رؤياهاى مان را به جاى واقعيت ننشانيم و از خاتمى و هاشمى نخواهيم اعتبار اعتمادِ مردم به اصلاح طلبان را در بازار مكّاره ى اين انتخابات، به حراج بگذارند. اگر مسئوليتِ تاراج آراء روز جمعه بر عهده حكومت باشد اما بى ترديد مسئوليتِ حراج اعتبار اصلاح طلبان در روز شنبه بر عهده ماست.
همزمان با آغاز نخستين دوره از مناظره تلويزيونى نامزدهاى اين دوره از انتخابات رياست جمهورى، خبرگزارى ها سخنان سرتیپ پاسدار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه را منتشر كردند كه گفته بود انتخابات “هم برای ما و هم برای دشمن فرصت است، مهم این است که این فرآیند توسط چه کسی و چگونه مدیریت شود.” اين يعنى نظام، انتخاب را ميان دو «مهندسى» تعريف كرده: مهندسى انتخابات توسط «دشمن» و مهندسى توسط «سپاه».
از سوى ديگر آقاى خامنه اى در مراسم بزرگداشت بنيانگذار جمهورى اسلامى اگرچه گفته است: «دشمنان مى گويند انتخابات مهندسى شده» اما كيست كه نداند نخستين كسى كه بر ضرورت «مهندسى معقول انتخابات» به عنوان «وظيفه ذاتى سپاه» تاكيد كرد آقاى سعيدى، نماينده او در سپاه بود نه دشمنان نظام!
به هر حال روشن ترين معناى سخن سردار شريف آن بود كه نظام تصميم خود را گرفته و بقيه «عِرض خود مى برند و زحمت ما مى دارند» و شايد همين انگيزه “ايجاد زحمت براى نظام” است كه برخى دوستان را تشويق مى كند تا با حمايت سازمانى اصلاح طلبان از آقايان عارف يا روحانى، به دنبال اثبات قدرت گفتمانِ اصلاحات باشند. برخى ديگر هم مى گويند اگر با رأى دادن شايد اتفاقى نيفتد با رأى ندادن حتما اتفاقى نمى افتد.
تلاش اين يادداشت كوتاه، نقدِ اجمالىِ اين دو انگيزه است پس از دو مقدمه:
١- با سركوب تمام عيارِ حاملان گفتمان اصلاحات در كشور، ما نه براى شركت در انتخابات، سازمان و سامان داريم نه براى تحريم؛ در نتيجه هر كس فكر مى كند رأى اش در اين وضعيت، تأثير دارد شركت مى كند و كسانى هم كه فكر مى كنند انتخابات در اين كشور، پيشاپيش تمام شده به راه ديگرى براى آينده اى نه چندان نزديك فكر كنند. آقاى خاتمى اما در آخرين اظهاراتش پيش از رد صلاحيت آقاى هاشمى رفسنجانى، آمدن وى را تنها راه باقيمانده دانست و تصريح كرد: «من مطمئن هستم که نمی خواهند ما بیاییم. تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم» ايشان همچنين در اولين اظهار نظر پس از ردصلاحيت آقاى هاشمى، مسئوليت و پيامدهاى اين رفتار را بر عهده ردّ صلاحيت كنندگان دانست و اين يعنى اصلاح طلبان نبايد تاوان اين رفتار غيرعاقلانه را بپردازند.
