پنجاهمین جشن تولد علیرضا رجایی

مدتی پیش وبسایت زیتون به مناسبت پنجاهمین جشن تولد علیرضا رجایی، فعال ملی – مذهبی جشن‌نامه ای منتشر کرد. وبسایت ملی – مذهبی به پاس فداکاری دکتر رجایی  این جشن نامه را بازنشر می کند  و برخی مقالات که پیشتر درمورد علیرضا رجایی منتشر کرده بر آن افزوده است. بدون تردید این جشن نامه ها و این یادآوری ها نشانه ای از ارج نهادن به رنجِ علیرضا رجایی برای اعتلای مردم کشورش هست.

چراغی برای ایران

مرتضی کاظمیان

۲۸ مهرماه علیرضا رجایی ۵۵ ساله می‌شود؛ سرمایه‌ای که استبداد دینی مانع شد تا به جایگاهی نایل شود که در خور دانش و تجربه سیاسی و ویژگی‌های اخلاقی و توانمندی‌های تخصصی و محبوبیت اجتماعی اوست، و نگذاشت کشور و ملتی از برکات وجودش به‌قدر لازم برخوردار باشد.

ادامه مطلب

ایمان علیرضا رجایی به حقیقت،آزادی و عدالت

حبیب الله پیمان

برای کسانی دل بسوزانید که در سراشیبی اضمحلال وبی آیندگی درحرکت اند، نه برای علیرضا رجایی که به فرایند حقیقت، آزادی، عدالت و زیبایی وفادارمانده است و رو به تعالی ونامیرایی دارد.

ادامه مطلب

علی‌رضا رجایی و رنج هایش

سعید مدنی

🔺مطابق آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی، مسئولیت سلامت جسمی و روانی محکومان برعهده این سازمان و مدیریت زندان است. این وظیفه در مواد ۱۰۲ تا ۱۰۴ و ۱۱۱ تا ۱۱۸ آیین‌نامه مورد اشاره به‌صراحت آمده است.

ادامه مطلب

عشق و رسالت

محمدجواد غلامرضا کاشی

علیرضا رجایی برای مرخصی از زندان آمده بود. دوستانی توصیه کردند به جای اینکه ما به خانه‌اش برویم، او را دعوت کنیم تا در محفل ما حضور پیدا کند. جلسه خوبی بود. به جای اینکه به دیدارهای متعارف با زندانیان اختصاص پیدا کند، نشستیم دو سه ساعتی بحث کردیم. هفت یا هشت نفر در جلسه حضور داشتند. تقریباً همه با او مخالف بودند. حتی من. او اما یک تنه ایستاد و تا آخر از مواضع خود دفاع ‌کرد.

ادامه مطلب

برادرم رجایی : او معلم من است!

فاطمه گوارایی

با او در شورای فعالان آشنا شدم .اما رابطه ما به آرامی از یک هم کنشی سیاسی ، فکری و بینشی به یک رابطه عمیق عاطفی منجر گردید .

رجایی برای من فراتر از یک هم فکر بوده است . به جرات میتوانم بگویم او و برادرم مسعود پدرام از جمله کسانی بوده و هستند که شیوه دیگری را در زیست سیاسی به من آموختند : پارسایی اخلاقی و تقوی روحی که از ایمان ، یقین ، نور و دوستی خدا سرچشمه میگیرد .

ادامه مطلب

همچو ایوب در بلا خوش باش!

محسن کدیور

سالروز تولد علیرضا رجایی است. این یادداشت کوتاه* که با چشم تر نوشته شده، شامل پنج نکته است: آن خنده ملیح! علیرضا و شکایت؟! وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس؛ پیوسته این بودش دعا: الصبر مفتاح الفرج؛ در ره عشق او بلاکش باش.

ادامه مطلب

سلامت رجایی و سرطان استبداد

عبدالکریم سروش

تولد علیرضا خجسته، کسالتش اندوهبار ولی شجاعتش دلیری‌زاست و فقط کسانی که از چنین شجاعتی برخوردارند حق دارند پا در راه مبارزه آزادی‌بخش بگذارند.

