امروز در این دنیایی که دهکده اش میخوانند ما ایرانی ها باید بسیار بد شانس باشیم که در این گوشه کره خاکی زیست میکنیم ، گوشه ای که عسس و پاسبان جزء لاینفک زندگی رسانه ایست و پا گذاشتن در آن مسیر راه رفتن بر ریسمانی است که با تلنگری شاید دیگر خود را هیچ وقت روبرو آیینه ای نبینی .

ای ابلیس ، چه بگویم ؟ بهتر است بساطت را جمع کنی و بروی . مریدانت آنچنان درسهایت را از بر کرده اند و خود مبتکر شده اند و بر آن تعلیقه نوشته اند که هر روز اختراعی میکنند و به کشفیاتی میرسند که تو در خواب هم نمی بینی .

روزهایی مثل 25 بهمن به ما می آموزد که اعتراض خاموش نمی‌شود بلکه به دلیل عمومی بودن آن نیاز به رهبری و هماهنگی معین مبتنی بر راهبردی واقعی و ممکن دارد. اسب تروای 22 بهمن88 یک شکست بود. اما فراخوان 25 بهمن89 پیروزی بزرگی برای جنبش محسوب می‌شود که حاکمیت را به هراس انداخت.

بی تفاوتی و سکوت از یکسو دام دیگری است پهن گشته به دست اقتدار گرایان ،که زینهار درافتادن در چنین دامی سرخوردگی و رو گردانی از تلاشهای اصلاح طلبانه ی داخلی راسبب گشته و انگاره ی امداد طلبی از فراسوی مرزها را دامن میزند،انگاره ای که همواره از پس شکست مسالمت و گفتگو، برای اصلاح سازو کارهای آزموده رخ می نماید و جامععه رادر استانه ی اعمال خشونت برای گذر از نظم مستقر قرار می دهد .

باید سلامی از اعماق وجود بر پیرمرد زنده دل آقای دکتر ملکی کرد.به قلم که توتم توست درود میفرستم. مردانی مثل شما زاییده شدند از رحم یکصد و پنجاه سال مبارزه جهت آزادی . بر شما درود می فرستم و قلم نازنینتان را میبوسم.

مجله به آسانی می توانست در گفتگوهایی کوتاه با مهندس امیرانتظام و دکتریزدی از صحت و سقم ماجرا و موضوعات پیرامونی اطلاع حاصل کرده و سپس به انتشار این اتهامات مبادرت ورزد.

مدعیان بصیرت ، افکار و اندیشه و عملکرد 8 ساله خود را مورد تهاجم قرار داده و فرزند ناخلف خود را نامشروع و منحرف میدانند . آنچه بر آن افتخار میکردند و تمامی مقدسات و فرهنگ و تمدنی دیرینه را به پایش ریختند و قربانی کردند ، به یکباره خطاکارش خواندند .

شعری در بزرگداشت پیامبر اکرم

در نزد توکی صحبت بیگانه وخویش است

وارد شده درحلقه ی بیت تو چو سلمان

ده ها مثال می توانم بزنم در مورد افرادی که در غرب از صبح تا شب به مقامات کشور فحش می دهند و انتقاد می کنند و هر دور هم خودشان را نامزد انتخابات می کنند . بعضی هایشان رای می آورند و بعضی دیگر رای نمی آورند و هرگز نهادی به خودش زحمت نمی دهد که این آدم بی تربیت که انتقاد و توهین می کند و دست به تشویش اذهان عمومی می زند و آب به آسیاب دشمن می ریزد را رد صلاحیت کند .