در وجود اين زن چيزي جريان دارد كه به ما ميفهماند او هنگام پيگيري امور مدرسه، به چيزهايي بيش از زندگي پس از مرگ فكر ميكند؛ انسانيت و زيست اخلاقي. «جما» از آن نوع انسانهايي است كه صرف حضورشان مايه خير و بركت براي بشريت است و او تقريبا به يك شخصيت مشهور در جهان آدمهاي نوعدوست تبديل شده است.
.
اشاره: نرخ بيسوادي در تانزانيا بسيار بالا است؛ به نحوي كه فقط 20 درصد كودكان از شانس كافي برخوردار هستند كه وارد مدارس راهنمايي و دبيرستان شلوغ و بيكيفيت دولتي بشوند. در شرايطي كه فقدان سرمايهگذاري در امكانات آموزشي و ظرفيت پايين مدارس شلوغ دولتي تانزانيا باعث شده است كه بخش عمده كودكان تانزانيايي حداكثر تا پايان سال چهارم به مدرسه بروند، مدرسه «سنت جود» (St Jude) [1] كه توسط «جما سيسيا» _ بانوي استراليايي_ در سال 2002 تاسيس شده، ميكوشد تا امكان تحصيل را براي حدود 1600 كودك تانزانيايي فراهم سازد.
ساختمان اصلي اين مدرسه در حاشيه شهر و در منطقه فقيرنشين «موشونو» در شهر «آروشا» قرار دارد. اين مدرسه به دو بخش ابتدايي (كلاس اول تا چهارم) و راهنمايي (كلاسهاي پنجم تا هفتم) تقسيم ميشود. البته چند سالي است كه محوطهاي در روستاي «اوسا» به كلاسهاي دبيرستاني اختصاص يافته است كه فعلا تا كلاس دهم ادامه دارد. در سال 2014، نخستين دارندگان مدرك ديپلم از اين مدرسه فارغالتحصيل خواهند شد.
براي صعود به قله «كليمانجارو»، بلندترين قله كوه آفريقا، اصليترين پايگاه شهر «آروشا» است؛ شهري با قدمت 100 ساله و جمعيتي 300 هزار نفري كه در شمال تانزانيا و در نزديكي مرز كنيا قرار دارد. اين شهر را كه پاركهاي طبيعي معروف «سرنگتي»، «گورونگورو» و «تارانگير» هم در آن قرار دارند، آلمانها در ابتداي سده بيستم ميلادي احداث كردند. شهري نسبتا شلوغ ولي با حفظ بقاياي فرهنگ بومي «ماسايي»، كه عمده ساكنان آن هم مسيحي هستند.
هم سطح درآمد، هم سطح اشتغال و هم سطح سواد در ميان شهروندان اين شهر بسيار پايين است؛ هر چند كه تحرك در بخش گردشگري به ويژه اكوتوريسم (طبيعتگردي)، به تدريج اوضاع اقتصادي را بهتر كرده است. در بازديدي چهار روزه از اين شهر به اتفاق همراهان خود، در مدرسه «سنت جود» اقامت گزيديم و ميهمان آنها شديم. شايسته ميدانم كه از همسفران خود در سفر دو هفتهاي به كنيا و تانزانيا و جزيره زنگبار به نامهاي مهدي فيضي (راهنماي گروه)، بابك ديسفاني (عكاس و فيلمبردار گروه) و داوود حسيني ياد كنم كه در تهيه اين گزارش به من كمك كردند:
روياي دو دانشآموز در هر خانواده …
يكي از تصاوير معمول در شهر «آروشا»، مشاهده اتوبوسهاي آرمدار مدرسه «سنتجود» است كه در صبح و عصر سرگرم جابهجايي دانشآموزان از خانه به مدرسه و برعكس از فقيرترين محلات شهر هستند. شيوه گزينش مدرسه به اين صورت است كه كودك پذيرفتهشده بايد نخستين سال مدرسه را در يك مدرسه دولتي ثبتنام و تحصيل كرده باشد و عملكرد تحصيلي وي در سال اول بايد در سطح مناسبي قرار داشته باشد. خانواده كودك بايد از فقيرترين خانوادههاي منطقه باشند، مهمترين ملاكهاي فقير بودن هم بيسوادي والدين، نداشتن برق (و به تبع آن تلويزيون، يخچال و …) است.
