جلوي تقلب را چگونه بايد گرفت؟

علاج واقعه را قبل از وقوع بايد کرد

cهبر ايران به اين نتيجه رسيده که علاج واقعه را بايد قبل از وقوع کرد. اگر سکوت و سرکوب واختناق در ايام تبليغات انتخاباتي بر فضاي کشور حاکم باشد بالطبع اين جو پس از انتخابات هم ادامه خواهد يافت…

بستن فضاي رسانه اي در آستانه انتخابات آتي چه از طريق  بريدن زبان فعالان سياسي و  بستن زبان رسانه هاي مکتوب از طريق بگير و ببند و ارعاب و وحشت  و چه از طريق بستن فضاي مجازي و رسانه هاي اجتماعي از طريق تشديد فيلترينگ و پائين آوردن سرعت اينترنت و رساندن آن به حد صفر جملگي شواهدي دال بر آزاد نبودن انتخابات پيش رو و عزم حاکميت براي مهندسي آرا و برگزاري انتخاباتي فرمايشي و غير رقابتي مطابق ميل و راي رهبر  ايران و ناديده گرفتن راي مردم در آن است.

مطابق شواهد موجود بسيار  بعيد است که شوراي نگهبان آقاي هاشمي را احراز صلاحيت کند و به احتمال بسيار زياد ايشان را به دليل کهولت سن و نداشتن توان جسمي کافي  و عدم صلاحيت جسمي و فيزيکي رد صلاحيت خواهد کرد. هرچند که براي حفظ ظاهر و مصلحت نظام هيچ بعيد نيست که رهبر ايران صلاحيت ايشان را بعنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با حکم حکومتي تاييد کند. که اين خود تلاشي در جهت تحقير هاشمي و توهين به او و گرفتن فرصت تبليغات انتخاباتي از او و  ريختن آرا و شمارش نکردن راي اوست.

حضور هاشمي در انتخابات بعنوان حربه اي براي جلب اعتماد مردم و  کشاندن آنها به پاي صندوقهاي راي و ايجاد حماسه سياسي مزعوم رهبري لازم است . همان مردمي که پس از انتخابات 88 ديگر به نظام و امانتداري آن و به انتخابات بعنوان وسيله اي  براي تغيير مسالمت آميز وضعيت سياسي خود اعتماد ندارند. لذا هاشمي بصورت دير هنگام تاييد صلاحيت خواهد شد تا فرصت تبليغات انتخاباتي از او سلب شود اما يقينا نظر رهبري همچنان به هاشمي نزديک نيست و در اين دوره به آقاي جليلي نزديکتر از ديگران است. لذا احتمال بيرون آمدن نام آقاي هاشمي از صندوقهاي  راي  بسيار بعيد به نظر مي رسد هرچند که اقبال مردمي به ايشان مطابق شواهد موجود بسيار هم بالا و حتي بيشتر از آقاي موسوي باشد.

گويا اين بار هم قرار نيست که انتخاباتي آزاد و رقابتي برگزار شود و قرار است که مثل سال 88  کودتاي انتخاباتي ديگري رخ دهد با اين تفاوت که اين بار رهبر ايران با توجه به تجربه انتخابات گذشته به اين نتيجه قطعي رسيده که بايد علاج واقعه را قبل از وقوع کرد و لذا با بستن فضاي رسائه اي و ايجاد جو رعب و وحشت از طريق اجراي مشکوک حکم اعدام براي چند جاسوس  مجهول الهويه و ممانعت از برگزاري ميتينگهاي انتخاباتي قبل از انتخابات و به تعبير رهبر ايران جلوگيري از اردوکشي هاي خياباني؛ زمينه وقوع اعتراضات پس از انتخابات را تا حد زيادي منتفي خواهد کرد.

اعتراضات پس از انتخابات سال 88 ادامه موج سبزي بود که قبل از انتخابات برخاسته بود و لذا جلوگيري از وقوع آن براي حکومت تقريبا ناممکن و سرکوب آن بسيار سخت و زمان بر و هزينه بر و آبروبر بود و لذا رهبر ايران به اين نتيجه رسيده که علاج واقعه را بايد قبل از وقوع کرد. اگر سکوت و سرکوب واختناق در ايام تبليغات انتخاباتي بر فضاي کشور حاکم باشد بالطبع اين جو پس از انتخابات هم ادامه خواهد يافت و به اينگونه انتخابات به ميل ايشان و بدون شور و نشاط انتخاباتي و بصورت سوت و کور برگزار خواهد شد و آقاي جليلي بي سر وصدا و با اعلام آراي بسيار بالا به رياست جمهوري منصوب خواهد شد.

انتخاب آقاي جليلي بعنوان رئيس شوراي عالي امنيت ملي و رئيس هيئت مذاکره کننده ايران با غرب و آژانس انرژي اتمي در واقع به معناي زدن سه هدف با يک تير است . اول آنکه انتخاب آقاي جليلي به زعم رهبر ايران به معني برگزاري رفراندوم در مورد انرژي هسته ائي و گرفتن راي آري ملت به تداوم پروژه هسته اي و داشتن دست بالا در مذاکرات اتمي با غرب است. دوم آنکه فردي بسيار نزديک به رهبر ايران رياست دولت را در دست گرفته  که خيال رهبر را از هر حيث و خصوصا از بابت پيشرفت پروژه انرژي هسته ائي راحت مي کند و سوم آنکه با شکست هاشمي به راي ملت مقدمه حذف سياسي هاشمي براي هميشه و برکناري او از همه مناصب نظام و گرفتن همه اهرمهاي قدرت از دست او فراهم مي شود.

