کاستی های جنبش سبز

با توجه به تعمیق بحران مشروعیت حکومت، حیات آن تا حد زیادی به توان تامین اقتصادی جامعه گره خورده است، که در صورت ایجاد خلل در منابع مالی حکومت، فارغ از دلایل آن، بروز شورش در کشور بسیار محتمل بوده و مساله اساسی در اینجا بیش از آنکه امکان فراگیر شدن مجدد نارضایتی در کشور باشد، مدیریت معقول بدنه ی اجتماعی معترض و جلوگیری از باز تولید استبداد سیاسی در ایران است .

.

حدود سه سال از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 می گذرد، انتخاباتی کم نظیر با نتایج بی نظیر و غیر قابل پیش بینی که حامل پیام های مهمی به نخبگان و فعالین عرصه ی سیاست در ایران بود؛ علل شکل گیری جنبش اعتراضی و ماهیت و خواسته های آن، شکل برخورد حکومت با معترضان، نوع برخورد جناح های مختلف حکومت با نتایج انتخابات و جنش سبز، علل ناکامی جنبش در پیگیری اهداف خود، ضعف های ساختاری و تشکیلاتی جنبش و همینطور ماهیت و ساختار اجتماعی و طبقاتی اعتراضات پس از 22 خرداد 88، همگی سوژه هایی مهم برای پژوهش هایی هستند که بدون تفکر در مورد آنان مدیریت فرصت های احتمالی پیش رو دشوار خواهد بود. جنبش سبز بدون حضور مولفه های اساسی یک جنبش، بیشتر به شورشی می ماند که نام جنبش بر خود نهاده است؛ شورشی که حاصل بروز اختلاف داخلی در جناح های حکومت، بحران مشروعیت ناشی از تن ندادن به رای مردم، برخورد خشن حکومت با معترضان و بروز رادیکال خواست ایرانیان برای ایجاد تحولات کلان در کشور بوده، اما تا کنون موفق به تکوین ملزومات اساسی برای ادامه حیات خود به عنوان یک جنبش نشده است، ملزوماتی که شاید رهبری قدرتمند و اپوزیسیون از مهمترین آنان باشند که در گفتار پیش رو به تشریح عدم کارآمدی آنان خواهم پرداخت.

بحران رهبری جنبش و هراس رهبران از تغییرات بنیادی

جنبش های پس از انقلاب 57 در ایران ماهیت متفاوتی از اسلاف خود دارند . جدال شریعت و سنت با مدرنیته و انعکاس آن در جامعه موجب طرح تضادهای بنیادینی شده که لزوم پرداختن به آن هنوز در خودآگاه اجتماعی ایرانیان درک نشده است؛ بر اساس تفکر مدرن همه چیز قابل بازنگری و به پرسش گرفته شدن است، از حکومت و سیاست تا شکل لباس پوشیدن و رفتار اجتماعی و فردی . دشواری جنبش های اجتماعی در ایران همینجا نمودار می شود، چرا که جنبش اعتراضی که خواهان ایجاد تحولات کلان در جامعه است، باید حاصل خواسته های مشترک اساسی و سازماندهی قدرتمند باشد، اما هراس از نتایج جایگزینی اصول مدرن چه در نگاه رهبران و چه بدنه ی اجتماعی آن، مانع شکل گیری این وفاق می شود. جنبش سبز هم از این قاعده مستثنی نیست. عدم اطمینان از نتایج تحولات اساسی و بزرگ موجب شانه خالی کردن رهبران جنبش از پذیرش مسئولیت هایی می شود که در صورت نادیده انگاشتن آنان، رهبری قدرتمند و سازمان دهنده ی مورد نیاز جنبش شکل نخواهد گرفت و پتانسیل تحول خواهی در قالب شورش های پراکنده نمود خواهد یافت. البته به نظر می رسد رهبری در حصر جنبش سبز از مشروعیت لازم در جامعه برخوردار است و حکومت درست به همان اندازه که رهبران جنبش از پذیرش مسئولیت خود هراس دارند، از این مساله می هراسد، اما با اتکا صرف به این مقبولیت نمی توان از فرصت های پیش رو به شکل مناسب بهره برد.

در اینجا مساله ی تفاوت شورش و جنبش نیز قابل طرح است. جنبش دارای اهداف بلند مدت، ایدئولوژی و سازماندهی و برنامه و نیز بدنه ی اجتماعی منسجم است اما شورش واکنشی ست که فارغ از دلیلش طی بروز رفتارهای واکنشی و کوتاه مدت رخ می دهد و فاقد ایدئولوژی، رهبری و انسجام اجتماعی است.

بحران شکل گیری اپوزیسیون

اپوزیسیون مهمترین ابزار سازماندهی نیروی اجتماعی در سامان سیاسی است. از کارکردهای حیاتی اپوزیسیون در وضعیت غیر دموکراتیک می توان به جلب گسترده نخبگان سیاسی و فکری مخالف حکومت به جهت تئوری پردازی، زمینه سازی برای ارتباط مداوم میان روشنفکران و جامعه و نیز زنده نگاه داشتن جنبش در زمان شدت گرفتن سرکوب اشاره کرد و البته با حضور اپوزیسیون قدرتمند در عرصه ی سیاسی معمای اثر گذاری متفکرین بر جامعه تا حدود زیادی حل خواهد شد.

چرا اپوزیسیون قدرتمند در ایران شکل نمی گیرد؟ البته سرکوبگری روشمند حکومت در این مورد بی تاثیر نیست، اما دلائل مهمتری نیز در این مورد قابل اشاره هستند:

اول: نبود گروه های سیاسی مرجع و مورد قبول همه ی گروه ها و افکار که توان بسیج سیاسی و مشروعیت لازم را برای آن داشته باشد.

دوم: تکثر آشتی ناپذیر افکار و نیز تضادهای تاریخی میان گروه های اثر گذار که امکان همکاری بین آنان را به حداقل می رساند.

سوم: وابستگی سیاسی بخشی از اپوزیسیون بالقوه به حکومت و امید آنان برای ایجاد اصلاح از طریق پذیرفته شدن در سیستم سیاسی که به امتیازی در دست حکومت برای ایجاد ناامیدی از تغییر در کشور بدل شده است.

چهارم: نادیده گرفتن پتانسیل نیروهای خارج از کشور برای سازماندهی اپوزیسیون و به دنبال آن از دست رفتن امکاناتی در خارج از مرزها که در داخل مهیا نیست.

و پنجم: ضعف اساسی گروه های سیاسی در برقراری ارتباط با طبقات فرودست جامعه و توجه به خواسته های اساسی آنان و اتکاء بیش از حد به طبقه ی متوسط است.

در پایان باید به این مساله اشاره کرد که با توجه به تعمیق بحران مشروعیت حکومت، حیات آن تا حد زیادی به توان تامین اقتصادی جامعه گره خورده است، که در صورت ایجاد خلل در منابع مالی حکومت، فارغ از دلایل آن، بروز شورش در کشور بسیار محتمل بوده و مساله اساسی در اینجا بیش از آنکه امکان فراگیر شدن مجدد نارضایتی در کشور باشد، مدیریت معقول بدنه ی اجتماعی معترض و جلوگیری از باز تولید استبداد سیاسی در ایران است .

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.