سبد کالا؛مقصر کیست؟

  تحلیل جامعه شناختی مسئله

در تحلیل ها کمتر دیده شد که کسی مردم را نیز در این قضیه مقصر بداند و تقریبا اکثریت قریب به اتفاق منتقدین انگشت اتهام را به سمت آقای روحانی نشانه گرفته بودند.

در روزهای اخیر به بهانه مشکلاتی که در نحوه توزیع سبد کالا رخ داده بود ما شاهد واکنشهای تقریبا مشابهی در فضای مجازی بودیم و بیشتر این واکنشها تقریبا متوجه کابینه روحانی بود که با عدم توزیع صحیح و برنامه ریزی درست باعث خدشه دار شدن کرامت انسانی و حقارت مردم ایران در جوامع بین الملی شده بود

در تحلیل ها کمتر دیده شد که کسی مردم را نیز در این قضیه مقصر بداند و تقریبا اکثریت قریب به اتفاق منتقدین انگشت اتهام را به سمت آقای روحانی نشانه گرفته بودند.

قصد داشتم در نوشتاری کوتاه لااقل فهرست وار به ناهنجاریهایی که مردم ما در مواجهه با چنین پدیده هایی از خود نشان می دهند اشاره کنم و اصحاب قلم و صاحب نظران روانشناسی و جامعه شناسی و بخصوص روانشناسی اجتماعی را به ریشه یابی و تحلیل درست چنین واقعیت ها و بیماری های جامعه مان دعوت نمایم

سبد کالا یک نمونه ای از هزاران نمونه ی ریز و درشتی است که در جامعه ایران به وفور قابل مشاهده است و در این مورد اخیر به خاطر کلان بودن موضوع واینکه کلیت جامعه ایرانی را درگیر خود ساخته بود مسئله برجسته تر دیده شد

ما شاهد چنین حراکاتی در نحوه سوار شدن مردم به مترو و هول دادن دیگران (برای دست یابی به جایی برای نشستن و زود تر از بقیه جا پیدا کردن) و همچنین سوار شدن به اتوبوس و شاید از صف خارج کردن ضعیفها و حتی وقتی سر چهار راه ها منتظر تاکسی هستیم در گرفتن دستگیره تاکسی برای گرفتن جا و سوار شدن به تاکسی هستیم . حتی این مسئله را در حرم امام رضا نیز ما مشاهده می کنیم (درست یا غلط کاری ندارم) ولی هول دادن دیگران و له کردن بقیه برای دست زدن به ضریح امام رضا هم حرکات و رفتارهایی ازین قبیل هست

چنین رفتارهایی حتی در بین افرادی که دغدغه نان ندارند و در یک تسلسل تکاثر گرفتار هستند نیز دیده می شود و نمونه اش صف های طویل در جلو صرافی ها برای گرفتن ارز مرجع و حتی آوردن لحاف تشک و خوابیدن جلو بانک مرکزی از شب قبل … یا حتی در نمایشگاه ها و مخصوصا نمایشگاه کتاب مشابه چنین پدیده هایی دیده می شود

متاسفانه اکثریت طبقه متوسط 35 سال پیش با روندی صعودی به زیر خط فقر سوق داده شده اند و افزایش جمعیتی که در طی این 35 سال داشتیم به قشر فقیر جامعه اضافه گشته نه قشر متوسط و برای اقشار محروم جامعه داشتن “نان” _ حداقل رفاه _ گاها به آرزویی بدل گشته اگرتعریفی که شریعتی از زندگی کرد که به ترتیب : نان، آزادی، فرهنگ، ایمان و دوست داشتن را قبول داشته باشیم قابل فهم است که انتظار رفتار های “مبتنی بر فرهنگ” در اقشاری که هنوز از دغدغه نان رهایی نیافته اند و آزادی نیز مفهوم خود را به درستی در جامعه باز نکرده است انتظاری دور از واقعیت است

این نوشتار قصد ندارد ناهماهنگی ها در سیستم اداری و توزیع را نادیده بگیرد بلکه هدف ریشه یابی آن است و نگارنده معتقد است که مردم و دولت هر دو در خلق شدن چنین سیستم اداری مریض و ناخوشی مقصر هستند و پرورش فاسد(ظلم) ، امریست که به قول دکتر شریعتی در زیر چکش ظالم و سندان مظلوم عینیت پیدا می کند

تعویض جایگاه امر به معروف و نهی از منکر که صحیح آن از جانب مردم به سمت حکومت است و تبدیل آن به یک وسیله واهرمی سیاسی از جنب حکومت به مردم آن هم جمعیت زنان کشور برای تحت فشار قرار دادن قوه های اجتماعی نیمی از جمعیت که توان بالقوه ای در ایجاد حرکت در جامعه دارند یکی از فاکتور هایی است که مانع اصلاح ریشه ای ناهنجاریهای اداری شده است

تحدید و تهدید و تحت فشار سنگین قرار دادن رسانه ها که زبان رسای مردم علیه فساد و فسق اداری هستند نیز در تولید چنین مفسده هایی سهیم هست

عدم پرداختن به روستاها و شهر های کوچک و جنوب شهر (مناطق محروم کلان شهرها) از دیگر عوامل مهم بوجود آمدن حرکات ناهنجار فرهنگی در جامعه هست که متاسفانه با بزرگنمایی رسانه ها به همه مردم عمومیت داده می شود.

