بر اساس مطالعه دن یلش و مارتین بوچ، حمله با سلاحهای اتمی تاکتیکی به یازده مرکز تاسیسات هستهای و شیمیایی و بیولوژیکی ایران بیش از دو میلیون نفر کشته بر جای خواهد گذاشت.
این نوشته پیشنویس فارسی مقالهای است منتشر شده در “الجزیره“
محمود احمدینژاد در مدت ۸ سال ریاست جمهوری با بیان سخنان غیرانسانی، احمقانه و دن کیشوتوار درباره موجودیت اسرائیل و نفی فاجعه هولناک هولوکاست، تماماً در خدمت تندروهایی چون نتانیاهو بود. نتانیاهو که بازنده انتخابات ایران شد، حسن روحانی را گرگی در لباس میش خواند و گفت که روحانی “لبخند میزند و بمب اتمی میسازد”.
در مقاله “شاخه زیتون ایران“، براساس اسناد دولت آمریکا کاذب بودن مدعای نتانیاهو را نشان دادهایم. اما تا حدی که من میفهمم، مسئله از سوی اسرائیل نادرست مطرح شده است. واقعیت یا مسئله اصلی این است که دولت اسرائیل چند دهه است که “صدها بمب اتمی ساخته و میسازد و دائماً ایران را تهدید به بمباران میکند”.
اسراییل
واقعیت این است که نتانیاهو و دولت او دروغ میگویند و مدعیات آنها در مورد مسئله نادرست است. حقیقت این است که اسرائیل دارای یک زرادخانه بزرگ هستهای است، و دائماً ایران را تهدید میکند.
واقعیت این است که نتانیاهو سعی میکند که با مطرح کردن دائم “خطر” ایران، مسائل مهم دیگر- از جمله اشغال سرزمینهای فلسطینیها و ندادن حق شهروندی به آنها را به فراموشی بسپارد. واقعیتی که در اثر این تأکید زیاد بر “خطر” ایران کمتر به آن توجه شده، این است که اسرائیل دارای صدها کلاهک هستهای بوده که با آنها ایران را دائماً تهدید میکند.
بمب اتمیای که اسرائیل برای ایران ساخت
بمب اتمی ایران ساخته تبلیغات اسرائیل است. نتانیاهو و شیمون پرز از سال ۱۹۹۲ تاکنون دائما این مدعا را تکرار کردهاند که ظرف چند سال آینده بمب اتمی ایران ساخته خواهد شد. به عنوان مثال به دو نمونه زیر بنگرید:
سال ۱۹۹۲ : بنیامین نتانیاهو عضو پارلمان اسرائیل پیشبینی میکند که ایران ۳ تا ۵ سال با بمب هستهای فاصله دارد.
سال ۱۹۹۲: شیمون پرز وزیر خارجه اسرائیل به تلویزیون فرانسه میگوید ایران تا سال ۱۹۹۹ به کلاهک هستهای دست خواهد یافت.
با گذشت ۲۱ سال از آن مدعیات، نتانیاهو مدعای خود را به این تقلیل داده که اگر ایران به ۲۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده دست یابد، تأسیسات هستهای ایران را بمباران خواهد کرد.
این در حالی است که اسرائیل دارای ۳۰۰- ۲۰۰ بمب اتمی بوده و عضو NPT نیست. شیمون پرز پدر اتمیسازی اسرائیل است که با همکاری فرانسه کشورش را هستهای ساخت و مطابق اسنادی که اخیراً فارن پالیسی منتشر کرد، حدود ۵۰ سال پیش کاملاً مخفیانه با کمک آرژانتین هزاران کیلو “کیک زرد” تهیه کرد. اسرائیل همچنان و بدون نظارت آژانس بینالمللی انرژی هستهای در حال ساختن دهها بمب اتمی دیگر است.
اما ایران عضو NPT و تحت نظارت کامل آن قرار دارد. مطابق NPT کشورهای عضو از حق غنیسازی اورانیوم به منظور استفاده صلحآمیز برخوردارند.
ترغیب آمریکا به حمله نظامی به ایران
حداقل در طول ۱۰ سال گذشته اسرائیل کوشیده است تا آمریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کند.
آریل شارون در در ۵ نوامبر ۲۰۰۳ در مصاحبه با تایمز لندن که جنجالآفرین بود، کوشید تا دولت آمریکا را به حمله نظامی به ایران وادار سازد. او در این مصاحبه ایران را “مرکز ترور جهانی” قلمداد کرد که به دنبال سلاحهای هستهای است و سپس فرمان را صادر کرد که دولت بوش میبایست در “فردای پس از” تجاوز به عراق و اشغال آن کشور، با خشونت با ایران رویارو میشد.
در آوریل ۲۰۰۳، سفیر اسرائیل در آمریکا گفت که اینک نوبت تغییر رژیم در ایران فرا رسیده است. با سرنگونی صدام کار آمریکا پایان نیافته است، بلکه این دولت: “باید به کار خود ادامه میداد. ما هنوز با خطرات بزرگی با همان اهمیت از جانب سوریه و از جانب ایران روبهرو هستیم”.
تهدید دائمی حمله نظامی به ایران
دیگر دولتمردان اسرائیل نیز در همین سال بارها از حمله یکجانبه به تأسیسات هستهای ایران سخن گفتند. شائول موفاز- وزیر دفاع اسرائیل- گفت که “تحت هیچ شرایطی اسرائیل سلاح هستهای در ایران را تحمل نخواهد کرد”.
سیمور هرش در ژانویه ۲۰۰۵ گزارش داد که پنتاگون به رهبری دوگلاس فایت- معاون دونالد رامسفلد- با اسرائیلیها در حال طراحی نقشه جامعی برای حمله به تأسیسات هستهای و شیمیایی ایران هستند.
آریل شارون- نخست وزیر وقت اسرائیل- در آوریل ۲۰۰۵ گفت: “اسرائیل، و نه فقط اسرائیل، سلاح هستهای در ایران را تحمل نخواهد کرد. ما توانایی آن را داریم که با این مسئله مواجه بشویم، و در حال تدارک برای چنین شرایطی هستیم”. همچنین گزارش شد که شارون به نیروهای مسلح اسرائیل دستور داده که برای حمله به تأسیسات هستهای ایران در ماه مارس ۲۰۰۶ آماده شوند.
در همان ماه وقتی از ژنرال دن هلوتز- فرمانده نیروهای مسلح اسرائیل- پرسیده شد، اسرائیل حاضر است چه مسافتی را در جنگ با ایران طی کند؟ گفت: “دو هزار کیلومتر”، یعنی تا تهران.
شیمون پرز- معاون وقت نخست وزیر- در ماه مه ۲۰۰۶، در پاسخ یکی از سخنان نابخردانه احمدینژاد، گفت: “ایران باید بخاطر داشته باشد که این کشور را هم میشود از نقشهٔ جهان حذف کرد”. این سخن معنایی جز بمباران اتمی ایران نداشت. سپس ژنرال هلوتز گفت: تأسیسات هستهای ایران را میشود نابود کرد.
اسرائیل در جولای ۲۰۰۸ یک مانور وسیع نظامی- هوایی انجام داد که مقامات آمریکایی آن را آمادگی اسرائیل برای حمله به ایران، و اعلام هشدار به آمریکا، اروپا و ایران به شمار آوردند.
به گزارش نیو یورک تایمز ژانویه ۲۰۰۹، اهود المرت- نخست وزیر وقت اسرائیل- از پرزیدنت بوش در سال ۲۰۰۸ تقاضای کمک – به خصوص دریافت بمبهائی را برای حمله به ایران کرد که بتواند تأسیسات زیر زمینی را ویران کند.
ایهود باراک- وزیر دفاع وقت اسرائیل- در جولای ۲۰۰۹ در یک کنفرانس مطبوعاتی به همراه رابرت گیتس- وزیر دفاع آمریکا- میگوید: حمله به تأسیسات هستهای یک انتخاب برای حل مسئله است. سپس میافزاید: “ما باور داریم که هیچ گزینهای نباید از روی میز برداشته شود. این سیاست ما است و ما درباره آن جدی هستیم”. در واقع گوشزد میکرد که همین سیاست میبایست سیاست آمریکا هم باشد.
نتانیاهو و باراک قصد داشتند تا در سال ۲۰۱۰ ایران را بمباران کنند، اما مخالفان داخلی- خصوصاً در نیروهای مسلح و اطلاعاتی- مانع تجاوز آنان گردیدند.
نتانیاهو در نوامبر ۲۰۱۲ مجدداً ایران را تهدید به حمله نظامی- حتی بدون همراهی آمریکا- کرد. موشه یعلون- وزیر دفاع اسرائیل- در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۳ گفت که دولتهای غربی “باید ایران را به زور وادار کنند که یا بقا خود را انتخاب کند و یا بمب اتمی را”.
ایهود باراک- نخست وزیر و وزیر دفاع سابق اسرائیل- در مصاحبه با فرید زکریا در CNN به پرسش زکریا درباره تهدید دائمی بمباران ایران پاسخ گفت و این سیاست واحد را مورد تأیید مجدد قرار داد. او عملکرد حسن روحانی در دوران ۲۰۰۵- ۲۰۰۳ را معلول ترس از تهاجم نظامی آمریکا به ایران- پس از حمله به افغانستان و عراق- قلمداد کرد و از این مقدمه نتیجه گرفت که تنها تهدید به استفاده به زور در رابطه با ایران پاسخگوست: «باید به ایرانیها در پشت درهای بسته یا به آشکار فهمانده شود که گزینه نظامی جدی است و اگر آنها بخواهند از خط قرمز رد شوند، با گزینه نظامی جلوی این اقدام گرفته میشود».
بعد هم میافزاید که اگر ایران از خط قرمز اسرائیل- یعنی ۲۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۲۰ درصدی- عبور کند، ما کار خودمان را انجام خواهیم داد: «وقتی ما میگوییم مصمم به جلوگیری از اتمی شدن ایران هستیم، میدانیم چه میگوییم.»
خطر ایران برای اسرائیل؟
اما واقعیت این است که هیچ خطری از سوی ایران اسرائیل را تهدید نمیکند. چرا؟
الف- مطابق قراردادی که میان دولت اسرائیل و دولت آمریکا امضا گردیده و به قانون تبدیل شده است، دولت آمریکا متعهد شده که برتری نظامی کیفی اسرائیل بر کل منطقه خاورمیانه را همیشه تضمین کند. دولت آمریکا به تعهد خود عمل کرده و اسرائیل دارای برتری نظامی بر کل کشورهای منطقه است.
ب- ایران حتی اگر بخواهد، فاقد توانایی صدمه زدن بر اسرائیل است. به گزارش جروزالم پست ۲۸ اپریل ۲۰۱۳ از جلسه این روزنامه در نیویورک، ایهود اولمرت- نخست وزیر پیشین اسرائیل- به مدعیات کاذب نتانیاهو درباره پرونده هستهای ایران پرداخت و گفت: «من فکر میکنم که ما سالهاست که ظرفیت ایران برای اتمی شدن را بزرگ نمایی کردهایم. ایران به این قدرت دست نیافته است. این امر نه تنها به دلیل شکستهای خودشان است، بلکه شاید کسی در این شکست یاریشان کرده است”.
