خرداد نوستالژی نیست، فرهنگ و هویت است

سه تن از بزرگترین شخصت های تاریخی معاصر ما با خرداد پیوند نا گسستنی دارند که می توان درباره آرا و اندیشه ها و عملکردهایشان ساعت ها گفت و گو کرد.

…خرداد ماه به اتمام رسید. خرداد پر حادثه.

 بعد از سال هشتاد وهشت، برای بخش عمده ای از مردم ایران این ماه معنای تازه ای یافت.بسیاری که با مردمانی از جنس خرداد زندگی شان مفهوم دیگری پیدا کرد و سرنوشت تازه ای رقم خورد.روزهایی که درتاریخ سرزمین ما تنها به ورقی از سربرگ های تقویم خلاصه نمی شود و  هرکدامشان فصل پر ماجرایی از سرگذشت پر فراز و نشیب ماست.

اما آن چه برای نسل امروز و دیروز نقش پر رنگی پیدا کرد.اتفاقا های بعداز انتخابات هشتاد وهشت بود.حضور تمام قد خانواده ها در روز ها ی اعتراض، خاطرات مشترکی از فریاد ها و سکوت ها و…در بین تک تک اعضا ی یک خانواده با تفاوت های بین نسلی شد.گرچه نگاه هرکدام به فراخور حالشان به این ماجرا هم متفاوت خواهد بود.

اما هدف این نوشتار نگاه به این خاطرات و حس پر کشش درونی نسبت به خرداد نیست.بعد از رونق روزافزون دنیای مجازی و رسانه های تصویری و مناسبت های فراوان در تاریخ ما، نمی بایست خرداد را در حد یک نوستالژی نگه داریم و به صرف باز آوری خاطرات و تماشای دوباره ی عکس ها و فیلم های موجود بسنده کنیم.می بایست زنده نگه اش داریم.به تمام روزهایش فکر کرد. و برای حضور در تک تک ساعت هایش نقد داشت.دوباره و دوباره نگاه کنیم نه این که ورق بزنیم.ما د رخرداد، هم فکر و اندیشه داریم هم عمل اجتماعی تاثیر گذار.

سه تن از بزرگترین شخصت های تاریخی معاصر ما با خرداد پیوند نا گسستنی دارند که می توان درباره آرا و اندیشه ها و عملکردهایشان ساعت ها گفت و گو کرد.روزهای مهمی که نتیجه ی حضور ما در صحنه های مختلف از جنگ و انقلاب و اعتراض است.روزهای بالنده گی نسلی که برای رسیدن به حق و اثبات حقانیت خود حتی از جان خود گذشت.

خرداد و فرهنگ خرداد زنده نمی ماند مگر از مرداب یاد ها بیرون اش بکشیم و به شکل آلبومی ملی به آن نگاه نکنیم.در باره اش حرف بزنیم.با خودمان با خانواده و دوستان و اقوام و جمع های ممکن،.بحث کنیم.نقاط ضعف و قوت اش را بررسی کنیم. بحث ها در سطح نخبه گان و روشنفکران محدود نکنیم.شکل عمومی به آن ببخشیم.برای آن چه  روی داده همراهی بخریم.تا اگر بنا شد فردا روزی به شخصی اقتدا کنیم و یا به هردلیلی در خیابان ها وعرصه های ملی حضوری پر رنگ داشته باشیم هم دلیل اش را بدانیم و هم آگاهانه اقدام کنیم تا در رسیدن به هدفی متعالی در مسیری غلط قرار نگیریم.

تحلیل پخته و به دور از هیجان همه ی ما(اندیشمندان،فعالین سیاسی،مردم عادی و …)از آن چه در خرداد و خرداد ها بر ما گذشت کمک شایانی است برای آن چه که آینده می گذرد.

حال که سر آغاز بسیاری از حرکت های ما با این ماه عجین شده، بهتر و عمیق تراندیشیدن به آن، ما را از رفتارها و کردارها ی خام دستانه دور می دارد و به ما ذهنیتی روشن از  گذشته و آینده  ارائه می دهد.

چرا دردوم خرداد به آقای خاتمی رای داده ایم و چرا به آن چه که در آن روز متوقع بوده ایم نرسیده ایم؟آیا آقای خاتمی به ما و آرمان های اصلاحات خیانت کرد؟ایا ایشان شخص مناسبی برای آن اهداف بوده و یا در آینده خواهد بود؟دوم خرداد ثمره ی یک حرکت و حضور آگاهانه است؟اصلاحات راهبرد درستی است و هنوز به آن باورداریم؟یا باوراش داشتیم؟

.چه قدر آیت الله (امام) خمینی رهبر فقید را می شناسیم؟آیا امروز هم نسبت به او به همان میزان دهه های گذشته شیفتگی وجود دارد؟راه و روش او صحیح بوده و هر آن چه اقدام شده بدون انتقاد است؟باید به دوران او برگردیم و یا زمان گذشتن از مکتب  و آموزه هایش فرا رسیده است؟

خرداد هشتادو هشت ما کجا بوده ایم؟حضور اصلاح طلبان د رانتخابات اقدامی مناسب بود؟موج ایجاد شده در واکنش به کدام یک از رفتا رهای حاکمیت شکل گرفت؟چرا رای داده ایم؟چرا امید داشته ایم؟چرا به خیابان ها آمده ایم؟چرا در خیابان ها نمانده ایم؟چرا نتوانستیم از آرای خود صیانت کنیم؟قوت و ضعف جنبش سبز چه بوده و چه هست؟…

نسبت سی خرداد شصت باسی خرداد هشتادو هشت چیست؟خواست گاه های هر کدام از کجا نشات می گیرد؟آن سی خرداد چه بود و سی خرداد هشتادو هشت از چه جنسی بود؟

و یا پرسش هایی از نسبت ما با دکتر شریعتی و دکتر چمران در روزگارامروز و رویکرد ما به آرا و اندیشه هایشان و عملکرد آنان چیست؟پرسش های ما درباره مرگ سحابی ها و هدی صابر و مکدر بودن مهندس سحابی در اواخر عمر. و یا آن چه که درپس پرده ی جنگ ؛ قبل و بعد آزاد سازی خرمشهر وحتی خود جنگ، در رده های بالای مملکتی در جریان بوده و هنوزنا گفته مانده. و از دسترس عموم به دور است.

حماسه های خرداد چرا شکل گرفت؟

پاسخ جامع و کارشناسی به این پرسش ها خود در نقش مانیفیستی برای حرکت های بعدی ما در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی خواهد بود .به خصوص این که ،هنوز جنبش ما حتی در حد یک جنبش زیر خاکستر از تب و تاب نایستاده و اعتراض در بطن و قلب جامعه به شکل فریاد های خاموشی جان دارد و جان می گیرد.ما تسلیم نشده ایم گرچه در شرایط حاضر سکوت اختیار کرده ایم.

خرداد را یک فرهنگ  و هویتی می دانم که به درستی واکاوی و بازخوانی نشده است .با شناخت مناسب ما ازاین ماه تاریخی ،می توانیم چراغی برای مسیر سایه روشن خود بسازیم.این بار نه به بهانه ی کسی و چیزی بلکه برای آن چه که قلبا به آن ایمان داریم فر یاد بزنیم!

ازخرداد و غافل نشویم!

یا حق.شمیم.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.