پنج شنبه ۲۷ام مهر ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۲:۰۷کد مطلب : 25800 نسخه قابل چاپ

دادگاه عادلانه و بی‌طرف راه انتقام‌جویی را می‌بندد

سایت ملی – مذهبی/ حمید مافی: مرداد و شهریور ۶۷ نقطه تاریکی است در تاریخ جمهوری اسلامی،‌‌ همان دوران که نهادهای امنیتی و قضائی، در دادگاه‌هایی چند دقیقه‌ای، حکم به اعدام چند هزار نفر از فعالان سیاسی کشور دادند. بخشی از آنچه که در این روزگار بر فعالان سیاسی گذشته است، با کوشش خانواده بازماندگان آن‌ها و کسانی که با بخت و اقبال از درون آن تونل وحشت جان سالم به در بردند، افشاء شده است. اما هنوز همه آنچه که در آن روزگار سخت گذشت به خاطر سکوت دهشتناک  سوی دیگر ماجرا ، به صورت راز سر به مهری باقی مانده و به زخمی تبدیل شده که گویا خوب شدنی نیست.

حال پرسش این است که برای درمان این زخم چه باید کرد؟ آیا می‌توان بخشید و فراموش نکرد؟ در ایران فردا حق خانواده قربانیان دهه ۶۰ ستانده می‌شود؟ فعالان سیاسی و گروه‌های دموکراسی خواه در ایران، چه برنامه‌ای برای برخورد با آنچه که در دهه ۶۰ گذشته دارند؟ با این کهنه زخمی که همیشه تازه می‌شود چگونه باید برخورد کرد که نه به بازتولید چرخه خشونت در ایران بیانجامد و نه حق قربانیان ضایع شود؟

سایت ملی – مذهبی تلاش می کند در گفت‌و‌گو با برخی خانواده قربانیان و باز ماندگان آن دوران در وسع خود به این مساله بپردازد و در این راه دست یاری به سوی همه آنان که در این باره سخنی دارند و راهکاری دراز می‌کند.

آنچه که در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گویی است با رضوان مقدم که همسرش، علی اصغر منوچهر آبادی، یکی از قربانیان اعدام‌های دست جمعی در سال ۶۷ است. او معتقد است که تنها راه درمان این درد، تشکیل کمیته حقیقت یاب و دادگاهی عادلانه و بی‌طرف است تا هم آمران و عاملان این جنایت شناخته شوند و هم  درد خانواده قربانیان التیام یابد.

+++

یکی از دغدغه‌های بخش زیادی از نیروهای فعال سیاسی ایران، نحوه برخورد با وقایع دهه ۶۰ است و این سوال که نسبت به این وقایع چگونه باید برخورد کرد که به روند دموکراسی در ایران کمک کند؟

در خصوص آنچه که در دهه ۶۰ رخ داده و اوج آن در سال ۶۷ با اعدام‌های دست جمعی بوده، به گمان من با بی‌توجهی و کنار گذاشتن آن نمی‌توانیم از دموکراسی در ایران صحبت کنیم. الان بهترین زمان است که در تمامی ابعاد به این مساله پرداخته شود و در این راستا حرکت کنیم که این جنایت به رسمیت شناخته شود.

خانواده‌های زیادی از این جنایت آسیب دیده‌اند و ساکت نگه داشتن این خانواده‌ها نه تنها کمکی به روند دموکراسی در ایران نمی‌کند بلکه دموکراسی ناقصی را به ارمغان می‌آورد. ما هم اکنون شاهد هستیم، افرادی که پیش از این در حکومت بوده‌اند و حالا خوشبختانه به سمت مردم آمده‌اند و می‌گویند باید بخشید تا آشتی ملی برقرار شود، اما آشتی ملی با کنار گذاشتن و سرپوش گذاشتن بر این فاجعه انسانی ممکن نیست. بلکه باید این دوره مورد کالبد شکافی قرار بگیرد و عاملان و آمران این جنایت شناخته شوند. پس از اینکه آمران و عاملان شناسایی شدند، گام بعدی این خانواده‌ها هستند که در دادگاه تصمیم خواهند گرفت که با این افراد چگونه برخورد کنند.

همانطور که اشاره کردید، بخشی راهکار ببخش اما فراموش نکن را توصیه می‌کنند. آیا این راهکار می‌تواند کمکی به حل مساله بکند؟ در همین راستا چندی پیش آقای موسوی تبریزی درخواست بخشش کرده بود. با این درخواست‌ها چگونه باید برخورد کرد؟

مساله این است که در برخورد با این وقایع، فرد مطرح نیست. اینکه تنها آقای موسوی تبریزی بیاید و درخواست بخشش بکند یک گام مثبت است و ما به فال نیک می‌گیریم. اما این درخواست کافی نیست چرا که هنوز ابعاد این فاجعه روشن نشده و ابهام‌هایی که در باره این دوران وجود دارد برطرف نشده است و تنها ایشان نبوده که در این وقایع دست داشته است.

وقایع دهه ۶۰ یک جریان بوده است. اول باید مشخص شود که چه افرادی در این کشتار‌ها دست داشته‌اند. نقش هر یک از آن‌ها چقدر بوده است. نقش عاملان و آمران چقدر بوده، این فاجعه چه ابعادی داشته است. بعد مشخص می‌شود که چه چیزی و چه کسی را باید بخشید.

