
شریعتی از سوسیال دموکراسی آغازکرد و کتاب ابوذرسوسیالیست خداپرست راترجمه کرد ومهندس سحابی درنهایت بدان رسید
گفته اند که ” توسعه ” دارای دوبال است :ایدالیسم – رالیسم ؛ یکی آرمانی ، حتی در آسمان ، رویایی – که شریعتی دررابطه با انسان وتاریخ وجامعه شناسی دکترا گرفت با همه اینها بشدت آرمانگرا بود . زمان زمان “ایدئولوژی هاواوتوپیاها ” بود بویژه که همه را ازدین وعرفان میخواست . درعین حال که گاهی که به خاطر رشته جامعه شناسی باید لحظاتی ” واقعیت ” را هم تحلیل یا تعلیل نماید . منتها او اصولا فراتر از امرواقع نگاه میکرد . چه جامعه مادرگورستان خرافا ت وورد وجاد و دفن شده بود ، حتی بردرودیوار ها درپایتخت نوشته بودند «بشتابید برای گرفتن دعا ازسید خراسانی – سرقبرآقا» جایی که جنوب تهران ومیدان مولوی بود . وبرای ویزیت سید دعانویس باید ازدوماه قبل نوبت گرفت ویزیتش چون پزشگان درجه یک بود . بسیاری ازخانوادههای اشراف و…در اتاق انتظارش همیشه منتظر نوبت بودند . ازاین موارد فراوان بود .درچنین اوضاع واحوالی اگر ایدالیست نباشی مردهای، اوراه حل را پیرایش دین ازخرافات دانست .
و یکی درزمین ؛ رالیست ، که ” مهندس” بود ودرصدد ساختن وتوسعه . منتها یکبار به رهبر فقید انقلاب گفته بود” حکومت اسلامی – تاعدل علی ” وجواب شنیده بود “نه وقتش گذشته است بگویید جمهوری اسلامی”. درهرصورت نسل مصدقی هنوز ایدالیست بود ونوستالوژی اش بعد ازدهه ها مبارزه وناکامی هنوز دهه بیست و…بود ه وهست . و درنهایت به جدایی دین ازدولت رسید.
ولی نظرش به” انسان ” تاریخ – فرهنگ ، دین و…که درکشوری مثل ما ” خرافات زده بودو قرنها بودو به کویر رسیده بود ، کویری خشک که جز گون ها نمبینی که فقط با باد سرتکان میدهند از اینرو به دین پناه میبرد وفراتر درجستجوی “امت تا امامت ” در آن جهنمی که در آن نفس میکشید وفهمیده بود که این “جهنم ساختاری است ” . دراین مرحله اوساختار شکن است تا پوستین وارونه را از پیکردین درجامعه خرافات زده ببهانه سنت بر افکند . درشب احیایی درماه رمضان آیت اله طالقانی در مسجد هدایت فریاد زد ” به دنبال چه هستید ؟جهنم همین جاست “درآن زمان که او امت وامامت را مطرح کرد رأی را درانتخابات با«دوتومان» یا با یک «نهار» می خریدند ویا زمین داران با آوردن «رعایا» پای صندوق های رأی آن را پر میکردند و حتی کارگران کوره پزخانه هارا مالکان کورههامیاوردند .جامعه شهری هم اندک بود وغالبا رأی نمیدادند ومیگفتند از قبل توسط «دربار» تعیین شده است .این روند را مصدق شکست که دردوره پانزده گفت «مردم مارا تنها نگذارید» ودرکاخ مرمر با بیست نفر همراهان دراعتراض به انتخابات اعتصاب کرد . این آغازی بود برای مبارزه با دربار وجهان زیر سلطه که مردم رابه صحنه کشید. منتها بادرایت ومدیریتی که داشت الگو شد.
هردو روشنفکران این جهنم بودند و”روشنفکر مجبوراست ازیکسو دردنیای مفاهیم با مفهوم سازی در هواپرواز کند وازیکسودرزمین ودریا بخاطر جامعه و…شنا نماید “ازسویی گرفتار تاریخ وهویت خوداست ازسویی گرفتار مطالبات اجتماعی که ما با اکتشاف نفت ومشروطه ورفت وآمدها حتی اندک به دوران مدرن پرتاب شده بودیم ، مخصوصا اگرجامعه ای دربخش هایی گرفتار فقر فرهنگی ومادی قرنها منجمد شده باشد.
