود، که حتی ازنزدیکانش تا یاران برجسته اش که دانشگاهی اند هایدگری وفردیدی شده‌اند “ روزنامه اعتماد شنبه 2آذر. که بعد از همه حرفها گرفتار یأس فلسفی شده وبه درستی گفته اند:   اسير نوعي انحطاط تاريخي هستيم”و…….دربستر اختناق چون گذشته های از دست رفته هنوزبه مرحله توليد انديشه نرسيده‌ایم»درحالیکه امیدها غیر ازا ین بود .

همانگونه که بازرگان اگربود امروز دیگر مهندس بازرگان دهه جهل وپنجاه وحتی اوایل انقلاب اسلامی نبود که البته خودش صادقانه در نهایت اعتراف کرد، که چقدر « ایدالیسم بودیم» خاطرات عبدالعلی . چنانکه گفته اند ” اوصداقتمدار بود ” ونه سیاستمدار ، که ما بانوعی «ماکیاولیسم» بومی روبرو شده بودیم , . اگر کسانی هنوز دنبال نقطه نظرات شریعتی و…بوده بخاطر آنستکه ” ما برجای مانده ایم ” ودردهه چهل در جا میزنیم ، در حالی که دنیا در این مدت فرسنگها جلو رفته است . چنان که نسل عوض شده وبخاطر تحصیلات عالی ، رشدارتباطات وتجربه انقلاب اسلامی تو سط نسل پدران هشیارتراست . که دیگرنمیشود ازادی را ازان دریغ نمود .

شکافی که میان دونسل درفرصتهایی بیکباره خودرا نشان میدهد.نسلی که البته روشن‌فکر خودرا دارد که بیشتر دانش آموخته مدرنند که در « آکادمیسم وژورنالیسم» خودرا نشان میدهد . منتها این نسل بیشتر به نقد «واقعیتها» پرداخته وتجزیه تحلیل آن تا شاید به آرمان‌های نسل قبلی که «آزادی وعدالت « بود برسیم ،آرمانی که پیوسته درمدت یک قرن به « لطایف الحیل» به تأخیر افتاده است ..منتها نسل پدران را به خاطر عدم شناخت شرایط و «فرصت ها» نمی بخشند … ,. هدف انقلاب اسلامی دردرجه نخست همین امر” پیشرفت ” بود که یکی از اصلی ترین شعارهایش ” آزادی” بود . فقدان آن عامل اصلی عقب ماندگی کشور ما است . در آزادی است که انسان با بر نامه ها ودید گاههایش شکوفا میشود وجوامع به پیشرفت وتوسعه میرسند . منتها قبل از انقلاب شریعتی توسط عده ای ومنجمله گروههایی ازجوانان وطلبه ها و…بیکباره تبدیل به نوعی اسطوره و راهکار انقلابی تا ” شریعتیسم ” شد، البته در فضایی بسته وفاقد هرگونه نظر واندیشه رهاییبخش که او ” سوسیالیست خداپرست ” بود که ” آزادی وعدالت ” را توامان مطرح میکرد . که بدان پرداخته نشد . درجامعه ای که قرنها «آزادی وعدالت»ازمفهوم وکلام فراترنرفته بود . وبازهم نرفت .امری که نیاز به تغییر نگاه برای اجرای این ایده‌ها داشت . به همین دلیل شریعتی عامل عقب ماندگی کشوررا ” حاکمیت یک اندیشه ، یک مکتب ، ویک عقیده ” میدانست . وبه نهادینه کردن یک اندیشه وعقیده بهر شکل و.بهانه معترض بود .

