“مسجد”ی به نشانه ی وحدت …

بیانیه حقوق اقوام و مذاهب؛وعده ای که سبب شد آراء روحانی و تیمش بنا بر آمار منتشر شده ، در کردستان و بلوچستان بالای 80 درصد و در مناطق کرد و اهل سنت نشین آذربایجان غربی بالای 90 درصد باشد/مسجد اهل سنت در تهران خود به تنهایی می تواند یک موفقیت دیگر در عرصه ی داخلی و بین المللی برای ایران و ایرانی، همچون توافق نامه ی ژنو باشد…

بحث احداث مسجدی در تهران برای عبادت و نیایش اهل سنت هماره در تاریخ معاصر ایران بویژه بعد از انقلاب 57 مطرح و مورد مناقشه بوده است ، ولی زیربنای آغاز بحث های جدی پیرامون آن به دوران به روی کار آمدن دوران اصلاحات و شکل گیری مجلس ششم بر می گردد ، در آن دوران که از مناطق اهل سنت و کرد نشین ایران ، نمایندگانی شاخص – بویژه دو نماینده ی سنندج ، کامیاران و دیواندره دکتر جلال جلالی زاده و مرحوم مهندس بهاءالدین ادب –به مجلس راه یافته بودند ، بحث را دامنه داده و حتی این خواسته را به عنوان یکی از دغدغه های جدی اهل سنت ایران ، در یکی از جلسات دیدار با مقام رهبری ایران به عنوان فرد اول تصمیم گیر در صحنه ی سیاست و اجتماع کشور، به طور رو در رو مطرح کرده بوند.

درخواستی که بنا به دلایلی فراوان ، که مجال طرح آن در این نوشتار مختصر نیست ، سرانجامی عملیاتی نیافت و تا مدتی به محاق ذهنی سپرده شد .

جالب آنکه در آن دوران ، شخصی چون علی مطهری و جریان فکری وابسته ی به وی ، به شدت با طرح بحث های اینچنینی موافق نبودند و خود مطهری در سالن تنگ و تو در توی دانشکده الهیات دانشگاه تهران ، ضرورت عدم ورود به این چنین بحث هایی را مطرح کرده بود و از آن طرف علی یونسی چنان درگیر حفظ امنیت درون و برون مرزی کشور در وزارت اطلاعات بود  که فرصت ورود به چنین بحث هایی را نمی یافت و از آن دو بالاتر ، سید خندان عرصه ی ترویج گفتمان جامعه النبی، هر چند که خود با نمایندگان و فعالان اهل سنت می نشست و با گوش سپردن به دردها ی آنان بغض می کرد و به فکر فرو می رفت ، اما نمی توانست کار چندان جدی ای در این عرصه به پیش برد.

اما دوران دولت مداری احمدی نژادیسمی با وجود همه ی مشکلات و مسایلش دست کم سبب آن شد که بسیاری از تندروان ، کندروتر شوند و بالعکس بسیاری از کندروان قدری بر سرعت خود بیفزایند ! و هر کس که شرایط حاکم بر کشور را با اندک دقتی پیگیری می کرد ، در بن مایه های ذهنی خویش ، به دنبال راه حلی برای گذار از این وضعیت آسیب زا می اندیشید و در این فرایند گذار موقت بود که بسیاری معتدل تر شدند ، از یکسو عده ی کثیری از لیبرال مسلک های تند و آتشین به سمت میانه ی نمودار فعالیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی حرکت کردند و از آنسوی نیزعده ای از محافظه کاران رادیکال ، حرکت به سوی میانه را آغاز کردند و میانه رو های دو طرف هر روز که می گذشت بیشتر میانه روی پیشه کرده و به هم نزدیک می شدند و بدین صورت بود که بسیاری از چیزهای سخت ، آرام آرام دود میشد و به هوا می رفت و نتیجه اش در انتخابات ریاست جمهوری اخیر مشخص شد .

در همین دوران بود که کسانی همچون مطهری و عقبه ی فکریش که مدیریت احمدی نژادیسمی را آسیبی جدی برای این سرزمین می دانستند ، در خلوتگه فکری و مطالعاتی خویش آرام آرام به این نتیجه رسیدند که تنها راه نجات مملکت ، رو آوردن به تمام ایرانیان فارغ از رنگ و نژاد و قبیله و مذهب است و به کار گیری هر کس که ایرانی است و متخصص و متعهد در امر پیشرفت و توسعه ی کشور و از آنسو عده ای از اصلاح طلبان و همراهانشان بدان نتیجه رسیدند که دفاعشان از اقلیت ها بایستی بدون تعارف تر و صریح تر باشد و از آنجا بود که همه اینان به اردوی مبارزاتی روحانی پیوستند ودر دوران مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ، تدبیریان و امیدورزان هر کجای مناطق اهل سنت ایران که رفتند ، بیانیه حقوق اقوام و مذاهب خود را با دست راستشان بالا برده و با افتخار اعلام کردند که : توجه به ارزش های فرهنگی ،اجتماعی و مذهبی اقوام و ارتقای آن به سطح تعاملات ملی را در صورت پیروز شدن به طور جد مورد پیگیری قرار خواهند داد(کتابچه ی دولت تدبیر و امید ).وعده ای که سبب شد آراء روحانی و تیمش بنا بر آمار منتشر شده ، در کردستان و بلوچستان بالای 80 درصد و در مناطق کرد و اهل سنت نشین آذربایجان غربی بالای 90 درصد باشد .

