رضا جعفریان
چندی است از توضیحات محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران درباره دلایل رای دادنش در انتخاباتی که اکثریت یاران وطرفدارانش به استناد برداشتشان از حرفهای وی و البته در پاسخ به فراخوان رهبران نمادین جنبش سبز آقایان موسوی وکروبی ،زندانیان سبز دربند و شورای هماهنگی راه سبز امید تحریم کرده بودند، میگذرد.
اهم دلایلی که محمد خاتمی در توضیح رای دادن خود و شیوه برخوردش در انتخابات مجلس نهم عنوان کرد به شرح ذیل است:
۱- منش و بينش سياسی و فکری وی و آن چه از موضع اصلاحات باور دارد و در جهت نگاه داشت روزنههای اصلاحطلبی
۲- مصالح و شرايط نيروهای فعال در داخل کشور
۳- اثبات عملی اینکه تعيين استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه ليست هيچگاه به معنی تحريم انتخابات نبود
۴- دفع مخاطرات و تهديدهای درونی و بيرونی
از دگر سو پس از ارائه این توضیحات ،محمد خاتمی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران نیز در پاسخ به ابهاماتی که از سوی برخی در خصوص نحوه عملکرد وی هنوز برطرف نشده بود،عنوان کرد: ” خط تحریم انتخابات از درون کشور از جانب جریانهایی که قصد داشتند با جا انداختن این دروغ نظام را به رویارویی مجدد با همه افراد و جریانها و نهادهایی بکشانند که انتقاد و اعتراض دارند القا وتقویت شده است» . وی همچنین در بخش دیگری از صحبتهایش اظهار داشت: این ادعا می توانست موجب خسارت فراوان شود و آن وقت همه معترض بودند که چرا جلو آن گرفته نشد و اگر خدای ناخواسته چنین اموری اتفاق میافتاد بزرگترین خسارت نصیب نظام و کشور و مردم میشد به خصوص اکنون که فشار و توطئه از بیرون نیز متوجه کشور است . متاسفانه با توجه به اینکه هردو طرف مدعی تحریم انتخابات، تبلیغات و امکانات وسیع تبلیغی داشتند برآن دامن زدند و ذهنیتی به غلط میان بخشی از نیروها بخصوص جوانان شکل گرفت.”
بازتاب های متنوعی نسبت به این مطالب در فیس بوک عنوان گردید که به اجمال میتوان گفت شمار منتقدان نسبت به این تصمیم ودلایل آن بسیار بیش از طرفدارنش بود.
در نقد اجمالی آنچه در توجیه این عمل از جانب ایشان بیان شده است چند نکته حائز اهمیت است:
تحریم کنندگان انتخابات فقط در میان جوانان و یا گروهای خارج کشور نبودند و فراخوان موثر از جانب اسیران سبز دربند،آقایان موسوی وکروبی وشورای هماهنگی ره سبز امید صادر می شد، فلذا چگونه است که ایشان خط تحریم را ناشی از گروهی تندرو در داخل وخارج کشور عنوان میکنند.
طیف تحریم کنندگان انتخابات در این دوره بسیار متنوع بود و بخشی از این گروهای حامی، مخصوصا در درون کشور، معتقدان به مشی اصلاح طلبی ویا حتی جزء اصولگرایان حامی جنبش سبز بودند، فلذا این تنوع حاکی از یک برآیند جمعی بیسابقه بود. اگر آقای خاتمی در هر زمان به تحلیل متفاوت رسیده بود شایسته بود آن را قبل از رای دادن بیان میکرد ویا با نمایندگان گروهها ،افراد ذینفوذ ویا نزدیکان خود پیشاپیش مشورت می کرد
شیوه رای دادن ایشان در شهری غیر از تهران وبدون اطلاع نزدیکانشان به نحوی که حتی اعضای خانواده ایشان و سایتهای نزدیک به جنبش سبز مانند جرس تا عصر روز انتخابات این خبر را تکذیب می کردند با تاکیدات ویژه ایشان بر “شفافیت و صداقت” به شدت در تعارض است.
در کنار رای ندان طیف متنوعی از مردم، روشنفکران وشخصیتها ،عدم شرکت هفت تن از مراجع عظام درانتخابات که بی تردید هیچگاه جزء تقسیمبندیهای گروههای تندرو یا اپوزیسون به تعبیر ایشان قرار نمیگیرند ، بلکه منتقد وضع موجودند؛ نیز روشنگر مبنایی نقدها به تصمیم ایشان است ، مخصوصا در آنجا که تاکید میکنند: این رای دادن به معنی باقی ماندن در درون دایره نظام است .