درچنین شرایطی کارروشنفکرباید ابداع مفهوم “ایده ” و”برنامه” برای توسعه وپیشرفت باشد. برای مثال شهررا که چون پدیده ای مد رن وباید دارای نهادهای مختلف وساختمان ها و…است درجهت خواستهای مردم وبهینه کردن حیات وزندگی…آنان باشد ” بعلاوه روستا که هنوز بخش اعظم جامعه ما درروستا بود.
درعین حال که شهرهای نوپا ی بسیاری مفاهیم جدید را به خاطر نیازهای تازه برای او «روشنفکر» وذهنیت فعال او تدارک میبیند واوباید آنهارا تئوریزه کند چون شهروند وحقوق شهروندی و…، ازینرو “ازیکسو فیلسوف است از یکسو درمسایل جمعی مهندس، ازاولی ” ایدالیسم حاصل میشود وازدومی پوزیتیویسم” ژاک دولوز – مجله ادبی – پاریس – شماره 406- فوریه 2002 .
این هردونیاز به آزادی ، عدالت وتوسعه داشت تا به پیشرفت وتوسعه رسید . وگرنه در آرمانها وایدالها ودرکشوری چون ما دراسطوره ها وافسانه ها میماند وماند .درکشوری که هنوز امر «اثباتی» نداشتیم ، درحالیکه توسعه بدون آن معنی ندارد . اینجا همیشه جهان ورفاه و…نفی شده بود امری که ضدتوسعه است . عقب ماندگی از آنجا خودرا نشان میدهد که خیال میکنیم کارروشنفکر فقط نقد «قدرت»است وسرعت زمان ، کوچک شدن جهان و…را نادیده میگیریم . همه اینها نیازبه تحلیلی دیگردارد . شریعتی با پدر – مذهب با خرافات زدایی را برای رهایی آغازکرد تادرنهایت توسط نخشب از دهه بیست به “سوسیال دموکراسی “رسید که با جامعه پرازخرافات در آنزمان شاید تعلیق به محال بنظر میرسید . او با دکتر سامی وبسیاری دیگر به حزب مردم ایران پیوستند . چنان نبود که ازابتدا علیرغم آنکه بعضی گفته اند بیشتر” در حوزه ی تاریخ ومذهب متوقف با شد” که او ازهمان زمان از نخشبیون بود” احسان شریعتی روزنامه شرق . درزمانیکه بسیاری به مارکسیسم تا حزب توده پیوستند منتها هرکشوری راه حل خودرادارد حتی “درروشنگری وگذار ازتاریک اندیشی” هابرماس1
خلیل ملکی ازحزب توده برید وبه بومی گرایی رسید ومدلش هندوستان شد ، منتها نخشب درهمان زمان ازحزب ایران ونهضت خداپرستان سوسیالیست علام کرد ” سوسیالیسم ودموکراسی دوجلوه از یک حقیقت واحد یعنی حکومت مردم برمردم است ” ودرحزب ایران کلا س ها ی فلسفه دایر کرد . اینها قبلا درکتاب ” مکتب واسطه” توسط مهندس شکیب نیا” وکتاب ” ایدالیسم بشر ” مهندس جلال الدین آشتیانی منتشرشد .اودرآنجا گفت « مشکل اینجاست که ماهنوز فیزیک را درنیافته به متافیزیک رسیدهایم ؟!!». وبعدها توسط همین نویسنده کتاب ” مدیریت نه حکومت” را درکارنامه خود بعد از انقلاب دارد ، بعلاوه کتاب ” نزاع کلیسا وماتریالیسم ” ازنخشب تا کتاب «اخلاق وحقوق » که تزش بود ،وکتاب «فرهنگ واژههای اجتماعی» و «بشرمادی» «ایران در آستانه یک انقلاب اجتماعی»و… نخشب کتابهایی دیگرهم دارد .