نکته مهمی که باید مد نظر قرار داد اینست که حاکمان ایران حتی از سالها قبل از انقلاب از فقر فرهنگی مردم و مخصوصا مناطق محروم جامعه نهایت استفاده را (سوء استفاده را) در جهت منافع خود برده اند و این هشدار بزرگی است به روشنفکران و متفکران جامعه که خواهان توسعه همه جانبه کشور هستند که ضرورتا و عاجلا به مناطق محروم توجه ویژه کنند . و تنها توجه خود را معطوف دانشگاه و دانشجویان و بحث های آکادمیک ننمایند بلکه باید بحث های خود را بر طبقات محروم و بیسواد نیز “نازل” نمایند چه، قرآن که کتاب آسمانی می باشد با اینکه عالیترین مفاهیم در آن قابل استخراج می باشد اما برعموم مردم “نازل” گشته

اما در تحلیل هایی که در فضای مجازی دیدم سه گروه بیشتر برجسته بودند

مخالفان آقای روحانی چه داخل رژیم و چه در اپوزیسیون انقلاب خواه که حسابشان معلوم است و انتظار غیر ازین نیز از آنها نیست و معقول به نظر می رسد

دلسوزان ملت که برخی در خارج هستند و حتی شاید دوستدار آقای روحانی هستند که در این مورد شاید احساس حقارتی که چنین صحنه هایی در خود آنها و در ناخودآگاهشان ایجاد کرده نیز در اظهارنظرهایشان بی تاثیر نمی باشد و انتسابشان به ملتی که چنین رفتارهای سبک (چیپ) ی را از آنها شاهد هستند

دوستداران آقای روحانی که شاید به او رای هم داده اند و آرزو و آمالی در این رای دادن دارند ولی دیدن چنین حرکات و رفتارهایی که مسبب اش را روحانی و دولت اش می بینند نیز غیر قابل دفاع می باشد. این قشر نیز با احتیاط انتقاداتی می کنند ولی در کل خواهان این هستند که روحانی در همه زمینه ها بی نقص و عیب ظاهر گردد تا سرافکنده نگردند و بتوانند باز از او و دولتش دفاع کنند

و در آخر:

نگارنده با توجه به زمینه مطالعاتی که از شریعتی ، طالقانی ، بازرگان پدر و بازرگان پسر و دکتر سروش و دیگر بزرگان خط روشنفکری دینی داشته و همواره خود را به رویه مسالمت جویانه پیر طریقت سیاست مهندس سحابی وفادار می داند معتقد است که تنها راه اصلاح مداوم و پایدار کشور نه از راههای میانبر و یک شبه و خشونت پایه ؛ بلکه از روش اصلاح تدریجی (هر چند اندک اندک) و از راههای مبتنی بر آگاهی بخشی و عدالت جویی و از طرق آشتی جویانه و صلح طلبانه میسر می باشد

وباور دارم در مواجهه با پدیده های اجتماعی ناخوشآیند و ناهنجار باید با تحلیل های آکادمیک و علمی ،ریشه این ناهنجاری ها را باید جست و به درمان آنها از طریق آگاهی بخشی اقدام نمود

البته در این نوشتار مجال بر تحلیل روان شناختی نبود و شاید از تخصص نگارنده و بضاعت علمی اش نیز خارج باشد ولی حتما متخصصان جامعه شناسی وفلسفه و روانشناسی (بزرگانی چون فرزندان دکتر شریعتی ، استاد ملکیان، اشکوری و کدیورو آقایان رحمانی، علیجانی، سروش دباغ، دکتر زیبا کلام و روانشناسان محترم و اساتید دانشگاه و دگراندیشان حوزه و…) هستند که قادرند و توان علمی این را دارند که بدون پرداختن به حاشیه ها و تحت تاثیر هیاهوها قرار گرفتن، مسائل و ناهنجاری های مبتلابه اینچنینی جامعه را مورد مداقه و بررسی خود قرار دهند و تولید فکر نموده و با نظریه های خود و نشر آن موجبات آگاهی بخشی هر چه بیشتر در جامعه را مهیا سازند

و باتبع ما پیاده نظام نیز همواره در رکاب بزرگان به نشر و پخش نظریات بزرگان در جامعه اهتمام خواهیم داشت.

والسلام

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.