روح الله خالقی از اساتید موسیقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران در بخش ویولن آشنایی خود را با رکن الدین مختاری این گونه شرح می دهد:
شب های تابستان در آجر فرش جلوی اتاق پنج دری روی قالیچه ای که با کتاب آبی رنگ فرش شده بود می نشستیم . یک فانوس قشنگ هم در کنارحوض مستطیل که نمای آن از سنگ بود قرار داشت و نیمی از حیاط را روشن می کرد و عطر گل های درهم اطلسی و شاه پسند مشام جان را تازه می کرد. پیرزن اصفهانی خوش صحبتی در خانه ما بود که قصه می گفت . بعد از شام روی تخت بزرگی که چندین تختخواب رویش جا می گرفت دراز می کشیدیم و پیرزن قصه را آغاز می کرد . گاهی کلام خود را می برید و می گفت : بچه ها گوش کنید صدای ویولن بلند شد . ما هم طوری به این صدا مانوس بودیم که سکوت می کردیم و گوش می دادیم و با نغمه ساز به خواب می رفتیم . نوازنده ویولن یک صاحب منصب نظمیه بود که پشت منزل مادر ما در پارک پدرش منزل داشت . من آن موقع هنوز شکل ویولن را ندیده بودم ولی مادرم برایم گفته بود که ویلون سازی است شبیه کمانچه که به عوض اینکه روی زانو یا زمین بگذارند زیر چانه می نهند و با کمانی که آن را آرشه می نامند نواخته می شود. چون در کودکی مکرر با آواز ویولن به خواب رفته بودم همیشه آرزو می کردم که من هم بتوانم روزی این ساز را بزنم . به مادرم گفتم چه می شود اگر اجازه دهی نزد همین همسایه نواختن ویولن را فرا گیرم . تبسمی کرد و گفت « حالا خیلی زود است . از این گذشته آقای همسایه که معلم ساز نیست . شنیدن صدای ویولنش هم برای هر کس میسر نمی باشد . از حسن تصادف است که ما در جوار او هستیم و آهنگ سازش را گاهی می شنویم . دراین خصوص بهتر است با کسی صحبت نکنی زیرا وضع اداری او این اجازه را نمی دهد که به نام ساز زن که در اذهان مردم شغل آبرومندی نیست شهرت پیدا کند . ممکن است بفهمد و تابستانها درهای اتاقش را ببندد که مثل ایام زمستان صدای سازش به گوش ما نرسد ». این خاطره در ذهن من ماند تا بعد از اینکه به تحصیل موسیقی پرداختم متوجه شدم که همسایه قدیمی ما یکی از هنرمندان عهد خود بوده است. هنرمندی که این جا و آن جا در اسناد کتبی موسیقی به آن ا شاره شده است . در بخش دیگر، او را در تاریخ به نام سرپاس مختاری می شناسیم .همان شخصیت ویران گر و نامعقولی که اهل موسیقی رغبت زیادی به سخن گفتن پیرامون آن ندارند . خالقی می نویسد:
مختاری علاوه بر اینکه هنرمندی تواناست و وجودش در عرصه موسیقی وزنه ای حساس تلقی می شود او را با عنوان رئیس شهربانی رضا شاه در دوره ای از بحرانی ترین روزهای این دیار می شناسیم.
آری، تا سال های طولانی کسی نمی دانست یکی از موسیقی دانان مشهور کشور که به تمام مایه های شور ، ماهور ، سه گاه ، دشتی ، بیات ترک ، و … تسلطی استادانه دارد همان کسی است که در مقام رئیس شهربانی رضاشاه بیشترین جنایت و خونریزی و سرکوب را علیه آزادیخواهان در زندانهای آن دوران مرتکب شده است . آن موقع به «سرپاس مختاری» مشهور بود و امروز «استاد رکن الدین مختاری» نامیده می شود.
رکن الدین مختاری نوازنده ای است که هرگاه قرار است تاریخچه موسیقی ایران بیان شود و چشم انداز رشد و توسعه آن مورد بررسی قرار گیرد ، نامی از او به عنوان یکی از اساتید فن برده می شود . اما سوابق خدمات این موسیقیدان به اختناق و نقشی که در شکنجه و مرگ هولناک زندانیان بر عهده داشته ، معمولا مانع تجلیل از شخصیت هنری وی می گردد . این دو گونه نگری حتی در کتابهایی که در زمینه هنر موسیقی به رشته تحریر در می آید نیز سایه افکنده است .