شریعتی درمشهد بود شهرمذهبی با خانواده مذهبی وپدر مذهبی که راه حل نجات ایران را در”تفسیر نوین” ازقرآن میبیند . شریعتی بعد از کودتا بنظر من نیاز به معرفی ندارد منتها بعد از سالها مبارزه وتلاش تکامل اورا باید در ” گفتگوهای تنهایی” اش دید که این کتاب توسط شرکت انتشاراتی چاپخش مطابق بقیه کتابها منتشر شده است . زمانیکه شهیددکتر سامی وکیل مجلس اول بود ، در آن مجلس مورد اعتراض ” جلال الدین فارسی”قرار میگیرد که “چرااین کتاب راچاپ کردید؟ ” جلا ل با شریعتی وسامی در مشهد آشنا وگویا دریک مدرسه بوده اند. دکتر سامی جواب میدهد ” مثل همه ی کتابهای دیگرشریعتی ” جلال جواب میدهد ” مگر هرچیزی را آدم چاپ میکند” و… در «گفتگوهای تنهایی» اوشریعتی دیروز نبود ، باانقلابی که دردیدگاههایش درهمان زمان بویژه دراروپا شد .امروز هم اگر بود طبیعا متفاوت از گذشته بوده است که یکبار در حسینیه ارشاد دربرابرسوالی گفت « من در یخچا ل نبوده ام»که درحال تغییرمداومم . ومبنای «مدرنیته» تغییر است – کتاب مدرنیته چیست – آلکسیس نوز.
بنا براین شریعتی را باید درسه دوره دید وفهمید، شاید هم بیشتر. البته تناقضی درنوشته هایش دیده میشود ؛ هم سنتی است هم ملی هم مدرن، گاهی هم شاید با افراط وتفریط که تاریخ معاصر ما بشدت «زیگزاگی» بوده است. درعین حال که «هرایده ای درجامعه عقب افتاده تبدیل به فاشیسم میشود»آلن تورن جامعه شناس .
دومی مهندس درشهر ودر دانشگاه آغازید درزمانی که ” فداییان اسلام ” وآیت اله کاشانی وشمس قنات آبادی نماینده اسلام سنتی بودند ولی فداییان هنوز اسلام طالبانی را تداعی میکردند که بعد ها معلوم شد ” همه اینهاراسید ضیا حمایت میکرده است” خاطرات شمس قنات آبادی.
بعد هم دکتر فاطمی طراح اصلی ملی شدن نفت را دربدترین شرایط که ما با انگلستان درگیر بودیم همین فداییان ترورکردند ، درزمانیکه وزیر خارجه مصدق بود . یادش به خیر که تا آخرسنگررا ترک نکرد تا با چهل درجه تب اعدام شد . متاسفانه فداییان وکاشانی و…با کودتا چیان همکاری نمودند ، در حالیکه آیت اله هایی چون میلانی – انگجی – حاج سید جوادی وبرادران زنجانی وبسیاری دیگر تا دم آخر با نهضت ملی ومصدق بودند . البته آیت اله زنجانی حتی بعد از کودتا هم در جلسات شورای جبهه ملی شرکت میکرد ولی هرگز عضو نشد چه معتقد بود ” به خاطر لباسش نباید عضوشود وباید همیشه ناظر باشد”از شاه حسینی . دراین مرحله بود که انجمن های اسلامی دانشجویان را در دانشگاه داریم ، دربرابر حزب توده با مارکسیسم استالینی ، زمان بعد از جنگ جهانی دوم بود. فضا بعداز دوران بسته رضاخانی باز شده بود ولی تحت آشغال نیروها ی متفقین بودیم منتها درشهر که با فساد ، فقر ، قحطی بی اخلاقی و…به زندگی در” مرداب ” میرسید دراین انجمنها مهندس سحابی مبارزهای تازه راآغازید . درزمانیکه ملی شدن نفت ، به وسیله دکتر مصدق که کار هیچکس نبود آغاز شد .
صداقت او هنوزهم زبانزد خاص وعام است اینها کم کم ستاره های آن ادوار تاریک وجهنمی میشوند که کودتا ی ننگین بامدادشان رابه تاریکی ها برد ومبارزه زیر زمینی شد .
ملی کردن قبل از همه برای رهایی از سلطه بیگانه ورهایی ازاین مرداب عقب افتادگی توسط مصدق انجام میگردد که کارهیچکس نبود . از قبول غیر قابل پیش بینی پست نخست وزیری که سیدضیا متتظررای دردربار نشسته بود وتروررزم آرا بیشتر بخاطر این امر بود، وبعد خطر کودتا علیه شاه که علم وزیر دربار او را با اکراه به مسجد شاه آنروزبرد ، و مصدق همه را غافلگیر کرد ، تادفاع جانانه مصدق در دادگاه لاهه وشورای امنیت که برای اولین باردر این شورا ” حق حاکمیت ملی”را درملی کردن ها گرفت که او با آگاهی به قانون ملی کردن ها در انگلستان بعد از جنگ توسط حزب کار گر این امررا انجام داد ، تا جاییکه قاضی انگلیسی بنفع مارای داد ولی قاضی روسی” نه” واز جلسه غایب شد .
بعدهم تجربه دموکراسی باآزادی بیان واندیشه واحزاب سیاسی و…درزمان اوکه میتوان انقلاب دوم مشروطه نامید. بعد از سی ام تیر هم که با اختیارات برنامه های بیشتر بنفع محرومین تا آزادی ها کانون وکلا ، احزا ب ، تامین اجتماعی و…که عملا نوعی ” سوسیال دموکراسی” بود . متاسفانه ازابتدا با کودتای نفتی ها ، انگلیس وامریکا تا اجامر واوباش و..راه توسعه وپیشرفت ما سد شد . هنوز هزینه اش را میپردازیم.
مهندس سحابی از پدری است اگرچه مذهبی ولی حوزه تخصص اش “زمین شناسی وزیست و…” بود تا جاییکه رییس دانشکده “زیست شناسی تا علوم طبیعی ” بود در عین حال با نگاهی دیگر درتفسیرقرآن . کتاب ” خلقت انسان” متعلق بدوست که ” آیه مربوطه را را با تـصحیح یک – ف- که تابحال پس معنی میشد به ” سپس” معنی نمود که معنی آیه ” کن فیکون” – خلقت نه یکباره بلکه تدریجی میشد .
مهندس دردهه بیست درشرایطی …که شهر “مرداب” بود ، حتی با انقلاب حتی با انقلاب اسلامی دیگر نشد ، درحالیکه آرزوی او حداقل ” حکومت عدل علی به نسبتی ” بود وقبلا بسیا ری در جستجوی “اسلام ناب” تا انسان و..بودند ، ولی “آنچه یافت می نشود آنم آرزوست” . به همین دلیل بعد کم کم نظرش به ” توسعه” معطوف شد که او عقب افتادگی را درهمه حوزه ها درک نمود .
البته آنچه هنوز مغفول است ” توسعه انسانی” است که انسان از یکسو ” مفهوم” است که تکامل مییابد ولی نیازمند توسعه که ” ماشینی است که سوخت میخواهد ” چه ” من لا معاش له لا معاد له” پیامبر اکرم . این توسعه انسانی با آزادی ودموکراسی تنها میسر نیست ، با برنامه اقتصادی معطوف به برابری محقق میشود و…بنابراین با یک رابطه دیالکتیکی بین فرهنگ واقصاد ما به “توسعه انسانی” میرسیم . وامروز درجهان پیشرفته این امربه ” سوسیال دموکراسی” معروف است که دموکراسی مفهوم است وسوسیالیسم برنامه اقتصادی معطوف به برابری و….راه حلی که جهان امروز بعد از بحران های دنیای “سرمایه وتکنیک” فعلا با انتخابات ها برای رهایی ازبحران های ایجادشده توسط بانکها ولیبرالها بدان متوجه شده است .
شریعتی در شرایط اختناق ازکویر بر آمد وبا کتابها وسخنرانی ها و…درحسینیه ارشاد و…بهرطریق با کنشهای فرهنگی وواکنشهای سیاسی درهرصورت “شکفت ” ولی مهندس از شهر ومرداب بر آمد و زندانها کشید وبعد از انقلاب با همه امیدها بعد از سی وسه سال متاسفانه “پژمرد” وقتی که فهمید احمدی نژاد آمد از خدا طلب مرگ نمود، چه اوامروز را با اختلاس ها ، تورم ها ، بی قانونی ها و… میدید .در واقع ” دق” کرد . چه او بشدت صبور ولی یک انسان متعهد ودیگری اندیش بود چه ” توکزمحنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی . واتفاقات بعدی که اوندید.
