موفقیت نسبی بدست آمده

اگر روحانی مقاومت کند پیروز خواهد بود

من معتقد نیستم پنجره‌ای که در فضای داخلی و بین المللی برای امید به حل و فصل مسالمت آمیز پرونده هسته‌ای ایران باز شده، الی الابد باز می ماند، این یک فضایی است که احتیاج به ابتکار فوری و سریع بخصوص از جانب دولت ایران دارد.

رای گیری برای یک کابینه علیرغم حضور 18 نامزد وزارت در آن قبل از هرچیز رای به یک مجمو عه واحد سیاسی است . در این رابطه می‌توان گفت اراده‌ای از ابتدا در مجلس و خارج آن وجود داشت که کوشش می‌کرد کل چیدمان سیاسی آقای روحانی را زیر سوال ببرد. آقای روحانی با تاکید بر اعتدال و اینکه ما امت وسط هستیم کاندیدا شد و در تمام موضع‌گیری‌های خود، قبل و بعد از انتخابات و در دفاع از وزیرانش در مجلس هم گفت من وزرا را بنا بر برنامه‌ و کاردانی آنها در زمینه‌های مختلف از جناح‌های مختلف انتخاب می‌کنم. او اکیپی را معرفی کرد که در مورد تجربه و سابقه و کاردانی آنها در سال‌های گذشته در چارچوب مشخص جمهوری اسلامی تردیدی نیست. منظورمجموعه استعدادهای درون جامعه ایران که می‌تواند عرضه کند،نیست بلکه  در چارچوب مشخص جمهوری اسلامی در دوران حیات خوداست. نظامی که دوره به دوره با اقدامات حذفی چهارچوب‌های انتخاب حودر را محدودتر و تنگ‌تر هم کرده است.

اگر کسی بخواهد به گروه مورد انتخاب آقای روحانی از نظر تخصص در زمینه‌ای که می‌خواهند کار کنند، تجربه اداری که انباشته کرده‌اند و تجربه سیاسی و مسئولیت حکومتی که داشته‌اند نگاه کند در سی سال گذشته کمتر با یک کابینه‌ای به این اندازه انباشت تجربه اداری و حکومتی مواجه بوده ایم.

کوشش آقای روحانی با چنین کابینه‌ای، با ارزیابی ای که از رای 24 خرداد ابراز میکند و آنرا رای  بخشی از بدنه جامعه  که خواستار تغییر فضای التهاب و حذفی و فضای نظامی و امنیتی شده کشور میداند، این بود که با ترکیب کابینه خود گامی به طرف فضای تعامل سیاسی که متدرجا منجر به باز شدن فضای سیاسی و سیطره آن بر فضای امنیتی بشود، برود.

در چنین وضعیتی از همان ابتدا اراده‌ای در مجلس به چشم می خورد که با این نظر آقای روحانی مقابله کند و به اشکال مختلف برایش سنگ‌اندازی کرده و به نوعی پیروزی آقای روحانی را در 24 خرداد مصادره کند. از فردای این پیروزی ما دیدیم توپخانه‌های مختلفی شروع به کار کردند و انواع و اقسام جوسازی‌ها و کارزارهای تبلیغاتی را براه انداختند تا این هویت سیاسی جدید دولت را از آن بگیرند.

پس از معرفی کابینه و رای اعتماد مجلس به آن با در نظر گرفتن ترکیب 15 وزیری که انتخاب شدند می‌ توان گفت این کارزار تبلیغاتی نشان داد که آنان در داخل خود مجلس هم اقلیت محدودی بیشتر نیستند. اگر در آرای مخالف به وزرای گوناگون دقت کنیم می بینیم بیشتر یک گروه 35 تا 40 نفری هستند که به طور دائم و مستمر هرجایی که بتوانند مخالفت سیاسی بیان کنند با مجموعه این ترکیب و مجموعه نظرات آقای روحانی، مخالفت می‌کنند. این گروه حتی تا آنجا پیش رفتند که با بعضی از وزرایی که گفته می‌شود با نظر رهبری انتخاب شده اند مثل وزیر اطلاعات و حتی به وزیر دفاع نیَز؛ رای موافق، آن طوری که انتظار می رفت ندادند. نتیجه این امراین است که وزیراقتصاد و دارایی که بالاترین رای موافق این مجلس را آورده است با وزرایی که رای نیاورده اند و مصداق ایرداتی که به آنها وارد کردن اند  تفاوت سیاسی چندانی ندارد.

این اقلیت محدود بین 35 تا 40 نفرند که وابستگی‌ها و شبکه‌هایی هم با خارج از مجلس دارند و با ارگانهای تبلیغاتی بعضی از روزنامه‌های مهم، برخی خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اطلاعات موازی که ظرف سالهای گذشته قدرتی هم پیدا کرده‌اند ارتباط دارند. گردانندگان اصلی همین اقلیت محدود در مجلس کسانی هستند که خود ار از سردمداران اصلی سرکوب سال 88 به بعد بودند.