عده ای انتظارداشتند کار اونوعی «پروتستانتیسم اسلامی» باشد درحالیکه تاآنجا که من اطلاع دارم خود او دراین مورد چیزی نگفته است اگر هست من ندیده‌ام- بعلاوه شرایط مابااروپای قرون وسطا تفاوت عمده دارد که آن‌ها «فلسفه»داشتند ومانداشتیم – ثانیاًپروتستانتیسم ازدرون کلیسا توسط اهل کلیسا انجام شد که شریعتی نبود – ثالثاً «ادامه دهندگان پروتستانتیسم فیلسوفانی چون – کانت – هگل – تا هلدرلین شاعر درآلمان بودند»هاینز ویسمن فیلسوف آلمانی معاصر- حاصلش دران مقطع «روشنگری ومدرنیته تا پایان تاریخ شد»رابعا -ماکس وبر جامعه شناس این امررا «تئوریزه» نمود که زمینه سازتوسعه ونظام سرمایه وتکنیک تا امپریالیسم شدو…. دراصل گفتمان « پروتستانتیسم» مبتنی بر آن بود که این انسان است که خودرا می‌سازد وکلیسا قبول نداشت ، تا در سال 1911 پذیرفت- حاصلش رشد فلسفه در آلما ن ودرفرانسه « فرماسیون » که به تربیت تکنوکرات ورشد وتوسعه منجر شد» هاینز ویسمن .

بعضی از این موارد را می‌شود از قرآن مجیدبا اندکی تعمق بدان رسید.وروحانیونی که در انقلاب مشروطه نقش تآاریخی بازی کردند بدان عمل نمودند وگرنه آن انقلاب هم پیروزنمیشدتا جاییکه زنده یاد مهندس سحابی در همایش مشروطه درجامعه زنان وجمع ملی مذهبی‌ها گفت « انقلاب مشروطه از انقلاب اسلامی انقلاب تر بود» ووقتی درجمعی دیگر دردارآباد مرکز دایره المعارف اسلامی از سوی حجته الاسلام « معادی خواه» مورد اعتراض قرار گرفت گفت «حداقل در آن انقلاب قانون مدنی و….مورد تصویب قرار گرفت ومدرس تأیید نمود ولی شما چی.؟..همه را زیر پا گذاشتید ” پایا ن تاریخ ما «انقلاب مشروطه بود که از نظام قبایلی فراتررفته شهری شدیم درهرصورت با مجلس ودولت و…روبروشدیم که تا کودتای رضاخان و….مشر.وطه تعطیل شد بعد در جنبش ملی شدن نفت تجدید شدوبا کودتای 28مرداد مجدداً تعطیل گردیدتا انقلاب اسلامی که بتدریج به قبل از قاجار پرتاب شدیم. امروززمان دیگر شده و…، انسان دررابطه با حقوق تعریفی دیگر یافته ، در حالیکه در گذشته تعاریف بیشتر ” ایدئولوژیک ” بود ومعطوف بیک انقلاب رهاییبخش که تجربه انقلاب نشان داد با این ساختار ها که بازتولید میشد نتیجه معکوس شده وباانقلاب ” رهایی ” تعلیق به محال بود .