آنتونی کوردزمن در گزارشی که از سوی مرکز مطالعات راهبردی واشینگتن CSIS انتشار یافته و روزنامه تایمز اسرائیل در ۲۶ آپریل ۲۰۱۳ آن را منتشر کرده ، مینویسد: این اسرائیل نیست که از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد تهدید است. اتفاقا این ایران است که از ناحیه موشکهای پرقدرت و بمبهای هیدروژنی که در دست اسرائیل است، مورد “خطر حیاتی” قرار دارد و اسرائیل به توانی رسیده که میتواند با حمله به شهرهای پرجمعیت ایران باعث نابودی حتی میلیونها انسان “و انقراض بخش بزرگی از کشور ایران” شود.
اسرائیل برای آمادهسازی دورانی که ایران “هستهای” میشود، برد موشکهای خود را بلندتر کرده و آنها را پرقدرتتر ساخته و بدین ترتیب مراکز مهم جمعیتی شهرهای بزرگ ایران از ناحیه این موشکهای اسرائیلی در معرض تهدید واقعی هستند. تنها سخن از موشکهای دورپرواز نیست، که این موشکها به کلاهکهای اتمی هیدورژنی مجهزند که پرقدرتتر از کلاهکهای تا کنون شناخته شده اتمی هستند. بمبهای هیدروژنی اسرائیل هر یک تا صد برابر بمبهای اتمی که تاکنون جهان شناخته است، قدرت دارد.
پ- دولت اسرائیل از طریق فشار لابی خود، مصوبهای را در سنای آمریکا با رأی مثبت ۹۹ تن از ۱۰۰ به تصویب رساند که در صورت حمله اسرائیل به ایران دولت آمریکا نیز باید به کمک آن کشور بشتابد. این مصوبه تاکید میکند که “اگر دولت اسرائیل ناگزیر شود در مقام دفاع مشروع از خود در مقابله با برنامه تسلیحات هستهای ایران دست به اقدام نظامی بزند، دولت ایالات متحده در کنار اسرائیل خواهد ایستاد و مطابق قوانین ایالات متحده و مسئولیت کنگره که برآمده از قانون اساسی است اجازه استفاده از قوای نظامی و حمایتهای دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی برای دولت اسرائیل را در دفاع از سرزمین، مردم و حق وجود خود فراهم خواهد ساخت”.
با توجه به این شواهد، ایرانی که در ۱۵۰ گذشته -برخلاف اسرائیل- به هیچ کشوری حمله نکرده، هیچ خطری برای اسرائیل به شمار نمیرود. با این همه، ژنرالهای اسرائیلی از نرم شدن موضع آمریکا برای حمله اسرائیل به ایران سخن میگویند.
ژنرال ذخیره عاموس یادلین- رییس قبلی سازمان اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل و رئیس فعلی مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل- دائماً این سخن را تکرار کرده و در نیویورک تایمز ۱۰ آگوست ۲۰۱۳ نوشته که ایران نه تنها باید غنیسازی اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را متوقف ساز، بلکه باید راکتور آب سنگین اتمی اراک را نیز مهروموم کند، چرا که ایران از طریق غنی سازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم به دنبال ساخت بمب اتمی است.
یادلین ۱۰ روز قبل از آن به رادیوی ارتش اسرائیل گفته بود: سیاست اوباما در مورد حمله نظامی یکجانبه اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران، به سود اسرائیل “تغییر” کرده است. در سال ۲۰۱۲ حمله اسرائیل به ایران خط قرمز آمریکا بود، اما “این لحنی که من به تازگی از واشنگتن میشنوم، میگوید اگر شما میخواهید حمله کنید آمریکا به ارزیابی اطلاعاتی شما اعتماد دارد”. چراغ آمریکا هنوز کاملاً “سبز” نشده، ولی میتوان آن را “چراغ زرد” به شمار آورد.
دانیل گرینفیلد در “فرانت پیج” در ۱۰ اوت، با استناد به سخنان یادلین در رادیوی ارتش اسرائیل، از نوعی معامله پنهانی میان آمریکا و اسرائیل سخن گفته بود. بر این مبنا، در صورت بازگشت اسرائیل به مذاکرات صلح با فلسطینیها، آمریکا همچون گذشته با حمله احتمالی اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران مخالفت نخواهد کرد.
جان بولتون- نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل- در ۲۹ جولای ۲۰۱۳ گفته است که هدف نتانیاهو از آزادی ۱۰۴ زندانی فلسطینی و مذاکرات صلح بی نتیجه این است که به اوباما بگوید من کارهایی که تو در این زمینه از من خواستی انجام دادم، اینک من نیازمند تو هستم که در مسئلهی ایران تو در کنار من[برای حملهی به ایران] باشی.
پنهانسازی آپارتاید؛ در پنهان ایرانهراسی
بدین ترتیب، واقعیتها به این قرارند: الف- اسرائیل دارای صدها بمب اتمی بوده و ایران را مجاز به غنیسازی اورانیوم تحت کنترل آژانس و در چارچوب NPT نمیداند. ژنرال بنی گانتس-رئیس ستاد ارتش اسرائیل- گفته است که به عقیده او ایران سلاح هستهای نمیسازد، چرا که رهبران ایران انسانهای منطقی هستند.
ب- اگر چه مقامات ایران نابخردانه و دنکیشوتوار از نابودی اسرائیل سخن گفتهاند، اما طرح خامنهای برای نابودی اسرائیل، برگزاری رفراندوم با شرکت کلیه فلسطینیان ساکن و آواره و یهودیان است. به گفته او، بدین ترتیب چون فلسطینیان دارای اکثریت هستند، مانند آفریقای جنوبی قدرت را به دست خواهند گرفت. اما تهدیدهای اسرائیل، تهدید به بمباران ایران- حداقل تأسیسات هستهای ایران- است.
پ- دولت اسرائیل با دامن زدن به “ایرانهراسی” و تهدید دائمی به بمباران ایران توانسته است تحریمهای اقتصادی فلج کنندهای را علیه ایران به تصویب برساند. آویگدور لیبرمن- وزیر امور خارجه وقت اسرائیل- گفته بود: بهترین اقدامی که میتواند جمهوری اسلامی ایران را وادار کند که به طور جدی بنشیند و به حرف گوش بدهد برقراری یک رشته “تحریمهای فلجکننده” است. وی افزود که منظور از “تحریمهای فلجکننده“، تحریمهایی است که بانک مرکزی و صنایع نفت و گاز ایران را هدف قرار دهد.
موشه یعلون- وزیر امور استراتژیک اسرائیل- در اول دسامبر گفت: “میتوان اقتصاد ایران را فلج کرد”. او سپس میافزاید: اگر رژیم ایران خود را در بنبست اقتصادی بیابد، مجبور میشود میان تداوم برنامه هستهای خود یا بقا یک راه را در پیش بگیرد. همه اینها انجام شده و از این مراحل هم عبور کردهاند.
آخرین مرحله تلاش بیست ساله نتانیاهو برای قلمداد کردن ایران به عنوان یک خطر عمده جهانی، در نطق او در مجمع عمومی سازمان ملل در ۱ اکتبر به نمایش درآمد. او فقط ۲۱۴ کلمه، کمتر از ۷ درصد کل نطق خود، را به موضوع اصلی، یعنی کشمکش بین اسرائیل و فلسطینیان اختصاص داد و در همان ۲۱۴ کلمه دو شرط برای صلح با فلسطینیان اعلام کرد: اولا، آنها باید اسرائیل را به عنوان یک کشور یهودی به رسمیت بشناسند، که معنی آن این است که ۲۵ درصد جمعیت اسرائیل که اعراب فلسطینی هستند شهروند درجه دوم خواهند بود، و ثانیا کشور فلسطینی باید غیرمسلح باشد. نتانیاهو هیچ چیزی در مورد شهرکهای غیرقانونی، مرز اسرائیل با کشور فلسطین، و آوارهها و پناهندگان فلسطینی نگفت.