این حق فرزندان قربانیان و خانواده‌های کشته شدگان است که بدانند چه اتفاقی افتاده است. نه اینکه بگوئیم انتقام بگیرند، نه بحث من انتقام نیست چرا که این دور معیوب ادامه پیدا می‌کند. بحث ما دادخواهی است و این دادخواهی به نفع جنایتکاران و خانواده این افراد هم هست. چرا که اگر امروز به این مساله رسیدگی نشود ممکن است  گروهی دیگر بیایند و این جنایت‌ها تکرار شود.

من معتقدم که یادبود این فاجعه به صورت مداوم باید زنده نگه داشته شود و باز هم تاکید می‌کنم که عاملان و آمران آن مشخص شوند، آن وقت به این مساله رسیدگی شود و خانواده‌ها هم مقابله به مثل نخواهند کرد.

این را هم بگویم که یک ایراد اساسی قانون ایران دارد که تابع همه یا هیچ است. یا باید ببخشی یا قصاص، که این غلط است و آسیب می‌زند. باید دادخواهی صورت بگیرد.

در واقع شما معتقد به تشکیل یک کمیته حقیقت یاب هستید تا تمامی ابعاد این کشتار‌ها روشن شود؟

قطعا بله، باید یک کمیته حقیقت یاب کاملا دموکراتیک، بدون اینکه مانع و اراده‌ای بر سر راهش وجود داشته باشد، تشکیل شود و خانواده‌ها بتوانند به تمامی اسناد و مدارکی که در دست نظام است، دسترسی داشته باشند. آن وقت است که ما می‌توانیم به حقیقت دست پیدا کنیم. تنها یک سری از اسناد در دست خانواده‌ها ست و ما واقعا نمی‌دانیم در پشت پرده چه گذشته است. یک بخشی از این وقایع پشت پرده در اختیار کسانی است که در نظام بودند و متوجه شدند که نظام در راستای منافع مردم حرکت نمی‌کند، حالا جدا شده‌اند و به سمت مردم آمده‌اند، این‌ها باید منتشر شود. باید مشخص شود که در آن دوره چند هزار نفر از فرزندان این کشور که سرمایه مملکت بودند و بخش زیادی از آن‌ها دارای تحصیلات و تخصص بودند و سابقه هیچ گونه فعالیت و مبارزه مسلحانه نداشتند، تنها به خاطر افکار و عقایدشان و حتی نماز نخواندن، به جوخه‌های اعدام سپرده شدند.

این‌ها باید به صورت دقیق مشخص و به نسل بعد منتقل شود تا هم ابعاد پنهان این فاجعه روشن شود و هم در تاریخ این سرزمین بماند تا نسل‌های بعد بدانند که در دوره‌ای از جمهوری اسلامی، از‌‌ همان فردای انقلاب، چه جنایت‌هایی صورت گرفت.

برخی در واکنش به وقایع دهه ۶۰ این نگرانی را مطرح می‌کنند که تشکیل کمیته حقیقت یاب، ممکن است چرخه خشونت در ایران را بازتولید کند.

نه، کاملا خلاف این مساله ممکن است که به باز تولید خشونت در ایران بیانجامد. چنانچه این جنایت به رسمیت شناخته نشود، بیم انتقام فردی می‌رود. این خشمی که در خانواد‌ها وجود دارد ممکن است به خشونت تبدیل شود. اگر فرد یا گروهی که ممکن است در آینده در مصدر امور قرار گیرد، از ترس انتقام نخواهد که در این مقطع این مساله به صورت کامل باز شود، چرا که این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد، آن وقت باید از انتقام کور ترسید.

اما اگر یک دادگاه شفاف، عادلانه و بی‌طرف تشکیل شود، راه‌های انتقام جویی فردی بسته می‌شود و به التیام یافتن حس خانواده‌های قربانیان و آرام شدن آن‌ها کمک می‌کند. من باز هم تاکید می‌کنم که باید آمران و عاملان این جنایت‌ها شناخته شوند. شما نگاه کنید که هولوکاست چقدر تکرار می‌شود و هر سال در این باره سخن گفته می‌شود، این‌ها برای این است که مانع از تکرار چنین فاجعه‌ای شود. در ایران هم باید، موزه و بنای یادبودی برای این فاجعه بنا شود و اسامی همه کشته شدگان و عاملان و آمران در آنجا درج شود تا هم در تاریخ بماند و هم مانع از تکرار آن در دوره‌های بعد شود.

نقش دادگاه‌های نمادین، همانند آنچه که در لندن تشکیل شد را در فرایند رسیدگی به این وقایع چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این دادگاه‌های نمادین، لازم است اما کافی نیست. تنها بخش کوچکی از پروسه دادخواهی است. از نزدیک به پنج هزار خانواده قربانیان اعدام‌های گسترده در جمهوری اسلامی که از نخستین سال‌های بعد از انقلاب، در دادگاه‌های دو دقیقه‌ای شروع شد و در سال ۶۷ به اوج خود رسید و همچنان ادامه دارد، تنها ۸۰ نفر در این دادگاه شهادت داده‌اند و همچنان عاملان و آمران این جنایت مشخص نیستند.

این پروژه و پروژه‌های مشابه تنها بخشی از این فرایند هستند اما لازم است که در دادگاه‌ها آمران و عاملان را مقابل میز نشاند و آن‌ها در باره نقششان در این فرایند پاسخگو باشند. نباید تنها به همین دادگاه‌های نمادین اکتفا کرد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.


حوزه :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.