آقای خاتمی عزیز، روزی که شنیدم شما رای دادید اول شوک شدم ولی بعد از چند ساعت احساس کردم خیلی بزرگوارید و دست آنها را خیلی خوب خواندید و برای رسیدن به آرمان های بزرگ، همیشه همراه مردم خواهید بود، همچنانکه در هشت سال ریاست جمهوری تان آبروی مردم را در جهان حفظ کردید.
در فضای رسانه ای، از جمله پايگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سياسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزيز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کردهاند. احترام به مردم و احساسات آنان ايجاب می کند که از همين طريق دوستانه و خودمانی مطالبی را بيان کنم.
در این بخش ویژه سعی شده گزیده ای از مهم ترین نظرات در کنار هم بیاید تاخواننده خود با افق های فکری مختلف و نظرات و ارزیابی های گوناگون در این رابطه مطلع شود.
بیانیه عده ای از فعالان ملی – مذهبی و نهضت آزادی ( خارج از کشور ) نیز یکی از معدود مواضع جمعی بود که در این رابطه سعی کرد از موضع بیطرفانهتر و منصفانهتری به این رخداد بنگرد.
در حالی که حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم همچنان خبرساز است برخی منابع غیررسمی اعلام کردهاند که وی در دیداری "جلوگیری از یک فاجعه" و "احتمال در حصر قرار گرفتن خود" را دلیل حضورش در انتخابات دانسته است.
برخی روزنامهنگاران در صفحات فیسبوک خود نوشتهاند که سیدمحمد خاتمی، در دیداری غیررسمی اعلام کرده است که دلیل حضورش در دماوند این بوده که "رای ندهد"، اما اخباری از یک "جلسه محرمانه" به وی میرسد که در آن عدهای ـ که مشخص نشده چه افرادی و از کدام نهادها و با چه گرایشی - تصمیم دارند در صورت عدم حضور "ته مانده اصلاحطلبان در انتخابات" آنها را بازداشت و زندانی کنند تا "ریشه بخشکد".
شرکت خاتمی در این انتخابات تنها در همین فضای دو قطبی قابل درک خواهد بود، چون ناگفته پیداست که خاتمی میان حمله ی نظامی یا جمهوری اسلامی طرف کدام سو را می گیرد. اردشیر امیرارجمند به جای آن که حرکت خاتمی را یک اقدام فردی بداند، بهتر است کمی در برابر فرصت سوزی های شورای هماهنگی مسئولیت پذیر باشد ...
تابستان 1376 دانشجوی سال دوم حقوق دانشگاه شهید بهشتی بودم. اولین بار بود که شور و شوق انتخاباتی را در زندگی تجربه می کردم. جیبهای مانتو و کیف و کلاسورم پر و خالی می شد از عکس و بروشور و دیگر ابزار تبلیغاتی شما، آقای خاتمی. صبح ها به بهانه دانشگاه از خانه خارج می شدم ولی مگر امکان داشت آن همه آزادی و شور و شوقی که در خیابان ها به یک باره حاکم شده بود را رها کرد و در آن دخمه بسته و خفقان آور دانشکده حقوق با آن محیط اطلاعاتیاش چپید؟ نمی دانستم آیا کار درستی می کنم یا نه؟ جرات نداشتم با کسی درباره شوقم صحبت کنم. نه با دوستانم و نه با خانواده. دوستانم از جنس خودم بودند. خانواده های انقلاب زده و خسته. بعضی با پیشینه انقلابی و سرخورده از انقلاب و برخی اساسا ضد انقلاب و منزوی از صحنه های سیاسی. خانواده خودم هم اظهر من الشمس بود. تنها کسی که بین دوستان و اقوام تا به حال پای صندوق های رأی رفته بود همانا خود من بودم که در انتخابات ریاست جمهوری یک دوره قبل و انتخابات مجلس به جبر شرکت کرده بودم چرا که به اصطلاح کنکوری بودم و ترس از مهر شناسنامه جایی برای تصمیمگیری بر مبنای خواست شخصی ام باقی نمی گذاشت.
چرا خاتمی رأی داد؟ بهترین کسی که می تواند به این پرسش پاسخ دهد خود خاتمی است. این که دلایل او پذیرفتنی است یا ناپذیرفتنی، مسأله دیگری خواهد بود که پس از شنیدن ادله میتوان درباره آنها داوری کرد. هرچند از ابتدا روشن است که دلایل خاتمی برای ساختارشکنان معتقد به سرنگونی جمهوری اسلامی پذیرفتنی نخواهد بود.
آیا می شود خود را به جای خاتمی گذاشت و با همدلی و ذهن خوانی، علل و دلایل کنش او را بازگو کرد؟ عده ای این کار را کرده و می کنند. ما هم خطر کرده و دست به همین عمل خواهیم زد.
موضوع و موضع خاتمی را به خود او بسپاريم. اگر توضيحاتی که قرار است در اختيار مردم قرار دهد برای اکثريت فعالان جنبش سبز قانعکننده بود او همچنان يکی از نقشآفرينان مؤثر جنبش خواهد بود. اگر هم توضيحات او تئوری رجبعلی مزروعی (دريچه سازش و مذاکره) را ثابت کرد هيچکس حق ندارد به او خرده بگيرد. اگر چنين باشد از آقای خاتمی و ياران او که مهمترين شعار ايشان شفافيت و صداقت بوده، انتظار میرود با صراحت، همين سخن را با مردم در ميان بگذارند و پرچم خود را برافراشته کنند. بعيد نيست که آن پرچم، محور وحدت عده زيادی شود که مشکل آنها با وضعيت فعلی ففقط عملکرد برخی از مديران اجرايی و نه رأس نظام است
در نقد آنچه خاتمی انجام داد یا خواندن پس ذهن او که در یک انتخابات فرمایشی تحریم شده بد نام شرکت کرد نکاتی چند قابل ذکر است. تعمق در علل این رفتار، پنجره ای به بحران های درون جریان اصلاح طلبی ایران است و شاید برای فردا راهگشا باشد.برای شروع، یک خاطره تاریخی را یادآوری می کنم که دلالت بر پیچیدگی و غیر قابل پیش بینی بودن تحولات در روابط قدرت در ایران دارد. 16 آذر آخرین سالی که خاتمی رییس جمهور بود در سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران عده ای از دانشجویان ناراضی از روند اصلاحات با هیجان وسط سخنرانی شعار می دادند که "خاتمی استعفا خاتمی استعفا". سید محمد خاتمی که با فضای ملتهب دانشجویی مواجه بود جمله و کنایه ای تاریخی خطاب به دانشجویان گفت که اندکی بعد محقق شد.خاتمی به کنایه گفت بزودی دولتی بر سر کار می آید که همه انتظارات شما را برآورده می کند. منظور و کنایه او رییس جمهور شدن احمدی نژاد و باند او بود که بعد ها فاجعه ای تاریخی شد. حداقل در آن زمان خاتمی حدس می زد که از مجموع پتانسیل جریان راست و نیز توان اصلاح طلبان و جریان اصلاحطلبی در آن مقطع چه فاجعه ای در حال تکوین است. در همین چهار چوب به این نکات می توان اشاره کرد: