سنت و نظام مرد سالانه دو واژه غیرت و تعصب را با هم تلفیق کرده اند و به دفاع از آن می پردازند و حتی قشر زنان سنتی و مذهبی داشتن تلفیق غیرت و تعصب را یک افتخار برای خود می دانند و این در حالی است که غیرت از دوست داشتن ناشی می شود و صرف جنسیت مرد و یازن بودن نمی باشد و شخصی که غیرت در وجود خود دارد در زمان که خطری محبوبش را تهدید می کند وارد عمل می شود و واژه غیرت صرف مردان برای زنان نیست بلکه در خصوص ملیت خواهی ، اعتقاد و….تاثیر دارد. در حالی که تعصب ناشی از جهالت می باشد.
فمینیسم مجموعهٔ گستردهای از نظریات اجتماعی، جنبشهای سیاسی، و بینشهای فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده یا از زنان الهام گرفته شده، مخصوصاً در زمینهٔ شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیشترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابریهای جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کردهاست. فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب میشوند.
در کشور ایران فمنیسم به طور درستی معنا و مفهومش جایگاه خود را بدست نیاورده است فمنیست دارای گرایش های متفاوتی است به مانند:
فمینیسم لیبرال: چهره معتدل یا رسمی فمنیسم را نشان میدهد و به تبیین جایگاه زنان بر اساس حقوق برابر و موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در عرصه عمومی که فراسوی خانواده و خانه داری واقع شده میپردازد. در مجموع، تمرکز فمنیسم لیبرال بر اصلاح جامعه است، نه تغییر انقلابی آن
فمینیسم مارکسیستی: این گرایش از اندیشه فمینیستی بر اساس الگوی تحلیلی اندیشه مارکسیستی به تبیین چرایی موقعیت تحت ستم زنان میپردازد و پس از آن توضیح میدهد که برای تغییر این وضعیت چگونه باید مبارزه کرد. معتقدین به فمینیسم مارکسیستی بر این نظرند که اساس ستمی که بر زنان روا میرود ناشی از مالکیت خصوصی، تقسیم کار جنسیتی و در آخر نظام خانواده مردسالار است. از دیگر سو، نظام سرمایه داری را عامل اصلی بازتولید این نابرابری می دانند. به بیان دیگر، دشمن اصلی فمینیستهای مارکسیست، نظام طبقاتی (اقتصادی) است که زنان را در موقعیت فرودست جای داده است. فمنیست مارکسیستی بیشتر بر طبقه فرودست جامعه توجه دارد
فمینیسم رادیکال: مینیستهای رادیکال تنها به نقد ستمی که بر زنان روا داشته میشود اکتفا نمیکند بلکه پیشتر رفته و تمامی اشکال سلطه و سرکوب را ناشی از تفوق مردانه اعلام میدارد.
فمینیسم روانکاوانه: ژاک لاکان، یکی دیگر از مفسران روش فروید و از تأثیرگذاران بر فمینیسم روان¬کاوانه است که عدم برخورداری از آلت تناسلی را نمادی فرهنگی می داند و از تعبیرات زیست شناختی فروید فاصله میگیرد. او در عین حال بر رابطهٔ هویت یابی جنسی و یادگیری زبان تأکید میکند. ایریگاری، یکی از شاگردان و منتقدان لاکان است و در کنار هلن سیکسو از بانیان مکتب «نوشتار زنانه» شمرده میشود. مکتبی که میخواهد از موضع بدن زنان بنویسد و زنانه نوشتن را ترویج دهد.
فمینیسم سوسیالیستی: هدف اصلی اش درک نابرابری جنسیتی و تمرکز بر سیاستهای جنسیت، روابط قدرت و تمایلات جنسی است
آنچه در ایران به درست یا غلط در بین قشر مرد یا زن اتفاق اقتاده است این است که فمنیسم به معنا مرد ستیزی برای رسیدن به حقوق زنان در ایران می باشد در حالی که فمنیسم در ایران باید در ابندا این جایگاه پیدا کند که فمنیسم نه به معنا مرد ستیزی می باشد و نه به معنا زن ستیزی بلکه تلاش برای رسیدن جامعه زنان به حق و حقوق خود برای انتخاب در اجتماع ایران می باشد
و زنان صرفا به علت هویت جنسی خود نباید از بعضی انتخاب ها در اجتماع و خانواده حذف شوند جنبش فمنیست در ایران به دلیل پیشه نظام مرد سالانه از یک طرف و نظام سنتی خانوادگیاز طرفی دیگر بسیار سخت و دشوار است و این به حدی پیش رفته هست که تعداد موافقان فمنیست در جنسیت مردانه به مراتب بیشتر از جنسیت در زنان می باشد و به گونه ای زنان ایرانی و سنتی این حق را برای خود در عمل قائل نمی شوند.
سنت و نظام مرد سالانه دو واژه غیرت و تعصب را با هم تلفیق کرده اند و به دفاع از آن می پردازند و حتی قشر زنان سنتی و مذهبی داشتن تلفیق غیرت و تعصب را یک افتخار برای خود می دانند و این در حالی است که غیرت از دوست داشتن ناشی می شود و صرف جنسیت مرد و یازن بودن نمی باشد و شخصی که غیرت در وجود خود دارد در زمان که خطری محبوبش را تهدید می کند وارد عمل می شود و واژه غیرت صرف مردان برای زنان نیست بلکه در خصوص ملیت خواهی ، اعتقاد و….تاثیر دارد. در حالی که تعصب ناشی از جهالت می باشد و شخص متعصب به جهت جلوگیری از هر گونه اتفاقی با محبوب خود درگیر می شود و به نزدیکانش سخت و یا برخورد می کند تا بتواند حمایت کند و این را به عنوان نمادی از افتخار خود می داند اینکه همه افراد اجتماع را به عنوان یک مریض جنسی که به دنبال محبوبش چشم دوخته اند ناشی از یک بیماری روانی به نام شیزوفرنی می باشد که باید به درمان آن بپردازد
قسمت اعظمی از این ستم مردان بر علیه زنان ، خود زنان می باشند که خود را لایق برخورد می دانند و یا سکوت اختیار میکنند و یا خود را به مانند یک کالای جنسی برای مردان می بینند که سعی در جهت جلوگیری از این نگاه دارند و همه افراد جامعه را به عنوان مریض های جنسی می بینند این اختلال روانی باعث بروز پیشامد های بسیارتاسف باری در چند سال گذشته در جامعه ایران شده است شاید بهتر این باشد به جای نکوهش غیرت به نکوهش تعصب بپردازیم و با آگاه کردن و بردن سطح فکر اجتماعی افراد از بروز حوادث ناگوار جلوگیری کنیم و یادمان نرود این جامعه ایران همان جامعه ای بود که در قبل سال 57 بدون روسری و چادر در خیابان ها راه می رفتند و به اندازه ای که امروز با حجاب در جامعه به مشکلات برای زنان جامعه پیش می آمده است نبوده.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گونابگون است.