برای مصدق؛ تاملی بر 28 مرداد

تصویری که از ۲۸ مرداد می‌بینیم، بری از تصاویر بعدی‌مان از شکست‌های بعدی و امکان‌های بعدی برای پیروزی نیست.

تکنیکی در عکاسی و فیلم‌برداری وجود دارد که به‌یاری آن تحول یا حرکت بسیار کند و طولانی یک پدیده را می‌توان در مدت‌زمانی کوتاه به‌تصویر کشید، تحولی که در غیر این صورت مرئی نمی‌بود و یا حالت تغییریافته‌ی کنونی آن چیز صرفا با رجوع به خاطره‌ی حالت پیشین آن تشخیص‌پذیر می‌بود. به‌ترتیب گذر زمان به‌شیوه‌ای متفاوت از سیر عادی و ساعت‌شمار آن ثبت می‌شود. مثال مشهور آن غنچه‌ی بسته‌ای است که ظرف چند ثانیه به گلی کامل بدل می‌شود و سپس می‌پژمرد، یا تصویر غروب پرشتاب خورشید و برآمدن دوباره‌ی آن. این تکنیک بر اساس ثبت لحظاتی خاص با تناوبی معین و حذف همه‌ی ثانیه‌های مابین آن است. آن را روش time-lapse می‌گویند. این استعاره‌ای است که والتر بنیامین در پانزدهمین تز از تزهای درباره‌ی مفهوم تاریخ (۱۹۴۰) برای کارکرد تقویم و آگاهی تاریخی بالاخص در عصر انقلابی به‌کار می‌گیرد: «انقلاب کبیر تقویمی نو ارائه کرد. روزی که هر تقویم با آن شروع می‌شود، همچون یک دوربین جهش‌زمانیِ تاریخی عمل می‌کند. و این روز اساسا همانی است که در هیات روزهای تعطیل، یعنی روزهای به‌یاد‌آوردن، پیوسته تکرار می‌شود.» [۱] گذشته از موارد دیگر، می‌توان نکته‌ای از این استعاره آموخت درمورد خود زمان تاریخی و نحوه‌ی درک آن ازسوی آیندگان یا معاصران یک مخمصه‌ی تاریخی دیگر.

روز ۲۸ مرداد سال ۳۲ (همچون ۳۰ تیر سال پیش از آن یا دیگر نیم‌روزهای تابستانی یا زمستانی قبل و بعد آن) درحکم مدخل یا روزی نشان‌دار در تقویم سیاسی ماست. برعکس باقی روزهای «طبیعی» سال، این روز خاص مدام تکرار می‌شود و یک شماره‌انداز جمعی نیز حساب آن را به‌دقت نگه می‌دارد. برخی وقایع از حساب خارج می‌شوند یا به‌حساب نمی‌آیند و برخی دیگر صرفا برای سوژه‌هایی خاص روز تعطیل اند. اکنون اگر شصت بار تکرار روز ۲۸ مرداد را معادل شصت تکه از سیر تحول یا «توسعه‌»ی یک موجودیت یا پدیده گرفته و دوربینی جهش‌زمانی کار گذاشته باشیم و همه‌ی این شصت تصویر را ظرف چند ثانیه کنار هم بنشانیم و پخش کنیم چه می‌بینیم؟ آنچه تصویری ثابت از روزی واحد در زنجیره‌ی حوادث بوده است، در هیاتی پرتنش و متحرک ظاهر می‌شود که هنوز دارد می‌جنبد. به‌ناگزیر قرینه‌ای از موجودی طبیعی به ذهن‌مان خطور می‌کند، یا به‌یاد گلی می‌افتیم که ظرف نیم‌دقیقه می‌شکفد و سپس پژمرده می‌شود. خلاصی از تصویر این تحول یا «تکامل» طبیعی ناممکن می‌نماید. اما مساله پیداکردن راهی است برای غیرطبیعی‌دیدن تصویر تاریخ. چه واکنشی به جنبیدن و رشدکردن مرموز و غریب این جانور می‌داشتیم اگر تصویر تاریخی و نه طبیعی ۲۸ مرداد را می‌دیدیم؟

درورای انبوه تاریخ‌ها و روایت‌هایی که درباره‌ی ان واقعه نوشته شده است، عمل سوژه‌ها و طبقات در لحظه‌های بحرانی بعدی، از پنجاه و هفت تا هشتاد و هشت، سرشت و نمای آن را تغییر می‌دهند. هر بار که تصویر به‌یاد آورده می‌شود، و این‌که در متن چه پیکاری و از سوی چه کسانی به‌یاد آورده می‌شود، کار دیگری با این تصویر جانور تاریخی می‌کند. در دل بحران، فاعلان به چنین تصاویری و ژست‌های چهره‌هایشان و گفتارشان تمسک مي‌جویند و از آن تقلید می‌کنند و می‌کوشند آن را به‌دست بگیرند و ترمیم کنند و به فرجام برسانند، همان‌طورکه فاعلان جنبش نفت به گذشته‌ی متاخر خود، اشاره می‌کردند. دو سه مقاله‌ی به‌غایت تند حسین فاطمی در روزهای ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ مرداد نقطه‌ی اوج گفتار جمهوری‌خواهانه‌ی رادیکال در اوج لحظه‌ی خطر است، آن‌هم با ارجاع به تاریخ سی‌ساله‌ی پس از کودتای منتهی به اولین دولت مدرن در ایران. شاید دو سه روز وقت بود تا وعده‌ی مشروطیت در شکلی بی‌سابقه تحقق یابد، زمانی که شاه هم از کشور گریخته بود. آن تصویری که از ۲۸ مرداد می‌بینیم، بری از تصاویر بعدی‌مان از شکست‌های بعدی و امکان‌های بعدی برای پیروزی نیست.

