علائم مثبت تغییر رفتار نظام ایران نوید حل مشکلات بین المللی ایران است

مسئله ای که به کمک آقای روحانی می آید مسئله سوریه و بشار اسد است. حکومت ایران با امریکا تا آن حد همکاری داشته که حمایت مطلقش از بشار اسد را قطع کرده یعنی آینده سوریه را مشروط به وجود بشار اسد نکرده است .این معنی اش این است که ایران بخشی از نفوذش در سوریه را از دست می دهد اما نه تمامی آن را.ایران اینک این نکته را قبول کرده است.

اینک وضع کشور ما به کلی تغییر پیدا کرده و آنچه که برای همه قابل مشاهده است این است که وضع اسفبار اقتصادی، وضع بسیار نگران‌کننده معیشتی مردم، عدم امکان تامین منابع بودجه – آن طور که گفته می شود اصلا نیمی از درآمد بودجه‌ای که از طرف آقای احمدی نژاد به مجلس ارائه و تصویب شده وجود ندارد – در کنار سایر مشکلاتی که جامعه دارد از قبیل بیکاری بسیار بالا، تورم، مسئله نبود دارو و امداد پزشکی و غیره همه دست به دست هم دادند و برای کلیت نظام ایجاد نگرانی کردند و همه می‌دانند که این وضع قابل تداوم نیست.

به همین دلیل در رفتار نظام در رابطه با مسئله اتمی تغییراتی پیدا شده است. برای این تغییر رفتار دلایل زیادی داریم. یکی اصلا انتخاب آقای روحانی به سمت رئیس جمهور ایران و انتصاب آقای ظریف به سمت وزارت خارجه هر دو نشان از این دارند که آقای خامنه‌ای تصمیم دارد راهگشای حل مسئله باشد.

گفته اخیر ایشان که من طرفدارنرمش قهرمانانه ام در مقایسه با گفتار پیشین ایشان که هر وقت صحبت از مذاکرات با غرب و امریکا می شد همیشه اصرار داشتند که بگویند من دیپلمات نیستم، بلکه یک انقلابی هستم؛ تفاوت زیادی دارد.حالا خودشان نقش دیپلمات را به عهده گرفته‌اند.

مسئله دیگر به عنوان شاهد مثبت این است که آقای ظریف که از سالها پیش در امریکا و در سازمان ملل نماینده ایران بودند آدم خوشنامی در میان دیپلمات‌ها هستند. به همین دلیل هم در موارد بحرانی گوناگون، به ایشان به عنوان مشاور مراجعه شده است. خود ایشان هم می داند که نباید با اعتبار و آبروی خود بازی کند و دنبال کاری برود که نتیجه‌اش در نهایت منفی خواهد بود. به همین دلیل به نظر من انتخاب آقای روحانی و آقای ظریف یک مجموعه را تشکیل می‌دهند و به خصوص آقای ظریف کسی نبوده که مسئولیتی را بپذیرد که نتیجه کارش شکست باشد. به همین دلایل فکر می کنم امکان توافق وجود دارد و زمینه توافق هم الان مشخص شده است.

تا به حال مشکل غرب این بود که غنی سازی بیست درصدی اورانیوم باید در ایران قطع شود که گویا این نکته را نظام در ایران پذیرفته و مسئله دیگر فردو است که گفته اند خود به خود شروع به کار جدی نکرده است و این امکان وجود دارد که کار آن را راکد بگذارند. مسئله دیگر درجه غنی‌سازی اورانیوم است که غرب در مقابل اقدام ایران، با پنج درصد غنی‌سازی موافقت خواهد کرد. مسائل دیگر که به پارچین مربوط می‌شود و نگرانی‌هایی از این دست هم به نظر می رسد که اینطور حل بشوند که ابتدا مقداری از تحریم‌ها برداشته بشود -نه تمام آن- بعد کنترل آژانس بین المللی اتمی بر پارچین امکان پذیر باشد.

در پایان؛ مسئله ای که فکر می کنم به کمک آقای روحانی می آید مسئله سوریه و بشار اسد است. حکومت ایران با امریکا تا آن حد همکاری داشته که حمایت مطلقش از بشار اسد را قطع کرده یعنی آینده سوریه را مشروط به وجود بشار اسد نکرده است .این معنی اش این است که ایران بخشی از نفوذش در سوریه را از دست می دهد اما نه تمامی آن را.ایران اینک این نکته را قبول کرده است.

از طرف دیگرایران با از دست دادن بخشی از نفوذش در سوریه، نفوذش در لبنان و در میان حزب الله لبنان هم از بین خواهد رفت. این کار نوعی واقع بینی بوده است .

از طرف دیگر حا ل که آمریکا می بیند ایران مخل در وضعیت سوریه نیست این هم کمک می کند به این که برداشت آقای اوباما نسبت به آقای روحانی مثبت باشد.

 سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.