پنج شنبه ۲۷ام مهر ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۳:۰۷کد مطلب : 25793 نسخه قابل چاپ

دمکراسی بدون عدالت،حقیقت و دادخواهی ملی ناممکن است

رضا معینی، بیش از هر عنوانی، به عنوان مسئول میز ایران، افغانستان و تاجیکستان سازمان گزارشگران بدون مرز شناخته می‌شود. اما او یکی از بازماندگان خانواده قربانیان دهه شصت و شاهدان عینی آن چه که در آن روزها در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران گذشته، است.  او سیزده عضو خانواده اش را پس از انقلاب از دست داده و پس از خروج از ایران، در سازمان‌های حقوق بشری کوشیده است. رضا معینی هم چنین در وب سایت بیداران به همراه گروهی از بازماندگان خانواده قربانیان اعدام‌ها در ایران، می کوشد تا علیه فراموشی آن دهه مبارزه کند.

آن چه که در ادامه می‌خوانید، پاسخ های رضا معینی است به پرسش های سایت ملی – مذهبی در باره آن چه که در دهه نخست پس از انقلاب اسلامی ایران گذشته است :

.گروهی در برخورد با وقایع دهه ۶۰، راهکار ببخش اما فراموش نکن را توصیه می‌کنند، آیا می‌توان از این راهکار استفاده کرد و این راهکار پاسخگوی خواسته‌های خانواده قربانیان است؟

چه بخواهیم و چه نه دهه شصت بخشی از سیاه‌ترین صفحه‌های تاریخ این کشور است. می‌توانیم برآن چشم ببندیم و آرام و آسان از کنارش رد شویم، این تباهی با ما خواهد ماند و نمی‌توانیم بخشی از تاریخ این کشور را که با خشونت و خودسری نوشته شده شده است پاک کنیم. آنهم به این بهانه واهی که چرخه خشونت بازتولید می‌شود. نخست باید از مدعیان «فراموشی» پرسید علت تولید خشونتی چنین در جامعه چه بود؟ خشونت در این جامعه را به شکل سیاسی قدرت‌یابی نوعی توتالیتاریسم اسلامی و به شکلی بی‌سابقه در تاریخ این کشور بازتولید کرد، به شکل حقوقی خشونت و جنایات سیاسی متکی برمصونیت از مجازات و عدم اجرای عدالت بود و هست. آنجا که فراموشی حاکم است، محروم شدن از حق دانستن همهٔ حقیقت مانع روشن شدن چرایی و چگونگی به وجود آمدن این دورتسلسل خشونت و جنایت است.

من تاکنون واژهٔ «ببخش و فراموش نکن» را با این مفهوم ابداعی جز از زبان برخی ازفعالان سیاسی ایرانی و نزدیک به قدرت که یا در خشونت‌ها شرکت داشته‌اند و یا در برابر آن سکوت کرده‌اند، نشنیده‌ام. این جمله برداشتی نادرست از یک پروسهٔ برقراری عدالت است و از همه آن پروسه – که بسیار مهم و درس‌آموز است اما تنها یک تجربه در میان صد‌ها تجربه دادخواهی است – این جمله خارج از زمان و مکان استفادهٔ آن، وارد زبان فارسی شده است و طوطی وار هم تکرار می‌شود. در اصل چنین جمله‌ای وجود ندارد! در هیج جامعه‌ای هم بدون اجرای عدالت عفو نکرده‌اند! هیچ جامعه‌ای هم دلیل ندارد از وحشت مرگ خودکشی کند و بخشی از تاریخ خود را به فراموشی بسپارد.

برخی معتقدند بازگشایی این پرونده به چرخه خشونت در ایران می‌انجامد، آیا واقعا این گونه است؟

این پرونده‌ها بسته نشده‌اند تا در آینده بازگشایی شوند! این پرونده‌ها وجود دارند و باید مورد برسی قضایی قرار گیرند. مجازات آمران و عاملان قتل‌های سیاسی و اعدام‌های غیر قضایی در ایران و روشن کردن همه حقایق در باره آنچه بر این کشور گذشته تنها امکان ما برای بستن این پرونده‌ها و پایان دادن به دور تسلسل خشونت است. هیچ راه دیگری وجود ندارد. برخی بر این باورند که صرف نظر کردن خانواده‌های قربانیان از حق خود به دمکراسی و پیشبرد مبارزه با خشونت و خودسری کمک می‌کند. اما همین مدعیان به جز کلی‌گویی‌های مسیح‌وار نمی‌توانند به یک نمونه موفق از «فراموشی» برای تحکیم دولت قانومندار و یا دمکراسی اشاره کنند. ضمن آنکه هر جامعه‌ای مشخصات خاص خود را دارد، اینکه در آفریقای جنوبی اسقف دزموند توتو به دلایل بیشماری از این میان باور خاص مذهبی در افریقا و نوعی از کاتولیسیسم، شرایطی برای عفو (عفو و نه بخشش) برخی مجرمان توصیه می‌کند، و یا در اسپانیا گفته می‌شود برای حفظ دمکراسی بر جنایات مرتکب شده از سوی فرانکو چشم پوشی شد، به فرض صحت آن‌ها، به گمان من در ایران و با آنچه که بر ما گذشته قابل تلفیق نیست.

دلیل هم ندارد که ما با رونویسی از تجارب دیگران مشکل خود را حل کنیم. ضمن آنکه همین امروز هم که نگاه می‌کنیم در این جوامع استخوان لای زخم عدم اجرای عدالت و حقیقت، جامعه را به سوی تساهل و یا صلح اجتماعی نبرده است. من بر این باورم که به دلیل اجرای نیمه تمام عدالت در آفریقای جنوبی و امر بر فراموشی در اسپانیا نمی‌توان گفت از «چرخه بازتولید خشونت» پیشگیری شده است. هنوز مسئله حقیقت و عدالت مسئله روز این دو جامعه است.

و در آخر، در جوامعی با اشکال حکومتی توتالیتر، جامعه در کلیت خود از خودسری و خشونت و یا همراهی با ان آسیب می‌بیند. این نکته مهمی است برای دادخواهی ملی و باید به آن توجه کرد. در جامعه‌ای که به دلیل تجاوز عمومی تمامیت خواهان آسیب دیده است، تنها خانواده‌ها نیستند که قربانی دهشتناکی جنایت علیه بشریت از سوی حکومت شده‌اند، هر چند که به شکل قانونی خانواده شاکی و حق شکایت دارد.

گروه‌های سیاسی در رویارویی با این واقعه باید چگونه برخورد کنند؟

من پیش از این گفته‌ام سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی وظیفه دارند، از حقوق قربانیان و در اصل؛ حقیقت و عدالت و دادخواهی دفاع کنند. اما این دفاعی است دمکراتیک از حقوق دمکراتیک. تلاش برای وابسته کردن تشکل خانواده‌های قربانیان به خود و تبدیل آن‌ها به زائدهٔ حزب و گروه و وارد کردن آن‌ها به جنگ برای حفظ و یا کسب قدرت، کمکی به پیشرفت دادخواهی و به مبارزه برای دمکراسی نخواهد کرد. راست این است که به ویژه در ایران دمکراسی بدون عدالت و حقیقت و پیشبرد دادخواهی ملی ناممکن است.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


حوزه :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.