آلینا رومانوفسکی سفیر ایالات متحده در بغداد در کنفرانس نفت و گاز حضور داشت و کسانی که او را می شناسند از او به عنوان یک «زن آهنین»، جسور، صریح و بحث برانگیز یاد می کنند.
او بیش از 40 سال تجربه در بیش از یک زمینه خدمات عمومی دارد که به ندرت توسط هیچ زنی انجام می شود.
او را تحلیل گر متخصص در سازمان اطلاعات مرکزی، کارشناس امور خاورمیانه و موسس مرکز مطالعات استراتژیک خاور نزدیک در دانشگاه دفاع ملی، معاون هماهنگ کننده اصلی مبارزه با تروریسم در وزارت امور خارجه، مدیر امور خاورمیانه و آمریکا وزارت مشارکت، ناظر برنامه افزایش ظرفیت ایالات متحده برای مقابله با تروریسم در منطقه، و سفیر برای انجام وظایف ویژه می دانند.
این تخصص و تجربیات او باعث شد که جو بایدن به عنوان نماینده کشورش در کشوری مانند عراق ، او را انتخاب کند. آن هم کشوری که اهل آن بر آتش می خوابند و بر آتش بیدار می شوند و ماموریت ویژه او نیز، این بار مقابله با فعالیت شبه نظامیان مسلح مرتبط با تهران است که به دنبال تحمیل کنترل خود بر مفاصل دولت در بغداد و کنترل تصمیمات آن هستند.
رومانوفسکی در رویکرد خود نقشی را که «خاتون» در طول کارش به عنوان مشاور کمیسر عالی بریتانیا در عراق، سیر بریکسی کوکس در دهه 1920نقش ایفا کرد، به عراقی ها یادآوری می کند، جایی که او به طور موثر در ایجاد اولین نقش موثری داشت.
بلوک های سازنده دولت ملی عراق، تا زمانی که از او به عنوان “پادشاه ساز” توصیف شد
وی را به یاد می آورند و رومانوفسکی با وجود مراحل و جزئیات متفاوت، امروز نیز همین نقش را ایفا می کند. در میان برنامههای کنونی اش، همانطور که در شوراهای بغداد شایع شده است، آمادهسازی برای تغییر در مناصب ارشد سیاسی عراق و جایگزین کردن آن ها با شخصیت هایی که در سایه ها کمین کرده اند برای دستیابی به خروج شخصیتهای سیاسی که دوره آنها به پایان رسیده است!
رومانوفسکی از انتشار «توئیتهای» خود در زمینه مستندسازی فعالیتهای میدانی و دیدارهایش با مقامات دست برنمیدارد، او تنها در ماه اوت گذشته با نخستوزیر، رئیس دادگستری، رئیس مجلس، وزرای دفاع و نفت دیدار داشت و وی همچنین با نوری المالکی، هادی العامری و عمار الحکیم وهمچنین با نمایندگان بانک جهانی دیدار کرد و میزبان 80 تاجر عراقی بود و علاوه بر نمایندگان سازمان های مدنی با سفرای کویت و الجزایر نیز دیدار داشت.
در همه این جلسات و گردهمایی ها «آمریکا و عراق» مشارکت و حضور داشتند. او دیدگاههای خود را در مورد «لزوم یافتن راهحلهایی برای آیندهای بهتر برای همه عراقیها و اهمیت عراق مستقل در زمینه انرژی که در برابر تصمیمهای خودسرانه برای کاهش عرضه گاز آسیبپذیر نباشد» از نظر کسانی چون ایرانمیبیند پنهان نمیکند و در این راستا فناوری آمریکایی به از بین بردن سرقت برق کمک خواهد کرد و اهمیت برگزاری انتخابات شورای استانداریو ضرورت حاکمیت قانون و … را مشخص می کند.
سیاستهای دولت بغداد تابع اراده دو سفیر خارجی است که بهگونهای عمل میکنند که گویی «نمایندگان عالیرتبه» دولتهای خود هستند.
رومانوفسکی فراموش نمی کند که به رابطه کشورش با 270 سازمان جامعه مدنی عراق به خود ببالد و به ما اطلاع دهد که کشورش در طول دهه گذشته 3.4 میلیارد دلار به عراق برای رسیدگی به یکی از جدی ترین مسائل کنونی ما که همان مسئله است، کمک کرده است.
به طور خلاصه، قدرت آلینا رومانوفسکی و توانایی او در کنترل سیاست ها و تصمیمات بغداد تنها ناشی از اختیاراتی نیست که دولت کشورش به او داده است، بلکه ناشی از ضعف دولت های متوالی عراق، تحقیر مقامات عراقی نسبت به او، و ذلت و خواری که در معرض آن قرار می گیرند نیز هست.
هر کس آن چه را که او می نویسد و می گوید دنبال کند، تصور می کند که او به امور عراق می پردازد، گویی عراق خانه اول اوست و نمی خواهد کسی جز او آن را در انحصار خود درآورد و هیچ یک از سفرای خارجی که در بغداد کار می کنند رقابت نمی کنند.
برای او به جز سفیر ایران، و محمد کاظم الصادق، افسر سپاه پاسداران، که نام او در لیست تحریم های آمریکا قرار دارد و قبل از این که سفیر شود، بیش از دو سال به عنوان دستیار سفیر سابق ایران در بغداد کار می کرد، رقیبی وجود ندارد.
صادق همیشه با مقامات عراقی ملاقات میکرد تا «اوامر» دولت خود را که معادل دستورات است، به آن ها منتقل کند بنابراین، سیاستهای دولت بغداد تابع اراده دو سفیر خارجی است که گویی «نمایندگان عالیرتبه» برای دولتهای خود کار میکنند و هیچ موضوع مهمی بدون نظر آنها نمیگذرد نتیجه دو اشغالی که دولت ملی عراق در معرض آن قرار گرفت که از هیچ کدام شدیدتر و تلخ تر از آن نیست.