ساختا رشکنی هم نیاز به حرفی ” نو” داشت که از منظر امروز نداشته ایم .چه فضا پیوسته بسته بود ازینروشریعتی به کویرحتی درزمانه خود رسیدودرزمانه ما درشهرها با درآمد نفت واقتصاد رانتی و….بیشتر به «مرداب» ولجن رسیدیم . اگر شریعتی بود با شناختی که من از او داشتم بیش از همه این ” بر جای ماندن ” را بر نمیتابید . که او گناه بزرگش فراتر رفتن در تمام حوزه ها بویژه مذهب از ” استنباطات گذشتگان ” بود که حتی بدوهم گفته شد1 . ولی او بدرستی این امررا حق هرکس ومنجمله “خود ” میدانست وبه ضرورت آنرا دریافته بود، که او متعلق بدوران مدرن است ، آگاهی را در پژوهش های تاریخی می جست ، نه در ” استدلالات کلامی “وتوجیه آنچه بوده وهست .بنپظر من او میان سنت ومدرنیته که روشنفکران ما همه بدان مبتلا بودند سرگردان بود .که درهردو ما دربن بست بودیم هنوزهم هستیم شاید عوارض مرحله گذار است . ایدالیزه کردن بیش از حد گذشته های دور اشتباه اوبود که کتاب «گفتگوهای تنهایی» راآخر کار نوشت. اوبیشتر در جستجوی ایمان آگاهانه ” تجربی ” بود . امروز تبعات ایمان نا آگاهانه را در همه جای زندگی احساس میکنیم . که گاهی هم بیشتر سیاسی است ،همه اینهانیاز به “تغییر”دارد . حتی اوروزی درحسینیه ارشاد دربرابر سوال یکی از شاگرادان معترضش گفت که ” من در یخچال نبوده ام که تغییر نکرده باشم ” نقل به مضمون . وچرا فراتررفتن از ” مذهب ” زیرا که با خرافات آنچنان درهم تنیده که حداقل تصفیه اش کار همه کس نیست . البته این ” تصفیه ” مدافعین ومتولیان خودرا هم بعد از انقلاب پیداکرد ، زیراکه برای عده ای ” روزی رسان ” شده وبرای گروههایی ابزار قدرت وسیاست بویژه قدرت فرهنگی وباز تولید خرافات ( که هر مفهومی را، یا در قالب منافع ومصالح خود تعریف کرده ، یا ببهانه ” ارتداد وشرک “و… پس میزند ) ، بهمین دلیل التقاطش با قدرت وسیاست فاجعه بار است . بویژه که بخشی ازطبقه حامی آن بروز نیست . امری که بعضی روحانیون د رانقلاب مشروطه خوب فهمیدند” آخوند خراسانی ، آیت اله نایینی: و.مدرس ودرزمانه ما طالقانی وبرادران زنجانی و….

سی وچنذ سال از انقلاب گذشته است دقیقا یعنی حیات چند نسل با تمام تجاربش ، ناکا می هایش ، وشاید اندک موفقیتهایش درحوزه فرهنگی که ما اگر تعمق کنیم شاید ” قرنها ” جلو رفته ایم ، از خواب ” ایدالیسم شرقی ” ومذهبی بیدار شده و داریم کم کم بخودمان میاییم که شاید از قید اسطوره ها وکلی بافیها رها شویم .. ” انقلاب قبل از آگاهی را تجربه کرده ایم “- کا ش شریعتی بودومیدید – که حداقل اگر خوش بین باشیم تبعاتش در نهایت ” میلتاریزه شدن و.خرافاتی تر شدن سیاست ومدیریت ” امور است ، امری که دهه ها قبل هم ببهانه تاریخ باستانی وسنت دینی ما وجودداشت ، یعنی در عمل بجای اول بر گشته ایم وشاید یکی دوقرن هم عقب تر .. زیرا که آزادی اندیشه وبیان و روشنفکر وحق انتقاد و….نداریم . که این‌ها «مقدمات» توسعه وپیشرفت است . عملاً دین به خاطر شرایط امروز به حوزه ی خصوصی رفته است . . امروز جامعه ” از کلی بافیها ” خسته شده واز ” آرمانسرایی ها ” بستوه آمده . وشکافهای فرهنگی تا اقتصادی بیداد میکند . دردنیاهم دوره ایدالیسم ورمانتیسم بسر آمده . تعریف وتحلیل ” رالیسم ” وواقعیتها نگرشی دیگر میطلبد امروز بیشتر نظرها معطوف به “ رالیسم انتقادی» وخرد جمعی است تا به تحلیل واقعیت‌ها پرداخت . توسعه وتکامل در گروی همین تحلیل وسپس «تغییر» است البته نه در کشوری که تیراژکتاب با هفتاد میلیون جمعیت از هزارتا بالا ترنمیرود وروزنامه ها با تیراژاندک مرتبا ضرر میدهند، زیرا که سانسور اخبار ومطالب فرصت نواوری وطرح ایده های نورا از همه گرفته است ، حتی ” خود سانسوری ” که مانع اصلی تولد انسان مدرن وکنشگر اجتماعی بوده ، انسانی که حداقل طلب حقوق شهروندی کند .

