پنج شنبه ۲۷ام مهر ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۴:۰۷کد مطلب : 25797 نسخه قابل چاپ

اجرای عدالت چرخه خشونت را مسدود می‌کند

ایرج مصداقی یکی از شاهدان زنده آنچه که در زندان‌های ایران در دهه ۶۰ گذشته است به شمار می‌آید. او ۱۰ سال از عمرش را در زندان‌های گوهردشت، قزل حصار و اوین سپری کرده و روایت‌هایش از آن روز‌ها را در کتاب چهار جلدی «نه زیستن، نه مرگ» منتشر کرده که در شمار منابع وقایع دهه ۶۰ است. مصداقی سال ۱۳۷۳ بعد از آزادی از زندان، از ایران خارج شد و پس از آن همه تلاش خود را به کار گرفته تا وقایع خونین دهه ۶۰ در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران فراموش نشود.

او معتقد است که نباید اجازه داد وقایع دهه ۶۰ به فراموشی سپرده شود. خواستار دادخواهی و تشکیل دادگاهی عادلانه است که بر اساس قوانین بین المللی به جنایت‌های صورت گرفته در زندان‌های ایران رسیدگی کند.

در زیر متن کامل مصاحبه سایت ملی- مذهبی با ایرج مصداقی را به مناسبت سالگرد اعدام های تابستان ۶۷  می خوانید:

یکی از سوال‌هایی که در شرایط فعلی در مقابل فعالان سیاسی ایران قرار دارد، نحوه برخورد با وقایع دهه ۶۰ است. چگونه باید باید با این واقعیت برخورد کرد که نه حقی از خانواده قربانیان ضایع شود و نه به بازتولید خشونت در ایران بیانجامد؟

مساله اصلی در برخورد با آنچه که در دهه اول پس از انقلاب در ایران رخ داده، این است که ما باید در ارتباط با جنایت‌هایی که صورت گرفته روشنگری کنیم و برای مبارزه با فراموشی باید توضیح دهیم که در آن دهه چه گذشته است. چرا که بسیاری از افرادی که این روز‌ها در صحنه سیاسی هستند بعد از آن دهه خونین به دنیا آمده‌اند و نمی‌دانند که در آن دهه چه گذشته است. برای همین لازم است که ما قبل از هر چیز روشنگری کنیم و کسانی که مسئولیت داشتند را معرفی کنیم. اینکه چه می‌شود کرد و چه باید کرد را آینده مشخص می‌کند. وظیفه ما در شرایط فعلی، مبارزه با فراموشی است.

برخی از خانواده قربانیان و فعالان حقوق بشر، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب هستند. این کمیته حقیقت یاب چه سازو کاری باید داشته باشد و چه وظیفه‌ای را عهده دار شود؟ آیا در شرایط فعلی این امکان وجود دارد؟

دامنه جنایات بسیار وسیع بوده و در سراسر ایران نقطه‌ای نیست که این جنایت صورت نگرفته باشد. واقعیت این است که ما هم اکنون نمی‌توانیم به همه آنچه که در این دهه اتفاق افتاده است، دست پیدا کنیم. نه همه اسناد و مدارک در اختیار ماست و نه امکان دسترسی به همه خانواده قربانیان را داریم. تنها بخش کوچکی از خانواده کشته شدگان که در خارج از کشور هستند، تلاش می‌کنند که نطفه‌های این دادخواهی را بنا بگذارند و سعی می‌کنند که سنگ بنایی را بگذارند که بتوان در آینده عدالت را در این زمینه اجرا کرد. بنا بر این ما هنوز در مراحل اولیه هستیم و امکان اینکه کمیسیون حقیقت یاب را آن گونه که در ذهن ما است، بنا بگذاریم، وجود ندارد.

 اما می‌بینید که این روز‌ها تلاش‌های زیادی در این سو و آن سوی جهان صورت می‌گیرد تا این بنا نهاده شود و ایران تریبونال هم که این روز‌ها برگزار شد، در این چارچوب است. ضمن اینکه تلاش می‌کند علیه فراموشی مبارزه کند و رتبه‌های یک کمیسیون حقیقت یاب را شکل دهد، سعی می‌کند در یک دادگاه مردمی به این جنایات رسیدگی کند. این می‌تواند سنگ بنای رسیدگی به نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت در ایران چه در سطح بین المللی و چه در سطح ملی را تشکیل دهد.

ما شاهد هستیم که هم اکنون راهکار ببخش اما فراموش نکن مطرح می‌شود، آیا می‌توان از این راهکار استفاده کرد؟

قطعا نه، این موضوع بیشتر از سوی کسانی مطرح می‌شود که خودشان در آن ایام در مصدر کار بوده‌اند. ما می‌دانیم که در دنیا تلاش‌های زیادی صورت گرفته تا با فرار از عدالت برخورد شود. بسیاری از حکومت‌های دیکتاتوری و نظامیان، در آخرین روزهای قبل از سقوط، سعی می‌کنند قوانینی را تصویب کنند که عملا نشود به جنایت‌های آنان رسیدگی کرد. اما می‌بینیم که در سایه تلاش سازمان‌های غیردولتی و کنوانسیون‌های بین المللی، قطعنامه‌ای در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد که یک پیروزی بزرگ برای سازمان‌های غیردولتی که علیه فرار از عدالت تلاش می‌کنند، محسوب می‌شود.