برخلاف مدعای ایشان که مصالح و وضعیت فعالان داخل کشور دلیل اصلی رای دادن شان بوده است، باید عنوان کرد که سایر فعالین حامی تحریم انتخابات مخصوصا در داخل کشور اگرچه این شرایط را درک کرده بودند؛ اما برآیند جمعی نظر آنها با نظر آقای خاتمی کاملا مخالف بوده است، و از این رو شایستهتر آن بود، که ایشان به خرد جمعی احترام میگذاشت.
باید توجه کرد نقد کاربردی ومنصفانه عمل ایشان میتواند جنبش سبز را از حساب کردن بر روی کثرتهای متعارض باز دارد و بابی تازه بگشاید تا در پرتو آن ،همگان به بررسی شیوه عمل خود در این مدت و برداشتهایشان از مسیر آینده بپردازند ، بدینسان میتوان امکان فراپوشی را بسیار پایین آورد و نیز زمینههای متنوعی برای پراتیک و عمل سیاسی به وجود آورد، با این مقدمه به بررسی برگزیده ای از استاتوس های ناقد رای آقای خاتمی در انتخابات مجلس نهم در فیس بوک به تلخیص، میپردازیم :
سامان احمدیان
خاتمی رهبری جریان اصلاحات را برعهده دارد و حتی اگر مسیر اصلاحات را جدای از جنبش سبز بداند با توجه به برآورده نشدن پیش شرط های حضور جریان اصلاحات و به تبع آن عدم حضور اصلاح طلبان نبایستی شرکت کند؛وقتی رهبری یک جریان بی تفاوت به حضور جریان متبوعش و نداشتن کاندیدا در یک انتخابات سوری شرکت می کند برداشت بدنه چه باید باشد جز دل بریدن و سرخوردگی/جایگاه خاتمی و هاشمی در نظام کاملا متفاوت است بر چه مبنایی رهبری یک جریان سیاسی کنار گذاشته از قدرت که به سمت اپوزسیون غیرقانونی شدن سوق یافته برای خود نقش مرضی الطرفینی قایل می شود و می خواهد به سان هاشمی ایفای نقش کند مگر می تواند و اصلا مگر جریان حاکم یا لااقل درصدی از آن او را در این نقش می پذیرند یا بدنه خود اصلاحات؟/ رای دادن او اساسا هر عملش یک عمل سیاسی و دارای پیغام است و این همه واکنش هم نشانگر همین است.
اشکان یزدچی
آقای خاتمی عزیز،ای کاش برای افرادکندذهنی مثل من توضیح بدهید که چه نشانه ای دال بر فراهم شدن زمینه ء آشتی ملی دیده اید؟تنها دو روز پس از رای جنابعالی،حکم 18 سال حبس برای یک وکیل که تنها جرمش دفاع از زندانیان سیاسی است،صادرشده است
چندی پیش شما مطرح کرده بودید که مردم هم باید عذرخواهی کنند.اما،ما هنوز هم علت آن عذرخواهی را نفهمیدیم!
درکدام رفراندوم،مردم ما اعلام کردند که “دموکراسی غیردینی” نمی خواهند که شما ازقول آنها صحبت کردید؟
رای روز جمعه ء شما،به جزء اختلاف و شکاف بین هواداران جنبش سبز،هیچ فایده دیگری نداشت
ای کاش هوادارن شما هم منطقی و به دور از تعصب،قضاوت عادلانه ای از این حرکت شما داشته باشند و به دنبال توجیه آن نباشند
عباس توکلی
این حرکت خاتمی خلاف اخلاقی سیاسی بود؛اگه می خواست شرکت کنه حداقل با برنامه شرکت می کرد نه اینکه بر طبل تحریم بکوبه و بعد خودش بره رای بده. اون یک شهروند عادی نیست، شخصی است که حرکتش معنا داره
حامد آینهوند
من فکر میکنم بهترین تحلیل در ارتباط با رای خاتمی را ابطحی داده است وبه درستی هم اشاره کرده که خاتمی اولویتش حفظ نظام ،وهمیشه هم همین بوده است؛ این ما بودیم که برای یادگاری نوشتن دیوار خوبی انتخاب نکردیم.
سحر موبد
به نظر من عملکردی که جامعه امروزه ما از سیاسیون توقع دارد ،سیاستی شفاف و به دورازمواضعی دو پهلوست ، اینکه بر عهد و پیمان خود بمانند و ایستادگی کنند.