اما علاج واقعه قبل از وقوع  و ارجحيت پروسه پيشگيري بر درمان راهبردي است که کاربرد دوگانه دارد و نه تنها براي حکومت ايران در جهت تداوم قدرت نامشروع خود بلکه براي ملت ايران در جهت رسيدن به خواسته هاي مشروع خود و رهائي از بحران و بن بست سياسي موجود هم کاربرد دارد.

در انتخابات پيشين هم در صورت تيز بيني رهبران جنبش و پيش بيني وقوع تقلب در انتخابات و اتخاذ راهکارهاي مناسب و کارآمد مي شد جلوي تقلب را گرفت و علاج واقعه را قبل از وقوع کرد. قبل از انتخابات مردم و رهبران جنبش احتمال تقلب را مي دادند و مردم در شعارهاي خود مي گفتند: ” اگر تقلب بشه ايران قيامت ميشه” و رهبران جنبش هم کميسيون نظارت مردمي بر انتخابات را پيش بيني کردند . غافل از آنکه نبايد اجازه تقلب و خيانت در امانت داده شود و اگر تقلب و خيانت شد که شد حاکميت به هيچ قيمت حاضر به برگشت از نظر خود نخواهد بود که نبود ؛ حتي اگر قيامت بشود که شد.

در صورت دعوت رهبران جنبش از مردم براي آمدن به خيابانها در زمان راي گيري و ماندن در آن پس از پايان راي گيري تا اعلام نتيجه انتخابات و نرفتن به خانه ها و نخوابيدن در شب انتخابات و نرفتن به سرکار در فرداي آن روز  مي شد جلوي وقوع تقلب و کودتاي انتخاباتي را گرفت. امري که متاسفانه نشد و شد آنچه که نبايد بشود.

اين تجربه اي بسيار تلخ و گران قيمت و پر هزينه براي ملت ايران بود . تجربه اي که مي تواند و بايد اين بار و در انتخابات پيش رو مورد استفاده مردم و کانديداي مورد حمايت اکثريت آنها قرار گيرد. اگر آقاي هاشمي تاييد صلاحيت شد و در انتخابات شرکت کرد بايد هم او و هم همه فعالان سياسي و شبکه هاي اجتماعي و رسانه هاي سبز از مردم بخواهند تا براي تضمين سلامت انتخابات و جلوگيري از وقوع تقلب و کودتاي انتخاباتي ؛ شب انتخابات در خانه ها نمانند و به خيابانها بيايند و فرداي آن روز به سر کارها نروند تا حکومت جرات تقلب پيدا نکند و از وقوع تقلب در انتخابات جلوگيري شود و راي مردم همانطور که به صندوقها ريخته شده از آن بيرون بيايد.

همانطور که آقاي کروبي گفت؛ شب انتخابات يک لحظه خوابيدم و وقتي بيدار شدم همه چيز تغيير کرده بود. اينبار هم اگر شب انتخابات بخوابيم و راي خود را به خيانتکاران و غاصبان قدرت و گوشت را به دست گربه بسپاريم بايد يقين بدانيم که وقوع تقلب و کودتاي انتخاباتي و به قول خودشان مهندسي انتخابات امري قطعي است و رد خور ندارد و همه شواهد و قرائن موجود دال بر وقوع آن است.

شب 24 و بامداد 25 خرداد ؛ شب قدر ملت ايران است که بايد آنرا در خيابانها و بر فراز بامها با صداي تکبير احيا و شب زنده داري کنند. خوابيدن در اين شب حرام و خيانت به خود و به کشور و به آيندگان است و ماندن در خيابانها در اين شب و نرفتن به سرکار در فرداي آن از هر واجبي واجبتر است.

اين تجربه اي موفق و آزموده شده است که يکبار در انتخابات مجلس در زمان صدارت دکتر مصدق توسط جبهه ملي جهت جلوگيري از انجام تقلب و خريداري راي مردم توسط عوامل دربار و دستهاي پنهان انگليس مورد استفاده قرار گرفت و نمايندگان و طرفداران  جبهه ملي در حوزه ها ماندند و به خانه ها نرفتند و اين تجربه مي تواند دوباره مورد استفاده قرار گيرد. در زماني که ميزان راي ملت نيست براي تحقق حاکميت ملي تنها راي دادن کافي نيست و حضور مردم در خيابانها و در کنار حوزه هاي راي گيري و ايستادگي آنها پاي راي خود براي شمارش صحيح آرا و تضمين سلامت انتخابات به مراتب مهمتر است.

علاج واقعه را بايد قبل از وقوع کرد و پيشگيري بر درمان ارجحيت دارد. جلوي تقلب در آرا و کودتاي انتخاباتي را بايد قبل از وقوع گرفت. بايد بدانيم اگر تقلب شود برگرداندن آن ناممکن است حتي اگر ايران قيامت شود. اين تجربه ائي تلخ و گران بها است که از انتخابات پيشين حاصل شده و در انتخابات پيش رو بايد مورد استفاده قرار گيرد. نبايد در انتخابات تقلب شود و نبايد نظام جرات انجام آنرا به خود بدهد و اگر تقلب شد مقابله با آن غير ممکن است و کشور را به ورطه اي هولناک و بي بازرگشت خواهد کشاند و تنها عاملي که مي تواند مانع وقوع تقلب شود حضور ميليوني مردم در سراسر ايران در خيابانها و در پاي صندوقهاي راي تا اعلام نتيجه انتخابات است.

تنها راي دادن به هاشمي يا هر کانديداي اصلاح طلب ديگر براي تحقق خواست ملت و نجات ايران از بحران و خطر در کمين آن کافي نيست و ايستادن ملت پاي راي خود براي  جلوگيري از وقوع تقلب و بيرون آمدن راي ملت از صندوقها بسيار مهمتر است و گرنه وقوع تقلب و تغيير راي ملت امري بسيار محتمل و حتمي است.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.