مختاری در سال 1266 شمسی در تهران متولد شد. پدرش کریم در دربار قاجار ملقب به « مختار السلطنه» بود و در خانه بزرگی موسوم به پارک مختار السلطنه در خیابان ارامنه تهران سکنی داشت. رکن الدین برای گذراندن تحصیل به « مدرسه تربیت »سپرده شد و در این مدرسه با عبدالله دوامی که بعدها جزو بهترین خوانندگان و ردیف دانان موسیقی ایرانی شد همکلاس بود. در فاصله ای نه چندان طولانی نام مختاری به عنوان یکی از آهنگسازان نخبه و کارآمد ترین نوازنده ویولن زبانزد محافل موسیقی شد. گفته می شودد آثارش از چنان استحکام و زیبایی برخوردار است که تا همین امروز جزو بهترین قطعات موسیقی ایران محسوب می شوند.
سرپاس مختاری در فاصله بین سال های 1313 تا 1320 رئیس شهربانی بود و این در حالی است که پیش از او روسایی چند از کار کنار گذاشته شده اند . بزرگ علوی که چهار سال در زندان مختاری بازداشت بوده است وی را چنین معرفی می کند:
ما دلائلی در دست داشتیم که در بعضی موارد رئیس شهربانی از اوامر شاه نیز اطاعت نمی کرد . در محاکم نظامی اگرمتهمی محکوم شده بود و حکم او به امضاء شاه هم رسیده بود به محض ا ینکه رئیس شهربانی با آن مخالفت می کرد محکمه تجدید می شد و متهم به مجازات شدید تری می رسید . ظاهرا روسای ارتش از شخص رئیس شهربانی حساب نمی بردند و حکمی که به نظر آن ها مطابق میل شاه بود صادر می کردند و چون رئیس شهربانی از عهده این صاحب منصبان ارشد ارتش بر نمی آمد مستقیماٌ پیش شاه اقدام می کرد و حکم آن ها را لغو می نمود. در هر صورت مکرر اتفاق افتاده است که رئیس شهربانی با احکامی که از طرف محاکم نظامی صادر شده بود مخالفت کرده و خشونت بیشتری به خرج می داد . همین برای بعضی دلیل شده بود که رئیس شهربانی به درجات از شاه خشن تر و ظالم تر است و البته در خارج نیز عده ا ی به نفع شاه از آن استفاده می کردند و مقصر را رئیس شهربانی قلمداد می کردند .
وی در محاکمات پس از شهریور 1320 که در پادشاهی محمدرضاشاه صورت گرفت، به زندان با اعمال شاقه محکوم شد . ولی به خاطر جایگاه هنری اش به او اجازه پرداختن به موسیقی داده شد. مختاری قطعات بسیاری در طول مدت زندانی بودنش ساخت. پس از آزادی او اداره هنرهای زیبا تصمیم گرفت مدرسه شبانه ای برای تدریس موسیقی به وجود آورد و رکن الدین مختاری را به ریاست آن مدرسه برگزید. وی هر چند که دیگر به مقام ریاست شهربانی بازنگشت اما همچنان به دربار راه داشت و کار موسیقی را نیز تا آخر عمر رها نکرد. وی درسال 1335 به عنوان یکی از اعضاء هیئت مدیره انجمن اشاعه واعتلا موسیقی انتخاب شد و تقریبا در همان موقع عبدالله دوامی به دعوت او به مدرسه هنرهای زیبا راه یافت. مختاری رغبت زیادی به حفظ گنجینه های موسیقی سنتی نشان می داد.
مختاری در 1350در ۸۴ سالگی بر اثر سرطان و پس از عمل جراحی روده درگذشت. بعد از مرگ وی آثار او این جا و آن جا به اجرا در می آمد و حتی گاهی هم به صورت نوار در اختیار علاقمندان قرار می گرفت . از جمله نواری است به نام آوازهای دیروز که در سال 1356 توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد . این نوار شامل آثاری بود از رکن الدین مختاری – علینقی وزیری – ابوالحسن صبا و روح الله خالقی.
گرچه سال ها از خاموشی مختاری می گذرد اما هنر او و کلاسهای موسیقی او فراموش شدنی نیستند پیشینه مملو از جنایت و نامردمی او نیز هیچگاه از صفحات تاریخ پر حادثه ایران زدوده نمی شود و در پرونده شخصی وی به عنوان مدرکی برای قضاوت نسل های آینده باقی خواهد ماند .
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.