ادامه مطلب

علیرضا رجایی؛ نماد «متانت، نجابت و شرافت»

حسن یوسفی اشکوری

اگر کسی از من بپرسد با شناختی که شما از دکتر علیرضا رجایی دارید، او را در چند جمله معرفی کنید، بی‌درنگ خواهم گفت: نماد متانت، نجابت و شرافت. این شناخت من برآمده از حدود سی سال آشنایی، همفکری و همکاری در اشکال مختلف کارهای فرهنگی و سیاسی است.

ادامه مطلب

ادب مرد به زدولت اوست

اردشیر امیرارجمند

علیرضا رجایی الگوی روشنفکر نیک‌اندیش، کم‌گفتار، خوش‌رفتار، شجاع، صبور و حقیقتا مردمی است. علیرضا دری نادر در عرصه سیاسی و اجتماعی ماست. این سخن از سر تمجید نیست. به آن عمیقا باور دارم. اگر نمونه‌هایی چون علیرضا بیشتر بودند تردید ندارم که حال ما اکنون خیلی خوش‌تر از این بود که هست.

ادامه مطلب

خنده‌های زیبای یک دوست

مهدی امینی‌زاده

هرچه کوشش می‌کنم که به‌خاطر بیاورم نخستین بار کی علیرضا رجایی را ملاقات کردم، موفق نمی‌شوم؛ انگار همیشه بوده ‌است؛ از اول اول، پررنگ‌ترین تصویری که از او در  ذهنم حک شده و همین الان می‌توانم چشمانم را ببندم و به‌وضوح آن را ببینم، خنده‌های زیبای اوست که بعد از چند ثانیه با چیزی شبیه شرم یا گوشه‌گیری آمیخته می‌شود.

ادامه مطلب

رستگاری با چشمان بسته

امین بزرگیان

مجسمه‌ای باقی مانده از قرون وسطی در موزه کاتادرال شهر استراسبورگ فرانسه نگهداری می‌شود که پیشتر یکی از دو مجسمه اصلی درگاه کلیسای شهر بوده است. نام مجسمه Synagoga برگرفته از کلمه‌ای لاتین و به معنای کنیسه یهودیان است. Synagoga در کنار جفت‌اش اکلشیا Ecclesia نمادهای کاتادرال مهم استراسبورگ‌ در طول تاریخ مسیحیت‌اند.

ادامه مطلب

رجایی؛ نماینده‌ای ماندگار

پزمان تهوری

مجلس شورای اسلامی طی ده دوره گذشته حدود سه هزار نماینده را به خود دیده است؛ خیلی‌ها آمده‌اند و رفته‌اند اما آنها که نام‌شان مانده انگشت شمارند. بی‌شک یکی از آنها که نامش از دفتر خاطرات مجلس پاک‌نشدنی است، دکتر علیرضا رجایی است. روزنامه‌نگار و از پیشگامان جنبش ملی ـ مذهبیون ایران که با رأی مردم تهران به مجلس ششم راه یافت و با رأی منصوبان رهبری در نهاد شورای نگهبان از تکیه بر کرسی نمایندگی مردم بازماند.

ادامه مطلب

دنیا در چشمانش کوچک است

امیرعلی بنی‌اسدی

آن نیم‌نفس که با تو بودم سرمایه عمر جاودان شد.

پاییز ۸۷ بود. نشسته بودیم در بنیاد فرهنگی بازرگان. مدتی از شروع پخش سریال “روزگار قریب” می‌گذشت. “روزگار قریب” با پخش صحنه‌هایی که در آن حسن بابک در نقش مهندس بازرگان به ایفای نقش پرداخته بود تابوشکنی کرده بود.

