به مناسبت چهلمین روز درگذشت
اینک تمام بغض صدا در گلو شکست این بار غم به شکل غریبی به دل نشست
مردی که جز به آخرت کار ننگریست از دیو دون قدرت دنیا چه خوش برست
آن سید جلیل که نامش جلال بود خورشید انقلاب همی بوده است و هست
کردار و گفته اش همه پاکیزه می نمود با طاهری ٰ سیاهی ظلمت زهم گسست
از ساغر سر الهی چو نوش کرد بند حیات خویش به رنج و بلا ببست
آری همان قصه جام بلا و قرب “در هر زمان که می¬شنوم نامکرر است ”
همواره یا به هجرت و تبعید دیده شد یا تحت هر شکنجه و آزار پا و دست
شد یاور منتظری(ره) در تمام عمر فریاد زد بر سر شاهان خودپرست
وان خطبه ¬های طیب او روز جمعه ها هرگز نبود پاسخش آن قلوه سنگ پست
از حق خود گذشت ولی بهر مردمان بنگر چه زیرکانه ز مکر و دغل بجست
ایران چو اصفهان شده غرق عزا و غم گویی ز شرب باده ماتم نموده مست
آن پنجمین شهید به محراب انتظار ای عتق¹ وی چه زود به اسلاف خود پیوست
1 ) تخلص شاعر
سایت ملی – مذهبی محل بیان دیدگاه های گوناگون است.