گامی دیگر

شاید کمتر کسی را مغفول باشد فراز و فرود اوضاع این سرزمین.سده ای کوشش به راه آزادی واعمال اراده ی مردمان در تعیین سرنوشت.که کامیابی استبداد رانتیجه شد وتنومندی درخت کهنسال ارتجاع را.کوشندگان به مقصود رسیده ویرانی نظم مستقر را به پایکوبی نشستند-به تغافل از انکه فره ایزدی این بار به هیات پیکره ای رهبانی درامده است که اقتدار را جامه ای از قدسیت معنا و سبوعیت دنیا خواهد بخشید.-تجسم دیر انجامی ازفرهنگ دیرنده ی اسلام مهاجم و ایرانی سر سپرده ی اقتدار.چنین شد تا که آمیزه ای از هنجار ستیزی و تعصب مجالی به فراخی ایران یافت و مبنایی به گستره ی شریعت مصباح .

چکیده ی قرنها بغض و نفرت به هرآنچه جلوه ی مدنیت بود شورید و ساختارها از پس هم به سود ارتجاع فروریخت.هیجانات فزاینده ی توده، رها شده از بند نظم وهنجار –به هدایتی نامحسوس-هر انچه را که نشان خرد و روشنی بود به اتش خشم سوخت تا آن چه بر جای می ماند آبشخورش تعصب باشد و جزمیت. دراین سپهر اساطیری که رستنجای بنیاد گرایی بود، دیگر اندیشان و دیگر گویان تکفیر شدند و شعله ی اندیشگی و خرد ورزی خاموشی گرفت.فرو پاشی ساختارها راتباهی اخلاق و حقوق شهروندی همراه شد و ارزشهای انسانی به زیر پشته ای از منافع شخصی مدفون گردید.هول هایل سیاهی وسکوت به سه دهسال انجامید تا “خردک شرر “بر جای مانده در پس غبار و خاکستر سالیان به پویه ای دیگر خرداد 88 را شعله ور سازد.دومین خیزش برای بازساری جنبشی مدنی که حکومت را برای ورود به عرصه ی تعامل_با ملت_ بر مدار حقوق شهروندی و مطالبات حد اقلی فراخوان دادبود،جنبشی سبز که سرزمینش راسبز می خواست و پر از طنین آزادی و” رعایت انسان”اما دریغ که حکومتگران رانه گوشی برای شنیدن بود نه اراده ای برای اجابت خواستها،پاسخ دعوت سبزها مهر ومدارا و لبخند نبود –چرا که خویشکامی ،شقاوت و پلشتی انباشته بود به اندرونی قدرت –وتلخی و درشتی به پیوست ، سرب داغ و سیاهچالهای اوین و رجایی شهر تنها بازخورد مطالبه ی حقوق انسانی بود.خشونتی افسار گسیخته که اعتراض آرام ومسالمت جوی جنبش سبز رابا کشتار به استقبال آمد تا معترضان را دیگر باره به گلوله و زنجیر منزوی و نا امید کند اما روشن رایی و خردمندی سلسله جنبانان و هوشیاری تحسین برانگیز معترضان در این چند سال،حکومت کودتا رابرای سرکوب تمام عیار جنبش سبز ناکام گذاشت- وانفعال و درماندگی حکومت آن جاجلوه گر می شود که دیوارهای بلند سلولها نیز ،حصاری برای صدای قدیانی ها و تاجزاده ها نیست .

و اکنون در آستانه ی انتخابات که رفتارهای حکومت در همه ی سطوح برآشفته و متشنج می نماید،شاید فرصتهایی هر چند مختصر برای حضور مطالبات سبزفراهم آید،که به تردیدوضعف نبایداز کف داد.البته نه این فرصتها از راه کارگاه های اموزشی اصلاح طلبان جدید(بدلی)قابل حصول است

نه مگر آرزوی حکومت خاموشی سبز هاست؟و به فراموشی سپردن میر حسین و رهنورد و کروبی؟! و دوستان جان باخته ی سبز؟!

بی تفاوتی و سکوت از یکسو دام دیگری است پهن گشته به دست اقتدار گرایان ،که زینهار درافتادن در چنین دامی سرخوردگی و رو گردانی از تلاشهای اصلاح طلبانه ی داخلی راسبب گشته و انگاره ی امداد طلبی از فراسوی مرزها را دامن میزند،انگاره ای که همواره از پس شکست مسالمت و گفتگو، برای اصلاح سازو کارهای آزموده رخ می نماید و جامععه رادر استانه ی اعمال خشونت برای گذر از نظم مستقر قرار می دهد . تردیدی نیست که حکومت را پروایی از پیشبرد این روندنیست- که فرو بردن کشور در کام تباهی و ویرانی است- وتلاش برای ممانعت از ورود به این چرخه، جز از خادمان اندیشه وسیاست این سرزمین انتظار نمی رود.و بی گمانآغاز زمزمه برای شکستن حصر موسوی و رهنورد و کروبی ، این روند را پر امیدتر و روشن تر خواهد ساخت .

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.