تحریم ها علیه برنامه هسته ای، تاثیرات خود بر اقتصاد ایران را از مدتها پیش نمایان کرده است. اما به نظر می رسد که تحریم های جدید در بخش بانک و انرژی به شکلی بی سابقه به نابسامانی اقتصادی دامن زده است. مقام های دولتی البته کماکان سعی می کنند که با اعتماد به نفس از خنثی کردن اثرات تحریم ها سخن بگویند و این تحریم ها را یک جنگ روانی می نامند، با این حال اظهارات آنها درباره اثرات تحریم ها بر اقتصاد ایران یکدست نیست و می توان اعتراف های ضمنی درباره اثرات مخرب تحریم ها بر وضعیت اقتصادی را در لابلای اظهارات آنان مشاهده کرد.
آهنگ پیش رونده تحریم ها علیه ایران به سوالهایی درباره فرجام این سیاست و تاثیرش بر تصمیمهای هستهای جمهوری اسلامی منجر شده است. سوالهایی کلیدی از این دست که تحریم ها تا چه حد بر اقتصاد ایران تاثیر خواهد گذاشت و آیا از توان متقاعد کردن مقام های تهران به عقب نشینی در برنامه هسته ای برخوردار است یا خیر؟ این پرسش ها و پرسش هایی دیگر درباره ابعاد و پیامدهای تحریم ها علیه برنامه هسته ای را با “دکتر نادر هاشمی”، استاد دانشگاه دنور در ایالات متحده درمیان گذاشتیم. او که کتاب ” اسلام، سکولاریسم و دمکراسی لیبرال” را به رشته تحریر درآورده و از مؤلفان کتاب “جنبش سبز و مبارزه برای آینده ایران” است، بر تاثیر همه جانبه و بی واسطه تحریم ها بر اقتصاد ایران تاکید می کند.دکتر هاشمی معتقد است که ایران بازیگر مهمی در مبادلات اقتصادی جهانی نیست و دوستان چندانی هم ندارد که بتواند روی کمک آنها برای جبران اثرات تحریم ها حساب بازکند، بنابراین در صورت ادامه تنش با غرب بر سر برنامه هسته ای روز به روز منزوی تر خواهد شد. متن کامل گفتگو را بخوانید
○ آقای دکتر!مقام های جمهوری اسلامی اظهارات ضد و نقیضی درباره تاثیر تحریم های تازه داشته اند.رییس بانک مرکزی ایران بعد از تحریم این بانک ابتدا به شدت ابراز نگرانی کرد و گفت که این تحریم ها ایران را در شرایط شعب ابی طالب قرار می دهد اما چند روز بعد در یک موضع متفاوت گفت که تحریم بانک مرکزی تاثیری بر اقتصاد ایران نخواهد داشت. از نظر شما ریشه اظهارات ضد و نقیض مقام های جمهوری اسلامی در این باره چیست؟
● به نظر من این اظهارات ضد و نقیض، نشان دهنده سردرگمی شدید و ترس رهبران جمهوری اسلامی است. سیاستهای نادرست و رفتارهای دیکتاتور منشانه آنها به بحران کنونی دامن زده و آنها را نسبت به آینده نگران کرده است.
این نکته حائز اهمیت است که تحریمهای اخیر جامعترین و شدیدترین تحریمهایی هستند که در ۳۳ سال اخیر بر ایران وضع شدهاند. با توجه به طبع ضد دمکراتیک و مستبدانه جمهوری اسلامی، این تحریمها که منجر به نارضایتی شدید مردم نبست به حکومت می شوند، موجبات نگرانی علی خامنهای و هوادارانش را نسبت به ثبات و پایداری رژیم فراهم کردهاند.
به نظر من اولین واکنش رییس بانک مرکزی برآوردی صادقانه تر از اوضاع پیش رو بود. در حالی که اظهارات بعدی او بر موضع رسمی رژیم، مبنی بر اظهارقدرت و جلب اعتماد عمومی، تاکید دارد. این جریانات مرا به یاد اظهارات احمدینژاد در ژانویه ۲۰۱۰ میاندازد که در آن قطعنامههای سازمان ملل در مورد تحریم اقتصادی ایران را “بیارزش…همچون دستمال کهنهای که فقط باید دور انداخت” خوانده بود. البته من گمان نمیبرم با توجه به سقوط شدید و بی سابقه ارزش ریال، وی چنین حرفی را امروز نیز تکرار کند.
○ به نظر شما تحریم های تازه به ویژه تحریم بانک مرکزی و تحریم خرید نفت از ایران توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا و برخی دیگر از متحدان آمریکا نظیر کره جنوبی و ژاپن چه تاثیرهایی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت؟
● من فکر میکنم تاثیر این تحریمها بر اقتصاد ایران بسیار گسترده خواهد بود چرا که در حال حاضر ۲۰ درصد از صادرات نفت ایران به اروپا و مابقی به چین، هند، ژاپن، و کره جنوبی تعلق دارد. اگر این چند کشور از خرید نفت ایران و سرمایه گذاری در کشور خودداری کنند، با توجه به ممنوعیت هر گونه معامله مالی با بانک مرکزی ایران، چه کشور هایی جز ونزوئلا و کره شمالی قادر خواهند بود تا مناسبات تجاری خود را با ایران حفظ کنند؟
در این بین، دو کشور تعیین کننده هند و چین هستند. هر دو از اقتصادهای عمده جهانی به شمار میروند که حدود ۳۶ درصد نفت ایران به آنها صادر میشود.
هر دو کشور تحریم های غرب علیه ایران را رسما مورد انتقاد قرار دادهاند. نکته در اینجاست که اقتصاد این دو کشور به اقتصاد کشورهای غربی گره خورده که این خود احتمالا باعث جدایی تدریجی آنها از ایران خواهد شد. به اعتقاد من در نهایت چنین اتفاقی رخ خواهد داد، چرا که اگر هند و چین مجبور به انتخاب بین ایران و غرب شوند، مشخصا اقتصاد ایالات متحده و اروپا برایشان بسیار ازشمندتر از ایران است. همین امر در مورد ترکیه هم صادق است.
○ پس با این حساب آیا تحریم ها از پتانسیل لازم برای متقاعد کردن مقام های جمهوری اسلامی به تجدید نظر در برنامه هسته ای برخوردار است؟
●این همان سوال میلیون دلاریست! اساسا وضع این تحریمها در جهت تغییر سیاست ایران نسبت به برنامه هستهایاش بوده است. اما با در نظر گرفتن سرمایه هنگفتی که رژیم ایران در فناوری هستهای خرج کرده، به دلیل حفظ وجهه ملی و بین المللی خود قادر به تغییر بنیادی در سیاستهای هستهای نخواهد بود
در طی هفت سال گذشته، رهبران جمهوری اسلامی زمان، انرژی، و سرمایه بسیاری را صرف دستیابی به فناوری هستهای به عنوان مهمترین هدف و حق مسلم ایرانیان کرده اند (البته با کمی اغراق). با توجه به چنین سرمایه گذاری عظیمی، چگونه میتوان انتظار تغییر ۱۸۰ درجهای را در سیاستهای رژیم نسبت به پروژهای داشت که تمامی حیثیت و آبرویخود را هزینه آن کردهاست؟
باید اشاره داشت که تمایل دولتمردان ایران به فناوری هستهای بیانگر نیازهای حکومت ایران است، البته بیشتر نیاز قشر حاکم تا نیاز مردم ایران. بر خلاف ادعای رهبران ایران در زمینه خواست ملی برای غنی سازی اورانیوم، اقدام عملی در زمینه بهرهگیری از مشارکت مردم ایران در تصمیمگیری در مورد انرژی هستهای انجام نشدهاست. اعتقاد من بر این است که نیازهای اصلی مردم ایران بسیار متفاوت از آنهایی هستند که تبلیغات سران رژیم نشان می دهند. از مهمترین آنها می توان این موارد را نام برد: حقوق بشر، دمکراسی، اشتغالزایی و توسعه اقتصادی.
