صبح به خیر آقای قاضی‎القضات

کاش آقای لاریجانی جای این‎که از بیان تنها بخشی از واقعیت‎های دستگاه قضایی رنجیده خاطر شود، در مقام قاضی‎القضات می‎گفت که ضرغامی لیاقت مدیریت صدا و سیما را ندارد. صدا و سیما نباید یک جانبه دیگرانی که فرصت دفاع از خود را ندارند، محکوم کند. ایشان درست گفته است که صدا و سیما به حیاط خلوت یک باند و جریان سیاسی تبدیل شده، اما پیش از آن و فاجعه ‏بارتر از آن، این است که قوه قضائیه هم سالیانی است که به این بلا و درد گرفتار شده و نمی‎خواهد ببیند.

آقای صادق لاریجانی در مقام رئیس قوه قضائیه برای نخستین بار از عملکرد صدا و سیما انتقاد کرده است. اصل انتقاد آقای لاریجانی از صدا و سیما درست و به‌جا است و سالیانی است که بسیاری از عملکرد یک‎جانبه صدا و سیما داد سر داده‎اند و کسی هم صدای آن‌ها را نشنیده است.

اما اگر تصور می‎کنید که آقای لاریجانی هم به خاطر این یک‌حانبه‌نگری رسانه ملی و تخریب دیگرانی که اندیشه‎ی دیگر دارند، به صدا و سیما اعتراض کرده و گفته است که «متاسفم برای این که رسانه ملی حیاط خلوت گروهی شده»، سخت در اشتباهید. چرا که همین صدا و سیما در همه سال‎های گذشته که آقای لاریجانی در مسند قاضی‎القضات نشسته، دادگاه‎های نمایشی همین قوه را پخش کرده و به سان بازوی رسانه‎ای نهادهای امنیتی پرونده سازی برای مخالفین و معترضان را بر عهده گرفته است. بارها اعتراف‎های اجباری زندانیان سیاسی را به نمایش عمومی گذاشته و در برنامه‎های کارشناسی‎ش راه را برای تخریب دیگرانی که به سان حاکمان نمی‎اندیشند باز کرده است و صدایی از آقای لاریجانی که باید قاضی بی‎طرف باشد در نیامده و خود خوراک این رسانه را مهیا کرده است.

 برای این‎که دقیق‎تر بدانیم انتقاد آقای لاریجانی دقیقا به کدام برنامه صدا و سیما است و چرا از این تخریب صدای اعتراض‌شان بلند شده است، برنامه پایش شبکه یک تلویزیون ایران در باره «حمایت‌های قضایی از کسب و کار در اقتصاد مقاومتی» را باید به تماشا نشست.

آقای لاریجانی در باره این برنامه گفته است:  «از صدا و سیما گلایه مندم زیرا برخی برنامه هایش درباره قوه قضاییه صددرصد مخرب بود. در این برنامه ها بدون حضور طرفین و به صورت یکجانبه دستگاه قضایی را به محاکمه کشیدند.»

بد نیست بدانید که در این برنامه معاون فناوری اطلاعات و آمار قوه قضائیه و رئیس کل دادگستری تهران به عنوان مهمان حضور داشتند. و بازهم برای یادآوری بد نیست بدانیم که رئیس کل دادگستری تهران، اسماعیلی رئیس پیشین سازمان زندان‏هاست که بعد از ضرب و شتم زندانیان بند 350 بدون این‎که به نقشش در آن واقعه رسیدگی شود، در درون ساختار قوه قضائیه جابه‎جا شده است و گویا که مقامی بهتر هم دارد.

برنامه یک سوال دارد و پاسخ  مخاطبان به آن هم میهمانان برنامه را آزرده است. سوال این است که اگر کسی پول یا مال شما را تصاحب کند و با روش‎های عادی نتوانید حقوق‎تان را پس بگیرید، کدام راه را در پیش می‎گیرد؟ 44 درصد کسانی که در نظر سنجی شرکت کرده‎اند، گزینه «به خدا واگذار می‎کنیم» را برگزیده‎اند. اگر چه رئیس دادگستری تهران این را نشانه خداشناسی مردم می‎داند، اما آن سوی پاسخ‎های مخاطبان هم «بی‎اعتمادی» و «ناامیدی» از دستگاه قضائی و عدالت‌خانه کشور است.

بر اساس گزارش‎هایی که در این برنامه پخش شد، وضعیت دستگاه قضایی ایران در حمایت از کسب و کار فاجعه بار است. نمره قوه قضائیه از نگاه  کارآفریننان اقتصادی، 2.6 از 10 نمره است. خبرگان اقتصادی هم از 10 نمره، دستگاه قضایی را مستحق نمره‎ای بهتر از 2 ندیده‎اند.

تشکل‎های اقتصادی هم در رتبه‎بندی نهادهای حاکمیتی در حمایت از کارآفرینی، کمترین نمره را به قوه قضائیه داده‎اند. از نمره یک که نشان دهنده وضعیت عالی است تا 10 که بیانگر بدترین وضعیت است، تشکل‎های اقتصادی نمره‎ای بهتر از 6.2 برای  قوه قضائیه قائل نبوده‎اند.

در همین برنامه، رتبه ایران در رتبه‏بندی حقوق مالکیت 111 و در شاخص اعمال قانونی قراردادها، 51  و متوسط مدت زمان رسیدگی به پرونده 520 روز و تعداد مراحل رسیدگی 40 مرحله اعلام شده است. شاخص‎هایی که در مقایسه با کشورهای منطقه، وضعیت فاجعه‎بار دستگاه قضایی در حمایت از تولید و کسب و کار را نمایش می‎دهد.

از مختلسان دولتی چه خبر؟

آقای لاریجانی پنج سال است که بر مسند امور نشسته و همین چند روز گذشته، ماموریت ایشان برای پنج سال دیگر هم تمدید شده است. در این پنج سال چه در دستگاه قضائی گذشته و چه جفا‌ها به نام عدالت بر حق شهروندان روا داشته شده، جایش در این نوشته نیست. وگرنه می‎شود از پرونده ستار بهشتی و کهریزک پرسید و از وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همه زندانیانی که به بهانه اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده و در همان دستگاه قضایی، بدون حضور وکیل مدافع گزارش نهادهای امنیتی به حکم محکومیت‎شان تبدیل شده است.

 به موضوع برنامه شبکه یک بازگردیم و چند سوال از حجم عظیم پرونده‎های فساد اقتصادی که از قضا باید مدعی العموم از جانب مردم پیگیرش باشد بپرسیم. از آقای لاریجانی بپرسیم که در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، به اذعان محکومان پرونده و سخنگوی دستگاه قضائی، حداقل 500 مدیر دولتی، نماینده مجلس و مدیر بانکی – خرد و کلان – دست‎اندرکار بوده و حداقل رشوه گرفته‎اند. الان کجایند؟ رسیدگی در این پرونده در دوره قاضی‎القضاتی آقای لاریجانی صورت گرفته است.

در پرونده بابک زنجانی، بسیجی اقتصادی، یک طرف پرونده سعید مرتضوی است و آن‎طور که سعید مرتضوی روایت کرده است، فرماندهان نظامی فعال در نفت و دور زدن تحریم‎ها. کجایند الان آن‎ها و چرا به پرونده‎هایشان رسیدگی نمی‌شود؟ قرار است بابک زنجانی هم قربانی دیگری باشد برای آشکار نشدن همه واقعیت؟

در پرونده بنیاد شهید، فساد اقتصادی اظهر‎من‎الشمس است. مدعی‎العموم کجاست؟ حتما باید یک شاکی خصوصی پیدا کند یا پای مصلحت و منفعت در میان است و احساس تکلیف و مسوولیتی برای رسیدگی به چپاول بیت‎المال با نام ایثارگران وجود ندارد؟

در تخلفات گمرک و واردات قاچاق به صورت قانونی چطور؟ حتما گزارش فعالیت‎های مرد دو هزار میلیارد تومانی به سمع و نظر قاضی‎القضات رسیده است. حتما ایشان گزارش قاچاق کالا از اسکله‎های نامرئی را خوانده‎اند و می‎دانند که چه کسانی صنعت نساجی را به خاک سیاه نشاندند. اما چرا رسیدگی به این پرونده صورت نمی‎گیرد و در حوزه اختیارات دستگاه قضایی نیست، سوالی است که جوابش را از ما بهتران می‎دانند.

این سیاه بلندتر از آن است که در همین نوشته کوتاه همه‎اش را بتوان رعایت کرد، اما بد نیست آقای لاریجانی یک بار دیگر حرف‎هایی که شهروندان در مقابل دوربین تلویزیون گفتند را گوش کند؛ زنی که می‎گوید شش سال است، می‏آید و می‎رود برای حقش از 20 سال کار و اخراج و هنوز هم به نتیجه نرسیده است. یا همان پیرمردی که می‎گوید: اگر پول‎دار باشی و پارتی داشته باشی، حتما کار شما را انجام می‎دهند، اما صدای ما را نمی‎شنوند.

این تنها بخشی از واقعیت موجود است، بخشی کوچک از جفایی که دستگاه قضایی در حق شهروندان انجام می‎دهد و نامش را اجرای عدالت می‎گذارد. کاش آقای لاریجانی جای این‎که از بیان تنها بخشی از واقعیت‎های دستگاه قضایی رنجیده خاطر شود، در مقام قاضی‎القضات می‎گفت که ضرغامی لیاقت مدیریت صدا و سیما را ندارد. صدا و سیما نباید یک جانبه دیگرانی که فرصت دفاع از خود را ندارند، محکوم کند. ایشان درست گفته است که صدا و سیما به حیاط خلوت یک باند و جریان سیاسی تبدیل شده، اما پیش از آن و فاجعه ‏بارتر از آن، این است که قوه قضائیه هم سالیانی است که به این بلا و درد گرفتار شده و نمی‎خواهد ببیند.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.