خوشبختانه امروز نسل جدید براین روند با تحصیلات عالی خط پایان کشید ه است. بهمین دلیل شبح گذشته های تاریخی بر فضای گفتمانی روز با ” اما وافسوس” بازتولید و سنگینی میکند . حتی گفته میشود ایدئولوزی ها ی قرن نوزدهمی آنهم نوع ” عوامانه اش» با عواملی چرا در دانشگاهها در حال بازگشت و گسترش است ؟ که البته سیاسی است . درحالیکه دنیا در قرن بیست ویکم با کلانشهرها ودانشگاهها وپزوهشکده های مختلفش در جستجوی جهانی تازه تر برای آسایش وآرامش انسان وجوامع امروزی است که جامعه مدنی “Societe civil ” نام گرفته است . وما بیش از همه امروز نیاز به فرهنگ سازی در حوزه های مختلف داریم ، فرهنگ شهرنشینی ، فرهنگ سیاسی ، فرهنگ دموکراسی ، و…..حتی روشنفکری زمانه خود که نداریم .

مسایل ومعصلات امروز کاملا جدید است . جنبش دوم خرداد وجنبش های بعدی و….که گاهی همه را غافلگیر کرد ه ناشی از بازتاب شرایط جدید اجتماعی وفرهنگی درحال کمال است . که بازهم معطوف به عدالت وآزادی ازیاد رفته است. به همین دلیل مردم در این انتخابات به شیخ «حقوق دان مدرن» رأی دادند.که میراث دار اقتصاد رانتی وورشکسته بابیشترین درآمدها شده ا یم . چه از حقوق سنتی درعمل مدتهاست به بن‌بست رسیده‌ایم . با این دو « آزادی وعدالت»میشد برنامه ریزی نمود ، به حقوق ” فرد ” پرداخت وتعریف عینی” حیات ” که تابحال مرگ. تدریجی بوده است ، برای آنانکه معنی حیات را خوب نفهمید ه و جهان مو.جود وهدف موعود را درتوهمات تعبیر نمود ه که تاریخ ما پرازصوفی وعارف و.کلی گوو…است که هیچ تعهدی ایجاد نمیکند حیاتشان نشان داد درگروی «اقتصاد نفتی» است .کاش ازآن استفاده بهینه برا ی کشور میکردند . , شریعتی قبل از انقلاب با اشاره هایی که در کتابهای ” گفتگوهای تنهایی ” خودرا نشان میدهد شریعتی دیروز نیست ، وبا ناامیدی که در آن موج میزند سرگردانی خودرا چون یکی دونسل امیدوار آنروز نشان میدهد، نسلی که متوجه میشود دربرابر موج وموج سواران کاری از دستش ساخته نیست . نسل گذشته موج ضد دیکتاتوری رابا واکنشی طی بیست وپنجسال دربرابر کودتای ننگین 28 مرداد با ” کنشها وواکنشهایش ” ایجاد کرده بود . علت ناکا می اش را باید جست . چر ا اصولا روشنفکران به حاشیه رانده شدند ؟!!.

