پرونده هسته‎ای و جاسوس‎سازی دستگاه امنيتی

تحليلگران انرژی هسته ای قربانی تحليل‎های سياسی دستگاه قضايی
 «حالا که بر مسند امور نشسته‎ايد به وضعيت همکاران تان در مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيدگی کنيد.» اين درخواست شاهين دادخواه است از حسن روحانی در نخستين روزهايی که در مقام رياست جمهوری ايران سوگند ياد کرد.
شاهين دادخواه ، رحمان قهرمان‎پور و مهرداد سرجويی سه همکار مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند که در سال ٨٩ و ٩٠ بازداشت و به حبس محکوم شدند. دستگاه قضايی جمهوری اسلامی ايران، اين سه نفر را به همکاری با دولت‎ متخاصم محکوم کرده است. مهرداد سرجويی، روزنامه‎نگار و مسوول روابط عمومی مرکز تحقيقات استراتژيک از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به سه سال حبس قطعی و هفت سال حبس تعليقی محکوم شده‎است.دادگاه انقلاب اسلامی، رحمان قهرمان پور را به سه سال حبس تعزيزی و سه سال تعليقی محکوم کرده است. شاهين دادخواه نيز در مجموع به هفت سال حبس محکوم شده است که دو سال آن قطعی و تعزيزی و پنج سال آن تعليقی است.يکی از نزديکان شاهين دادخواه در گفت و گو با مرکز حاميان حقوق بشر ايران، محکوميت او را پرونده ‎سازی می‎داند و می‎گويد: «دکتر دادخواه عضو تيم مذاکره کننده هسته‎ای ايران در دولت خاتمی بوده و پرونده‎سازی برای او و همکارانش به دليل جنگ جناح‎های سياسی در قدرت است.او می‎گويد: « شاهين دادخواه ١٤ ماه از دوران بازداشت خود را در انفرادی سپری کرده و از زمان بازداشت از هرگونه حق مرخصی محروم بوده است. دادخواه در دورانی که در زندان بود پدر خود را از دست داد، اما مسوولان امنيتی اجازه ندادند که او در مراسم خاکسپاری پدرش نيز شرکت کند. حتی عليرغم اين‎که او در زندان بيمار هم شد، مانع از معاينه پزشکی و اعزام او به مراکز درمانی شدند.»رحمان قهرمان‎پور نيز وضعيتی مشابه همکار خود دارد. او از زمان بازداشت از حق مرخصی محروم بوده و مقام‎های امنيتی و مسوولان زندان با اعزام او به مراکز درمانی مخالفت کرده‎اند. شاهين دادخواه در نامه‎ای که از زندان اوين خطاب به حسن روحانی نوشته، از ابتلای قهرمان‎پور به آرتروز کمر به دليل شکنجه خبر داده است. رحمان‎پور ١٣ ماه از دوران بازداشت خود را در انفرادی سپری کرده و از زمانی که بازداشت شده است، از حق مرخصی محروم بوده است. در حالی که خانواده او انتظار داشتند که اين استاد دانشگاه پس از گذراندن بيش از نيمی از دوران محکوميت خود، به دليل بيماری و ناراحتی کمر به صورت مشروط آزاد شود و تحت درمان قرار بگيرد، مقام‎های امنيتی با آزادی او مخالفت کردند.

مهرداد سرجويی روزنامه‎نگار همکار مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز نخستين بار در تيرماه ١٣٩٠ بازداشت شد و پس از تحمل ده ماه بازداشت انفرادی به صورت موقت و با قرار وثيقه آزاد شد. او در آذرماه سال گذشته برای سپری کردن محکوميت خود احضار شد و بيش از بيست ماه است که در زندان به سر می‎برد.

همسر او در گفت‎وگو با جرس گفته است: « يکسال و دو ماه ديگر از دوران محکوميتشان باقی مانده است. البته در طول اين مدت ما تمام مراحل قانونی برای درخواست مرخصی و آزادی مشروط را طی کرديم اما متاسفانه تا الان هيچ پاسخی به پيگيری‌های ما داده نشده و در حقيقت نتيجه‌ای در بر نداشته است.»