به علاوه، از دیدگاه من انقلاب اسلامی به عنوان یک پروژه ایدئولوژیک هم در دنیای اسلام و هم در میان ایرانیان، بخصوص جوانان، شکست خورده است.
تمایل شدید رژیم ایران برای دستیابی به فناوری هستهای، به نظر من، ناشی از تلاش برای جبران این کمبود و شکست بنیادین است. رژیم ایران به طور ضمنی اینگونه استدلال می کند که خب، شاید از نظر ایدئولوژیک شکست خوردهایم، ولی حداقل میتوانیم یک چیز برای ملی گرایی ایرانیان و اقتدار اسلامی به ارمغان بگذاریم که همان تبدیل کردن ایران به یک کشور صاحب سلاح هستهای و پیوستن به جمع معدود کشورهای صاحب فناوری هستهای بشویم.در نهایت، نمیتوانم تغییری در سیاست های رژیم ایران تصور کنم زیرا بدست آوردن فناوری لازم برای تولید سلاح هستهای به عنوان حفاظی در برابر حملات خارجی عمل میکند.
مارس گذشته، تاکید علی خامنهای بر این موضع هنگامی مشخص شد که از قدافی به خاطر تسلیم برنامه هستهایاش به غرب انتقاد کرد. وی صریحا حمله ناتو به لیبی را ناشی از فقدان مانع هستهای دانست. صحبتهای وی البته نکتهای شفاف و مهم برای ایران از این واقعه ترسیم کرد.
○ با در نظر گرفتن این پیش فرض که ایران حاضر به عقب نشینی درباره برنامه هسته ای اش نیست، آیا مقام های تهران در شرایط فعلی می توانند اثرات ناشی از تحریم بانک مرکزی را جبران کنند و به اصطلاح این تحریم را دور بزند؟
●به نظر من بیشترین امید رژیم ایران متوجه چین، هند، و شاید هم ترکیه است که جهت گیری خود را از ایالات متحده جدا کرده و روابط تجاریشان با ایران را حفظ کنند. اما باید به یاد داشت که این کشورها تحت فشار سنگین از سوی ایالت متحده و اروپا هستند. با توجه به تاثیر کوبنده این تحریم ها، به خصوص تحریم بانک مرکزی ایران، ایجاد رابطه تجاری و اقتصادی با ایران برای هر کشور و شرکت خارجی بسیار مشکل میشود.
سوال اساسی در حال حاضر این است که آیا ایران می تواند نفت خود را در بازار بین المللی بفروشد؟ آنچه رهبران ایران درک نمیکنند آن است که از دید چین و هند، ایران بازیگر کوچکی در عرصه اقتصاد جهانی است. ایرانیان، به ویژه رهبران جمهوری اسلامی، دوست دارند تصور کنند که مرکز جهان هستی هستند. ولی در واقع، به نظر من چین ترجیح خواهد داد ایران را بازی دهد و در قبال آن با ایالت متحده روابط بهتری ایجاد کند. در این بازی، چین به راحتی ایران را رها خواهد کرد و با قطعنامههای های کوبنده تر سازمان ملل علیه ایران موافقت خواهد کرد به شرط آنکه ایالات متحده در موارد دیگری در عرصه بین الملل با چین همراهی و همکاری کند.
