هشت مارسی دیگر در راه است و هر سال که به این روز نزدیک می‌شوم، از خودم می‌پرسم ما در کجاییم؟ ما زنان در کجای این جاده پر از سنگلاخ نابرابری ایستاده ایم؟ به پشت سر که نگاه می‌کنم، جاده ای را می‌بینم که با تلاش تک تک فعالان زن کوبیده و هموار شده و با خود فکر می‌کنم چه روزهایی که این زنان بی مهابا خود را به دل این جاده خاکی و ناهموار می‌زدند، تا وجبی از آن را برای خود و دیگر زنان هموار سازند. یاد تلاش‌های شیرین عبادی، مهرانگیز کار، نوشین، رضوان، پروین اردلان، منصوره، شادی، نسرین، ژیلا، محبوبه، فاطمه و بیشمار زنانی که یکصدا برابری را فریاد کردند، از رنج نابرابری به هزاران شیوه گفتند و نوشتند و تنها راه همزیستی مسالمت آمیز را برابری جنسیتی و زیستی بدون خشونت اعلام کردند و چند صباحی از آن همه تلاش، نگذشته است.

تقویم را ورق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زنم! روزهای تاریخی همراه با مناسبت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که بر خود دارند یکی پس از دیگری از راه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسند و خود را با نخوت، به رخ دیگر روزها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کشند. مناسبت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها،و یادمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های... روز معلم، روز پرستار، روز کارگر، روز دانشجو، روز مین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روبی،... کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کم نزدیک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوم! روز بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داشت خواجه نصیرالدین طوسی؛ خیلی نزدیک می‌شوم... روز درخت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاری؛... پس کجا ثبت شده این روز؟ چرا اسمی، یادی، و نشانی از این روز در تقویم نیست، یعنی کجاست؟ مگر ممکن است روزی به این مهمی با پیشینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای غیر قابل انکار، به همین سادگی فراموش شود؟.

برخی عکس‌ها هستند که به اندازۀ یک کتاب با آدم حرف می‌زنند. بعضی عکسها، بدون آنکه عکاس قصد خاصی داشته بوده باشد، راست می‌گویند و گاه در این راست گویی بیانی نغز دارند.

چندی پیش دوستی برایم عکس‌هایی فرستاد مربوط به " افتتاح نمایشگاه دائمی مد ایرانی- اسلامی". البته اینطور که از مجموعۀ عکس‌ها پیداست این مد "ایرانی- اسلامی" تنها مربوط به زنان است و ظاهراً دست اندرکاران نمایشگاه خواسته‌اند همه نوع سلیقه و عقیدۀ پوشاکیِ مجاز برای زنان را در آن عرضه کنند.

انواع روسری که به شیوه‌های گوناگون مو‌ها، گردن و گاهاً بخشی از چانه را می‌پوشانند روی سر مانکن‌های بی تن قرار دارند. در بخشی دیگر مدل‌های چادر به نمایش در آمده‌اند. برخی از آنها دو طبقه‌اند، بعضی مجهز به روبنده‌اند و برخی دیگر ملیله دوزی‌های درباریان قاجار را به یاد می‌آورند.

در گفتگو با سارا شاد

در آستانه روز جهانی زن، با مهرداد درویش پور، جامعه شناس مقیم سوئد درباره خشونت‌های ناموسی به گفتگو نشستم. پدیده ای که اگرچه در میان خانواده‌های مهاجر ساکن سوئد مشاهده شده و برخی آن را به فرهنگ ناموس گرایانه نسبت داده‌اند اما به گفته این جامعه شناس نباید آن را در نظریه‌های مبتنی بر تفاوت‌های فرهنگی محدود کرد. به اعتقاد او تنها خانواده‌های مهاجر نیستند که با میراث فرهنگ پدرسالار خود خشونت ناموسی را دامن میزنند. جامعه اکثریت هم با تبعیض نژادی گرایش به پدرسالاری و مردسالاری را به ویژه در میان مردان مهاجر تشدید می‌کند و با رفتارهای تبعیض گرایانه خود زمینه رشد خشونت در خانواده‌های مهاجر را افزایش می‌دهد. در ادامه گفتگوی مفصل من را با درویش پور می‌خوانید.

