بازگشت تعداد بي شماري از ايرانيان معترض در اين چهار سال به درون ساختار سياسي كشور، هديه بزرگي است كه از سوي ايرانيان دعوت كننده ي خاتمي به انتخابات، نصيب حكومت مي شود و فهم اين موضوعات مهم، ساده تر از آن است كه حكومت را به کارشکنی ازحضور خاتمي در دولت آينده رهنمون نمايد.
گويي خاتمي تا امروز همچنان تصميم بر عدم حضور در انتخابات دارد و اين تصميم علتي مستند بر دلايلي پيچيده تر از آن دارد كه قابل بازگويي براي عموم باشد و تنها مشاوران و دوستان نزديك خاتمي ازگفتگوها و مباحثات غامض و پيچيده منجر به چنين تصميمي مطلعند، كه البته خروجي بخشي از اين استنادات و استنتاجات، عدم وانهادن دولت و قدرت متكي به كودتا_توسط کودتاگران_ به شيوه ي دمكراتيك و در انتخاباتي آزاد_ به طالبان دموکراسی_ است، بر اين اساس كه تاريخ 200 ساله ي اخير كشورهاي دنيا شاهد اين مدعاست و در هيچ كشوري، دولتي كه از طريق كودتا بر سر قدرت امده، در انتخابات آزاد حكومت را به مخالفان و معترضان واگذار نكرده است.
بدون مجادله و رد اين فرض كه منتهي به عدم حضور خاتمي در انتخابات شده است، آيا آقاي خاتمي حوصله اي براي شنيدن نگرانيها و دلوا پسي هاي ما- مردم- براي آينده ي نزديك اين سرزمين را دارد؟
آيا ما دعوت كنندگان ايشان براي نامزدي در انتخابات اميدي به شنيدن فريادمان از سوي ايشان مي توانيم داشت؟
فريادي كه “خانه ام اتش گرفته است” ” آتشي جانسوز”1 را بانگ مي زند، و خاتمي را از كناره گرفتن و عزلت به پشتوانه نظريه سازي هاي پيچيده و مستند به تاريخ دعوت به مشارکت مي كند تا اندكي دقیقتربه واقعيتهاي منتهي به ويراني ايران نظر نمایند.
كسري بودجه 300 هزار ميليارد توماني، كاهش صادرات نفت به 40 درصد، كاهش ارزش پول ملي به 30 درصد، افزايش هر روزه ي دايره ي تحريمها كه منجر به نابودي صنعت و چندين برابر شدن قيمت كالاهاي اساسي وارداتي شده است، افزايش سرسام آور قيمت داروها و ناياب بودن داروهاي بيماريهاي خاص، افزايش چند برابري بيكاري و آلارم هايي مبني بر رويارويي نظامي در آينده، اين همه مشكل براي مردم ايران آيا، خاتمي را حاضر به قبول حضور در ميدان تلاش براي رفع اين معضلات نمي سازد؟
وانهادن استدلال و استنتاج تاريخي محور، و حضور در كنار مردمي كه عبور از سد انتخابات را امری امكانپذير مي بينند، نه ناممكن، تا اولين فاكت تاريخي براي رد نظريه مطرح شده و نقطه پاياني براي روند خشك و بي روح تاريخ باشد.
همچنين فراموش نكنيم اشتياق مردم به حضور خاتمي، مسئولان حكومتي را نيز وادار به عقب نشيني از زمزمه ي رد صلاحيت و بسنده كردن به نصيحت مردم براي ” راي دادن با شناخت كامل” –موحدي كرماني- يا اظهار اينكه ” مردم براي انتخابات در اين وضعيت به راهنمايي نياز دارند”- سعيدي نماينده رهبري در سپاه- نموده است، و چه روشن است تصوير ميليونها ايراني، در ني ني چشمان حكومتيان كه آنان را به سادگي و راحتي تمام عقب مي راند و البته چیزي جز حقوق قانوني خويش نمي خواهند.
يادآوري كردن روزهاي خوشي كه حكومت_تقریبا_ در تمام 8 سال دولت خاتمي با وي سپري كرده است و اقتصاد رو به رشد آن سالها، به مسئولان حكومتي ، و اكنون نیز ، نياز به كنترل بحران اقتصادي و كاهش تنشهاي مواجهه با اروپا و امريكا و از همه مهمتر، بازگشت تعداد بي شماري از ايرانيان معترض در اين چهار سال به درون ساختار سياسي كشور، هديه ي بزرگي است كه از سوي ايرانيان دعوت كننده ي خاتمي به انتخابات، نصيب حكومت مي شود و فهم اين موضوعات مهم، ساده تر از آن است كه حكومت را به کارشکنی ازحضور خاتمي در دولت آينده رهنمون نمايد.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.