در حال حاضر به دليل شكاف شديد بين ظرفيت مدرسه و ميزان كودكان متقاضي تحصيل، از هر خانواده يك كودك بيشتر نميتواند وارد مدرسه «سنت جود» شود. هر چند كه يكي از آرزوهاي بزرگ «جما سيسيا» (مدير مدرسه) اين است كه با توسعه ظرفيت مدرسه و احداث ساختمانهاي جديد، زماني برسد كه بتوانند از هر خانواده دو كودك را تحت پوشش قرار دهند. در سنت جود، از همان سال اول به كودك زبان انگليسي ياد داده ميشود. براي كمك به اقتصاد محلي، تمام نيازهاي مدرسه با استفاده از توليدات مناطق همجوار تامين ميشود.
نيروهاي داوطلب خارجي كه از اين مدرسه بازديد ميكنند دو گونه ميتوانند كمك كنند. 1) كمك مالي از حداقل 10 دلار به بالا و 2) مشاركت در اداره مدرسه و ايده نو دادن و كمكهاي پشتيباني اداري.
داستان تاسيس مدرسه سنت جود
«اگر واقعا بهشتي وجود داشته باشد كه دارد، پس راهاندازي مدرسه مخصوص كودكان فقير در آفريقا مطمئنترين راه براي رسيدن به بهشت است». اين جمله را «جما سيسيا» (Gemma Sisia) در شرايطي به ما ميگويد كه در وجود اين زن چيزي جريان دارد كه به ما ميفهماند او هنگام پيگيري امور مدرسه، به چيزهايي بيش از زندگي پس از مرگ فكر ميكند؛ انسانيت و زيست اخلاقي. «جما» از آن نوع انسانهايي است كه صرف حضورشان مايه خير و بركت براي بشريت است و او تقريبا به يك شخصيت مشهور در جهان آدمهاي نوعدوست تبديل شده است.
مدرسه «سنت جود» كه وي در تانزانيا بنا نهاده، براي وي نشان افتخار ملي استراليا (كه يك لقب شواليه مانند است و به افرادي اعطا ميشود كه خدمات شايسته انجام دادهاند) و برگزاري مراسم رسمي بزرگداشت در پارلمان استراليا را به همراه داشته است. همچنين كتابي كه در مورد تجربه اين مدرسه در سال 2007 منتشر شد، خيلي زود در فهرست پرفروشها جاي گرفت.
«جما» پس از دريافت مدرك كارشناسي در رشته علوم تربيتي، به سرعت به اوگاندا رفت و به مدت سه سال به صورت داوطلبانه و در لباس يك مددكار اجتماعي، با سازمانهاي خيريه مختلف همكاري كرد. او خيلي سريع تشخيص داد: «تنها تحصيل و آموزش و نه اعانه و كمكهاي مالي است كه ميتواند باعث توانمندسازي انسانها و آزاد ساختن آنها از تله فقر و بدبختي شود.»
با اينكه او در آن سالها روياي تاسيس يك مدرسه متعلق به خود را در سر ميپروراند، دقيقا برنامهاي براي ساختن چنين مدرسهاي به اين زودي نداشت. به اين خاطر وي شروع به اسپانسر (حامي مالي) پيدا كردن براي دانشآموزان در اوگاندا كرد.
هنگامي كه «جما» سفري كوتاه به تانزانيا كرد، اين برنامه او قدري جديتر جدي شد. در آنجا بود كه او عاشق راهنماي محلي تور شد. ارتباط اين دو به مدت نه سال از راه دور ادامه داشت تا اينكه بالاخره «جما» تصميم گرفت به تانزانيا برود و براي هميشه با وي باشد. پدر شوهر «جما» يك تكه زمين به او هديه داد كه وي را قادر به انجام كار خارقالعادهاي كرد. او فرآيند گشايش مدرسهاي كه هميشه آرزويش را داشت، شروع كرد؛ اما چالشها بسيار بودند كه خودش چنين بازگو ميكند: «علاوه بر تهيه پول، من بايد نيروي كار لايقي پيدا ميكردم- كساني مثل بنا، نجار، لولهكش، برقكار- هر كسي را كه ميديدي ادعا ميكرد يك متخصص در حرفه خود است! تفاوت محسوسي بين انتظارات ما از استانداردهاي مهارت و استادكاري و واقعيت وجود داشت و هنوز هم درگير اين قضيه هستيم. در نخستين ساختمانهايي كه بنا كرديم فكر نكنم هيچكدام زاويه 90 درجه داشته باشد به استثناي ساختماني كه يك تيم نيروهاي داوطلب از استراليا بنا كردند. ما بسيار خوششانس بوديم كه اينجا زلزلهاي نميآيد!»
اين قضايا مربوط به سال 2002 است و در آن سال «جما» مدرسه را با سه دانشآموز و يك آموزگار شروع كرد. امروز كه ده سال از آن زمان ميگذرد، اين مدرسه بيش از 1600 دانشآموز دارد كه در سه مقطع دبستان، راهنمايي و دبيرستان تا مقطع دهم درس ميخوانند.
«جما» دلايل اصلي رشد مدرسه را ويژگيهايي مثل «سختكوشي، شكيبايي، پشتكار، عزم راسخ و پشتيباني» از سوي جوامع استراليايي و آفريقايي ميداند و ادعا ميكند كه موفقيت واقعي وي در تربيت و توسعه كادر مدرسه بوده است. او اين طور توضيح ميدهد: «بيشتر كساني كه با ما شروع به كار كردند آموزگاران بيتجربه اما مشتاق بودند كه اكنون مسووليتهاي سنگيني همچون مدير مدرسه، معاون، رييس كادر آموزشي، رييس واحدهاي درسي هستند. و اعضاي كادر غيرآموزشي ما نيز مهارتهاي خويش را قوي كردند و چالشهاي جديد را پذيرا شدند و به چنان اوج شغلي رسيدند كه هرگز تصور نميكردند امكان پذير باشد.»
البته «ايجاد اشتغال مفيد»، فقط يكي از منافع تاسيس مدرسه «سنت جود» است- «جما» ميگويد همه اينها براي بچهها ايجاد شد و بزرگترين پاداشي كه دريافت كرده، «نظارهگر پيشرفت بچهها بودن» است از اين قبيل كه: «دانشآموزي را ميبينم كه در سال گذشته تنها چند كلمه انگليسي بلد بود و اصلا اعتماد به نفس نداشت اما حالا در جمع از جايش بلند ميشود و با قاطعيت در مورد نياز به باسواد شدن زنان در آفريقا سخنراني ميكند»
«جما» ميگويد: «پاداشي كه بيش از هر چيز مرا ذوقزده ميكند، اين است كه يك زن جوان از روستاي محلي كه سرنوشتش در همه عمر بايد كار سخت يدي ميبود، اينك يك تيم كارآمد از 20 نظافتچي را در مدرسه اداره ميكند، دروس انگليسي برميدارد و برنامه ورد مايكروسافت را كامل ياد گرفته است!»
فلسفه «جما» در زندگي بر اساس اين واقعيت است كه: «تحصيلات دانايي ميآورد، و دانايي قدرت است.» او در توضيح بيشتر اين شعار چنين ميگويد: «بدون تحصيل، زير سايه و شفقت كساني هستيد كه مناصب قدرت را اشغال كردهاند و هميشه انسانهايي باتقوا و شرافتمند نيستند. در صورتي كه آدمها تحصيلكرده نباشند، در معرض آسيب ديدن از هوا و هوس قدرتمندان بوده و در ترس و سركوب به علت ناداني و بيقدرتي زندگي ميكنند. من واقعا معتقدم كه دانشآموزان «سنت جود» با مهارتها و توانمنديهايي اين مدرسه را ترك خواهند كرد كه رهبران خيرخواه، شرافتمند و صادقي در بيشتر حوزههاي مورد نياز كشورشان ميشوند، حوزههايي مثل آموزش، بهداشت، كسبوكار، سياست، امور مالي و حقوق.»
او در سخناني كه چند سال پيش در روز جهاني زن در استراليا ايراد كرده بود، گفت: «زنان بايد اين نكته را بدانند كه شكافي عظيم بين زناني وجود دارد كه از برابري حقوق تحصيلي با مردان برخوردارند و آنهايي كه هرگز چنين فرصتي را به دست نياوردهاند … چيزي كه در برخي كشورها يك امر تجملي ديده ميشود. تحصيل نبايد كالاي لوكس و متعلق به پولدارها باشد. تحصيل بايد يك حق باشد! در كشورهاي توسعهيافتهاي مثل استراليا، وقت بسيار زيادي صرف بررسي شكاف بين فرصتها و دستمزدهاي مردان و زنان ميشود. اما شكاف موجود بين فرصتها براي زنان در كشورهاي توسعهيافته و توسعهنيافته، بسيار بزرگتر و ويرانكنندهتر است. تصور كنيد جهان چگونه به نظر ميرسيد اگر كه همه زنان باسواد و توانمند ميشدند.»«جما» در پايان به جوانان توصيه ميكند: «قدر تحصيلات خود را بدانيد، به دنبال روياهاي خود باشيد و به هر كس كه ميگويد نميتوان فلان كار را كرد، گوش ندهيد.»
مدير مدرسه سنتجود كيست؟
جما سيسيا (رايس) يك دختر فوقالعاده استراليايي كه در ايالتي در جنوب شرقي آن كشور به دنيا آمد و سرگرم متحول ساختن زندگي كودكان آفريقايي با راهاندازي و مديريت يك مدرسه در تانزانيا به نام مدرسه «سنت جود» است. مدارس وي كه اينك هر سه مقطع تحصيلي را دارند، از اين قابليت برخوردار است كه بر كيفيت رهبران آتي تانزانيا تاثير بگذارد.
«جما» در سال 1971 در دهكده گويرا نزديك آرميدال كه شش ساعت رانندگي با «سيدني» (پايتخت استراليا) فاصله دارد به دنيا آمد. او تنها دختر سو و باسيل رايس بود. آنها هشت فرزند خود را در ناحيه توليد پشم گوسفند بزرگ كردند. او دختري روستايي و عاشق گلهداري، پرش با اسب و در سالهاي بعد گلايدر (بادپر) و چتربازي و حتي مسابقه شترسواري بود. پس تعجبي ندارد اگر كه والدينش به او لقب «عاشق سرپيچ» داده باشند. پس از پايان تحصيلات دبيرستان، مدرك كارشناسي خود را در علوم از دانشگاه «ملبورن» و مدرك علوم تربيتي را از دانشگاه «نيوانگلند» دريافت كرد.
در سن 22 سالگي با احساسات تند و جانفشاني كه از پدر بزرگ خود ادموند رايس (باني جنبش «برادران مسيحي») به ارث برده بود عزم سفر به آفريقا كرد. جما تصميم گرفت به صورت داوطلبانه در آفريقا كار كند؛ به طوري كه در آنجا شغل آموزگاري را انتخاب كرد و به مدت دو سال در اوگاندا تدريس كرد. او به دختران يك روستاي نزديك شهر «ماساكا» در مركز كشور اوگاندا، رياضيات و علوم و خياطي ميآموخت.
در سفري به تانزانيا با شوهر آينده خود «ريچارد سيسيا» كه راننده و راهنماي تور بود آشنا شد. سالهايي كه «جما» در آفريقا به سر برد، سالهايي سخت و دشوار اما آموزنده و پاداشدهنده بود چون او شاهد درسهاي متنوعي بود كه كاراكتر زندگي وي را ميساخت. اين درسها تلخ و شيرين، دردآور و پربار بود (مثل شاهد مرگ دوست نزديك خود بودن به علت ابتلا به ايدز) و دوستيهاي جديد و قوي شكل گرفتن شامل بهترين دوست، همراه زندگي و همسرش «ريچارد سيسيا».