محمد سراج زاده
من اشکالی به خاتمی نمیبینم خاتمی همین بوده ،هست و خواهد بود متاسفانه ما هستیم که با عدم شناخت صحیح از افراد بیهوده نقشی بیش از انچه که هست برایشان تعریف میکنیم.
داوود دشتبانی
آقای خاتمی شخصیتی مصالحه گر، صلح جو، نرم خو و مهربان هستند. بی شک ایشان در شرایط حاضر در عذاب هستند چرا که نمی توانند چریک و رهبر در زندان و مخالف دربند باشد، آقای خاتمی مرد روزهای شکوه و آرامش است نه مبارزه و تحریم و حصر و تجمع جلوی خانه و شنیدن مرگ بر خاتمی و….
آقای خاتمی دوست دارند که مصالحه ای صورت بگیرد و آقایان به آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر و انتخابات آزاد و تن بدهند!! چشم انداز و شرح وظیفه ای هم که برای خودشان تعریف کرده اند در همین راستاست ( نیت شان هم خیراست )
مهر دختمهر
اینجاست که تفاوت آقایان موسوی و کروبی با جناب آقای خاتمی مشخص میشود که هیچگاه به شخصه تصمیم نگرفتند، رای و نظر مردم در اولویت بود و نظر شخصی و منافعشان را به نام «مصلحت» بر مردم قالب نکردند خواهشا هر کدام از شما دوستان میخواهیداز خاتمی حمایت کنید، حمایت کنید ولی نگوئید خاتمی شجاعت به خرج داد و یا بخاطر منافع مردم اینکار را کرد در ضمن خاتمی یک شخصیت سیاسی بود و هست و و نمیتوانیم بگوئیم حق داشت برای حفظ جانش رای بدهد یا نه ندهد مگر زندانیان سیاسی زندگی شخصی نداشتند؟!(اگر ایشون یک شخصیت عادی و معمولی داشت ما هیچگاه حق داشتن چنین انتظاری از او نباید میداشتیم)
مجید مسعودی
بیانیه ی خاتمی، نکته ی خاصی در بر نداشت. شخصا انتظار توضیحات مبسوط تری داشتم، اما برآورده نشد، خرسندم که انتخابات 88، آلترناتیوی را در برابر محبوبیت و کاریزمای خاتمی به تحول خواهان ایرانی معرفی کرد که تا اینجای کار، مصمم تر و قابل اتکا تر از خاتمی می نمایاند
البته مشی سیاسی موسوی و خاتمی، هیچ کدام شان بذات، بر دیگری ترجیح ندارد. این ماییم که یکی را بر دیگری ترجیح می دهیم،اما در جریان رای خاتمی، درس مهم برای ما تنها این خواهد بود که دیگر آدرس غلط ندهیم؛ بی اخلاقی نکنیم؛ خاتمی و عده ی قلیلی از دوستان اش، راه خود را برگزیده اند. آن ها هماره به یک نحو عمل کرده اند. برخی مواقع مفید فایده افتاد و برخی مواقع خیر. در هر حال مشی خاتمی، خط مستقیمی بود.
محمد تاج
خاتمی از نظر من سیاستمدار خوبی نیست و نبوده. خاتمی برای من انسان با ارزشیه،از نظر اخلاقی،بیشتر یه روشنفکر دینیه اخلاق گراست تا سیاستمدار؛تجربه هم نشون داده در عرصه سیاسی اشتباه کم نداشته، هی نگیم یه حکمتی داشته که ما نمیدونستیم،بعدا می فهمیم.
دختر ایرونی
امروز اگر مهدی خزعلی مجبور میشود اعتصاب غذای تر را به اعتصاب غذای خشک تبدیل کند تنها دلیلش میتواند ترمیم لطمه ای باشد که خاتمی با اقدام خود بر پیکر حق طلبان وارد نموده ، خاتمی کماکان امید به ناممکن هایی بسته است؛ که تنها زمان را از ما می گیرند و باعث فرسودگی توان و شور و عشق در مردم میشوند.
عبدسلمان سلیمانی
خاتمی اشتباه کرده و اشتباه او در تکروی و تصمیمگیری فردی است. اگر این کار براساس تصمیمی گروهی بود، قابل توجیه بود؛ در تکروی هیچ مصلحت و منفعتی نهفته نیست.