وشریعتی نبود که ببیند، آرمانگرایانی که نماد یک نسل بودند آیا شکست خوردند؟ من اعتقاد ندارم . زیراکه درحوزه سیاست ممکن است شکست خورده باشند ولی درحوزه ی جامعه نه . ما امروز با جامعه مدنی روبروییم که مطالبات خودرا تدریجا تحمیل میکند .
چه “هرانقلابی بعد از مدتی گرفتار تجدید نظر طلبی واصلاحات میشود، زندگی اجتماعی همیشه ثابت و ایستا نیست ، تجدید بنای جامعه واصلاحات نیاز همیشگی است زیرا که مشروعیتی که آنرا حمایت میکند بخاطر صرورتهای تازه همیشگی وجاودانه نیست .” گورباچف به کاسترو ازروزنامه کواما- ارگان حزب کاسترو
گورباچف ادامه میدهد “متاسفانه مادیر فهمیدیم که غرب از ما پیشی گرفت وما عقب ماندیم چه اینک اینجا ایدئولوژی وآیینی است که به فساد کشیده شده است . دولتی تدریجا باآزاد شدن درتمام زمینه ها بدامان راست غلطیده امری که حاصل در اختیار گرفتن تمام توان – استقلال – ابتکار ومنافع افراد است ” – نقل ازمصاحبه روزنامه کواما شماره 5با کاسترو ص205 گورباچف قبلا دربرابر پیام رهبر فقید انقلاب گفته بود که “سوسیالیسم بدون اخلاق سوسیالیسم نیست ” از روزنامه لوموند 1988 .
شریعتی از سوسیال دموکراسی آغازکرد و کتاب « ابوذرسوسیالیست خداپرست» راترجمه کرد و… ومهندس سحابی درنهایت بدان رسید . چه “سوسیالیسم سرمایه داری اخلاقی شده است” ماکس آدلر اتریش ، راه حل کشورهای در” بحران ” همیشه سوسیال دموکراسی ” بوده است حتی بومی آن که هرکشوری دررابطه با فرهنگ وجامعه خود میتواند برای رهای از فساد بدان بپردازد . درانگلستان بعد از جنگ جهانی دوم “سوسیالیسم فابینی” که متعلق به خودشان بود و عدم تمرکز قدرت سیاسی تا اقتصادی توسط ” حزب کارگر”انجام شد . ازآنزمان ما ملی کردن صنایع بزرگ را درصنایع ” فولاد- ذغال سنگ و.. آن کشورداریم ، وبه نسبتی نوعی دموکراسی شورایی توسط شهرداری ها که بخشی ازقدرات اجتماعی را داشتند . دراینزمان بود که ما نفتمان را ملی کردیم ، ووقتی اولین هیئت انگلیسی به سرپرستی « استوکس» برای قرارداد وارد ایران شد اولین شرط به “رسمیت شناختی ملی شدن نفت ” بود که او پذیرفت. ولی دوروزبعد وقتی خواست ازایران برود آنرا لغوکرد” این لغو را دکتر مصدق حاصل تماس های عوامل آنها ورجال انگلوفیل نامید که گفت ” اینها شرم نکردند حتی درداخل و…”.
شریعتی ومهندس سحابی وبسیاری دیگر درچنین شرایطی بر آمدند که رجال انگلوفیل ازیکسو ، حزب توده از سویی دیگر از طرف روسها ، وقوام السلطنه هم از ناچاری دربرابراینها امریکایی هارا وارد کرد . دکترفاطمی هنوز آنزمان روزنامه نگار بود. نماینده ی روسها ” کافتارادزه” برای قراداد نفت وارد شد وحزب توده بزرگترین راه پیمایی را دربرابرش درتاریخ آنزمان درسایه سربازان اتحاد شوروی که هنوز اینجا بودند راه انداخت .(سفارت شوروی یک شب روزنامه نگاران را به سفارت شورو ی آنروز به شام دعوت کرد وآنجا ” کافتارادزه” گفت ” ما میخواهیم نفت شمال را قراراداد ببندیم ، ” دکتر فاطمی دراین وقت فریاد زد” ما میخواهیم نفت جنوب را هم ملی کنیم شما نفت شمال را میخواهید ؟!!” کافتارا دزه ازموضع بالا گفت ” مابالاخره این نفت را میگیریم ” دکتر فاطمی جواب داد ” ما هم نمیدهیم”. دعوا بالا گرفت ، روزنامه نگاران را همانزمان از سفارت اخراج کردند”) نقل از جلالی نایینی مدیر روزنامه ستاره .
