شیرازه کار از دستشان در رفته

مجموعه اتفاقاتی که در چند ماه اخیر از دی ماه سال گذشته و همین چند روز ابتدای سال جدید در کشور رخ داده است و مدیریتهایی که اعمال می شود اهانت به مردم و حقیر دانستن آنهاست و می توان گفت از این هم بدتر، دارند مردم را مسخره می کنند.

عده ای را تحریک می کنند شعار علیه منتخب مردم دهند، کمانه می کند و ترکشش به حضرات می خورد، شعار علیه روحانی می شود علیه روحانیت. بزرگترها هم در امان نمی مانند! مقصر هم آمریکا می شود! آخر سر هم می شویم؛ مردم فریب خورده! اما مردم فهمیدند که مسخره شدن!َ

مرتضوی قاضی کهریزک، با آن همه اطاله دادرسی و کش و قوس در پرونده اش بالاخره به دو سال ناقابل زندان محکوم شد ولی حکم اجرا نمی شود، معاون دستگاه قضا می گوید«گیرش نیاوردیم». زمانی می گفتند ریگی را در آسمان شناسایی و
دستگیر کردیم! آقای اژه ای اگر امکانات و ابزاری برای گیر آوردن مرتضوی ندارید یک «صوت بلبلی» جانانه بزن خودش می آید عزیز دل برادر! بخندیم یا بگرییم!
سپنتا نیکنام زرتشتی برای شورای شهر تائید می شود و رای هم می آورد اما از ورود او به شورا جلوگیری می کنند، رای مردم را بحساب نمی آورند و هر کس تعبیر و تفسیری می کند و این ملت است که مسخره شده.

رای مردم کجای معادلات حضرات جای دارد؟
به تلگرام گیر دادن که همه مصیبتها از همین پیام رسان اجنبیه! سال هشاد و هشت و راهپیمایی میلیونی هم کار تلگرام بود؟ می گویند اگر سپاه و داخلی ها اطلاعات کاربران را بردارند بهتر است تا اسرائیل و آمریکا! زمانی هم می گفتند همه مصیبتها زیر سر علوم انسانیه، حالا هم که تلگرام مقصره، فکر نمی کنند ملت به آگاهی های بالایی دست یافته اند و از مسئولین جلوترند؟ تلگرام را همین فردا فیلتر که چه عرض شود، بطور کل نابود کنید، چه اتفاقی می افتد؟ مردم راههای دیگری را را خواهند رفت، چرا مردم را مسخره می کنید.

احمدی نژاد با تمام افتضاحات و مصائب و بحرانهایی که پدید آورد، مستمر خط و نشان می کشد و کسی هم متعرض وی نمی شود، می گویند حکمتی در کار است! او لوده است یا آنان که از حکمت می گویند، یا همه، مردم را لوده فرض کرده اند؟

نجفی شهردار منتخب می شود به رای مردم، انتصابیون علیه انتخابیون بر می خیزند و مجبور به استعفایش می کنند، دادستان به املاک نجومی و نجومیان فاسد و پرونده های کلان آنها و خصوصاً یار جمنایی، قالیباف عزیز شهردار سابق کاری ندارد؛ ولی علیه شورای منتخب عمل می کند، مردم کیلویی چند!؟
طب اسلامی را هم بالاخره حضرات مشخص نکردند
که داریم یا نداریم!

خاورمیانه پر از آشوب و احتمال جنگ و …. ظریف وزیر خارجه کشور را به نامیبیا و برزیل و کلمبیا می فرستند شاید برای قهوه خوردن! ولایتی در نقش وزیر خارجه در غوطه شرقی و سوریه غوطه ور شده و به بشار اسد دلداری می دهد. یکی بود می گفت رهبر، رئیس جمهور هم هست! چه بگویم از این همه مسخره کردن مردم و ملت.

دلار گران می شود، هر کس دیگری را مقصر جلوه می دهد، عربستان و امارات و غرب و … هم در گران شدن دلار نقش دارند، همه را مقصر و معرفی می کنند الا مقصر اصلی را…!

کجایش جمهوری است؛ کجایش اسلام! نمی دانم، ولی کاملاً مشخص است که شیرازه کار از دستشان در رفته و دارند مردم را مسخره می کنند! به ریش همه هم می خندند.!

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.