خليل العناني مترجم علی سرداری


تاریخ به ما می گوید که هیچ دو قدرت بزرگی وجود نداشتند که در کنار یکدیگر زندگی کنند و در یک حوزه نفوذ همزیستی داشته باشند، بدون درگیری بین آن ها؛ درگیری که در آن یکی بر دیگری نهایتا چیره خواهد شد.
بنابراین پرسش این نیست که آیا درگیری بین واشنگتن و پکن در منطقه رخ خواهد داد؟ و یا درگیری کی رخ می دهد؟ بلکه مهم ترین پرسش این است که در صورت وقوع این درگیری، کشورهای منطقه چه واکنشی نشان خواهند داد؟

إبراهيم نوار | مترجم علی سرداری

یکی متعلق به گذشته است و دیگری به آینده نگاه می کند، مبارزه ای که دید را تار کرد و جنبش را فلج نمود.  چیزی که نیاز به یک دوره تدوین جدید را می طلبد. جابری ما را دعوت می کند تا از طریق یک کار خلاقانه و جمعی آن را بازبگشائیم و در مجموع از مرحله مصرف صرف فراتر رفته و به تولید برسیم.

نویسنده مايكل نايتس مترجم علی سرداری

در مورد آمریکا که نگاه خود را به سمت مهار تهدید چین منحرف کرده است، صرف نظر از تأثیر بلندمدت بر منافعش در منطقه، آنچه برایش مهم است کاهش تنش است. نایتز می گوید که عواقب کنترل چارچوب هماهنگی بر دولت عراق واضح به نظر می رسید، زیرا بلوک دست مطلق برای تحکیم کنترل خود، غارت منابع عراق و سرکوب صداهای مخالف را دارد. هیچ نشانه ای از کاهش در ظهور بلوک وجود ندارد، زیرا چارچوب هماهنگی دولت و مجلس را تا انتخابات بعدی در اکتبر 2025 کنترل می کند. بیش از آن، جنبش به گونه ای کار قوه قضاییه را کنترل می کند که از زمان صدام حسین چنین بوده است.

نویسنده : عياد عقبة| مترجم: علی سرداری

این یک مانور سیاسی احمقانه است و نشان دهنده خونسردی جنایتکاران را منعکس می کند وقتی آن ها در بازی ماکس ها مسلط می شوند و خود را بی گناه و مدارا  گر  می داند، گویی نه اورانیوم نیجریه را با سلاح و باندها غارت کردند و نه طلاهای مالی را به یغما نبرده اند، نه الماس سیرالئون، نه ثروت ساحل عاج و نه آهن و نفت الجزایر را  غارت کردند.

نویسنده : امجد احمد جبرئیل |مترجم : علی سرداری

سوم، این است که عراق را بیشتر به سمت «عمق عربی» بکشاند، به ویژه به سمت مصر و اردن و همچنین تمایل عربستان سعودی برای حضور عراق در اجلاس های بین المللی عربی (مانند اجلاس سران اعراب و آمریکا در جولای گذشته، و نشست سران اعراب و چین در دسامبر گذشته) ، افزون آن استقبال از نزدیکی، دولت محمد شيّاع السودانی با فرانسه و آلمان، که نشان دهنده تمایل واقعی عربستان برای احیای روابط خارجی عراق در ارتباط با کاهش و تعدیل درگیری نیابتی با ایران باشد، و این نشان دهنده تمایل واقعی عربستان برای احیای روابط خارجی عراق و تنوع بخشیدن به آنها در آمادگی برای کاهش هژمونی ایران بر عراق است.

مثنى عبد الله مترجم: علی سرداری

تجربه موسوم به دموکراتیک عربی بر اساس تفکر غربی ساخته شد و در نتیجه در چارچوب معیارهای عربی از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نتوانست توسعه یابد . بنابراین باید رویکردی دموکراتیک بوجود اید  که با ساختارهای اجتماعی موجود در جهان عرب سازگار باشد. حتی مفاهیمی مانند مشارکت عمومی در اقدامات سیاسی، نظارت و پاسخگویی رتبه‌بندی کشورها را بر اساس گزارش‌های اقتصادی بین‌المللی یا گزارش‌های جهانی درباره حکمرانی تامین نمی کند . مثلاً کشورهایی هستند که سیاست های اقتصادی بسیار خوبی دارند، اما مشارکتی در حکمرانی و نهادهای نظارتی و پاسخگویی ندارند. بنابراین پرسش این است که آیا می توان الگویی برای جهان عرب ایجاد کرد که با باشگاه لیبرال غربی و با حکومت در شرق آسیا متفاوت باشد؟

محمدحسین رفیعی فنود

کرد و بلوچ، اصیل‌ترین و کهن‌ترین قوم‌های ایرانی، مرزنشین با محرومیت بسیار طولانی و گسترده. در جنگ چالدران صفویه از عثمانی شکست خورد و بخش مهمی از کردستان از ایران جدا شد، بعداً در 1916 در قرارداد آن بخش که به عثمانی پیوسته بود بین سه کشور، عراق، سوریه و ترکیه تقسیم شد. قوم کرد در یک توطئه استعماری تیکه پاره شد.

محمدحسین رفیعی فنود

ویژگی‌های این نسل را در شماره‌های قبلی برشمردیم. این نسل رهاترین قشر جامعه ایران است. وابستگی آن به جامعه در کمترین حد وجود دارد. هنوز شغلی، خانواده‌ای، پستی ندارد و چشم‌اندازی هم برای او متصور نیست. از طرف دیگر، این نسل در عین حال شاهد له شدن نسل‌های گذشته توسط سیاست‌های جمهوری اسلامی بوده است در لمس تحقیر و تضعیف نسل گذشته توسط حاکمیت شریک و شاهد بوده است.

محمدحسین رفیعی فنود

آقایان متوجه گفتارهایشان نیستند. این خیزش عظیم را اگر آمریکا ـ اسرائیل به راه انداخته، پس هر وقت این دو کشور اراده کنند می‌توانند حاکمیت جمهوری اسلامی را هم سرنگون سازند! پس چرا نمی‌کنند؟ چه نفعی از حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی می‌برند؟ و چرا علیه آن مرتباً توطئه می‌کنند

محمدحسین رفیعی فنود

رادیکالیسم این نسل که در شعارهای او «سنت‌شکنی‌ها» و «تقابل»ها دیده می‌شود از فهم عمیق او از تفاوت‌ها و تبعیض‌ها برمی‌خیزد. او آینده می‌خواهد، حاکمان آینده او را کور کرده‌اند، او آزادی می‌خواهد، حاکمان آزادی او را حبس کرده‌اند. او تساوی و عدالت می‌خواهد، حاکمان تساوی و عدالت را تعلیق به محال می‌کنند، حاکمان اختلاف طبقاتی را با سیاست‌های خود با شدت عملیاتی کرده‌اند و درخواست‌کنندگان تساوی و عدالت را سرکوب و زندان و تحقیر می‌کنند.