○ مقام های جمهوری اسلامی مدعی اند که در صورت تحریم خرید نفت از ایران، قیمت این محصول در بازارهای جهانی رشدی شوکه کننده خواهد داشت و به حدود200 دلار خواهد رسید. آیا به نظر شما اهمیت نفت ایران در حدی هست که بتواند چنین شوکی به بازار جهانی وارد کند؟
● این سوال خوبی است. من فکر میکنم رژیم ایران امیدوار است که بر اثر این تحریمها قیمت جهانی نفت آنقدر افزایش یابد که صادرات کمتر نفت را با قیمت بالاتر نفت در جهان جبران کند. نمیتوان به طور قطع این فرایند را پیش بینی کرد، ولی یک احتمال که میتواند برنامه ریزی ایران را به هم بزند جبران کاهش صادرات نفتی ایران با افزایش صادرات نفتی عربستان و متحدانش است. در این صورت چه راهکاری برای ایران باقی میماند؟ این تبدیل به یک بازی سیاسی خطرناک میشود که ایران را به سرانجامی ناگوار و نامعلوم میکشاند.
○ آقای دکتر!می دانید که ایران تهدید کرده است در صورت مواجهه با تحریم نفتی از سوی غرب اقدام به بستن تنگه هرمز خواهد کرد. ایالات متحده و بریتانیا نیز به شدت نسبت به این تهدید واکنش نشان داده و گفته اند اجازه چنین اقدامی را به ایران نخواهند داد. برخی تحلیلگران می گویند که این تهدیدها در کنار گسترش دامنه تحریم ها به گمانه ها درباره بروز جنگ دامن زده است. آیا به نظر شما می توان تحریم های تازه را مقدمه یک منازعه نظامی دانست؟
●همینطور است، این اظهارات و سیاستها میتواند منجر به آغار جنگ شود. یکی از نگرانیهای من این است که سوءتفاهم یا سوءبرداشتی بین نیروی دریایی ایران و آمریکا پیش آید. هیچ گونه ارتباط مستقیمی بین دو کشور وجود ندارد که بتوان چنین بحرانی را خنثی کرد، پس احتمال سوءبردشت و سوءتفاهم میتواند چاشنی جنگ را بزند. همانطور که حادثه سرنگونی هواپیمایی مسافربری ایران در سال 1988خطر واقعی این موضوع را نشان میدهد. البته آمریکا بر تصادفی بودن و ایران بر عمدی بودن این حادثه اصرار دارند. نگرانی من از این است که شرایط مشابه این حادثه پیش آید که کل منطقه را به آتش جنگ بکشاند و همه در این میان بازنده شوند.
به طور کلی، من فکر نمیکنم هدف این تحریمها شروع جنگ باشد. برعکس، به نظر من این تحریمها برای جلوگیری از جنگ وضع شدهاند. دولت آقای اوباما تحت فشار سنگینی از جانب اسرائیل، حامیان اسرائیل در ایالات متحده، و حزب جمهوری خواهان آمریکا است که به جنگ با ایران برود. ولی آقای اوباما و دولتش مخالف هر گونه درگیری نظامی با ایران است. اوباما اخیرا در سخنرانی کنگره خود اظهار داشته که هنوز فرصت برای دیپلماسی با ایران و بازگشت ایران به جامعه بین الملل باقی است به شرط آنکه ایران سیاستهای هستهای خود را تغییر دهد. اوباما کاملا به این موضوع آگاه است که نمیتواند رای مورد نیازش را با شروع جنگ دیگری بدست آورد، چرا که به احتمال زیاد جنگ باعث کاهش سرعت بهبود اقتصادی آمریکا میشود، و همین مساله وضعیت اقتصاد آمریکا، موضوع تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری بعدی آمریکا خواهد بود.
از طرف دیگر، من فکر نمیکنم که رژیم ایران نیز خواهان جنگ باشد. آنهاخواهان حفظ اساس نظام و حفظ قدرت سیاسی خود هستند. با این حال، اگر این تحریمها ریشه بدواند و تاثیر واقعی بر ایران بگذارند که ایران دیگر قادر به فروش نفت خود نباشد و اقتصادش از هم بپاشد، همانطور که ارزش ریال در چند ماه اخیر ۵۰ درصد کاهش یافته است، آنوقت ایران مجبور به واکنشی خشن و نامتعادل خواهد شد که شرایط حساس و خطرناک کنونی را صد چندان خطرناکتر خواهد کرد.
