اگر از منظر حکمدهنده برای این مجازات لباس تنها معرف منزلت اجتماعی و عاملی برای عزت یا تحقیر انسانهاست با این مقدمه میتوان دریافت این نگرش مردسالارانه نه نسبتی حقوقی دارد نه نسبتی دینی.
هفته گذشته در یکی از رویدادهای نادر در کشور یک متهم مرد با حکم دادگاه مریوان با لباس زنانه در سطح شهر گردانده شد. گویا این فرد به همراه دو نفر دیگر از سوی دادگاه محکوم شدهاند تا با مجازات گردانده شدن در سطح شهر با لباس زنانه روبهرو شوند! جدا از اینکه متهم چه اتهامی داشته و برای این اتهامات چه مجازاتی باید در نظر گرفت و آیا مجازات پوشاندن جنس مخالف در اینجا پوشش زنان در انظار عمومی مستندی قانونی دارد یا خیر؟ در اینجا تنها از منظر اجتماعی به بحثی کوتاه درباره این رفتار و حکم اجرا شده پرداخته میشود.
پوشش و آنچه در زبان محاوره لباس خوانده میشود بخشی از فرهنگ جوامع بشری است. در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی و با توجه به کارکردهای اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی و نیز با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی در جوامع گوناگون با تنوعی از پوششهای انسانی روبهرو بودهایم. بر این اساس، افزون بر تنوع لباس میان جوامع گوناگون، با تفاوت نسبی پوشش و لباسهای زنانه و مردانه نیز روبهرو هستیم. در نگرشی جامعهشناختی لباس تنها معرف فرهنگ و مختصات اجتماعی جوامع گوناگون است و عاملی برای برتری یا تحقیر اجتماعی محسوب نمیشود. مثلا برخی اقوام یا گروههای فرهنگی را میتوان با لباسشان شناخت یا اینکه برخی مناسک مذهبی با لباس و پوشش خاصی باید انجام گیرد.
در جامعه ایران افزون بر اینکه تنوع لباسهای گروهها و اجتماعات گوناگون بهنوعی معرف هویت تاریخی و فرهنگی این اجتماعات تلقی میشود، لباس و پوشش و نوع آن با دیانت و مذهب مردم نیز پیوند خورده است. یعنی در ایران، لباس و پوشش هم با فرهنگ و تاریخ ایرانیان (همچون دیگر جوامع بشری) و هم با اعتقادات دینی و مذهبی آنان مرتبط است. بهخصوص این امر یعنی ویژگی مذهبی و دینی لباس برای بانوان وضوح بیشتری دارد. یعنی میزان پوشش و نوع پوشش زنان جدا از ویژگی فرهنگی و قومی و تاریخی ابعاد دینی و مذهبی هم دارد.
این مقدمه گفته شد تا دقیقتر دریابیم که اقدام اخیر در شهر مریوان برای مجازات یک مرد آنهم با گردانده شدن در سطح شهر با لباس زنانه را چگونه باید تحلیل جامعه شناختی کرد؟
اگر از منظر حکمدهنده برای این مجازات لباس تنها معرف منزلت اجتماعی و عاملی برای عزت یا تحقیر انسانهاست با این مقدمه میتوان دریافت این نگرش مردسالارانه نه نسبتی حقوقی دارد نه نسبتی دینی.
یعنی از منظر حقوق انسانها، لباس زنانه یا مردانه عاملی برای برتریجویی یا تحقیر اجتماعی و جنسیتی نیست. بلکه لباس و نوع آن حقی است که آدمی فینفسه به عنوان انسان داراست و البته در فرهنگهای مختلف نوع و کیفیت آن متمایز. از منظر دینی نیز نوع پوشش زن یا مرد نشان و نمادی از عزت و برتری هیچ یک نیست.
حکمدهنده این پرونده و نیز دیگر عوامل دخیل در آن احتمالا بدون در نظر گرفتن کارکردهای اجرای چنین دستوراتی صرفا در پی مجازات متهمی بودهاند که بتوان به زعم آنها با تغییر لباس جنسیتی وی و گرداندن در سطح شهر و معابر عمومی احتمالا غرور و شخصیت متهم را با چالش جنسیتی درگیر و از این منظر وی را تادیب و مردانگی وی را با پرسش مواجه کنند. گویی مردانگی ارزشی است که با پوشاندن لباس زنانگی درهم میشکند.
این مجازات از منظری جامعهشناختی موجد خطاهای متعددی است. از سویی لباس و در اینجا پوشش گروه زیادی از زنان را نمیتوان به نمادی از مجازات مبدل کرد. زیرا لباس بخشی از تاریخ و هویت قومی و اجتماعی و فرهنگی جامعه است نه عاملی برای تحقیر و مجازات. با توجه به اینکه لباس انتخابشده برای مجازات متهم در مریوان پوشش معمول نیمی از اجتماع یعنی زنان است. آیا پوشش این گروه عظیم و بزرگ از جامعه میتواند بهعنوان نمادی برای مجازات انتخاب شود؟ آیا این امر فینفسه توهین به بخش بزرگی از جامعه یعنی زنان نیست که برای مجازات یک خاطی از لباس زنانه استفاده میشود؟ آیا برای رفع خطای یک متهم باید از خطای بزرگتر و بااهمیتتری سود برد؟ یعنی لباس زنانه به عاملی برای مجازات مردها مبدل شود؟
همچنین در ایران و بسیاری از کشورهای مسلمان لباس و بهویژه پوشش زنان بار مذهبی و دینی دارد یعنی حد و حدود لباس و نیز نوع لباس و ضرورت استفاده از لباس جدا از بعد اجتماعی و فرهنگی، بعد دینی نیز دارد و بر این اساس و از این منظر اتفاق رویداده در مریوان به نوعی به چالش کشیدن اعتقادات دینی و مذهبی مردم هم میتواند تلقی شود. زیرا لباس گروهی از شهروندان که البته ویژگی دینی را در خود مستتر دارد برای مجازات یک متهم و تحقیر وی انتخاب شده است. آیا میتوان از لباس و بهویژه لباس زنان که آشکارا و به صورت کاکردی نمادی دینی و مذهبی است میتواند مورد تحقیر قرار گیرد و به عنوان مجازات برای مردها تعریف شود؟
این واقعه درسی برای دستاندرکاران قضایی است تا با دقت و حساسیت در برابر چنین احکامی که نافی حقوق شهروندان ایرانی و بهویژه زنان این دیار است روبهرو شوند و نگذراند تا لباس و پوشاک مردم ایران و در اینجا زنان در مریوان با تحقیر، کارکردی منفی بیابد و به عنوان معرف مجازات مردان متهم تلقی شود.
*پژوهشگر و جامعهشناس مطالعات قومی در ایران
منبع : روزنامه بهار
http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/02/01/11
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.