از دیرباز یکی ازمهمترین اهرمهای قدرت و تهدید روحانیت همین فتوا بوده است. برد این فتواها اما، تا زمانی بوده است که روحانیت کنار گود ایستاده و از آنجا به قدرت(شاهان) بوسه میزده است. اما زمانی که آنها هوس کردند که خود مستقیما این میوه ممنوعه را بخورند، همه جاه و حشمت آسمانی خویش را یک جا از دست دادند. نتیجهاش هم بیخاصیت شدن کامل فتوا شد.
فتوا هم فتوای مراجع قدیم! که وقتی صادرمی شد غلغلهای به پا میکرد. نمونه بارزش فتوای میرزای شیرازی در مورد حرمت مصرف تنباکو بود که موجب شد حتی در قصر ناصرالدین شاه، اندرونیها هم علیه ناصرالدین شاه طغیان کنند و قلیانها را بشکنند. باری! دربار قاجار ناچار شد که قرارداد امتیازکشت تنباکو با “کفارخارجی” را به هم بزند.
از دیرباز یکی ازمهمترین اهرمهای قدرت و تهدید روحانیت همین فتوا بوده است. برد این فتواها اما، تا زمانی بوده است که روحانیت کنار گود ایستاده و از آنجا به قدرت(شاهان) بوسه میزده است. اما زمانی که آنها هوس کردند که خود مستقیما این میوه ممنوعه را بخورند انگارهم چون آدم و حوا یکباره ازآن بالا و از بهشت برین و پر از نعمت به زمین سقوط کردند و همه جاه و حشمت آسمانی خویش را یک جا از دست دادند. نتیجهاش هم بیخاصیت شدن کامل فتوا شد. نمونهاش فتواهای مکرر خامنهای پیرامون حرمت تولید سلاح هستهای است که هر چه صادرمیکند، ظاهرا جز خودش کسی آن را باور نمیکند و هم چون تفی سربالا چرخ زنان به سوی خودش برمیگردد. مخاطبین فتوا میگویند دم خروس (تأسیسات فردو) را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را. آخرین نمونه کاربرد فتوا در دیپلماسی به هنگام دیدار خامنهای با رجب طیب اردوغان در مشهد صورت گرفت. اردوغان که پس از دیدار با اوباما و شرکت در نشست امنیتی کره جنوبی و پیش از برگزاری نشست مذاکرات 5+1 به دیدار وی در مشهد رفته بود به همراه یک پیام ضمنی از سوی اوباما و سایر قدرتهای بزرگ غربی، با جیبی پر از فتوای” آقا” برگشت.
البته ناگفته نماند که کرم آفت از خود درخت بود. خمینی وقتی که خود به قدرت رسید پیشاپیش صاحب فتوا بود و هنگامی هم که بوی مرگ شنید تصمیم گرفت بنا به مصلحت حکومتداری، قد و قامت ولیفقیه پس از خود را که خود به قامت مرجعیت دوخته بود اره کرده در حد و اندازه کوتولهای به نام خامنهای درآورد. خامنهای هم وقتی طعم لذیذ قدرت را چشید، به غوره بودن بسنده نکرد و شروع کرد به ادا و اطوار مویز را درآوردن. القصه، فتوای تقلبی هم وارد بازار شد و کمر حرمت فتوا (و روحانیت؟) را شکست و حتی حکم داد که صاحبان فتاوای مزاحم – هم چون منتظری – در منزل خود زندانی شوند. به هر حال، وقتی اردوغان پیام خامنهای یعنی حرمت ساختن سلاح هستهای را به نزد آمریکا برد، خانم کلینتون، که خود از حق فتوا – منتها از نوع مدرنش – برخاسته از انحصار زرادخانه عظیم هستهای بیبهره نیست بلافاصله واکنش نشان داد که «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست» و فورا شروط سهگانهای را مطرح ساخت که معنایش چیزی جز دستها بالا نیست. البته اگر من (خدای ناکرده) جای خانم کلینتون بودم، بنا به مصداق جواب های هوی است، از موضع یک صاحب فتوا در پاسخ به خامنهای میگفتم بسیار خوب، حرمت فتوای شما به جای خود! اما برای آن که اعتبار لازم را داشته باشد و بخواهیم آن را خرج کنیم لطف بفرمایید فتوای دیگر خود و امام مرحومتان را که طبق آن برای مصلحت و حفظ حکومت اسلامی حتی میتوان واجبات دین را هم تعطیل کرد (و مثل ریگ دروغ گفت)، و بر اساس آن هر حلالی را حرام و هر حرام و جنایتی را که برای حفظ قدرت و مصلحت نظام لازم باشد حلال کرد، ابطال بفرمائید تا خیالمان اندکی آرام باشد! مگر نه اینکه از قدیم و ندیم گفتهاند، دو پادشاه (و صاحبان دو فتوا) در یک اقلیم (که همان دهکده کوچک جهانی باشد) نگنجند!
به هرحال مضحکه ترکیب حربه دیپلماسی و حربه فتوا را باید اوج مضحکه ترکیب دین و دولت (و سیاست) دانست، حربهای همچون شمشیر و سپر و کلاه زنگزده دن کیشوت درقلع و قمع آسیابهای بادی! بجنگ تا بجنگیم!
منبع: وبلاگ نویسنده
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است