محمد صادقی
متاسفم آقای خاتمی
بازهم اشتباه کردید. هرچند شما و اشتباه همزادید. علی مزروعی می گوید هاشمی و خاتمی پنجره هایی به آشتی با نظامند و ما نباید این پنجره ها را ببندیم! کدام آشتی؟ کی نظام خواست با شما آشتی کند؟ شما را از در بیرون می اندازند, از پنجره وارد می شوید؟ خود را قاطی بازی دیگرانی می کنید که راهتان نمی دهند! گمان برده اید از فردا شما جزو نظامید؟ اسم خود را اصلاح طلب می گذارید؟ اول خودتان را اصلاح کنید. قرار است چقدر بازی تان دهند. به جایگاه خود از سال 76 تا کنون بنگرید و به اشتباهات فاحش خود. اشتباه بزرگ شما را مجلس هفتم می دانستیم, زهی خیال باطل. خاتمی یعنی اشتباه. شما اصولگرا هم نیستید. اصولی ندارید که بر آن بایستید. شما فقط سر در گمید. ملتی را بازی می دهید و وقتی به پشتوانه شما به میدان می آیند, پشتشان را خالی می کنید. اصلا شما به چه کسی رای دادید!!شما یک دوگانه دارید: ملت یا نظام که همواره نظام را انتخاب می کنید. گمان نبرید که ملتی که به شما رای دادند از شما مطالبات و نارضایتی را آموخته اند و همراه شما می مانند. شما روزگاری مطالبات مردم را نمایندگی می کردید, اگر اینگونه بر سر آن آرمانها معامله کنید شما کنار می روید و کسان دیگری می شوند نماد مطالبات مردم. آنوقت در آنچه از این آشفته بازار در می آید, شما هم مقصرید. شک نکنید که اگر کسانی صدای مطالبات مردم شوند که شما را نگران می کند ( مثل محمود احمدی نژاد در سال 84 ) مقصر اول آن شخص سید محمد خاتمی رهبر نالایق دوران اصلاحات است.
امین بزرگیان
به نظرم خاتمی بالاخره دست به کاری درست زد. کنش صادقانه امروزش به طور عملی به افسانه های اصلاحات غیرمردمی وپشت پرده، دراین ساختار پایان داد، اگر انصاف داشته باشیم هیچکس (حتی موسوی) نتوانسته است اینچنین شفاف، ضرورت سیاست مردمی را بیان کند
سهیل اعرابی
آقای خاتمی
شما پیش شرطهای برای انتخابات گذاشتید که اگر عملی شود شما در انتخابات شرکت می کنید
آیا شروط شما پذیرفته شد؟
آقای خاتمی آیا در انتخابات سال 88 تقلب صورت گرفت یا نگرفت؟اگر نگرفت چرا پس حکومت پاسخی شفاف نداد از شما میپرسم چون هنوز فکر میکنم هنوز به سیستم فعلی اعتقاد دارید
اگر نگرفت چرا پس به سوی مردم تیر اندازی شد اگر هم گرفت چرا حکومت پاسخ نداد ؟
چرا قاتلین این جوانان که بیگناه کشته شدن معرفی نمیشوند ؟
چرا دو نفر از کاندیدهای منتخب در حصر هستند ؟
و آخرین سوال به عنوان یک شهروند عادی آیا ما حق انتخاب داریم؟
من به شما حق میدم که رای بدید بحثی از خیانت یا خیانت نکردن نیست ولی انتظار پاسخی شفاف از شما دارم
فرشاد توماج
سید عزیز، توضیح مختصر تان را خواندم و قانع نشدم، در واقع من هم هنوز برانداز نیستم، من هم هنوز ملتزم به قانون اساسی فعلی ام، من هم هنوز به اصلاحات در چهارچوب قوانین فعلی، با قرائتی که امکان تغییر همان قانون در آن پیشبینی شده معتقدم، و من هم خودم را “تحریمی” ندانستم، ولی مشارکت در انتخابات در هر سطحی را عادلانه ندانستم. آقای خاتمی، اگر میبینید چشمان نزدیکترین افراد به خودتان از تعجب گرد شده یک جای کار میلنگد. آن آیندهای که میخواهید حدیث را مفصل تر بگویید امروز است
کاظم برادجست