او در باره نحوه رسيدگی قضايی به پرونده همسرش گفته است: «اين‌ها که روند قضايی مشخصی ندارند و ما زياد در جريان نيستيم، فقط يک جلسه دادگاه برای حکم بدوی برگزار کردند. دادگاه را هم به سبک خود برگزار کردند، هر کس دادگاه را ببيند به نظر چيز عجيبی می‌آيد، نه کسی حرفی می‌زند و نه دفاعی و حتی به ما گفتند وقتی وارد جلسه می‌شويد هيچکس نبايد صحبت کند و ما در حقيقت يک تماشاچی بوديم. قاضی و متهم و وکيل هم لوايح قانونی خود را می‌نويسند و اينطور نيست که کسی حرفی بزند. در حقيقت آن سبکی که ما از دادگاه انتظار داريم که دفاع کنند وجود ندارد و تنها لايحه قانونی خود را می‌دهند و آن‌ها هم مراحل خود را طی می‌کنند و حکم صادر می‌کنند.»

يکی از نزديکان شاهين دادخواه نيز در باره نحوه رسيدگی قضايی به پرونده او می‎گويد: « دادخواه از حق داشتن وکيل برخوردار بود اما روند اوليه شکل گيری پرونده و دادرسی در دولت دهم به نحوی بود که ايشان از امکان يک دادرسی عادلانه محروم شدند.»

او می‎گويد: « دادخواه هم اکنون با همکاری يکی از وکلايش از مسوولان امنيتی پرونده‎اش شکايت کرده و از داخل زندان پيگير آن است. بدون هيچ‎گونه اتهامی او و همکارانش را به منظور ايجاد فضای رعب و ممانعت از ورود آقای روحانی به انتخابات رياست جمهوری بازداشت و محکوم کردند.»

پرونده هسته‎ای و جاسوس‎سازی دستگاه امنيتی

اختلاف نظر مقام‎های دولتی بر سر پرونده هسته‎ای در سال ١٣٨٦ به بازاداشت کوتاه اميرحسين موسويان معاون مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام و از اعضای برجسته تيم مذاکره کننده هسته‎ای ايران انجاميد. وزارت اطلاعات موسويان را به جاسوسی و انتقال اسناد طبقه‎بندی شده به خارج از کشور متهم کرد. اگر چه دادگاه در نهايت حکم به تبرئه او از اتهام جاسوسی داد و احمد توکلی از او عذرخواهی کرد اما روند بازداشت و محاکمه همکاران او تا چهار سال بعد نيز ادامه يافت.

شاهين دادخواه در نامه‎ای به حسن روحانی از او خواسته است که آبروی از دست رفته آن‎ها را بازگرداند. همسر مهرداد سرجويی نيز گفته است که حسن روحانی در نامه‎ای به دادگاه اعلام کرده است که مسووليت فعاليت‎های سرجويی را می‎پذيرد. آن‎گونه که در گزارش‎های رسمی انتشار يافته از پرونده اين سه نفر آمده است، تحليل‎ها و نوشته‎های آن‎ها مستند دادگاه برای محکوميت‎شان عنوان شده است.

حسين رئيسی، حقوق‎دان و وکيل دادگستری در اين باره می‎گويد: « از نظر حقوقی کار تحقيقی به مفهوم علمی نمی‎تواند مصداق جاسوسی باشد. تعريف جرم جاسوسی در قوانين کاملا مشخص است و چنان‎چه فردی اطلاعات طبقه‎بندی شده‎ را به قصد آسيب زدن به منافع ملی و يا کسب سود اقتصادی و به قصد مجرمانه در اختيار دولت‎های ديگر قرار دهد، مرتکب جرم جاسوسی شده است. اما آن‎چه که در اين پرونده مطرح شده به نظر می‎رسد که مصداق ماده ٥٠٨ قانون مجازات اسلامی است.»

بر اساس اين ماده قانون مجازات اسلامی، «هرکس يا گروهی با دول خارجی متخاصم به هرنحو عليه جمهوری اسلامی ايران همکاری کند، در صورتی که محارب ‌شناخته نشود به يک تا ده سال حبس محکوم می‌گردد.»