ادامه مطلب

در تپش باغ

سروش دباغ

چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:/ وسیع باش و تنها، /سر به زیر و سخت»؛ سطور پیش‌رو را به مناسبت در رسیدن سالروز تولد دوست گرامی، علیرضا رجایی نازنین می‌نویسم.

در دهه‌ی هفتاد شمسی، در دوران اصلاحات، رجایی را چند بار در روزنامه‌های “جامعه” و “عصر آزادگان” دیده بودم.

ادامه مطلب

برای تولد صبور مقاوم، رجایی

تقی رحمانی

داستان تلخی است داستان رجایی؛ اما حکایت انسانی است، و داستان وفاداری به اصول.

اری، حدیث صبوری و نرمی و مدارا در برابر بی‌رحمی است که کینه عقیدتی سپاه و برخورد نامردانه بازجوها و دادستانی، سرنوشتی دردناک برای کسی رمق زد که به‌راحتی از حق نمایندگی خود در مجلس ششم  برای پیشبرد اصلاحات گذشت. رجایی حتی اعتراض حقوقی هم نکرد اگرچه مخالف  و منتقد ماند.

ادامه مطلب

مساله روحانیت و بسط ایدئولوژی در ایران

محمد حیدری

اشاره: این نوشته مروری بر رساله دکتری علیرضا رجایی است. او از رساله خود با عنوان “بسط ایدئولوژی در ایران” حدود ده سال پیش دفاع کرد. رساله مزبور برای دریافت دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران نوشته شده بود.

ادامه مطلب

علیرضا رجایی و رد تئوری بقا

کوروش رحیم خانی

تردید نیست که علیرضا به سنتی در روزنامه‌نگاری ایران تعلق دارد که بدون توجه به ملاحظات  و بقا می‌کوشد تا  مرزها و خط قرمزهای نظام اقتدارگرا را به چالش بگیرد؛ ولی ویژگی مهم‌تر علیرضا این است که گرفتار مرزهای خودساخته‌ای نیست که قربانیان نظام استبدادی را تقسیم‌بندی می‌کند.

ادامه مطلب

برای علیرضا رجایی که بی‌دهان خندیده است

محمد رهبر

حالا وقتی چشم‌ها را می‌بندم و به سال‌های دور می‌روم به آخرهای دهه هفتاد که جوانی بود و شور بود و امید و آن تحریریه روزنامه که مثل معبدی از صبح تا شب معتکفش بودیم و می‌رفتیم و می‌آمدیم و با دست پر از خبر و مطلب، صفحه‌های روزنامه را می‌بستیم. علیرضا رجایی را می‌بینم که گوشه‌ای از سرویس سیاسی نشسته و سر به زیر نوشته‌هایمان را می‌خواند و در سکوت، بی اینکه به رویش بیاورد که چه قدر در خبرنویسی مشکل داریم، خط می‌زد و دوباره می‌نوشت

ادامه مطلب

الگویی برای روزنامه‌نگاری و سیاست‌ورزی

محمدرضا سرداری

سال ۷۷ بود. سال شکوفایی مطبوعات مستقل پس از سال‌ها اختناق سیاسی و من جوانی ۲۳ ساله بودم و در آن فضای پرنشاط اجتماعی حاصل از «دوم خرداد: در جستجوی فرصتی برای رشد و پیشرفت. گرچه زود توانستم موقعیتی در دولت برخاسته از رای مردم کسب کنم، اما پشت‌میزنشینی عطش بالای آن روزها را مرتفع نمی‌کرد. حوادث پشت سر هم رخ می‌داد و من و دوستانم بی‌صبرانه به‌دنبال مکانی برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از آن فضا بودیم. تا این‌که پیگیری‌ها نتیجه داد.

ادامه مطلب

رجایی و مدارای مبتنی بر عرفان

پیمان عارف

پرده اول، اول مرداد ۱۳۷۸

به خون آغشته و زخمی از بازداشت سپاه تبریز به قید قرار تأمین تا زمان دادگاه آزاد می‌شوم؛ روزنامه‌های اصلاح‌طلب را ورق می‌زنم و از ظلمی که در یکشنبه سیاه ۲۰ تیر بر دانشگاه تبریز رفته خبر و اثری نمی‌یابم؛ بغض کرده از ستمی مضاعف و مظلومیتی دوچندان راهی تهران می‌شوم.