آقای خاتمی وزنه ای مهم در جریان اصلاح طلبی و جنبش سبز ا ست ، هنوز به آن حدی از سازمان دهی از پایین و مردم نهاد نرسیده ایم که بگوییم به رهبری در جنبش های سیاسی نیازی نداریم و نظر و رفتار اقای خاتمی را به سان یک نظر و رفتار شخصی مثل همگان درک کنیم؛خاتمی نه ماه قبل شروطی برای شرکت در انتخابات تعیین کرده بود و اصلاح طلب ها و سبزها روی این شروط اجماع کردند و با توجه به اینکه این شروط براورده نشده بود، همه این سازمان ها و احزاب تصمیم گرفتند که در انتخابات شرکت نکنند، بنابراین اگر نظر اقای خاتمی مبنی بر شرکت در انتخابات بود، این را می بایست از قبل با مردم در جریان می گذاشت.ولی اقای خاتمی نه تنها این کار را نکرد بلکه به شروطی هم که خود تعیین کرده بود پایبندی نشان نداد و رفتار امروز ایشان خلاف بیانیه جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت ازادی، شورای ملی مذهبی، شورای همانگی راه سبز، نامه زندانیان سیاسی، نامه 140 متفکر واندیشمند، و خلاف نظر اقای موسوی و کروبی و خانم رهنورد بود.این رفتار اقای خاتمی موجب ایجاد شکاف در اجماع بین نیروهای تحول خواه ( جنبش سبز مردم ایران ) می شود.این شکاف از دو سو تقویت می شود:
استبددایون داخلی حاکم و جریان های غیر دموکراتیک برانداز
سارا عظیمی
کارنامه ی ریاست جمهوری خاتمی افتخار ماست اما این باعث نمیشه که چشممون رو به روی اشتباهاتش ببندیم.
ناصح فریدی
خاتمی عزیزامروز نامه ات را خواندم؛شاید اگر سال ها قبل این نامه را نگاشته بودی با همان تدبیری که پشت کلماتت نهفته می دیدم باورش می کردم اما امروزنخواه که بپذیرم از تو که ” در هر اقدام سياسی در نظر گرفتن مصالح و شرايطی که نيروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند ضرورت دارد” و بیندیشم که “مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد!، کدام کشور و کدام مصلحت؟!
در این فراز به مرور برگزیده ای از استاتوس های موافقان شیوه عمل وی در فیس بوک می پردازیم:

زهرا الویانی
از سيد محمد خاتمي سپاسگزاريم كه با گشودن مسيري نو درعرصه سياست بار ديگر مهر دورانديشي بر پرونده اعمال خويش زد:
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود
علی حبیبی
تصمیم آقای خاتمی با توجه به شرایط و علائمی که او حس کرده وما فعلا از آن بی خبریم بهترین تصمیم ممکن او باشد
مینوش ایرانی
جایگاه سیاسی خاتمی از من و شما بسیار متفاوت است،اگر فردا روزی پس از حصر و آزادی، این کار سید مورد تایید میرحسین موسوی قرار گرفت، پاسخ چیست؟
محسن مهیمانی
توضیحات آقای خاتمی به نظرم تا حدی قانع کننده می رسه، نباید دیگه این بحث زیاد به ماجرای اصلی و هزینه ساز و انرژی سوز تبدیل بشه ؛ایشون بنا بر دلایلی که به خوبی هم بیان شد یک نوع اکت متفاوت سیاسی رو انتخاب کرد به شدت از کسانی که این چند وقت تماما به توهین و تخریب رییس جمهور محبوب، اصلاح طلب متعادل، و متفکر ایران پرداختند، نقد جدی دارم
پدارام ایرانی
خوشحالم که صبر در رسیدن توضیح از سوی آقای خاتمی جواب داد؛ به هر حال وقتی پای تهدید برای حذف کل یک جریان به میان می آید مسلما سخت است مقاومت. هرچند کمی حرکت آقای خاتمی کمی شخصی باشد ولی من بهشون حق میدم حتی فقط برای حفظ امنیت خود و خانواده شان رای دهند. آن هم در شرایطی که هواداران حاظر به هزینه ای نیستند
عبدالفاضل رضایی
خوشم میاد رای دادن یه نفر کل انتخابات رو تحت شعاع قرار داده.یه برگ تو یه صندوقی تو یه روستایی که تو اینهمه مدت اسمی ازش نبود وحالا هر وقت سری به آرشیو انتخابات در ایران بندازی اسم اون روستا هم در متن اسناد مشخص خواهد بود.اینقدر از رای دادن یه نفر شگفت زده نشیم.