با اینکه همه بنوعی به انقلاب توده ای وبحساب امروز بنوعی انقلاب ” پوپولیستی ” باور داشتند ، ولی توده ها روشنفکران را باور نداشته ، زیرا که توده توده است ودین وباور خودرادارد .حتی با وزش بادی خط عوض میکند. درزمانی که اکثریت جامعه وارده ازروستاها و…با اصلاحات ارضی غیر کارشناسی درشهراجازه ساختن مسکن نداشتند . ازانقلاب فقط مسکن میخواستند.بعلاوه که «مقلد»بودند. حتی دین خواص با دین عوام متفاوت است . منتها ما قبل از انقلاب با مشکل نخبگان روبروبودیم که دیکتا توری اجازه نداده بود ” شکل ” تازه بگیرند . جامعه توده وار همیشه آسیب پذیر بخاطر فقدان نهاد های مدنی و آگاهی بخش ضد توسعه ودموکراسی وبیشتربدنبال جادو وجنبل وخرافات بود . نخبگان سنتی ودولتی فراوان داشته ایم که بخاطر منافعشان ” بی تقوا ” ، ویا بیم از دست دادن موقعیتها ناظر وساکت بوده اند . نخبگانی عوامفریب وعوام زده هم داشتیم . تا جاییکه آیتاله مطهری در یکی از کتابهایش میفرماید ” روحانیت ما عوامزده شده است ” ومیدانیم الیت جامعه سنتی ” آخوند ” است . ودیدگاههای روحانیت هنوزهم غالبا بروز نیست . منتها از منظر جامعه شناختی در جامعه سنتی تعین کننده میبود . بویژه که رابطه مقلد با مریدان و….د.وطرفه است . که بازهم «توده خام» تعین کننده شد.البته مابقی گروهها هم بویژه رادیکال ها همه توده گرابودند .

شریعتی قبلا با تغییر مواضع مجاهدین بسوی” مارکسیسم ” شور گذشته فرونهاد ، ایدئولوژی ی که بعدها عامل فروپاشی شوروی شد ، وقتی ایران را ترک میکرد حالی دیگر داشت که نشانه هایی ازشکست وانسداد” تئوریک ” مییافت ، که او ایدئولوگ والبته از منظر ” چپ ” بود، در ایران هر چپی را مارکسیست ، التقاطی وهر آزادمنشی را بنادرست ” لیبرال ” مینامید ند ، امروز ماباید با این مفاهیم تکلیف خودرا روشن کنیم که بارها ” چماق ” شده است ومانع اصلی بر خورد اندیشه ها . وگرنه درفضای گفتمانی مارکسیسم وهگلیسم ولیبرال وسوسیال و… دنیا دوجنگ جهانی ، میلیونها تلفات وویرانی ها ، تا دیکتاتوری هایی را و….تجربه کرده که در نهایت از ایدئولوژی های مطلق نگر گذشته ، به ” سوسیال دموکراسی ویا لیبرال دموکراسی ” حقوق بشر ، جامعه مدنی و…رسیده است وبا جهانی شدن راه برگشت نمانده است . اگرچه مشکلاتی هنوز نظام سرمایه وتکنیک در عمل ایجاد میکند . وهنوز جوامع انسانی از سلطه قدرتهای بزرگ وحتی ” خرده قدرتهای داخلی ” رنج میبرند . آنچه اینجا فقدانش مشهود است بازهم «اخلاق وحقوق» است . چه انسان هنوز تعریفی ندارد .رابطه اخلاق با حقوق را باید ابتدا مورد توجه خاص قرار میدادیم. .چه وقتی از خداودین سخن میگوییم بیش ازهمه صغرا وکبراهاهدف اخلاق است ووقتی ازانسان سخن میگوییم باید به حقوق نظرمان معطوف باشد وگرنه « عدالت» که امر اخلاقی است درکلام چون قرن ها بر جا میماند،شعارو فریبنده می‌شد .همه این‌ها با برنامه اقتصادی معطوف به برابری عملیاتی می‌شود .