ادامه مطلب

جشن دانایی و بی‌قراری!

محمدجواد اکبرین

روزگاری نشانه‌ی دانایی، بی‌قراری بود؛ سخن علی‌بن‌ابی‌طالب دهان به دهان می‌گشت که خداوند از دانایان پیمان ستانده که بر زیاده‌خواری ظالم و نداریِ مظلوم قرار و آرام نگیرند: «و ما أخذالله علی العلماء أن لایقارّوا على کظه ظالم و صغبِ مظلوم».

ادامه مطلب

برای مردی از جنس زمان؛ برادرم علیرضا رجایی

سیامک قادری

در زمانه پرتلاطمی که رفتارها و گفتارها، هر روز به رنگی، سعی بر اختفای اندراس و کهنگی و آز نام و نآن خود دارند، چقدر جای خالی زُلال رفتار و صدق گفتار مردانی از جنس تو خالی است، برادرم.

ادامه مطلب

رجایی؛ تیغ بر صورت

حسین قاضیان

یک هفته‌ای است که قرار است درباره علیرضا رجایی چیزی بنویسم. نمی‌توانم. کلمه فرمان نمی‌برد. یک ماهی می‌شود که با خودم در کلنجار حرف‌ زدن یا نزدن با او هستم. دل فرمان نمی‌برد، کلمه پیش نمی‌رود. انگار یا چیزی برای گفتن ندارم یا شرمندگی کلمات شرمندگی خودم را به یاد می‌آورد. شرمندگی کاری نکردن یا نتوانستن، نه فقط در صحنه‌ی بزرگ روزگار که حتی برای رنجی که دوستی در دور دست می‌برد.

ادامه مطلب

رجایی؛ حجتی برای زمین و زمان ما

علی کلائی

چهره‌شان را از روزهای نمایشگاه‌های کتاب در غرفه “گام نو” به‌خاطر می‌آورم؛ با همان لبخند همیشگی، آرام به سخنانت گوش می‌دهد؛ نقدت را می‌شنود و پاسخ می‌گوید. چهره‌شان را از روزهای جلسات مختلفی به‌خاطر دارم؛ با همان لبخند آرام و متین؛ لبخندی که البته هنوز بر چهره‌اش هست.

ادامه مطلب

رجایی و امید

علی مزروعی

اگر اصلی‌ترین دغدغه آدمیان در هستی و زندگی را مسئله “چگونه زیستن” بدانیم به جرئت می‌توانم بگویم که علیرضا رجایی پاسخ آن‌را برای خود یافته و زندگی‌اش را بربنیاد آن سامان داده است، و از اینرو در این مسیر هر درد و رنج و هزینه‌ای را با آرامشی مثال‌زدنی تحمل و بلاموضوع کرده است.

ادامه مطلب

از صندلی بهارستان تا تخت زندان و بیمارستان

احسان مهرابی

یکی از روزهای پاییز ۷۸ اعضای شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در ساختمان این تشکل در کوچه «شهید رجب بیگی» مشغول تکمیل فهرست انتخاباتی مجلس ششم بودند که یکی از اعضای انجمن اسلامی امیر کبیر نامی جدید را پیشنهاد کرد. پیش از آن نام علیرضا رجایی برای برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت چندان آشنا نبود.