با اینحال حزب توده تعداد زیادی روزنامه یومیه تا هفتگی داشت ورجال انگلوفیل هم به همچنین ، دراین شرایط بود که خلیل ملکی وانورخامه ای وجلاآل احمد وبسیاری از حزب توده انشعاب کرده وخلیل ملکی وانورخامه ای به اافشاگری سیاستهای روسیه استالینی پرداخته وملکی آنرا نه سوسیالیسم وکمونیسم بلکه ” سرمایه داری دولتی” نامید ، وبسیاری روشنفکران را ازاین «توهم» نجات داد. ازآنزمان او بعد از مدتی حزب نیروی سوم را تشکیل داد ونظرش به سوسیالیسم بومی معطوف شد . نمونه نیروی سوم ” هندوستان ” معرفی شد ، قبلا محمد نخشب “سوسیال دمکراسی بومی ” با نهضت خداپرستان سوسیالیست” راسازمان داده بود .
کودتا همه این تلاشها را به تاخیر انداخت ولی این نسل از مقاومت باز نه ایستاد .نهضت مقاومت ملی به پیشنهادمحمدنخشب ودرمنزل آیت اله زنجانی باشرکت نمایندگان احزاب ملی -ایران – ملت ایران فروهر، ونیروی سوم ومردم ایران تشکیل شد. شب هنگام بادست تراکت هایی نوشتند با این مضمون «نهضت ادامه دارد». ایت اله زنجانی همان شبانه دربازار تهران اززیر عباپشت درب هرمغازه میاندازد ودیگران هرکدام توسط افراد گروه خود پخش میکنند ، روزنامه راه مصدق ارگان نهضت مقاومت ملی مخفیانه منتشر شد .چندبار کشف وتوقیف شد . مهندس سحابی ازاینجا سیاسی شد وبارها زندان رفت .
بعداز کودتا شاهد مقاومت از یکسو بودیم و کتابهایی چون غرب زدگی ازجلاال آل احمد تا کتاب ” دستهای آلوده ” از ژان پل سارتر ترجمه جلال تا کتاب ” استفراغ ” بتدریج منتشر شد . بعد ازظهر کودتا ” دکتر زیرک زاده ” مترجم کتاب ” فرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو – استاددانشگاه در توالت منزلش با تیغ ژیلت رگهای خودرا زد وخود کشی کرد . تیرباران ها وسرکوبها شروع شد . هرروز از رادیو پخش میشد ، حتی شاعردربار ” صادق سرمد” شعری به این مضمون سرود ” ای شاه بس است مکش پسررا دربرابر پدر وپدررادربرابر پسرو….” وبه لندن گریخت .
ازهمین زمان شاهد شکلگیری “ مقاومت وتظاهرات ” دربازار – دانشگاه ودبیرستان ها و…هستیم . بعد هم مهندس بارها با فروهر ونخشب وراضی ونمایندگان سایر احزاب به زندان رفت. بدینگونه «ذهنیت انقلابی» درجامعه سرخورده بتدریج شکل گرفت . چنان نبود که یک شبه باشد امری که طی دهه ها بااختناق وفشارها تشدید شد ، چه این میان چند نسل تباه شدند . تا جایی که یکبار تحت فشارهای آمریکا درزمان کندی شاه انقلاب سفید را انجام داد .منتها انقلاب شاهانه وجشنهای 2500 ساله که میلیونها هزینه اش شدو…تناقضی بود که در مجلس بیست ودوم پزشگپور به هویدا گفت «توکه شخص دوم مملکت هستی چرا این نابسامانی هارا درمان نمیکنی» .هویدا با پرخاش جوابداد « مملکت یک شخص بیشتر ندارد ماهمه نوکراوییم» .معمای هویدا وهویداها همین است با توجیه گران ومداحانی که همیشه ماداشته ایم . وهزینه اش را هم داده ومیدهیم .