شبی در محفلی گفتگویی بین شریعتی وهمفکرانش درموارد اقتصادی در مطب زنده یاد دکتر سامی درگرفت که او اظهار داشت ” اینها دیگر کارمتخصص است ” البته از نگاه چپ و” از طرفی اوتوپیای او سوسیال د موکراسی مدرن و—که مدلهای مختلف دردنیا دارد بود که او از ” نخشبیون ” بود ، احسان – شرق . این‌ها معتقد بودند ” سوسیالیسم ودموکراسی دوجلوه از حکومت مردم بر مردم است ” وچرا” سوسیال دموکراسی مدرن ” زیرا که ، انتخاب مدل ومجری با مردم در یک نظام انتخاباتی است نه با حزب واحد که به باندهای مافیایی میانجامد ” این گفتگو در مطب دکترسامی.بود ” درزمانیکه هنوز چپهای مارکسیست در جستجوی دیکتاتوری پرولتاریا ویا ” دموکراسی خلقی” بودند . اولین بارخداپرستان سوسیالیست در دهه بیست سوسیالیسم ودموکراسی را لازم وملزوم هم معرفی کردند . همین بحث ” اقتصادی ” را نخشب دردهه سی که مخفی بود یکروز با نواب صفوی ” پدر بنیاد گرایی مذهبی ورهبر فداییان اسلام ” درمنزلی داشت که در جواب ” چه خواهید کرد ؟ ” نواب ساکت ماند .

هنوز هم میبینیم بعد از سالها سازمان مدیریت منحل میشود ویکنفربنام مذهب فرمان میراند . وتورم با انبوه در آمد ها بیداد مینماید وهیچکس پاسخگو نیست . در ضمن در آن جلسه که زمستان سرد بود وعده ای از مریدان بازاری نواب حضور داشتند بیکباره نواب بر آشفت وگفت ” این بشر ، با اشاره به نخشب ، ببینید هرچه خدا داده ازبین برده وبرعکس عمل میکند ، بااشاره به نخشب که ریشش را تراشیده بود ” نخشب نگاهی بدو کرد ، با اشاره به نواب جواب دا د ” نفهمیدم همین بشر موهای سرش را تیغ میاتدازد که خدا داده چرا؟” در این وقت نواب مکثی کرد ودرحالیکه همه منتظر جوابش بودند گفت ” صلوات ” ؟!!… .بسیاری روحانیون وموتلفه ای ها امروز هنوز مرید نواب هستند . ,، گروهی که فاطمی را ترور کردند ودرنهایت با کودتاچیان بودند و….طرفدارانش حالا درجمهوری اسلامی برج ها بر افراشته دارند .اینها ازابتدا طرفدار «حکومت اسلامی» بودند؟!! همین ها که امروز بازار مصرفی ایران را به «چین» متصل کرده‌اند. البته نگاه رهبری فقید انقلاب از ابتدا چپ بود که روزی در جمع به عسگر اولادی که معترض برنامه‌های دولت موسوی بود گفت « تویک نانوایی را هم نمیتوانی اداره کنی» قبل از انقلاب ، آنزمان که همه چیز نشان از فروپاشی وبن بست داشت شریعتی میتوانست ماند ه ونقشی تاریخی تر در انقلاب بازی کند . بویژه که درخارج از کشورهیچکس کاری نمیتوانست انجام دهد همانگونه که کنفدراسیون سالها نتوانست .

ولی اونماند زیراکه به نوشته های گذشته اش ” البته بیشتر گفته هایش “8 وشرایط جاری دیگر اعتقاد چندانی نداشت که در جایی گفته است “…. شاید میدانست «برایمان ” انقلاب میکنند” امیر انتظام.ا انقلاب اسلامی توسط نامه شاه درباره شجره نامه آیت اله خمینی درروزنامه اطلاعات انجام وانقلاب با همان توده ها تسریع شد ” وگرنه هیچکس انقلاب را تجویز نمیکرد منتها ضرورت تغییرات وجابجایی قدرت را ملت ایران سالها طلب مینمود که درحال انجام بود . وشاید شریعتی میدانست که از قبل روحانیت برای آینده برنامه ریزی خودرا کرده واسلامی که حاکم خواهد شد اسلامی که او مطرح میکرد نیست . ,. بخاطر انتشار کتاب ” گفتگوهای تنهایی ” یکبار دکتر سامی در مجلس اول مورد اعتراض قرار گرفت ازسوی کسیکه با شریعتی وسامی در یک کلاس بودند ” جلال فارسی” واو بعداز انقلاب از اینها ونظراتشان جدا شد وبه حاکمیت پیوست ..اعتراضی که اظهار میداشت ” چرا این کتابهارا چاپ کردید ؟ دکتر سامی در جواب گفت ” متعلق به شریعتی است ” او.جواب داد ….” مگر هر چیزی را چاپ میکنند ؟ ” !!!!… .