نطفه اولیه این قطعنامه را آقای لوی ژوانه در کمیسیون فرعی حقوق بشر گذاشتند و هم اکنون خیلی از فعالان حقوق بشر در این باره صحبت می‌کنند و دبیر کل سابق سازمان عفو بین الملل هم بر این تاکید داشتند که در جایی که عدالت در خصوص ناقضین حقوق بشر اجراء نشود، شما نمی‌توانید سنگ بنای دموکراسی را بگذارید. در واقع تا زمانی که پاسخگویی و مسئولیت پذیری وجود نداشته باشد، دموکراسی ممکن نیست.

برخی از فعالان سیاسی، در برخورد با وقایع دهه ۶۰ این نگرانی را مطرح می‌کنند که باز کردن این پرونده ممکن است به بازتولید خشونت در ایران بیانجامد. اگر این گونه است، چه راهکاری برای جلوگیری از چرخه خشونت وجود دارد؟

قطعا نه، ما امروز شاهد هستیم که دادگاه‌های بین المللی و ملی فعال هستند و به جرایمی که در دهه‌های گذشته رخ داده رسیدگی می‌کنند. در آرژانتین مشاهده می‌کنیم که کسانی که در دهه ۸۰ دست اندرکار بوده‌اند را به دادگاه می‌آورند و باید پاسخگو باشند. همینطور ۶۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، می‌بینیم کسانی که مرتکب جنایت علیه بشریت و یا جنایت جنگی شده‌اند را به دادگاه می‌آورند، درخواست استرداد و دستگیری می‌کنند. در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد که اجرای عدالت به چرخه خشونت بیانجامد.

آنچه که منجر به چرخه خشونت می‌شود، عدم پاسخگو کردن افراد و عدم اجرای عدالت است. چرا که این فرصت را به دیگران می‌دهد، پس از آنکه قدرت را در دست گرفتند،‌‌ همان رفتار پیشینیان را تکرار کنند. ما برای جلوگیری از چرخه خشونت نیاز داریم که به این مساله رسیدگی شود و اجازه ندهیم که از پاسخگویی و مجازات فرار کنند.

این را هم بگویم که یک تفاوت اساسی میان اجرای عدالت و انتقام کور وجود دارد. در اجرای عدالت، همه امور بر اساس حقوق و قوانین بین المللی است. متهم از همه حقوقی که نرم بین المللی برای متهمین در نظر گرفته برخوردار است و این افراد در دوران محاکمه از تمام حقوق متهمین برخوردار هستند. بر این اساس ما باید به دنبال اجرای عدالت برویم نه اینکه در پی مجازات و انتقام کور باشیم.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


حوزه :
  1. ﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﺨﺎﻟﻒ
    ﻧﻈﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻓﻌﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ
    ﺳﻬﯿﻤﻨﺪ، ﺍﺯ ﺷﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ۵۵ ﮔﻔﺖ ﯾﺎ ﻋﻀﻮ ﺣﺰﺏ
    ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﺷﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺮﻭﯾﺪ، ﭼﻪ ﭼﭙﻬﺎ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ
    ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﻫﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﻭ ﮐﻪ ﮐﻮﺭ ﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۵۷ ﺑﺎ ﺍﻭ
    ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ، ﭼﻪ ﻣﺼﺪﻕ ﻭ ﺑﻨﯽ ﺻﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ
    ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﻧﻈﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ
    ﮐﻨﻨﺪ، ﭼﻪ ﻗﺎﺳﻤﻠﻮ ﻭ ﺭﺟﻮﯼ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ
    ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﺮﻭﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻦ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ
    ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ۳۴ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﯿﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻧﺪ
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ
    ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺗﺠﻤﻊ ﺳﻪ ﻧﻔﺮﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ
    ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﯾﺎ
    ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎﯼ ﺿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ( ﻭ ﻧﻪ
    ﻓﻘﻂ ﺿﺪ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ) ﻗﺪﺭﺗﻬﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺷﺪﻧﺪ

  2. کسانی که فقط بلدن حکومت ایران را در خشونتهای ۳۴ سال اخیر محکوم کنند باید بدانند وقتی روسای جمهور و نخست وزیر و صدها مقام قانونی یه مملکتو ترور کنن چون جو انتقامی و امنیتی میشه قطعا سواستفاده ها و خلافهایی هم صورت میگیره که آنها که مبارزه مسلحانه رو شروع کردن هم در اون نقش دارن در یه مبارزه مسلحانه همیشه طرف قوی بیشتر میکشه همونطوری که انتقام آمریکا از القاعده برای مرگ ۵۰۰۰ نفر در ۱۱ سپتامبر تاکنون باعث مرگ صدها هزار زن و بچه عراقی و افغانی بیگناه شده و میشه که هیچ ارتباطی با حمله به آمریکا نداشتن، راستی تازه علاوه بر این گروهی از مخالفین حکومت مثل گروه رجوی و قاسملو به دامان کشوری پناه بردن که بطوررسمی در حال جنگ با ایران بود و یا اطلاعات سری و هسته ای یه کشورو لو دادن، در غرب متمدن حکم این خیانتها چیه؟ آسنودن مگه چیه کرده بود؟ صد درجه کمتر از بعضی از این به اصطلاح اپوزیسیون

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.