○ ایران بخشی از تحریم های غرب را از طریق شرکت های وابسته در برخی کشورهای همسایه اش نظیر امارات و ترکیه دور می زند اما طی ماه های اخیر روابط این کشورها با ایران نیز به سردی گراییده است و آنها هم همراهی بیشتری با غرب در تحریم ایران نشان داده اند. به نظر شما آیا مقام های ایران از ابزارهای جایگزین برای دور زدن تحریم ها در صورت سخت تر شدن شرایط برخوردارند؟
●ایران دوستان بسیار کمی در جامعه بین الملل امروز دارد که البته این به خاطر سیاستهای غلط خودش است. ترکیه شاید دوستانه تر از دیگر کشورها رفتار کند، اما ناسازگاری شدیدی بین منافع ایران و ترکیه درباره سوریه و بقیه دنیای عرب وجود دارد که به راحتی میتواند کل رابطه این دو کشور را سرد کند.
امارات نیز ابداً از دوستان جمهوری اسلامی نیست. کافیست “ویکیلیکس” را به یاد آورید که با اسنادی که منتشر کرد مشخص شد امارات و آل سعود در مکالمات محرمانه، آمریکا را تحت فشار قرار دادهاند تا به ایران حمله کند. بنابراین من فکر نمیکنم امارات با ایران هیچگونه همکاری برای دور زدن تحریمها نشان دهد. آن طور که اشاره کردم، رفتار ترکیه هنوز نامعلوم است، اما این کشور گرایش شدیدی به ناتو و غرب دارد. من فکر میکنم ترکیه نقشی دیپلماتیک ایفا خواهد کرد و سعی خواهد کرد که مساله ایران را حل کند، ولی در رابطه با تحریمهای اقتصادی، ترکیه در معرض فشار بیشتری از سوی غرب قرار گرفته تا مانع دور زدن تحریمها توسط ایران باشد. البته هنوز جای سوال بسیار است زیرا سیاست خارجی ترکیه در زمان اردوغان حالت مستقلی دارد، از جمله مساله فلسطین. هنوز مشخص نیست که وضعیت و سیاست ترکیه نسبت به ایران همراستا با آمریکا و یا به طور مستقل پیش خواهد رفت.
البته ایران در افغانستان به حدی نفوذ دارد که آمریکا را بتواند تحت فشار قرار دهد. آمریکا 100 هزار نیروی نظامی در افغانستان دارد، پس در صورت بروز جنگ، ایران میتواند از مرز طولانیاش با افغانستان استفاده کند تا شرایط کنونی آمریکا در افغانستان را با حمایت از طالبان نامساعد تر کند.
با نگاهی به سایر کشورهای جهان روشن است که ایران بسیار منزویست. احمدینژاد تازگی از سفر پر سروصدای خود در آمریکای لاتین برگشته که با تبلیغات گستردهای توسط رژیم مبنی بر گسترش نفوذ ایران در این منطقه همراه بود. اما اگر به فعالیتهای ایران توجه کنید در ونزوئلا جز تعهد ساخت یک کارخانه دوچرخه سازی و توسعه یک بندر در نیکاراگوآ چیز دیگری وجود ندارد. حقیقت این است که ایران یک بازیگر ضعیف در سیاست و اقتصاد آمریکای لاتین است. علاوه بر این ، کشورهایی که احمدینژاد از آنها بازدید کرد هیچکدام از کشورهای پرنفوذ آمریکای لاتین، مانند برزیل، آرژانتین، و شیلی، نبودند. عدم دیدار از این کشورها در این سفر بیانگر نفوذ ناچیز ایران در آمریکای لاتین و به طور کلی جهان است.
منبع: جرس