ادامه مطلب

روشنفکری مسئول، قربانی عدالت تراسیماخوسی

یاسر میردامادی

۱. مقدمه

علیرضا رجایی (زاده‌ی۲۸ مهر١٣۴۱خورشیدی) دانش‌آموخته‌ی دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران (موضوع تز دکترا: بسط ایدئولوژی در ایران)، فعال ملی‌ ـ مذهبی، نویسنده و تحلیل‌گر، روزنامه‌نگار، منتقد سیاسی، زندانی سیاسی سابق و ناشر سابق را می‌توان این‌گونه توصیف کرد: روشنفکری مسئول، قربانی عدالت تراسیماخوسی. من در این نوشته‌، که بر آن است تا زادروز پنجاه و پنج سالگی رجایی را گرامی بدارد، می‌کوشم به اختصار توضیح دهم که چرا او «روشنفکری مسئول» است و چرا او را می‌توان «قربانی عدالت تراسیماخوسی»دانست

ادامه مطلب

یادداشتى کوتاه در مورد مردى بزرگ

عباس میلانی

علیرضا رجایی از نوادر روزگار ماست؛ نماد برجسته‌ی نحله‌ای از تفکر است که می‌خواهد بین تشیع و تجدد، ایمان فردی و دموکراسی اجتماعی، آشتی و همدلی ایجاد کند. مهم‌تر اینکه با سلوک سخت ستودنی‌اش هم برای آن تفکر، غنا و اعتبار آورد و می‌آورد، و هم برای همه اهل سیاست و روزنامه‌نگاری و نشر ایران سرمشقی دوست‌داشتنی از فروتنی، فداکاری، روشن‌اندیشی و روشمندی عمل و اندیشه اخلاقی فراهم کرده و می‌کند.

ادامه مطلب

رجایی؛ حجتی علیه استبداد

علی افشاری

علیرضا رجایی یکی از مظلوم‌ترین و شریف‌ترین روزنامه‌نگاران و کنشگران سیاسی ایران است که ویژگی‌های ممتاز متعددی دارد.

او از معدود فعالانی است که در عین اهتمام به برخورد عملی و پراتیک از دانش نظری عمیقی نیز برخوردار است. این خصوصیات ارزنده باعث شده است تا جایگاه خوبی در عرصه عمومی ایران کسب کند و صدالبته به همین دلیل  هم مورد خشم و عضب حکومت قرار بگیرد.

ادامه مطلب

 

زیبایی یک ننگ درصورت علیرضا رجایی

بعد از مدتی دانشکده ما پر شد از کسانی که برای به‌دست آوردن آینده بهتر لازم بود که علوم سیاسی یا روابط بین‌الملل خوانده باشند. به این ترتیب٬ دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران دهه شصت گذرگاه اکثر کسانی شد که بعدها به طیف اصلاح‌طلبان وارد شدند و حداقل برای مدتی در جایی کاره‌ای بودند و پست و مقامی داشتند.

ادامه مطلب

عید قربان، علیرضا رجائی و بی دهان خندیدن

محسن کدیور

از دانشگاه خسته به خانه رسیدم. شب عرفه بود. بنا داشتم در عظمت عرفه چیزی بنویسم. قبل از اینکه قلم بدست بگیرم سری به اخبار زدم. خبر زیر متوقفم کرد:

«پزشکان برای جلوگیری از پیشرفت بیماری علیرضا رجایی، که در دوران زندان به سرطان مبتلا شده بود، بخش هایی از فک فوقانی و عضلات صورت و همچنین چشم راست او را تخلیه کرده اند.»

ادامه مطلب

علیرضا رجایی، حقِ به یغما رفته!

سیاوش نیکان

این گزارش زمانی نوشته شد که علیرضا رجایی عضو شورای فعالان ملی مذهبی در زندان به سر می برد. زندانی با تبعات سنگین از جمله سرطان و دوری از خانواده. دکتر رجایی اخیرا به خاطر عمل سنگین جراحی  یک چشم خود و بخشی از گونه خود را از دست داده است. عدم رسیدگی به وضعیت ایشان در زندان باعث پیشرفت این بیماری شد تا حقوق از دست رفته او به خاطر ظلم و ستم حاکمیت افزایش یابد.

ادامه مطلب

فیلتر کردن مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.