لطیفه‌ای قدیمی حکایت از دو دوست می‌کند که برای دیدن فیلمی رفته بودند. اولی که قبلا چندین و چند بار فیلم را دیده بود در سکانسی سرنوشت‌ساز به دومی می‌گوید شرط می‌بندم اسب‌سوار می‌تواند از روی این مانع بپرد و دومی می‌گوید نه نمی‌تواند. سوارکار موفق نمی‌شود و زمین می‌خورد. اولی که شرط را باخته می‌گوید حیف شد، قبلا هم چند بار دیده بودم نمی‌تواند بپرد ولی فکر کردم شاید این بار بتواند. فیلم روی پرده همچون ضرورتی محتوم بر ناظران ظاهر می‌شود، اما کسانی که برای بار دوم به تماشای آن می‌روند همچنان نگران سرنوشت قهرمانان و نبردهایند. تصویر جهش‌زمانیِ تقویم انقلابی از گذشته‌ی شکست‌خورده چندان بی‌شباهت به این امید نیست، با این تفاوت که ناظران صرفا ناظر نیستند بلکه در پیکاری شرکت دارند که پیروزی در آن به تلاش‌های گذشته‌ی سپری‌شده بی‌ربط نیست.

چه امکان‌هایی در آن چند روز نهفته بود که فاعلان درگیر در آن از به‌چنگ‌زدن آن بازماندند؟ اگر همه‌ی ارتشی‌های مظنون درجا اعدام می‌شدند چه؟ اگر افسران حزب توده اسلحه‌های کمری‌شان را می‌کشیدند و طیب و دارودسته‌ی چهارصد پانصد نفری‌شان را هرطور شده از پا می‌انداختند چه؟ اگر همه‌ی مردم بیرون می‌ریختند و با هر چه در دست داشتند جلوی تانک‌ها می‌ایستادند چه؟ اگر مصدق روز بیست و پنجم به مردم نمی‌گفت به خانه بروند چه؟ برای بازماندگان و آیندگان، واقعه‌ی تاریخی در پرتو نوری سهل و رهاینده و منتزع‌شده از همه‌ی گرفتاری‌ها و دست‌بستگی‌های آن لحظه‌ی خاص پدیدار می‌شود. صلبی و فروبستگی شرایط، ترکیب بصیرت و انواع کوری، ترس، خطای سهوی، و انبوه قید و بند و قلق‌هایی که محصول شرایط کاملا مادی و پیش‌پاافتاده اند، چشم‌انداز امکان‌هایی را که صرفا بعدها برای نوادگان رسته‌ازبند عیان خواهد شد، می‌بندند.

اما همیشه بالقوگی‌هایی هست، امکان‌های به‌ته‌نرسیده‌ای که تصور تحقق چیزی متفاوت را اصولا به ذهن ناظران بعدی یا معاصران دور از وضعیت می‌رساند. تصدیق این امکان‌ها همزمان دو چیز را میسر می‌سازد: نخست این‌که آنچه رخ داد مطلقا ضروری نبود، دوم این‌که فاعلان می‌توانند مسئول کرده‌های خویش باشند. اما مهم‌تر از همه، این‌که آن بالقوگی‌ها همان چیزی اند که آن روز خاص در تقویم را به امروز ما وصل می‌کند. هیچ تصویر ابدی‌ای از گذشته در کار نیست. اما برای گرفتن تصویر ۲۸ مرداد نیز تا ابد فرصت نداریم.

این‌که آیا گل آن جنبش در فیلم ما می‌شکفد یا می‌پژمرد یا چیز دیگری می‌شود که خارج از آگاهی طبیعی‌شده‌ و خوگرفته‌ی ماست، هنوز بسته به تکرارهای بعدی و باقی روزهای تعطیلی است که می‌آید.

پی‌نوشت:

۱. در ترجمه‌ی فارسی تزهای تاریخ در «عروسک و کوتوله» (گام نو) این مفهوم را با ترجمه‌ی سهل‌انگارانه‌ی «دوربینی تاریخی . . . که گذر زمان را ثبت می‌کند» از قلم انداختیم.

به نقل از فیس بوک Communia

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.