رحمتاله بیگدلی
ابتدا لازم ميدانم كه متذكر شوم اينجانب، در برخي از مسائل، اختلاف سليقه سياسي با حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي دارم و معتقدم كه اگر آقاي خاتمي در برخي از بزنگاههاي حدود دو دهه اخير، بهگونهاي ديگر عمل ميكرد، چه بسا امروزه سرنوشت كشور به وضعيت فعلي منجر نميشد
آقاي خاتمي در دوازدهم اسفند ماه 1390 بر خلاف تصور بسياري از سياستمداران و فعالان سياسي كشور، دست به اقدامي زد كه موجب تعجب اغلب سياستورزان و موافقان و مخالفان خويش را فراهم آوردبلافاصله بعد از مخابره اين خبر، دو گروه آقاي خاتمي را مورد حمله بيرحمانه قرار دادند؛ گروه اول كه از نظر تعداد واقعي بسيار اندك، ولي در فضاي مجازي بسيار فعال هستند، كساني بودند كه دل در گرو بيگانه دارند و هيچگونه علقهاي به اسلام و ايران ندارند اما گروه دوم كه از حيث عده و عُدّه واقعي بسيارند، كساني هستند كه دل در گرو اسلام و ايران و منافع ملي دارند، اما چه بسا از پيچيدگيهاي عالم سياست بيخبرند و به قول معروف مو ميبينند،امروزه در معادلات سياسي كشور، تنها و تنها خاتمي است كه ميتواند با تدبير و سياستورزي عاقلانه به تجميع نيروهاي گسترده، ولي پراكنده جنبش اصلاحات بپردازد و زمينه خروج از اين بنبست و بحران سياسي ویرانگر را كه دامنگير كشور شده و منافع ملي را به مخاطره افكنده است فراهم آورد
آقا محمد محمدی
نشینان و سلطنت طلبان شد قابل تقدیره، این حرکت سید محمد از اونجایی که باعث خطکشی بین اصلاح طلبان داخل و خارج
باید یا بگیریم پیرو رهبران اصلاحات باشیم و قبول کنیم شعور سیاسی این عزیزان از مردم عوام بیشتره و از خیلی از مسائل که ما در جریان نیستیم باخبرند
علی تهرانی
جناب خاتمی کار نادرستی انجام ، سیاست ورزی اصلاح طلبانه به خصوص در سطح رهبری آن مستلزم حفظ ارتباطات و تعاملات با حاکمیت ولو در شرایط سخت و احساسی فعلی است. من خود از جمله کسانی هستم که چه در انتخابات مجلس هفتم و هشتم و نیز در این انتخابات از شرکت در انتخابات خودداری نمودم و شرایط انتخابات را مطابق با قانون و دارای فضایی سالم در سه دوره گذشته مجلس نمیدانم ؛اما یک رهبر سیاسی در سطح خاتمی علاوه بر اینکه باید احساسات و عواطف هوادارانش را در نظر بگیرد مهمتر از ان می بایست به آینده حرکت اصلاح طلبی و تحول خواهی مسالمت آمیز در چارچوب نظام سیاسی مستقر توجه کافی بنماید ،به نظر میرسد او بیش از آنکه بدنبال قهرمان شدن بوده باشد بدنبال این بوده که تاثیری مثبت در مسیر رو به آینده کشور خود داشته باشد
محمد کیا
خاتمي قائل به انقلاب و تغيير نظام نيست بلكه كاملا اصلاح در سيستم و نظام را دنبال ميكند و نه چيز ديگر و اصلاح مگر به غير از انتخابات از راه ديگري حاصل ميشود،انصافا من كه اخبار و نوشته هاي روزنامه ها و خبركزاريهاي اينترنتي را روزانه و به طور مرتب پيگيري ميكنم هيچ جا نديدم خاتمي گفته باشد راي نميدهم يا راي ندهيد و يا پاي صندوق نمي روم و يا توصيه به نرفتن پاي صندوق كرده باشد ./اولا رفتار خاتمي كاملا منطقي و به دور از هرگونه بي اعتنايي به علاقمندانش بود. ثانيا اگر خاتمي را كه انصافا چهره اي بسيار متعادل در ميان مسؤلين اين نظام از شخص آقاي خميني تا امروز بوده بخواهيد حذف كنيد (همان آرزوي تند روهاي خشن ) ديگر چه كسي را به عنوان اداره كننده احتمالي جامعه به عنوان رئيس جمهور داريد .
حامد شریف پور
خاتمی همین است که می بینید و می شناسید و خودش را هم اصلاح طلب می داند که باید همین نظام را اصلاح کرد؛ اینکه درست فکر می کند یا غلط مهم نیست،او نماینده یک مسیر است، حال هرکس به نظرش این راه درست می آید در این مسیر قرار می گیرد وگرنه به راههای دیگری می تواند بیندیشد و حرکت کند؛ ما نباید انتظار دیگری داشته باشیم.