شریعتی امروز اگر مورد توجه گروههایی از جوانان است تنها در کتاب ” کویر ، جنگ مذهب علیه مذهب . زن ” خودرا بازتاب میدهد ، هرسه بیانگر سه پیام روزگار ماست ، اگرچه ما از کویر به مرداب ولجن یعنی ” شهر ” که هیچ قانونی را بر نمیتابد وگند فسادش محیط زیستمانرا آلوده کرده ، با کاریکاتوری از جامعه مدنی ، مصرفی که ” درتقلید ومصرف منجمد شده است ” . در حالیکه جامعه مدنی با طبقات کنشگر متولد میشود ولی ما در حوزه اندیشه هنوز در کویریخ زده ایم ، در صورتیکه درعمل باید از کویر گذشته ونیاز به راه وراهیانی تا ازاین سنگلاخها بگذریم ، امری که وظیفه نسل امروزاست که با اندکی تعمق در وضعیت تاریخی ما راه رهایی جوید وناامید نشود چه در صورت امید وانگیزه ” راه خود گوید که چون باید رفت ” . نباید منفعل شد ، زمان دیگرشده وحتی باید آفرید . که ما سخت عقب مانده ایم . اینک روشنفکرانیکه بر بازیابی ارزش ها ی سنتی تاکید داشتند ، در بحران مخاطب وحتی “گریز” مخاطبانشان را تجربه میکنند ، حتی شاهد آ نند که بخاطرتحجرو بر بریت حاصله ، نسل جدید درجستجوی پناهگاهی در خارج کشور بوده که قطعا بسود ما وکشور ما نیست.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

بيداري از خواب دُگماتيسم

با ظهور علم تجربي در قرن هفدهم، مفهوم دگماتيسم به‌تدريج به عنوان مانعي براي پيشرفت علمي مطرح شد. از اين زمان به بعد، دگماتيسم به ويژگي منفي تبديل شد كه مانع آزادي جست‌وجو و كشف حقيقت بود. در قرن نوزدهم، اين اصطلاح بيش از پيش به عنوان عاملي بازدارنده براي نوآوري علمي و تفكر آزاد شناخته شد.

بررسي مفهوم زهد در داستان‌هاي هزار و يك شب

دسته چهارم كه موضوع اصلي اين نوشتار را تشكيل مي‌دهد، داستان‌هايي هستند كه در آنها يا نام عارفان مسلمان به‌ طور مستقيم آورده شده يا نام داستان يا شخصيت داستان با نام زاهد يا زاهدان يكسان است. از آنجايي كه داستان‌هاي عربي در خلال قرون چهارم تا ششم هجري قمري به هزار افسان اضافه شده‌اند، توانسته‌اند نام و ذكري از عرفا و زاهدان قرون اوليه را با خود حمل كنند. از اين رو براي درك بهتر راهيابي داستان اهل تصوف به كتاب هزار و يك شب بايد درباره تصوف سخني چند بيان كرد.

آيا آينده را مي‌توان مهار كرد؟

هوش مصنوعي به سرعت در حال تغيير جهان است، اما همراه با تمام پيشرفت‌هايي كه به ارمغان آورده، چالش‌هاي جديدي نيز پديد آمده كه نمي‌توان آن‌ها را ناديده گرفت. از حريم خصوصي تا امنيت، از اشتغال تا تبعيض، به نظر مي‌رسد زندگي روزمره ما ديگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود. اما اين چالش‌ها دقيقا چه هستند؟

مطالب پربازدید

مقاله