در ورای یک اکسیونیسم کور!

عملگرایی و اکسیونیسم کور در زمره شگردهای دسته‌جات آنارشیستی و غوغاسالار می‌باشد که در آن بدون درنظرگرفتن تناسب قوا بین اهداف و مقدورات، صرف به چالش کشیدن دولت به مثابه تنها دارنده قوای قهریه مشروع در جوامع را به عنوان آماج کنش سیاسی خود تعریف می‌کنند. این نوع از کنش سیاسی مخرب و ساختارشکنانه البته خیلی از مواقع توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی داخلی و خارجی و یا بعضاً نیروهای اقتدارگرای رنگین‌پوش جهت آماده‌سازی زمینه‌های سرکوب برنامه‌ریزی شده مورد سوء‌استفاده ابزاری قرار می‌گیرند.

چند روزی است که به شکل ناگهانی و بدون هیچ پیش‌زمینه مشخص سیاسی – اجتماعی خیزشی محدود و به ظاهر خود‌انگیخته در قالب تظاهرات و راهپیمایی‌های جوانان با شعارهایی غریب و ناموزون به غایت ساختارشکنانه در بعضی از شهرهای ایران در حال شکل گرفتن است. در این مورد گمانه‌زنی‌های چند در خصوص اصیل نبودن این حرکت و هدایت شدن آن توسط برخی از کانون‌های ناپیدای در داخل و خارج از ایران از جانب گروه‌ها و ارودگاه‌های سیاسی در درون و بیرون از فرماسیون حکومتی موجود انجام گرفته‌اند.

البته در جامعه‌ای که امکان فعالیت اجتماعی – سیاسی روال‌مند و قانونی وجود ندارد و یک مشارکت و تعامل سازنده هم از طرف حاکمیت و هم نیز از طرف مردم یادگرفته نشده است، خیزش‌ها ‌و بحران‌های ادواری اینچنینی شاید اما به مثابه تنها راه‌ شناخته شده برای مشارکت در حوزه عمومی و به قول روان‌شناسان اجتماعی تخلیه هیجانات ناشی از نابرابری‌های نظام‌های اجتماعی تعبیر گردد.

با وجود زمینه‌های مشخص نارضایتی‌های اجتماعی، اقتصادی – معیشتی و سیاسی در جامعه امروز ایران تحلیل معقول اوضاع سیاسی که به‌دور از بخل و تنگ‌نظری‌های معمول سیاسی انجام گیرد در یک چنین مواقعی می‌تواند حتماً راه‌گشا و سازنده باشد.

نشانه‌شناسی این حرکت اما در این مدت زمان کوتاه که از عمر آن می‌گذرد متأسفانه حکایت از یک حرکت و جریان اصیل که توانایی تکیه‌کردن توده‌ها به آن و یافتن راه‌حل از برای معضلات آنها را داشته باشد نمی‌کند.

 

خیزش‌های از این دست تنها آنگاه می‌توانند به جنبش‌های اجتماعی و سیاسی جدی و مؤثر تبدیل بگردند که:

  • شناسنامه‌دار باشند، یعنی قادر باشند حیات و علت وجودی و کنش سیاسی خود را در و با دیگر گروه‌های سیاسی شناخته شده تعریف کنند،
  • از یک اندیشه و انگاره راهنما تبعیت کند،
  • دارای یک رهنامه مشخص و مدون سیاسی باشند
  • دارای یک رهبری شناخته شده باشند که امکان تعامل قانون‌مند را با آنها ممکن بگرداند.

در نبود این مشخصه‌ها هر خیزش و جنبشی ذیر یا زود در یک عمل‌گرایی کور که مایه نومیدی، خشونت و انسداد بیشتر فضای سیاسی و به‌هدر رفتن “حرث و نسل” می‌شود، فروکش خواهد کرد و برگ دیگری بر دفتر رویاهای بر بادرفته مردم میهن ما در راه آزادی و تعالی و احقاق حقوق شهروندی‌اشان خواهد افزود.

مدیریت غیرخشونت‌آمیز حرکت‌هاو چالش‌هایی از این دست و در این حد و اندازه  بایستی قطعاً در توان شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی حقیقی و حقوقی باشد همان‌هایی که انتظار دارند که به هنگام بروز چالش‌های جدی‌تر حتماً مورد وثوق جامعه قرار گیرند.

 

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.