سمانه ابلپور
من هم مثل همه خبر رای دادن آقای خاتمی برام شوکه کننده بود، اما تو مراحل مختلف یک سوال اساسی ذهنم رو درگیر می کنه، و اون این هست که آقای خاتمی کوچکترین منفعتی در طرف مقابل نداره، تمام این سال ها جز آزار و تحقیر و توهین چیزی ازشون ندیده، اما باز سر یک بزنگاه هایی کارهایی رو کرده که فحش بارون ما شده، به نظر من فحش ما دردش برای خاتمی خیلی خیلی بیشتر از همه اون آزارها هست. اما خاتمی باز هم کارهایی رو کرده که خیلی وقت ها نتیجه های خوبی داشته که دیر فهمیدیم. این بار اما حس انتظار برای دیدن نتیجه رو هم ندارم اما باز هم صبر می کنم تا حرف هاش رو بشنوم، خاتمی مرد بزرگی در تاریخ ایران است
اکبر بیات
به نظر من راي دادن خاتمي به خودش ربط داره و اصلن ربطي به شروطي كه گذاشت نداره ؛ شروط خاتمي براي شركت جريان اصلاح طلب بود و هيچ وقت نگفت اگه شروطمون پذيرفته نشه حتي راي نمي ديم .
مجتبی رحمتی
جنبش سبز از یک فضای نسبتاً باز سیاسی واز دل یک انتخابات در چاچوب جمهوری اسلامی متولد شد رای آقای خاتمی و تحریم با هم همخوانی دارند ، به شرطی که همه ، کار خاتمی را تخطئه نکنند وبجای آن از او حمایت کنند ، آنوقت خاتمی با یک پشتوانه می تونه با حکومت که که همه جوره وضعیت با ثباتی نداره، وارد گفتگو بشه .
مرتضی کاظمیان
معترضان و منتقدان خاتمی البته محق اند به اعتراض و نقد، ولی کلیت بحث من، رعایت کردن ملاحظات راهبردی و اخلاقی در هنگام نقد بود.نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه -صرف نظر از نقطه عزیمت ها و خاستگاه ها و تعلقات- می توانند روی حوزه های مشترک، و چشم انداز مشترک (مثلا خروج از وضع موجود از کریدور انتخابات آزاد و سالم و منصفانه) همراه و همدل شوند. در مورد این که آقای خاتمی «سرمایه اجتماعی» خود را چقدر پاس داشته و رعایت کرده، من نفیا و اثباتا وارد نشدم؛ مخاطب این مکتوب، معترضان و منتقدان و طرف های گفتوگو (در مورد مشارکت آقای خاتمی در انتخابات) بود.
احمدرضا طالبی
آقای خاتمی کی گفتند رای نمی دن که حالا بیان توضیح بدن به تک تک افکار عمومی که چرا رای دادن ؟ مگه اصلاحات ما درون نظام نیست ؟ پس باید عمل آقای خاتمی هم در همین چهارچوب دیده بشه . مگه قهر کاری رو حل می کنه ؟ خاتمی رهبر اصلاحاته وباید به حرفش ومتدش احترام گذاشت وتبعیت کرد؛ حالا هر کس که خاتمی رو تا حالا نشناخته و روشش رو درک نکرده نباید انتظاری مطابق با خواسته خودش از ایشون داشته باشه . فراموش نکنیم که اصلا متد اصلاحات در منش خاتمی شکل گرفت نه کسانی که با این اسم اصلاحات مشهور شدند و حالا شدند چهره و فقط انتقاد و قهر پیشه کردند .
امین فلاح
دوستان سبز اندیش من ؛ حرکت های آقای خاتمی را رصد کنید، آقای خاتمی در حال اقدام خاص برای رهایی همه دوستان از این بلاها هست، اقدامات خاتمی کم هزینه ترین از هر لحاظ برای همه ماها می باشد، خواهشاً دقت کنید، منصفانه بنگرید ، اگه ما منصف نباشیم چه فرقی بین ما ها و تندروهای اصولگرا هست.
