اگر جمهوری اسلامی حکومتی قانون مند باشد با توجه به اصل سی و نهم قانون اساسی «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است» حتی پس از ثابت شدن جرم افراد، هیچ کس حق ندارد به او جسارت کند. آیا برخورد با افراد در جامعه اینگونه است؟!
حرف ِاین یادداشت پرداختن به آراء مخالفین و به تبعش موافقین آراء شریعتی نیست. این پرسش است که: «از قِبَل ِزدن ِشریعتی چه چیزی قرار است بخورد؟». در حوصلهی یادداشت، بیمکث سراغ ِسه گروه مخالف میروم:
در چنین وضعیتی که حکومت در آن به بن بست رسیده است ، تا حدی که بی بصیرتان و در راس آنان هاشمی رفسنجانی ، ارج و قربی یافته اند و حق مسلم ما هم در آستانه واگذار شدن است . اصلاح طلبان میخواهند به صحنه بیایند ، صحنه ای متشکل از دو جناحی که وصفشان رفت . به چه منظور ؟ حفظ نظام یا صیانت از حقوق ملت . و با نگاه خوشبینانه ، هردو.
متاسفانه بعضی از ایرانیان مذهبی به اشتباه تصور میکنند که ایرانیان غیر مذهبی کمتر از خودشان وطن پرست هستند و به امنیت و بقای ایران اهمیت نمیدهند. تصور مشابهی در بین برخی از ایرانیان غیر مذهبی وجود دارد که قشر مذهبی جامعه، به خصوص مسئولین و حامیان دولت جمهوری اسلامی را فاقد حس وطن پرستی میپندارند.
: من يک وام خواستم تا خانه اي رهن کنم . چهارده سال است از زن و بچه ام دور هستم. زن و بچه ام در تبريز بدون من در خانه مادري اش زندگی میکنند و من در کاشمر خانه پدري ام بدون آنها زندگی میکنم ...
این روزها نیروی انتظامی ایران وظیفه اصلی خود را وا نهاده و بیشتر در نقش بر هم زدن آرامش و امنیت عمومی گام بر می دارد.هرروز قانون و بخشنامه ای جدید که هیچ مبنا ی منطقی ندارد و صرفا برای درگیر کردن مردم و تشویش اذهان عمومی صادر می شود.یک روز به بهانه حجاب یک روز به بهانه برگزاری مراسم ها و جشنواره ها یک روز حضور و برهم زدن کنسرت ها ی موسیقی، بستن سینما ها به دلیل نمایش فوتبال، یک روز کراوات و...!
پايبندي بر تمامي قرار دادهاي دولت مبارك شكست دوباره اي براي جمهوري اسلامي بود .يك سال پيش سيد علي خامنه اي در نمازجمعه تهران ، براي ارتباط نزديك با حكومت جديد مصر و حزب اخوان المسلمين قصد صادر كردن ولايت فقيه به اين كشور را داشت كه با برخورد قاطعانه و تند اخواني ها مواجه شد و آنها سخنان خامنه اي را دخالت در اين كشور تلقي كردند.
سریع القلم با توجه به اهمیتی که به اقتصاد، فرهنگ و آموزش در سیر توسعه می دهد، در مورد چرایی فرهنگ سیاسی عشیره ای به نظام آموزشی غیر عقلایی، محیط اجتماعی خواهان فردیت منفی،بافت اقتصادی عشیرهای مبتنی بر کشاورزی و دامداری که با عقلانیت جدید اقتصادی تضاد دارد. راه حلی هم که برای برون رفت از این فرهنگ سیاسی عشیره ای می دهد چیزی جزء تغییر در نظام فکری و ایجاد یک نظام فکری منسجم محتاج تحول فکری و عقلی و همچنین دولت با نخبگانی با برداشت های مشترک در مورد توسعه، نیست.