تاریخ نوع بشر از پیدایش انسان تا عصر حاضر بیش از یک میلیون سال تخمین زده میشود. در نخستین مراحل تاریخ انسان، نه از ملتهای مختلف خبری بود و نه از دولتها؛ انسان به صورت گروهها، کلانها و یا قبایل کوچک زندگی میکرده است که این عصر، تحت عنوان «جامعه ابتدایی» نامیده شده است. هیچ نوع طبقه بندی نژادی، جنسیتی، ملیتی، و… در این دوران گزارش نشده است.
انسان کنونی در فاصله هزاره چهلم تا دوازدهم قبل ازمیلاد (پارینه سنگی علیا) به ظهور رسید. باستان شناسان هیچگونه تفاوت اساسی به غیر از تفاوتهای خارجی و طبیعی (رنگ پوست، مو، قد) گزارش نکردهاند. اولین جامعه انسانی با نماد مادرسالاری مشخص میشود، خویشاوندی گروه با نسبت فرزندان به مادر، تشکیل میشد.
عمر انسان کنونی تنها به 40000 سال میرسد. که در گروه خویشاوندی عضو بوده، سخنگویی و ساخت ابزار نکامل یافته، و نهایتاَ گروههای پایداری به نام «جماعت خانوادگی» تشکیل گردیده است. به مرور با ظهور تقسیم کار و پیدایش تخصص، پدیده مالکیت خصوصی ظهور نموده است. در این مرحله مازاد تولید باعث بروز تضادهای طبقاتی گردیده و مفهوم «دولت» پدید آمده است.
دولت، قانونگذاری را آغاز نموده و قوانین بر پایه سه عنصر آداب و رسوم، متون دینی، و نیازهای جامعه استوار بوده است. حقوق اجتماعی زنان در قدیمی ترین تمدنها ـ مصر، روم باستان، یونان و ایران ـ شباهتها و وجوه افتراقی دارد.
شباهتها وجود مهریه و جهیزیه است که شرایط ازدواج را بصورت خریداری نشان میدهد، و در هر سه تمدن حرمت زنان پاکدامن و مادران پاس داشته میشود. زنان تربیت و مداوای کودکان را به عهده دارند. اما در مصر و ایران سنتها در تدوین قوانین غالبند و محدودیتهای اجتماعی و قوانین نابرابر ارث و طلاق و حق مطلق مردان بر جان فرزندانشان حاکم است. اما یونان و روم بواسطه وجود فیلسوفان و توجه کافی برای توضیح علمی پدیدهها ما میتوانیم صدای اسپایسی زن یونانی که با ارسطو درملاءعام به مجادله مینشیند را بشنویم یا ورزشهای پهلوانی برای دختران پسران هر دو جاری بوده و هدف تربیت انسانهای قوی و سالم بوده است. در روم باستان زنان میتوانستند به مقام قضاوت دست یابند و آزادانه در اجتماعات حضور یابند. و در همه موارد دولتها حقوق خصوصی پدران را محدود کرده و دیه و تاوان به جای کشتن، در قوانین آمده است.
قدیمیترین قانون، قانون حمورابی است که بر اساس آن زنان سهمی از ارث همسر ندارند و تنها مهریه و جهیزیه خود را دریافت میکنند و حق طلاق با مرد است و اگر زنی توانست ثابت کند ادله طلاق نادرست بوده طلاق لغو میگردید. در جوامع یهودیان نیز ارزش زنان بر پایه تعداد فرزندان تعیین میشده است. هنوز هم این روند ادامه دارد.
تاریخ اروپا پس از رنسانس حامیانی برای برابری خواهی زنان میان روشنفکران و نویسندگان پیدا کرد. و آن نیز بواسطه انقلاب فرانسه سر منشاء برابری خواهی زنان بوده است که در دوره کوتاه استیلای انقلابیون متمدنانه ترین قوانین به نفع زنان اجرا شد و خود، سرمنشا خواستهای زنان در بقیه کشورهای اروپا گردید.
در جوامع مدرنتر و کمتر تاریخی ـ نظیر آمریکا ـ زنان مرفه جامعه پیگیر حقوق برابر برای زنان بودهاند بطور مثال خواست حق رأی برای زنان سفید پوست را خواستار بودند. اما همین تلاشهای زنان زمینههای برابری خواهی در متن جامعه را گسترش داد. زنان کارگر کارخانههای نساجی شیکاگو برابری دستمزد، کاهش ساعات کار را صرف نظر از نژاد و رنگ خواستار شدند که متاسفانه در 8 مارس آنروز، زنان را به خاک و خون کشیدند. اما این خواست و آرمان توسط زنان دیگر ملیتها روسیه و آلمان و انگلیس و سایر ملتها دنبال شد و پس از دههها سازمان ملل 8 مارس را به عنوان «روز جهانی زن» اعلام نمود.
8 مارس روز جهانی زن در بیشتر کشورهای جهان زنان این روز را جشن میگیرند و خواستهای برابری طلبانه و انسانی خود را با صدای بلند اعلام میکنند تا بگوش مسیولین برسانند. زنان میهن ما هم خواستهای برابری طلبانه خود را این سالها مکرر مطرح ساختهاند و در مواردی با تغییرات قوانین به نفع زنان صورت گرفته است و اغلب این مصوبات به محاق فراموشی رفته است. زنان ایران علاوه بر خواسته تصویب و اجرای قوانین برابر و برابری فرصتهای شغلی در جامعه، خواستار آزادی زنان و مادران در بند هستند که میدانیم هدفی جز عدالت جویی و برابری خواهی ندارند.
8 مارس روز جهانی زن است. برای برگزاری مراسم (مطابق با قوانین هر کشور) نیازی به کسب اجازه نخواهد داشت. با توجه به شرایط حاضر که تمام زورگویان جهان در یک صف علیه کشور ما متحد شدهاند زنان به عنوان نیمی از جامعه دستیابی به حقوق برابر را در خدمت همبستگی ملی و استقلال و رفاه و عدالت اجتماعی کشور خود میدانند.
منبع: مدرسه فمینیستی