٢- در مدل مهندسی انتخابات ٩٢ (تقلب قبل از رأى گيرى)، نخست جلوى ورود نامزدى كه حتماً رأى مى آورد را مى گيرند سپس با چینش دقیق نیروها (چه اصلاح طلب، چه اصولگرا) و با توجه به وزن سیاسی کاندیداها، نسبت به نتایج دلخواهشان اطمینان حاصل می کنند؛ نتيجه اين مى شود كه نامزدهاى اصلاح طلب «كاملا حساب شده»اجازه حضور مى يابند؛ مثلا صلاحيت “دكتر مسعود پزشكيان” چرا تاييد نشد؟ ، هم رييس دانشگاه بوده، هم معاون وزير، هم وزير دولت خاتمى و هم نماينده مجلس؛ منصوب رهبرى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز هست و سابقه “فتنه” هم ندارد! يا مثلا مهندس سعیدی کیا، ١٦ سال وزير بوده در همه دولتها و اگرچه به لحاظ ذهنى در ذيل گفتمان اصلاح طلبى تعريف مى شود اما هيچوقت در حمايت از اصلاحات يا اعتراض هاى پس از ٨٨ صحبتى نكرده و با آقاى خامنه اى هم رابطه بدى ندارد. آنوقت اين دو با اينهمه سابقه دانش و تجربه وزارت و وكالت (بدون سابقه منفى در معيارهاى حاكميت) تاييد نمى شوند تا مبادا ادبيات اصلاح طلبانه بيش از صداى ادبيات اصولگرا در ايام تبليغات، شنيده و تكرار شود. به عبارت ديگر، مهندسى انتخابات اتفاقا قهر ما با صندوق را نمى خواهد؛ يكى دو گزينه ى حاشيه نشين را باقى مى گذارد و تمام توان خود را خرج مى كند تا جامعه، سرابِ امكان مشاركت را باور كند.
و اما آن دو انگيزه:
زنده بودن گفتمان اصلاحات، نياز به اثبات از طريق مشاركت در چنين انتخاباتى ندارد، حاكميت خوب مى داند كه نه سركوب جنبش سبز و دهها شهيد و هزاران زندانى توانست اين باب را براى هميشه ببندد و نه افسانه ى ٩ دى توانست از اعتبار آن بكاهد. اگر جز اين بود احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو مجلس خبرگان، نمى گفت که «برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری عقده های ۱۰ ساله خود را ابراز می کنند و نطق برخی از آنها بوی تعفن سیاه نمایی را به مشام میرساند…» اين تازه نشانه ى خشم از اظهاراتِ محتاطانه ى نامزدهايى است كه در چارچوب همين انتخاباتِ مهندسى شده اظهار نظر مى كنند.
بماند كه شعار مرگ بر ديكتاتورِ دهها هزار نفر در تشييع پيكر آيت الله طاهرى، باعث شده تا از برگزارى مجلس ترحيم او در قم هم جلوگيرى كنند… زنده و جارى بودن ما اثبات نمى خواهد.
اما دوستانى كه مى گويند «اگر با رأى دادن شايد اتفاقى نيفتد با رأى ندادن حتما اتفاقى نمى افتد» لابد يأس عمومى ناشى از سرنوشت آراء دو نامزد مورد نظر در فرداى انتخاباتِ مهندسى شده را اتفاق مهمى نمى دانند؛ همان انتخاباتى كه به تعبير آقاى خاتمى «حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم».
تصميم بخش هايى از جامعه براى مشاركت در انتخاباتِ مهندسى شده، به علل يا دلايل عاطفى يا سياسى، از سر اضطرار يا اختيار، يك بحث است و ورود اعتبار و سرمايه اصلاح طلبى كه «با خونِ دل آمد به كنار» بحثى ديگر.
اين طبيعى است كه حكومتى به قيمتِ واقعه ى خرداد ٨٨، آراء مردم را به تاراج برد و پاسخگو نباشد اما اين طبيعى نيست كه حاملانِ امانتِ خرداد ٨٨، در خرداد ٩٢ هم مردم را به انتخاباتى دعوت كنند كه مهندسانش حضور رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را نيز به مصلحت ندانستند.
رؤياهاى مان را به جاى واقعيت ننشانيم و از خاتمى و هاشمى نخواهيم اعتبار اعتمادِ مردم به اصلاح طلبان را در بازار مكّاره ى اين انتخابات، به حراج بگذارند.
اگر مسئوليتِ تاراج آراء روز جمعه بر عهده حكومت باشد اما بى ترديد مسئوليتِ حراج اعتبار اصلاح طلبان در روز شنبه بر عهده ماست.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.