رئيسی با بيان اين‎که اطلاعات ما از اين پرونده دقيق نيست، می‎گويد: « به نظر می‎رسد که اين افراد به استناد اين قانون محکوم شده‎اند . در حالی‎که اين ماده قانونی در شرايط جنگی و به صورت ويژه در دوران جنگ هشت ساله ايران و عراق کاربرد داشته است. به اين منظور که همکاری ميان کسی يا گروهی با دولت عراق برقرار نشود. اما در حال حاضر ما در شرايط جنگی قرار نداريم و به صورت مشخص دولت متخاصم وجود ندارد.»

او اضافه می‎کند: « در تغييراتی که صورت گرفته، تلاش شده است که تعريف گسترده‎تری از دولت‎های متخاصم ارائه شود و به صورت ويژه امريکا و اسرائيل به عنوان دو دولت متخاصم شناخته می‎شوند و در پرونده آقای عباس عبدی و همکارانش در پژوهشی که به سفارش يک موسسه امريکايی انجام دادند، به استناد همين تعريف، حکم به محکوميت آن‎ها داده شد.»

رئيسی توسعه تعريف دولت‎های متخاصم را نتيجه روحيات جنگ‎طلبانه می‎داند و می‎گويد: « به اعتقاد من نبايد قوانين کيفری را به صورت وسيع و به ضرر متهم تعريف کرد و متاسفانه در خصوص ماده ٥٠٨ قانون مجازات اسلامی چنين اتفاقی رخ داده است.»

او با اشاره به اين‏که اين سه نفر به سفارش مرکز تحقيقات استراتژيک فعاليت پژوهشی و تحقيقاتی انجام داده‎اند، می‎گويد: « وقتی که کار به سفارش مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان يک نهاد حکومتی بوده، حتی اگر ديگران هم از نتايج آن بهره‎مند شوند يا برداشت ناثواب کنند، نمی‎تواند مبنای مجرميت و محکوميت افراد قرار گيرد.»

اين حقوق‎دان معتقد است که «در رسيدگی به اين‎گونه پرونده‎ها مردم حق دارند از جزئيات آگاه باشند ولی هم اکنون اطلاعات دقيقی از اين پرونده در اختيار ما قرار ندارد و بر اساس اطلاعات ناقصی که در اختيار ما قرار گرفته، درستی يا نادرستی اين حکم‎ها محل ترديد است و عناصر تشکيل‎دهنده جرم در آن مشاهده نمی‎شود.»

سياست‎زدگی دستگاه قضايی ايران

وابستگی دستگاه قضايی ايران به يک جناح سياسی در سال‎های اخير همواره مورد مناقشه بوده است. در حالی که مسئولان دستگاه قضايی همواره بر استقلال اين نهاد تاکيد دارند، فعالان سياسی و حقوقی دستگاه قضايی ايران را متاثر و وابسته به يک جريان سياسی می‎دانند.

مصطفی تاج‎زاده، معاون اسبق وزير کشور جمهوری اسلامی ايران به تازگی در نامه‎ای خواستار تشکيل يک کمپين برای اصلاحات قضايی در ايران شده است. حسين رئيسی می‎گويد: « پرونده‎های قضايی در ايران به شدت سياست‎زده‎ند و جا دارد که دستگاه قضايی از سياست و تاثيرپذيری از تحليل‎های سياسی دوری کند.»

او می‎گويد: « آنچه که ما شاهد هستيم، اثرگذاری تحليل‎ها و کشمکش‎های سياسی در پرونده‎های قضايی است در حالی‎که عرصه حقوقی بايد به صورت کامل از عرصه سياسی جدا باشد. نبايد از تحليل‎های سياسی نتيجه قضايی گرفت. چرا که در علم حقوق و قضا، يقين حاصل کردن اهميت دارد و بدون رسيدن به يقين نمی‎توان حکم داد.»

او می‎گويد: « تا هنگامی که دستگاه قضايی بر اساس تحليل‎های سياسی و تحت تاثير فضای سياسی بخواهد نتيجه‎گيری سياسی کند، نتيجه پرونده‎هايی از اين دست است که مبنا و استناد قانونی دقيق و يقينی برای اثبات جرم در آن‎ها وجود ندارد و بايد همگان، هم قضات و هم شهروندان و حقوق‎دانان به اين نکته توجه کنند و برای سياست‎زدايی از دستگاه قضايی اقدام کنند.»

منبع: مرکز حاميان حقوق بشر

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.