به سرانجام رساندن توافقات ژنو برای طرفین اجتناب ناپدیر است

 ایران از نظر مالی و اقتصادی ورشکسته است؛ کشوری که بیش از 50 درصد از منابع بودجه جاری کشورش یعنی درآمد برای تامین بودجه معمولی اش را ندارد/اوباما در عرصه سیاسی تنها دستاوردی که از خود به جای می گذارد حل بحران اتمی با ایران است.آمریکا هم به علت مشکلاتی که به ویژه در خاورمیانه دارند، الان احتیاج به همراهی جمهوری اسلامی ایران دارد.

 

مذاکرات اتمی میان ایران و گروه 5+1 به معنی اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل و آلمان و توافقی که در ژنو مبنی بر تعلیق بخشهایی از صنایع اتمی ایران و آنچه که مربوط به غنی سازی اورانیوم و یا تولید پروتونیم می شود انجام گرفته؛ توافقی است که قرار است بعد از آغاز، طی شش ماه به انجام برسد و پله به پله همراه با پیشرفت در تعلیق اورانیوم غنی سازی شده و تعلیق کار 19000 سانتریفیوژی که در ایران نصب شده و بخشی از آنها فعال و بخشی فعلا غیرفعال هستند، با لغو تدریجی تحریم ها پیش بروند. این توافق دیگر قابل برگشت نیست.

دلایل برگشت ناپذیری توافقات:

یک دلیل مهم این است که ایران از نظر مالی و اقتصادی ورشکسته است. کشوری که بیش از 50 درصد از منابع بودجه جاری کشورش یعنی درآمد برای تامین بودجه معمولی اش را نداشته باشد، جزو کشورهای ورشکسته محسوب می شود. این موضوع در اروپا و امریکا و کشورهای دیگر هم وجود دارد که دولت ها احتمالا برای تامین بودجه سالیانه از بازار سرمایه ا پول قرض بگیرند. اما این امر تا 5، 6، 10 و حداکثر 12/15 درصد است. کشوری که در مرحله ورشکستگی قرار داشته باشد 15 درصد تولید ناخالص داخلی خود را به عنوان قرض از بازار سرمایه می گیرد؛ برای تامین مخارجی که هم جاری هستند و هم اجتناب ناپذیر به وجود آمده اند.

وقتی ایران پنجاه درصد از بودجه جاری خود را ندارد، وقتی اصلا دارای ارزی نیست که بتواند واردات داشته باشد، وقتی گفته می شود ایران در ماههای سپتامبر و اکتبر و نوامبر سال گذشته میلادی بین 2.5 تا 3.2 میلیون بشکه نفت در روز تولید کرده ولی فقط به اندازه تولید پانصدهزار بشکه فروش نفت درآمد داشته که این درآمد هم به صورت ارز به دستش نرسیده است؛ خوب وقتی کشوری احتیاج به واردات بنزین و نفت دارد و در این شرایط برای سوخت کامیونهایش و اتومبیلهایی که گازی هستند، گاز به اندازه کافی ندارد چون بخش اعظم گازش را مجبور به تزریق به چاههای فرسوده نفت است که بیش از پنجاه سال عمر دارند؛ کشوری که احتیاج به تکنولوژی و سرمایه گذاری کشورهای خارجی دارد و در اثر هشت سال ندانم کاری و شعارهای پوچ و توخالی دولت آقای احمدی نژاد و به پشتیبانی رهبر ج.ا به ورشکستگی کشانده شده؛ دیگر چنین کشوری امکان انتخاب ندارد که آیا با غرب بر سر مسئله اتمی کنار بیاید یا نه؟ آنچه که غرب انجام داده این است که در سالهایی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و در سالهای اول حکومت آقای احمدی نژاد غرب در تلاش بود هزینه ایران را بالا ببرد، به این معنا که تولیدات تحریم شده ای که ایران مجبور بود از بازار سیاه با قیمتهای دو یا سه برابر بخرد و برای کشور تهیه کند، با درآمد بالای نفتی که ایران داشت این مسئله قابل تحمل بود. به همین دلیل غرب بر سر این موضوع رفت که درآمد ایران را بویژه از فروش نفت خام و تولیدات صنایع پتروشیمی قطع کند.

وقتی مملکت در این شرایط است وحکومت پایه اجتماعی خود که مستضعفین و بخش پایین طبقه متوسط می باشد را از دست می دهد و یک نوع پتانسیل اعتراضی رو به رشد در مملکت وجود دارد؛روشن است که حتی محافظه کاران ما هم امکان این را ندارند که روال آغاز شده را قطع کنند.اهر چند به علت آن که بخشی از محافظه کاران که در بخش تجارت و اقتصاد فعال هستند به دلیل آن که به علت توافقهای ژنو و نتایج بعدی آن منابع درآمدی خودو نیز نفوذ سیاسی خود را از دست می دهند؛ مرتب معترض هستند به اقداماتی که دولت آقای روحانی و وزیر امور خارجه شان در زمینه بین المللی انجام می دهند.

اما در مورد آمریکا به ویژه مسئله ای که هست این است که اوباما در عرصه سیاسی تنها دستاورد فرزند سیاسی خوش خلق و خویی که از خود به جای می گذارد حل بحران اتمی با ایران است.

آمریکا هم به علت مشکلاتی که به ویژه در خاورمیانه دارند، الان احتیاج به همراهی جمهوری اسلامی ایران دارد. این مسئله در مورد عراق وسوریه بسیار مهم است که در هفته های اخیر به علت هجوم نیروهای نزدیک به القاعده و جهادیستی در سوریه و عراق بسیار فعال شدند. هم چنین مسئله افغانستان هم وجود دارد.

بیرون بردن نیروهای امریکا از افغانستان و پایان دادن حضورشان در عراق ، مسئله پیدا نکردن راه حلی برای حل بحران سوریه و ناکارآمدی پشیتیانی آنها از نیروهای مخالف اسد که هم توانایی لازم را پیدا نکردند و هم در این میان، به جای نیروهای معتدل نیروهای افراطی بنیادگرا بر بخش اعظم مخالفین حاکم هستند؛ این ها نیز معائله خاورمیانه ای آقای اوباما را پیچیده تر می کند.

این ها مسائلی هستند که مربوط به منطقه می شود، من دیگراز مصر و عربستان سعودی و تونس و یمن سخنی نمی گویم. تمامی این مسائل بویژه لبنان، آمریکا را در شرایطی قرار داده که مجبور است به نوعی از همراهی و تفاهم با ایران در حل این معضلات استفاده کرده و ایران را به عنوان یک نیروی قدرتمند منطقه ای وارد معادلات خود بکند. این نیروی قدرتمند منطقه ای یعنی جمهوری اسلامی نیروی دوست امریکا نیست. همراه و طرف ائتلاف امریکا هم نیست، مخالف امریکا و مخالف سیاست امریکاست؛ اما در این شرایط نوعی تکامل مسائل منطقه ای و جهانی، این دو نیرو را به هم نزدیک کرده است.

به همین دلیل هم آقای اوباما هم چنانچه اعضای کنگره و سنا بخواهند قوانینی را تصویب بکنند که جلوی این روند را بگیرد به احتمال بسیار قوی آن را وتو خواهد کرد .وتوی رئیس جمهور را فقط با رای دو سوم می توان برداشت که چنین رایی را هیچ کدام از احزاب ندارند؛ چه در سنا و چه در کنگره.

اگر جمع بندی بکنم به این نتیجه می رسم که رسیدن به توافق یا به عبارت بهتر، پایان یابی مثبت توافقنامه ژنو مسئله ای اجتناب ناپذیر برای هر دو طرف است.ما اکنون این مسئله را بویژه در رفتار آیت الله خامنه ای می بینیم که در هفته های اخیر ایشان هیچ گونه اظهارنظری که تایید مواضع نیروهای افراطی راست ایران باشد، نکرده است. شایعاتی از این قبیل که گویا یک گروه ناظری بر مذاکرات ژنو مرکب از سران سه قوه و بعضی از افراد ذی نفوذ در نظام تشکیل شده که در گفتگوهای آینده همراهی بکنند، از طرف آقای ظریف تکذیب شده و ایشان به عنوان مذاکره کننده این مسئله را نپذیرفتند. این نشان از این دارد که کمافی السابق ایشان هم همراهی شورای امنیت ملی را دارد و هم همسویی آیت الله خامنه ای را و ایشان هم هم چنان به همان دلایل بالا مجبور به حمایت از دولت روحانی و وزیر خارجه اش است.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله