قول دادیم فعلا به ایران حمله نکنیم

اسراییل هیچ توانایی برای حمله به ایران ندارد، زیرا به واشنگتن تعهد داده فعلا با ایران وارد جنگ نشود تا حداقل نتیجه انتخابات  ریاست جمهوری در این کشور مشخص شود.

حزب الله لبنان چقدر موشک در اختیار دارد؟ تا کنون به ما گفته شده که حزب‌الله ده‌ها هزار موشک در اختیار دارد که آنها را به سمت نقاط مختلف اسراییل نشانه رفته است. روی نقشه‌های مختلف نیز دایره‌هایی ترسیم کرده‌اند تا میزان برد موشک‌های حزب‌الله را نشان دهند و گفته‌اند که هیچ شهر و روستایی در اسراییل از تیررس این موشک‌ها در امان نیست. علی‌رغم اینکه چنین موضوعی به خودی خود برای اسراییل یک تهدید بزرگ است، هیچکس تا حالا فکر نکرده که عقل حکم می‌کند تا انبارهای اسلحه حزب‌الله را در لبنان نابود کنیم.

 پس از آن نوبت به رییس بخش پژوهش‌ها در سازمان اطلاعات نظامی اسراییل رسید که اعلام کند نظام سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است. این خبر نیز می‌تواند بهانه خوبی برای آغاز یک جنگ مشروع باشد. حتی نخست‌وزیر اسراییل نیز نسبت به این موضوع هشدار داد که استفاده از سلاح شیمیایی خط قرمز بوده و ممکن است با پاسخ نظامی مواجه شود. آمریکا گرچه در ابتدا اندکی تأمل کرد، اما سپس با اسراییل همراهی و تاکید کرد که خطوط قرمز می‌توانند انعطاف‌پذیر باشند، اما دخالت نظامی اسراییل در سوریه اشکالی ندارد؛ هر چند نباید به بهانه وجود سلاح شیمیایی باشد.

 برای حمله به سوریه دلیل قانع‌کننده‌ای بیان شده است. گفته می‌شود موشک‌هایی که در سوریه وجود دارد بسیار دقیق و با برد طولانی است و می‌تواند کشتی‌ها و ناوچه‌های اسراییلی را هدف قرار دهد. به این ترتیب موشک‌های سوریه «بر هم زننده توازن» در منطقه هستند. این امر تصوری را ایجاد می‌کند که گویا حزب‌الله و اسراییل دو ارتش بزرگ و متعادل هستند که هر کدام تانک‌ها، هواپیماها و موشک‌هایی دارند که طرف دیگر ندارد و سعی می‌کنند توازن ترس را بین یکدیگر نگاه دارند.

 جا دارد این سوال را مطرح کنیم که چه اتفاقی می‌افتد اگر موشک‌ها در سوریه باقی بماند؟ آیا چنین احتمالی یک خطر برای اسراییل است یا اینکه بهانه‌ای‌ست تا از آن علیه حزب‌الله استفاده شود؟ اگر سوریه تصمیم بگیرد موشک‌های اسکاد خود را علیه اسراییل به کار گیرد، چه خواهد شد؟ تردیدی نیست که چنین اتفاقی بسیار خطرناک است و اگر این موشک‌ها در دست شبه‌نظامیان انقلاب سوریه بیافتد، خطرش بیشتر نیز می‌شود.

 با وجود تمامی آنچه گفته شد، اسراییل نمی‌خواهد با سوریه بجنگد یا وارد جنگ داخلی این کشور شود. تل‌آویو ظاهرا فقط با طرف‌هایی مثل حزب‌الله می‌جنگد که با آن توازن قدرت دارد. در قبال ده‌ها هزار موشک نزد حزب‌الله چه باید کرد؟ آیا این موشک‌ها برای اسراییل خطرناک نیست؟ شاید حمله هوایی اخیر اسراییل بیش از هر چیزی یک پیام از تل‌آویو به تهران بود که «ما قادر هستیم جلوی تو را بگیریم».

 اما واقعیت چیز دیگری است. اسراییل هیچ توانایی برای حمله به ایران  را ندارد، زیرا به واشنگتن تعهد داده فعلا با ایران وارد جنگ نشود تا حداقل نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در این کشور مشخص شود. به همین دلیل از دید ما اسراییلی‌ها، خطری به نام ایران می‌تواند کماکان منتظر تصمیم‌گیری تل‌آویو بماند.

 در شرایطی که مئیر داگان، مسئول سابق اطلاعات ارتش گفت که ایران خطوط قرمز را پشت سر گذاشته، نخست‌وزیر برعکس او صحبت کرد. در چنین شرایطی آیا ویران کردن زیربناهای غزه با هزاران موشکی که در آن وجود دارد یا حمله به صحرای سینا با موشک‌های انبار شده در آن، برای اسراییل کافیست؟

 حمله به غزه به معنای این است که هزاران موشک قسام و گراد بر شهرهایی مثل عسقلان، سدیروت، بئر السبع و تل‌آویو سقوط خواهد کرد. ضربه زدن به سینا نیز به مفهوم بحران با مصراست. این خیلی دشوار است که یک کشور تحت فشار و تهدید قرار بگیرد، اما دستانش کاملا با قید و بندهای سیاست بسته و خطوط قرمزش اصلا خطوط قرمز واقعی نباشد.

 در چنین شرایطی اسراییل باید دست از خط و نشان کشیدن برداشته و اعتراف کند که هر تهدیدی، یک تهدید علیه موجودیتش نیست که لازم باشد به آن پاسخ دهد. هزاران هزار موشکی که حزب‌الله در اختیار دارد از سال ۲۰۰۶ به بعد دیگر علیه اسراییل استفاده نشده و حماس نیز از زمان آتش‌بس تا کنون دست به اقدام خاصی نزده است. ایران نیز به خوبی دریافته که با طناب «پروژه هسته‌ای» نمی‌تواند خیلی به عمق چاه برود، زیرا هر لحظه ممکن است این طناب پاره شود.

 با همه آنچه گفته شد،‌ می‌توانیم بگوییم که حمله نظامی‌ اسرائیل به سوریه که با هدف نابودی موشک‌های انبار شده در این کشور صورت گرفت، به هیچ وجه از حجم خطرات و تهدیدات علیه تل‌آویو کم نکرده است.

 * از: زوی برئیل / در: هاآرتس / مترجم: علی مهتدی – ایران در جهان

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.