آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، محتوای حکومت آینده است و بر این اساس کلیه سازمان‌ها و کلیه فعالان سیاسی می‌توانند بر سر محتوای نظام سیاسی آینده بر مبنای 1 ـ تمامیت ارضی ایران 2 ـ جدایی دین از حکومت 3 ـ اجرای مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و 4 ـ اجرای سیستم دمکراتیک و استفاده از حق رای در تشکیل نهادهای حکومتی، توافق و تفاهم کنند.

در گفت و گوی با یوحنا نجدی (چراغ آزادی)

توصیه من به اپوزیسیون خارج این است که نخست هدف مشخصی را که کنگره دنبال آن است تعیین کنید و نظر خودتان را با صراحت نسبت به قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه اعلام نمایید و در اساسنامه کنگره تعیین کنید هر گروهی برحسب موقعیت خود چند نماینده در کنگره خواهد داشت تا احزاب و گروه ها و سازمان ها بتوانند با آگاهی کامل از برنامه کنگره، تصمیم بگیرند.

«اتحاد» برای «دموکراسی» نه ممکن است و نه اثربخش؛ و اگر قرار است بين نيروهای از هم گسيخته اپوزيسيون اتحادی صورت گيرد، بحث بايد از جايگاهی آکادميک و عام به جايگاهی روزمره و خاص تغيير منزل دهد و محوری غيرانتزاعی و ملموس برای آن پيدا شود؛ يعنی لازم است که بحث را از آسمان فرود آورد و بر زمين نشاند.

تشکلی باید درست شود که همان طور که در برخی دیگر از کشورهای دنیا تجربه شده هم مردم ایران بدانند که تکلیف‌شان با کیست و هم اگر قرار شد کشورهای دیگر طرف مذاکره ای داشته باشند بدانند

امروزه نمی‌توان تنها بر گرد اصول کلی چون جمهوری، دموکراسی، حقوق بشر و جدایی دولت و دین، بر گرد شعار سرنگونی جمهوری اسلامی و یا شعار‌هایی پایین‌تر و محدود‌تر چون انتخابات آزاد و از این قبیل... دست به ایجاد اتحاد‌ها یا بلوک‌‌های بزرگ جمهوری‌خواهی، دموکراتیک و یا چپ زد. امروزه نمی‌توان به منظور ایجاد اتحادی بزرگ و فراگیر، از مسایل پسا‌ جمهوری اسلامی در حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قطع ‌‌نظر کرد. مسائلی که به راستی و به ناگزیر در مورد آن‌ها در جامعه تفرق، تضاد و تعارض وجود‌ دارد و خواهد داشت. امروزه نمی‌توان مسایل مورد اختلاف و نزاع اجتماعی را به خاطر دست‌رسی به «وفاق» یا «اتحاد» بزرگ که موهوم و غیر قابل تحقق‌اند، به طور موقت کنار گذارد، دور زد و یا فرصت‌طلبانه در پرانتز قرار داد.

منظور این مقاله اثبات این مسئله است که برای پی‌ریزی استراتژی انتخابات آزاد مسیری جز "اتحاد و همبستگی ملی"، "سازمان یافتگی ائتلاف و سازمانها و گروها" و "اتفاق نظر و اتحاد در هدف" ممکن نیست. و برای این منظور باید گفت‌وگوی سازمان یافته و هدفمندی که شفاف و علنی باشد، آغاز شود و شرط موفقیت آن شرکت مستقیم احزاب و سازمان‌های سیاسی برون مرزی و شخصیت‌ها و روشنفکران، نهاد‌های مدنی و شهروندان ایرانی خواهد بود.
در پاسخ به سوال: «پیشنهاد و توصیه من به هر دوست، تمرکز روشنگرانه و مدبرانه بحث است روی پاسخ‌دهی به اصل پرسش ملی "چه باید کرد؟"» گفت‌وگوی سازمان یافته و هدفمند می‌تواند و باید تاکتیک مرحله‌ای اپوزیسیون برون‌مرزی باشد.

نامه مادر سهراب اعرابی به محمد خاتمی و جوابیه آن

آقای خاتمی عزیز، روزی که شنیدم شما رای دادید اول شوک شدم ولی بعد از چند ساعت احساس کردم خیلی بزرگوارید و دست آنها را خیلی خوب خواندید و برای رسیدن به آرمان های بزرگ، همیشه همراه مردم خواهید بود، همچنانکه در هشت سال ریاست جمهوری تان آبروی مردم را در جهان حفظ کردید.

هشت مارس روز جهانی زن روز مهمی در سراسر جهان است ، روزی که هر چند درباره نیمی از جمعیت جهان است اما مسئله اش به تمامی مردم و انسان‌های روی این کره خاکی مربوط می شود.

بزرگ‌داشت این روز اما در جای جای جهان متفاوت است. این روز در سرزمین ما اینک به سختی و دشواری قابل یادآوری است و بزرگ‌داشت‌اش یا با ممانعت روبرو می‌شود و یا باید آرام و پنهانی برگزار شود.

خوشبختانه ما اپوزيسيون ايرانی در تبعيد، مناسبت برای مبارزات انقلابی خود در اين سی و سه سالی که گذشت کم نداشته‌ايم، و برای سی و سه سال آينده هم فکر نمی‌کنم که کم داشته باشيم.

به همين دليل است که در سی و سه سال گذشته، توانسته‌ايم سالانه به طور متوسط ده بار نظام ملايان را با مقالات و بيانیه‌ها و آکسيون‌های خود ساقط کنيم، يا ـ حداقل ـ با شعار‌های کوبنده‌ای مثل «مرگ بر ...»، «درود بر ...»، «پيش به سوی...»، «پيروز باد ...» الی آخر، لرزه بر اندام ديکتاتوری و خفقان و ستم مدنی و طبقاتی بيافکنيم.