تهران میزبان اجلاس سران است
اخیرا جزو غولهای جهان است
خبر داده خبر پردازی فارس
که پایتخت زمین از فردا اینجاس
اوباما وکلینتون گر بذارند
تمام منطقه اینجا هوارند
انرژی هسته ای کارش تمام است
صد و بیست کشور اینجا در ایران است
چه جایی بهتر از اجلاس تهران
برای رفع فتنه دفع بحران
به تهران آمدند با بوق وبا سوت
گروهی گُشنه و درمانده و شوت
رواندا و اوگاندا و فلسطین
سونامی زده هایی از فیلیپین
بوتان و اتیوپی تیمور شرقی
برای کاسه لیسی تند وبرقی
گروهی ساحر از بطن قبایل
یه تعدادی هم ازقلب جزایر
کثیری پشت کوهی منگ و آس پاس
می پرسیدن که اجلاس جاش همینجاس؟
حماس وساف پیش هم نشستند
حریم بغض ونفرت را شکستند!
به ترفندی که می زد مرد قاضی !
شدند شاکی ومجرم هر دو راضی
وزیر خارجه با اهل وفرزند
شیوخ منطقه با چند تا فروند
معاون بود وجمع قوم وخویشش
یه تعدادی نظامی بیخ ریشش
ندیم وهمسر ملای گینه
الهی کس چنین روزی نبینه
با افغانها درسته هم زبونیم
ولی بازم به ایران خودمونیم
خلاصه هشت هزار مهمان که دارند
تو دنیای سیاست جون نداراند
برای امنیت یا انتظامات
شدند مردم گرفتار مکافات
به تدبیر مهندس های روسی
عمومی شد حریمهای خصوصی
به یمن پارازیت های عمودی
سرطان کرد یک رشد صعودی
وزیر ارتباطات داد هشدار
که دستی ما نداریم توی این کار
پس از تحقیق تفحص دست آخر
بازم شد کار نیروهای خود سر
یگان ویژه را تجهیز کردند
سپاهی وبسیجی خیز کردند
کلون مرزها را چفت کردند
کلاه وچکمه ها را سفت کردند
صد وده تا هزار نیروی ویژه
برای جنبش سبز ها بویژه
که بدبختی در ایران تا که دنیاست
همش زیر سر این فتنه گر هاست
تمنا کرد اقا از جماران
رادان جان تو و اجلاس تهران
توی اجلاس هیاهویی به پا بود
زن ومرد وجوان و پیر یه جا بود
شیوخ منطقه خوشوقت وراضی
به ریش و پشمشان کردند بازی
خیال جمله گیشان بود راحت
ز بس مهمان نوازند این جماعت
عربها سیر و پر گرم گپ وگفت
گروهی می کنند نعلینشان جفت
سخنرانها سخن را ساز کردند
بلند گوها ولوم را باز کردند
مترجم ها را مشت ومال دادند
کمی هم وعده ی اموال دادند
قرار داشتند با سیمای میلی
سخنران گفت مجنون گو تو لیلی
ولی از بخت شور و بد بیاری
به مرهم زخم سطحی گشت کاری
رییس جمهور مصر آقای مرسی
جلو آمد نشست بالای کرسی
چنان آغاز کرد از اول کار
مترجم شد ز وحشت همچو پرگار
می گفت سوریه بحرین می شنفتند
می گفت ظالم اینا عادل می گفتند
بکار بردند مشتی فعل معکوس
به سبک ویژه ی آموزش روس
مترجم های دستگاه ولایت
دروغ گفتند خیلی خوب وراحت
دروغی با دروغی جفت کردند
به گوش خلق حرف مفت کردند
تقلب شد دوای دفع آفات
به سبک دور قبل در انتخابات
چه شد آخر از این افعال و اطوار
نصیب ملت درمانده ی زار
دول تحریم ها را سفت کردند
گلوی مردمان را خفت کردند
گران شد قیمت اقلام و اجناس
کره مرغ و پنیر سوسیس و کالباس
چو تحریم را سران آغاز کردند
در ایران شیر نفت را باز کردند
به مرز خود کفایی هم رسیدیم
ولی با نفت گندم می خریدیم
دلار وسکه تا عرش خدا رفت
ریال پول سیاهی شد کف دست
اراذل فتنه را چون ساز کردند
خروس و مرغ و جوجه ناز کردند
همه شاکی شدند از وضع مالی
درون سفره ها از مرغ خالی
برای حل مشکل شیخ شیخان
یهو شد شاکی مرغ سلیمان
که هد هد را سلیمان سر بریده
حرام است مرغ خوردن نور دیده!
چنان شد عاقبت کبک و قناری
شدند از ترس ملاها فراری
تو رستوران خر واسب سر بریدند
همه خوردند وخمیازه کشیدند
سگ وگربه چو این احوال دیدند
همه سوراخ با قیمت خریدند
سیاست خارجه ی بیت ولایت
خلاصه شد تو چندتایی عبارت
رژیم صهیونیستی محو گردد
همه اموال ملت وقف گردد
انرژی هسته ای با ضرب بالا
نه در اینده نزدیک حالا
ولی چون اصل با تاکتیک کار است
ترور هم طبق فتواها حلال است
چنان بود وچنین شد وضع واحوال
به حکم مفتیان و شیخ دربار
وطن ویران شد وملت پریشان
نبودی زهره کس را نزد ایشان
بدان تا خلق بر جهل استوارند
امیری بهتر از شیخان ندارند
نشاید گفت با این کهنه گرگان
طمع برداشتن از گوسفندان
برو ملا مشو بر خلق حایل
که از زهد و ز فضلی هر دو غافل
به قد وقامت خویشت نظر کن
لباس کار سیاست را به در کن
مثال عالمان با درایت
جدا کن رشته ی دین از امارت
کنون کردم گلوی خویش درچاه
سخن کوتاه باید قل هو الله
لیلی نیک نام