تمامی نطق نتانیاهو به این اختصاص یافت که مسائل را به صورت یک داستان چهار هزار ساله عرضه کند و آن را به جنگهای میان پادشاهان، پیامبران، امپراتوریهای عهد باستان، و فاجعهٔهای تاریخی متصل کند. بالا بردن سطح مسئلهای که در مورد آب، زمین، و دیگر منابع است، به سطح خداوند و پیامبران بهترین راه برای تبدیل یک مسئله ۴۶ ساله اشغال سرزمینها و مجازات جمعی مردم فلسطین به یک افسانه است، که در عین حال، یافتن یک راه حل برای آن را غیرممکن میسازد. رویکرد اسرائیل برای بزرگ کردن خطر غیرواقعی ایران ناشی از این امر است
ت- نتانیاهو در نطق اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل مجدداً ایران را تهدید به حمله نظامی یک جانبه کرد. او در سخنرانیها و مصاحبههای خود در نیویورک بارها اعلام کرد که ایران به دنبال نابودی اسرائیل از طریق بازتولید هولوکاستی دیگر است. او برای این که تجاوز نظامی به ایران را به اصطلاح توجیه کند، دائما رژیم ایران را همانند رژیم نازیها قلمداد میکند (برای نمونه به لینکهای ۱ و ۲ و ۳ و۴ و ۵ و ۶ و ۷ بنگرید). دروغ دیگر او این بود که گفت:”من فکر میکنم اگر مردم ایران آزاد بودند، شلوار جین میپوشیدند، به موسیقی غربی گوش میدادند“. در صورتی که لباس و موسیقی غربی در میان نسل جوان ایران بسیار گسترده است. اهریمنی ساختن ایران توسط او، مهمترین رکن آماده کردن فضای عمومی بمباران ایران است.
وقتی مردم ایران دائماً در ترس و نگرانی حمله نظامی اسرائیل به ایران به سر برند، چه حالی خواهند داشت؟ حتی اگر بمباران ایران محدود به تأسیسات هستهای باشد، تلفات انسانی ناشی از تشعشعات هستهای چقدر خواهد بود؟ بر اساس پژوهش عبدالله توکان و آنتونی کوردزمن که مهمترین مطالعه تبعات حمله نظامی اسرائیل به ایران است، حمله به مراکز اتمی ایران از قبیل نیروگاه بوشهر میتواند تا “صدها هزار” کشته و هزاران هزار بیمار سرطانی بر جای گذارد. حمله به مراکز غنیسازی ایران هم همان نوع عناصر رادیو اکتیو را در فضا و منابع آب و غذای انسان و دام رها میکند که حمله به یک نیروگاه هستهای. بر اساس مطالعه دن پلش (مدیر مرکز مطالعات بین المللی و دیپلماسی در دانشگاه SOAS) و مارتین بوچ حمله با سلاحهای اتمی تاکتیکی به یازده مرکز تاسیسات هستهای و شیمیایی و بیولوژیکی ایران بیش از ۲ میلیون نفر کشته بر جای خواهد گذاشت.
در عین حال روشن است که جمهوری اسلامی به حمله اسرائیل واکنش نشان خواهد داد و جنگ نه تنها گسترش خواهد یافت بلکه پای دیگران را هم به آن باز خواهد کرد.
از خود میپرسم: چرا نیروهای افراطی ایران و اسرائیل به دشمن هولناک طرف مقابل نیاز دارند؟ برای این که مسائل واقعی منطقه و جامعه خود را در پناه این دشمن مخفی سازند. منطقه به صلح و دموکراسی و حقوق بشر نیازمند است، نه بیثباتی، جنگ، دشمنی، نابرابری و معیارهای دوگانه. بدون امنیت و صلح، دموکراسی و حقوق بشر به حاشیه رانده خواهد شد.
منبع: رادیو زمانه
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.