روحانی و کردستان

اکنون که دولت جدید ردای تدبیر و امید بر تن کرده و کردها هم با رای بسیار بالای خویش نشان دادند که از مدیریت مهرورزانه صدقه گونه و صدقاتی ! به تنگ آمده و امیدوارانه در پی تدبیر و امیدند ، لازم می نماید که جناب آقای روحانی و حلقه ی مشاورانش نگاهی دوباره و دقیق به کردستان داشته باشند و آگاهانه این امر را درونی سازی ذهنی نمایند که کردها هم ایرانیند و همچون دیگر شهروندان بایستی از حقوق حقه ی خویش برخوردار باشند، بایستی به آنها اعتماد دوچندان شود و مناصب و مدیریت های دولتی در اختیارشان قرار گیرد و به جایگاه شهروند درجه اول بازگردند.

بارها شده که از دوستان همفکر یا مخالفم با لحن نسبتاً متعجبی پرسیده ام که براستی چرا نوعی نگاه امنیتی خاص بعد از انقلاب بر کردستان حاکم شده که کمتر دولت و جریان و گروهی را یارای آن بوده است که اندکی از حجم آن بکاهد ؟ و بارها اشارات و نگاههای عاقل اندر سفیه ! دوستان و دیگران را شاهد بوده ام که انگار پاسخ دادن به این سوال بدیهیات را واکاوی کردن است ، ولی براستی برای من جای سوال اساسی دارد که مردمانی که برای مبارزه علیه استبداد شاهنشاهی پا به پای دیگر مردمان بر علیه استبداد و استبدادخواهان به پا خاستند و در جنگ ایران و عراق آنهمه شهید و مجروح و جانباز و آ زاده به یادگار کذاشته اند و در دوران سازندگی و اصلاحات و مهر ورزی هم به اندازه کافی هزینه داده اند چه کمتر از دیگر ایرانیان دارند و چرا شهروندان درجه چندم شده اند ؟

بارها در خیابان و کوی و برزن جوانانی را دیده ام که بر سر استقلال و پرسپولیس بگو و مگوی جدی همچون دیگرجوانان ایرانی داشته اند ، به کرات برادر دانشجوی خود را غمناک برای شکست تیم های ایرانی و شادان برای بردشان ملاحظه کرده ام ،و همیشه مسئله انتخابات وموضوعات سیاسی و اجتماعی ایرانی و ایران زمین برای کردها هم مهم بوده و هماره فعالانه در این مسایل شرکت داشته اند و اغلب اوقات یکی دو قدم جلوتر بوده اند،چه آن وقت که به اعتراض به دولت و سردار سازندگی رای هاشان را به توکلی دادند و هاشمی پیام را سریع گرفت و برای چبران مافات رحیمی را به منطقه فرستاد تا سر و سامانی به کردستان دهد ولی بالعکس شد و چه آن زمان که کردها چنان رایی به خاتمی دادند که خود خاتمی مانده بود چگونه بزرگی شان را جبران نماید…

کردها و کردستان همواره در خط مقدم برای اثبات این ادعا که “ایرانی ترین ایرانیانند” بوده اند و برایش هزینه های گاه گزاف هم داده اند ولی چنان که باید و شاید قدر ندیده اند و بر صدر ننشسته اند ، اغلب افراد و مدیرانی که به منطقه اعزام شده اند نوعی نگاه تملک گونه به این قسمت از ایران داشته و همجون باغ و باغات شخصی ! بدان نگریسته اند و جالب آنکه حتی عده ای از فرزندان این دیار که با پشتیبانی مردمان این خطه آرام آرام روییدن گرفته اند تحت تاثیر وضع غالب مدیریتی و نگاه خاص به منطقه ، گرفتار آمده و از کردستان تنها و تنها پله های ترقی خویش جسته اند.

الغرض:

اکنون که دولت جدید ردای تدبیر و امید بر تن کرده و کردها هم با رای بسیار بالای خویش نشان دادند که از مدیریت مهرورزانه صدقه گونه و صدقاتی ! به تنگ آمده و امیدوارانه در پی تدبیر و امیدند ، لازم می نماید که جناب آقای روحانی و حلقه ی مشاورانش نگاهی دوباره و دقیق به کردستان داشته باشند و آگاهانه این امر را درونی سازی ذهنی نمایند که کردها هم ایرانیند و همچون دیگر شهروندان بایستی از حقوق حقه ی خویش برخوردار باشند، بایستی به آنها اعتماد دوچندان شود و مناصب و مدیریت های دولتی در اختیارشان قرار گیرد و به جایگاه شهروند درجه اول بازگردند، نگاه خاص امنیت گونه بایستی برداشته شود و نگاهی برابر و تساوی گونه در منطقه جاری شود ، کردها همواره نشان داده اند که طالب آرامش و سیاست ورزی و کنش اجتماعی انسان مدارانه هستند ولی چنان که در سالهای گذشته نشان داده شده نان و کاسبی عده ای فقط در ایجاد تنش در کردستان است و لاغیر ، موضوعی که کردها را با آن میانه ای نیست.

کردستان نیازمند تبعیض مثبت و نگاه دلسوزانه جدی برای رفع مسایل و مشکلات مربوط به سرمایه گذاری های زیر ساختی و اساسی می باشد ، پیش از توجه به مسایل هویتی و فرهنگی ، رفع تبعیض های اقتصادی و سرمایه گذاری در بخش های مختلف نیاز اساسی این منطقه محسوب می شود که امید است مورد اهتمام دولت آقای روحانی قرار گیرد.

دولت تدبیر و امید که خود را با افتخار دولت اعتدال و حد وسط می خواند بایستی در کردستان وضعیت نگاه فرهنگی و سیاسی و اجتماعی به کردها را به حالت اعتدال برگرداند و نشان دهد که پیام آشکار کردها را در دادن رای قاطع به افکاری از جنس تدبیرگرایانه و امیدورزانه را به خوبی دریافت کرده است ، باشد که چهار سال پیش رو دوران شکوفایی بیش تر و بیش تر ایران و ایرانی و بالتبع کرد و کردستان باشد.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.