موقعیت زن ایرانی در جامعه ی سنتی عجین شده با مذهب ایرانی، از دیرباز تا به کنون دستخوش تلاطم و تغییرات بسیاری بوده است. موقعیت زنان در نتیجه ی عوامل مختلف، تغییر کرده و بسته به شرایط تاریخی و یا موقعیت حساس سیاسی جامعه خود، جایگاه‌های متفاوتی را کسب کرده است. البته تغییر موقعیت زنان در جوامع امروزی تنها محدود به ایران نیست بلکه در سراسر دنیا بسته به: میزان توانِ جمعی زنان، میزان سازمانیابی آنان، گستردگی فعالیت‌ها، و نیز نوع اعمال قوانین و سیاست‌های عمومی دولت، این تغییر جایگاه و نوساناتِ منتج از آن، به طور مداوم اتفاق می‌افتد. می‌توان گفت شرایط سیاسی و اجتماعی در هر دوره بر روند این تغییر موقعیت تأثیر بسزایی گذاشته است تا آنجایی که عدم ثبات در موقعیت زنان به خصوص در کشورهایی چون ایران معلول همین شرایط پُر نوسان بوده است.

زن در مركز دايرۀ هستي نقطۀ نخستين و فصل آغازین زندگی است که حتی در روان تكنيك زدۀ امـروزين كه از حقيقت خود، كه همـان طبيعت است، فاصله‌های گسترده گرفته و از آن دور و با آن بيگانه شده است، با قدرت تمام زندگی می‌پراکند.

نيروي زايندۀ زن كه در كالبد مادر خداي آسماني سـومـري – نامو- پديدار شد و اينك «آنيـما» خوانده مي شود، به گفتۀ یونگ، تا به جاي نخستين خود كه حضور توأمان زنانه و مادرانه در جان هستی است باز نگردد، جهان مغشوش كنوني كه آكنده از کینه و خشونت است به آرامش باز نخواهد گشت، که درشتی به منطق هستی خواهد باخت.

قرار بود در هشتم مارس سال 88، به مناسبت روزجهانی زن، «موزه زنان ایران» اعلام موجودیت کند که نکرد.

قرار بود در آن روز نمایشگاهی از جوایز زنان ایرانی در صد سال اخیر برگزار شود و از این راه موزه زنان همچون هدیه ای از خود به خود در کنار خواهران و یاران جنبشی معرفی بشود که نشد. راز سر به مهرکه نیست، از آن سال کبیسه تاکنون کاردیگری هم نشد. مگر بند بند زندان‌هایی که خوب پرشد.

جلسات تاسیس "موزه زنان ایران" در آن وقایع پس از انتخابات که مهمانی رفتن هم میتوانست جرم باشد به سختی تشکیل می‌شد بدان امید که به شرط پایداری، نهادی باشد برای گردآوری و نگهداری تاریخ زنان و نیزرسانه ای پویا درنقل تاریخ زنانی که از صد سال پیش در پی دستیابی به حقوق خویش در شهر فریاد برابری سر داده بودند و صدای شان هنوز از خیابان‌های اطراف به گوش می‌رسید.

نقطه چین این چالش‌ها و سازش‌ها از گروگان‌گیری تا تعامل در باره عراق و افغانستان و از ماجرای مک‌فارلین گرفته تا جدال هسته‌ای کنونی سیر پر ماجرایی است. آخرین حلقه این چالش به تحریم‌های اقتصادی رسیده است. تحریم‌هایی که زندگی روزمره مردم میهن‌مان را نیز تحت‌الشعاع این کشمکش‌ها و توسعه‌طلبی‌ها و ماجراجویی‌ها قرار داده است.

تاریخ نوع بشر از پیدایش انسان تا عصر حاضر بیش از یک میلیون سال تخمین زده می‌شود. در نخستین مراحل تاریخ انسان، نه از ملتهای مختلف خبری بود و نه از دولتها؛ انسان به صورت گروه‌ها، کلانها و یا قبایل کوچک زندگی می‌کرده است که این عصر، تحت عنوان «جامعه ابتدایی» نامیده شده است. هیچ نوع طبقه‌بندی نژادی، جنسیتی، ملیتی، و... در این دوران گزارش نشده است.

انسان کنونی در فاصله هزاره چهلم تا دوازدهم قبل ازمیلاد (پارینه سنگی علیا) به ظهور رسید. باستان شناسان هیچگونه تفاوت اساسی به غیر از تفاوتهای خارجی و طبیعی (رنگ پوست، مو، قد) گزارش نکرده‌اند. اولین جامعه انسانی با نماد مادرسالاری مشخص می‌شود، خویشاوندی گروه با نسبت فرزندان به مادر، تشکیل می‌شد.

از روز ۸ مارس ۱۸۷۵ که زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كار و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد دست به تظاهرات زدند و این حركت به درگیری قهر آمیز با پلیس آمريکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تطاهرات حمله کرد و آنرا سركوب نمود تا به امروز بیش از صد سال می¬گذرد. ادامه اعتراضات هر ساله به حالت آشکار یا مخفی و طرح خواستهایی چون 10 ساعت برای کار روزانه ، حق رای برای زنان و ممنوعیت کار برای کودکان منجر به ثبت نخستین روز ملی زنان در امریکا در 8 مارس 1909 گردید .