«جما» و دوستانش پس از بازگشت به استراليا، شروع به ايجاد سازماني براي جمعآوري كمكهاي شهروندان استراليايي و فرستادن پول به آفريقا كردند تا به تعدادي از كودكان اوگاندايي كمك شود درسشان را تمام كنند؛ اما هنگامي كه وي فهميد اطمينان يافتن از اينكه پولهاي او و دوستانش در جاي درست خرج ميشود كار بسيار مشكلي است، تصميم گرفت به اوگاندا بازگردد و مستقيما خودش يك مدرسه را تاسيس كند.
پدر «ريچارد سيسيا» ايده ديگري داشت. او كه رييس يك روستا در نزديك «آروشا» بود، به «جما» زميني را هديه داد تا روي آن يك مدرسه بسازد و «جما» بلافاصله به جستوجوي كمكهاي اهدايي پرداخت؛ از مداد و دفتر و كتاب گرفته تا پول براي آجر و سيمان جهت ساختن مدرسه. به طور همزمان، او تلاش كرد از طريق اطلاعرساني به هموطنان استراليايي خود، گروههاي داوطلبي را از استراليا به «آروشا» بياورد و به كمك آنها توانست دو ساختمان مدرسه را بسازد.
سرانجام اين مدرسه كه «سنت جود» نام گرفت (به ياد شخصيت مقدسي كه حامي نااميدان است) در سال 2002 گشايش يافت و دارايي مدرسه در نخستين سال راهاندازي عبارت بود از: يك آموزگار داوطلب 18 ساله از سيدني، سه دانشآموز و بالاخره انرژي بيپايان خود «جما». مدرسه كه چنين شروع حقيرانهاي داشت، اينك بيش از 1600 دانشآموز داشته و يكي از بهترين نتايج را در آزمونهاي سراسري پايان دوره ابتدايي در تانزانيا به دست آورده است.
ايده و شعار «سنت جود»، ساده اما بسيار اثربخش است: «مبارزه با فقر، از طريق تحصيلات» اين مدرسه مختص كودكان بسيار فقير است، كساني كه خانوادههايشان توانايي مالي براي خريد لباس يا كتاب يا حتي مداد ندارند تا كه بچههاي خود را به اندك مدارس دولتي موجود بفرستند. اينها بچههاي والدين بيسواد هستند كه اگر به حال خود گذاشته شوند در چرخه تحصيلات اندك، بيسوادي و فقر گرفتار خواهند ماند.
زبان مدرسه «سنت جود» انگليسي است و از سرفصل دروس بينالمللي كمبريج استفاده ميشود. بيش از 90 درصد كودكان در مدرسه، تحصيلات كاملا رايگان دريافت ميكنند. حاميان مالي محلي و بينالمللي، هزينه تحصيل و نيز روپوش مدرسه، لوازمالتحرير، سرويس حمل و نقل، غذاي گرم و خوابگاه براي دانشآموزان سالهاي مختلف را متقبل ميشوند. «جما» كه اكنون مادر سه بچه- دو پسر و يك دختر- است، خودش را حلال مشكلات و آچار فرانسه براي مدرسه «سنت جود» ميداند كه هر دقيقه روز مشغول يك كاري است و تعهد كاملي به تداوم تامين منابع مالي براي حفظ استانداردهاي عالي مدرسه دارد تا اينكه هر سال «سنت جود» بتواند تعداد دانشآموزان تحت پوشش خود را افزايش دهد.
در ژانويه 2008 بود كه مدرسه راهنمايي «سنت جود» هم گشايش يافت و هدف بلندمدت «جما» براي «توليد يك تجربه موفق و الگوبخش در سراسر تانزانيا و شرق آفريقا» را تقويت كرد. همچنين در ژانويه 2014 نخستين ديپلمهها از مدرسه فارغالتحصيل ميشوند. اين يك سال هيجانانگيز براي «جما» و گروه آموزگاران و كادر اداري است كه زندگي خود را وقف موفقيت مدرسه كردهاند. داستان «جما سيسيا» شاهدي از اين واقعيت است كه چگونه قصد نيت يك نفر ميتواند به تغيير جهان كمك كند.
ارجاعات:
[1]: سايت مدرسه «سنت جود» را ميتوانيد در آدرس اينترنتي زير مشاهده كنيد:
http://www.schoolofstjude.org/
http://donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=302225
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.