دراین زمان اعلامیه جبهه ملی بود «اصلاحات آری دیکتاتوری نه» ولی گوش شنوایی نبود وفضا روزبروز بستهتر میشد.
بدینگونه شور وعشق «مصدقی» کم کم فرونشست وبا این تحقیرها وشکستها که جهان هم دربرابر ما بود «نفرت» جای آن آنراگرفت تا جاییکه کم کم نوعی «فرهنگ تنفر» نهادینه شد که ادامه دارد و از بستر آن گروههای چریکی از نسل بعدی برآمد. تا انقلاب اسلامی و…
تلاش مهندس آن بود که با صبوری وتحملش آنرا با اسلام «رحمانی» زایل کند که نشد ، چه تاریخ اسلام با فرهنگ عرب چنین بوده است. بدین خاطر پیامبر اسلام با «رحمان ورحیم» شروع کرد ولی نشد که با بازماندگانش بدترین خشونتها شد .متاسفانه از این فرهنگ تنفر بارها «سوءاستفاده» شد که موج ایجاد میکرد ، بدینگونه بودکه مهندس نظرش به «توسعه درون زا» متوجه شد که همان «سوسیال دموکراسی بومی» است . قبلاً رژیم شاهانه به «توسعه برونزا » نظرداشت که گروههاایی باانباشت انبوه ارزهارا به خارج صادر میکردند حتی بیش از قیمت کارخانه ومنزل بهنگام فرار به بانکها بدهکار بودند . « علت عقبماندگی جهان سوم همین امر در گزارش سازمان ملل معرفی شد» از کتاب جامعه شناسی فقر – جان گابن قتصاد – فسادی که امروزهم ماسفانه بخاطر رانتی شاهدیم .ولی امروز گستردگی جامعه مدنی ، نسل تحصیلکرده و…مورد اذعان همه است که با فسادهای افزون با بحران هایی شدید روبروست ، راه عبور ازاین بنبست ها تنها برسمیت شناختن حقوق مردم درسیاست ومدیریت جامعه است . به ویژه زمانی که ما باتمام جهان مساله داریم .
مهندس حتی دراوایل انقلاب که میتوان گفت درقدرت بود ودرزمانیکه دراوپوزیسیون بود تغییر ی نکرد.
چه او نماد مقاومت ، مبارزه ، ومهمتر نمادروشنفکری دینی ، اخلاق مدار ، متعهد ، که این تعهد رااز دین میگرفت چه «هرایده ای محصول شرایط اجتما عی خود است» آلن تورن جامعه شناس – «تعهدی که ژان پل سارتر ، آلبرکامو وروشنفکران اگزیستانسیالیست و..علیرغم فقدان با ور دینی لازمه روشنفکری میدانستند» جان مک کواری فیلسوف پاریس– تعهدی که «استعلای» اورا باعث میشد به دیگری اندیشی می انجامید.نه چون بسیاری که فقط «گلیم خویش بیرون می کشند زموج» سعدی- نه چون بسیاری که تعهدشان به تعصب می انجامید، والبته غالباً «سیاسی» بود . دیگری اندیشی بعد مهمش «آگاهی»بود- هگل – بعلاوه حق و«حقوق دیگری» همچون خود که -اخلاقی – بود.
مرز اخلاق و بی اخلاقی آن جاست که با «اراده معطوف به اراده» قبل ازهمه «اراده معطوف به قدرت» رادر خود مهار بزند ، ویا درحکومتی که نافی قانون ، وعدالت واخلاق بود به چالش بکشد . ومهندس ازچندین دهه قبل چنین نمود و تا آخر بفکرایران بود ووقتی فهمید با انتخاب !!احمدی نژاد ایران درخطر است «آرزوی مرگ نمود» .یادش پایدار وراهش مستدام باد .
منبع: عصرنو
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاهةای گوناگون است.