فریدون خاوند، اقتصاددان و تحلیل گر مسائل اقتصادی در مصاحبه با روز میگوید، بحرانی که این روزها دامنگیر اقتصاد ایران شده میتواند زمینه را برای سودجویی و اختلاسهایی بزرگتر از "اختلاس ۳۰۰ میلیارد تومانی" فراهم کند. این استاد اقتصاد در مورد تاثیرات تحریمها میگوید: "مردم در حال حاضر گرفتار شدهاند. اینکه آنها برای تامین و تضمین داراییهای خود حاضرند به روپیه پاکستان پناه ببرند، خود نشان میدهد که تا چه اندازه در وضعیت دشواری به سر میبریم. بسیاری از کارخانهها در حال تعطیلی هستند، بسیاری دیگر تولیدات خود را به کشورهای دیگر منتقل کرده اند و در چنین شرایطی بیکاری تشدید شده است."
1390/12/26
نامه گروهی از فعالان سياسی، اجتماعی و فرهنگی به صدای آمريکا در مورد مصاحبه با پرويز ثابتی
صدای آمریکا در برنامه "افق" روز دوشنبه هشتم فوریه مصاحبه ای داشت با آقای پرویز ثابتی، مقام امنیتی رژیم سابق که نسل قبل از انقلاب با نام مبارک! و خدمات ارزنده! ایشان در پست مدیریت امنیت داخلی ساواک به خوبی آشنا هستند. آقای ثابتی پس از ثلث قرن سکوت! که به نظر می رسد در شرایط فعلی با برنامه ریزی جریانی شناخته شده، برای تخریب رقبای سیاسی و هموار کردن زمینه لازم به صحنه آمده است، در فرافکنی هنرمندانه و حساب شدهای مدعی می شود...
چرا و با چه معیار و مجوز حداقل اخلاقی یک شخص به خود اجازه می دهد در یک برنامه تلویزیونی زنده و در برابر میلیونها بیننده و شنونده اتهامی را متوجه یک شخص (آن هم شخصیت شناخته شده در سطح جهان) بکند که منبع آن (به تعبیر شریعتی) «آقای می گویند» است؟
در فضای رسانه ای، از جمله پايگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سياسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزيز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کردهاند. احترام به مردم و احساسات آنان ايجاب می کند که از همين طريق دوستانه و خودمانی مطالبی را بيان کنم.
در این بخش ویژه سعی شده گزیده ای از مهم ترین نظرات در کنار هم بیاید تاخواننده خود با افق های فکری مختلف و نظرات و ارزیابی های گوناگون در این رابطه مطلع شود.
بیانیه عده ای از فعالان ملی – مذهبی و نهضت آزادی ( خارج از کشور ) نیز یکی از معدود مواضع جمعی بود که در این رابطه سعی کرد از موضع بیطرفانهتر و منصفانهتری به این رخداد بنگرد.
در حالی که حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم همچنان خبرساز است برخی منابع غیررسمی اعلام کردهاند که وی در دیداری "جلوگیری از یک فاجعه" و "احتمال در حصر قرار گرفتن خود" را دلیل حضورش در انتخابات دانسته است.
برخی روزنامهنگاران در صفحات فیسبوک خود نوشتهاند که سیدمحمد خاتمی، در دیداری غیررسمی اعلام کرده است که دلیل حضورش در دماوند این بوده که "رای ندهد"، اما اخباری از یک "جلسه محرمانه" به وی میرسد که در آن عدهای ـ که مشخص نشده چه افرادی و از کدام نهادها و با چه گرایشی - تصمیم دارند در صورت عدم حضور "ته مانده اصلاحطلبان در انتخابات" آنها را بازداشت و زندانی کنند تا "ریشه بخشکد".
شرکت خاتمی در این انتخابات تنها در همین فضای دو قطبی قابل درک خواهد بود، چون ناگفته پیداست که خاتمی میان حمله ی نظامی یا جمهوری اسلامی طرف کدام سو را می گیرد. اردشیر امیرارجمند به جای آن که حرکت خاتمی را یک اقدام فردی بداند، بهتر است کمی در برابر فرصت سوزی های شورای هماهنگی مسئولیت پذیر باشد ...
تابستان 1376 دانشجوی سال دوم حقوق دانشگاه شهید بهشتی بودم. اولین بار بود که شور و شوق انتخاباتی را در زندگی تجربه می کردم. جیبهای مانتو و کیف و کلاسورم پر و خالی می شد از عکس و بروشور و دیگر ابزار تبلیغاتی شما، آقای خاتمی. صبح ها به بهانه دانشگاه از خانه خارج می شدم ولی مگر امکان داشت آن همه آزادی و شور و شوقی که در خیابان ها به یک باره حاکم شده بود را رها کرد و در آن دخمه بسته و خفقان آور دانشکده حقوق با آن محیط اطلاعاتیاش چپید؟ نمی دانستم آیا کار درستی می کنم یا نه؟ جرات نداشتم با کسی درباره شوقم صحبت کنم. نه با دوستانم و نه با خانواده. دوستانم از جنس خودم بودند. خانواده های انقلاب زده و خسته. بعضی با پیشینه انقلابی و سرخورده از انقلاب و برخی اساسا ضد انقلاب و منزوی از صحنه های سیاسی. خانواده خودم هم اظهر من الشمس بود. تنها کسی که بین دوستان و اقوام تا به حال پای صندوق های رأی رفته بود همانا خود من بودم که در انتخابات ریاست جمهوری یک دوره قبل و انتخابات مجلس به جبر شرکت کرده بودم چرا که به اصطلاح کنکوری بودم و ترس از مهر شناسنامه جایی برای تصمیمگیری بر مبنای خواست شخصی ام باقی نمی گذاشت.