کنون که با روی کار آمدن تدبیر و امید اندک رمقی به میان فعالان حوزه های گوناگون برگشته و از روزنه های امید ، روشنایی هایی به چشم می آید ، از سویی رییس جمهور روحانی ، دستیاری ویژه برای پیگیری مسایل اقوام و اقلیت های مذهبی انتخاب کرده و به کار می گیرد و همین دستیار با اختیارات ویژه در مصاحبه با روزنامه ی منتسب به دولت به صراحت اعلام می کند :” در حاکميت جمهوري اسلامي نسبت به اقوام ايراني يا اقليت‌هاي ديني و مذهبي نگاه امنيتي وجود ندارد”و اضافه می کند :”گرچنانچه مي‌بينيم افرادي در صدا و سيما و برخی نهادهای امنیتی برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اين‌كه اهانت به مقدسات اهل سنت جايزنيست و حرام است، عمل مي‌کنند، اين‌ها همان اقليت معدودي هستند که غالباً در خيلي جاها به صورت خودسر عمل مي‌کنند و در واقع اين‌هااقليت به معناي فرقه‌اي و سياسي هستند، جار و جنجال به پا مي‌کنند و مي‌خواهند طوري القا کنند که اکثر ملت ايران هستند در حالي که اکثريت قريب به اتفاق مردم و مسئولين با اين رويه‌ها مخالفند و از رهبري تا دولت جمهورياسلامي و مقامات همگي به اقوام و اقليت‌هاي ديني و مذهبي نگاه فرصت محور دارند.روزنامه ی ایران 19/9/92)”)

گفته هایی که به باور نگارنده به صراحت نشان از آن دارد که ” سنی ” هراسی و ” کرد ” هراسی از استراتژیهای اصلی نظام نیست و بلکه متاسفانه کار عده ای معدود است ، برای سوء استفاده های خاص خویش ،آنهایی که همیشه آب را گل آلود می خواهند تا ماهی های خویش از آن بستانند…

از آن طرف علی مطهری فرزند یکی از اصلی ترین ایدئولوگ های انقلاب ، در اظهار نظری در میان دانشجویان مازندرانی با اشاره به سخت‌گیری‌های که دولت عربستان در قبال شیعیان در عربستان انجام می‌دهد،می گوید:

” اگر ما نسبت به عملکرد عربستان انتقاد داریم خودمان در کشور اعمال خلاف آنها را انجام ندهیم”.

این نماینده مجلس ادامه می دهد :” در تهران کلیسا وجود دارد و یک مسجد نیز به نام اهل تسنن داشته باشد”.

اظهار نظرهایی که نشان از بلوغ و پختگی سیاسی و اجتماعی مطهری ، یونسی و همفکران و همراهانشان دارد و نشان از دلسوزی واقعی آنها برای حفظ وحدت و انسجام ملی در کشور است.

با اندک نگاهی به راحتی می توان پی برد که اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت ایران ،مردمانی آرام ، صلح جو و خواهان ایرانی آزاد و آباد و امن هستند و هر چه در چنته داشته رو کرده اند تا ثابت کنند خود را ایرانی ترین ایرانیان می پندارند و اهل گفتگو و برخورد مسالمت آمیز و مشارکت مدنی الطبع در ایرانند و هیچگاه خواهان مصریزه یا سوریزه و عراقیزه شدن ایران نیستند و برخلاف تبلیغات تندروهای داخلی یا خارجی علیه شان ، آنها همواره در پی ایرانی یکپارچه وایمن بوده و هستند.

با توجه به موارد یاد شده ، به نظر می رسد که زمان کنونی بهترین فرصت برای شکستن طلسم ساخت یک مسجد اهل سنت در تهران به عنوان ام القرای جهان اسلام باشد ، روحانی با هماهنگی با رهبری و تمرکز بر روی انجام و عملیاتی کردن این پروژه و نیز کنترل نیروهای تندرو داخلی ، می تواند با عملی نمودن چنین اقدامی که نماد و تمثالی برای توجه به اهل سنت ایران و نیز ایجاد بستر و ساختاری برای هر چه قوی تر نمودن انسجام ملی و وحدت ملی در داخل مرزهای ایران و علاوه بر آن نشان دادن وحدت داخلی به کشورها و قدرت های دیگر باشد ، نام و نشان نیک خود را برای همیشه در تاریخ ایران ثبت نماید.

مسجد اهل سنت در تهران که برازنده ترین نام برایش “مسجد وحدت” می تواند باشد، خود به تنهایی می تواند یک موفقیت دیگر در عرصه ی داخلی و بین المللی برای ایران و ایرانی، همچون توافق نامه ی ژنو باشد و یادآور اعتماد کامل جمهوری اسلامی به مردمان اهل سنت ایرانی و استفاده از ظرفیت ها و پتانسیل های گوناگون آنها در عرصه های گوناگون ، باشد که این امر هر چه زودتر و در آینده ای نزدیک محقق گردد تا وحدت و انسجام ملی به معنای دقیق کلمه در ایران ما بالیدن گیرد.

 محمدآزاد جلالی زاده  / فعال اصلاح طلب

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.