شاه بیت توجیهات و آن دسته از طرفدارانس که رای دادن او را درست ارزیابی میکنند ، در توجیه عمل او ” باز نگهداشتن در آشتی “است . سئوال این است که آشتی با کی؟ در طول تاریخ اقوام مختلفی هجوم آوردند . کشتند و خراب کردند ، یا رفتند و یا در این ملت مستحیل شدند . این همه با اتکا به قدرت خود و ضعف حکومت آمدند ، نه به دعوت و خواست ملت ایران . ما اینها که امروز ملتی را به اسارت گرفته و جمع بزرگی را هم آواره کرده اند ، به دست ملت ایران به این موقعیت رسیدند با حیله ای که در آستین داشتند و دینی که بر زبان و نه در دل . اینها که خاتمی بر سرآشتی با آنان است چه ستمی میشد کرد ، که نکردند . آیا در این 33 سال حتی یک نفر از عمال حکومت به خاطر قتل و تجاوزهایی که انجام داده اند ، ستمهای دیگر پیش کش ، حتی مواخذه شده است ؟ آیا میزان خسارتهای وارده به کشوردر این دوره بیش از تمام خساراتی که در طول تاریخ از طرف بیگانگان ، از اسکندر تا صدام ، وارد شده است ، نیست؟ آیا حتی اصلی از اصول اخلاقی هست که زیر پا نگذاشته باشند ؟ کسانی را به خانه آوردیم ، جانمان را گرفتند و مالمان را بردند و به ناموسمان هم رحم نکردند و خانه را هم خراب کردند . خدا خیرت بدهد که میخواهی در آشتی را باز نگه داری ،آقای خاتمی .
ایراد به خاتمی وارد نیست اوبارها ثابت کرده حاضراست برای حفظ نظام از شعار هایش بگذرد چیزی که اودر ذهن خود به دنبال ان در این نظام است محقق نخواهد شد وصرفا از او به عنوان ضد یخ استفاده خواهد شد تادر مواقع لزوم سردی تنور انتاخابات را گرم کند امید که رهبران سیاسی یا حداقل کسانی که در ظاهر این عنوانها را دارند به جای مصلحت گرایی شجاعت برخورد قاطع را داشته باشند همانند مراجعی بزرگی که اعتراض خود را نه با بوغ وکرنا بلکهبی سر وصدا وبذون جنجال اعبلم میکنند
خاتمي در انتخاب بين نظام و مردم ، نظام رو انتخاب كرد چون هنوز نمي دونه نظام زيرمجموعه مردمه و اون هنوز به اصل ديكتاتورمآبانه ولايت فقيه اعتقاد داره!
خاتمی به عنوان یک آخوند، خود، یک سر این دعواست. بر او به بخشایید که میداند که اگر این هایی که نامشان به زبان آخوند ها، عوام است، روزی قدرت بگیرند که میگیرند چون تعدادشان زیاد است و ایمانشان خیلی بیشتر از امثال خاتمی، این بازی عوام و خواص را بر هم خواهند زد و آخوندها از نخبگی بدر خواهند آمد. خود این القاب خود بیانگر نگاه امثال او به مردم عادی است (عالم، دانشمند، نخبه، خواص و البته تمام آن کلماتی به به الله ختم می شود). خدا چراغی است که با آن گزیده تر کالا می برند. همین و بس. برای یک ذهن فعال فرقی بین خاتمی و خامنه ای و رفسنجانی نیست، فقط این دو تای آخری به اندازه خامنه ای کودن نیستند که خیال کنند که این نظم همیشگی است. آنها می خواهند با هزار ترفند عمر این نظم را طولانی تر کنند. مبادا که موفق شوند.
من هم با تحریم مخالف بودم، ولی وقتی شورای راه سبز و قاطبه فعالان خارج از کشور دعوت به تحریم کردند، من هم شرکت نکردم و الان به نظرم میرسد حرکت اشتباهی بود، چون هیچ دستاوردی برای جنبش نداشت.
اما خاتمی: یادم هست شورا نخست بیانیه داده بود به نفع شرکت در انتخابات با این استدلال درست که اکنون فرایند مهمتر از برایند است. بعد ناگهان خاتمی نطقی کرد و طی آن سه شرط برای شرکت اصلاحطلبان مقرر کرد. سه شرطی که هرگز نظام نمیپذیرفت. بعد ناگهان نظر شورا و همه اصلاحطلبها برگشت و رسیدند به تحریمی که دیدیم چه بی خاصیت و کم استقبال بود. و ضربه نهایی را شخص خاتمی وارد کرد با آن رای دادن یواشکی اش.
خاتمی با این کار هم جایگاهش در میان بدنه اصلاحطلبها را از دست داد و هم موقعیتش در داخل حکومت را. حالا شده یک مهره سوخته. و این بزرگترین خیانت او به جنبش آزادیخواهی مردم ایران بود.