اگر به  دوران سرکوب اعتراضات عمومی پس از انتخابات 88 برگردیم می‌بینیم عده‌ای معتقد بودند کلیه آن انتقادات و اعتراضات یک جنگ نرم و انقلاب مخملی بر علیه جمهوری اسلامی بوده و خود را سرداران مقابله با این جنگ نرم معرفی می‌کردند. بسیاری از کسانی که امروز نماینده مجلس هستند و تحت عنوان نمایندگی، مخالفت‌های شدید سیاسی را با ترکیب وزرای آقای روحانی کردند خودشان در آن زمان از عناصر اصلی و اساسی ارگان‌های اطلاعاتی موازی بودند که در آن هنگام مدعی بودند با سرکوب اعتراضات مردمی نظام مطلوب خود را یکدست و یکپارچه کرده‌اند و می گفتند کسانی که در مورد فتنه بصیرت نداشتند و سکوت کرده و رضایت داده بودند را به طور کل و برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف کرده و به این ترتیپ یکپارچگی نظام را برای بیست سال بیمه کرده اند.

همان کسانی که معماران آن سرکوب بودند اینک در مجلس مخالفت‌های سیاسی بیشتری می‌کنند. اما ترکیب رایی که در 24 خرداد داده شده کاملا مخالف نظر آنها است. این مجموعه با داشتن ارتباطاتی با خارج از مجلس و خارج از فرایندهای دموکراتیک و خارج از این که بخواهد رای مردم را بپذیرد و حتی در یک موضع‌گیری مشخص و مستمر علیه رای مردم، به مقابله آقای روحانی آمده است و بالاخره در کشمکش،خود از بین 18 وزیرتوانسته سه وزیر را رد کند. آنهم با تعداد کمی کمبود رای ، حتی در مورد یکی از آنها یعنی آقای نجفی با اختلاف تنها یک رای، مانع از وزیر شدن وی شدند.

علاوه بر آن، فضای سیاسی مقابله با وزرای پیشنهادی آقای روحانی، گویا اساسا  فضای سیاسی مقابله با جنبش سبز بود . آین مساله خود از این نقطه نظر نیز مهم است . کسانی که مدعی‌اند فاتحان آن برخورد ها هستند و چندین بار تا به حال برای جنبش سبز مجلس ترحیم گذاشتند و میخ تابوت آن را کوبیده‌اند امروز در آستانه مجلسی که مذاکراتش مستقیما برای همه پخش می‌شود به شکست خود اذعان می‌کنند و می گویند امروز عمده ترین پدیده سیاسی که در داخل جمهوری اسلامی وجود دارد همان جنبش سبز و اعتراضات مسالمت‌آمیزش بوده و تردید عظیمی در داخل بخش سنتی خود جمهوری اسلامی هم نسبت به رفتارهای این افراد در آن سالها بوجود آمده است.

با همه این مسائل من معتقد نیستم که اینها در روند کار خود موفق شده باشند بخصوص اگر دقت کنیم وزرایی که در زمینه‌های اساسی اقتصادی و دیپلماسی و امور سیاسی معرفی شده بودند، البته در همان چیدمان آقای روحانی که می‌خواهد بگوید وزرا از جناح‌های مختلف به صفت توانایی‌هایشان شرکت می‌کنند نه به صفت سیاسی‌شان؛ توانسته اند رای بیاورند.

به نظر من رای آوردن آقای زنگنه و حجتی وکسانی که سابقه همکاری در دولت‌های اصلاحات و سازندگی را داشتند و بخصوص رای بالایی که آوردند، نشان دهنده این است که در زمینه های مهم اقتصادی و سیاسی و دیپلماسی دولت روحانی توانسته کشتی خود را از طوفان رای اعتماد مجلسی که اکثریت آن درست در شرایط امنیتی دو سال بعد از سال 88 و توسط همان سردمداران مدعی مقابله با جنگ نرم و پیروزی در این جنگ سازمان یافته بود، سالم به مقصد برساند.

این مجلس در شرایطی شکل گرفته بود که نیروهای اصلاح طلب درآن انتخابات برخلاف انتخابات 24 خرداد با صندوقهای رای به کلی قهر کرده بودند و همین عدم شرکتشان منجر به این شده بود که فضا را برای قلع و قمع کردن شورای نگهبان و ردصلاحیت‌ها باز کند. اکثر نمایندگانی که الان در مجلس هستند در حوزه انتخابی خودشان میزان رای شان از 5 درصد تا 15 درصد بیشتر نیست. یعنی درست همان درصدی که در انتخابات 24 خرداد هم داشتند یعنی بین ده تا پانزده درصد جمعیت رای دهنده. اما علیرغم این همه هیاهو و جنجال؛ در وزارتخانه های اساسی نتوانستند پیشبردی داشته باشند. فقط آنجایی که توانسته‌اند اجماع بیشتری در بین افراد بخصوص شناور و بلاتکلیف مجلس ایجاد کنند وزارتخانه هایی بوده که از نقطه نظر این آقایان ممکن است امروز حساسیت اساسی در افکار عمومی برنیانگیزد. بدین ترتیب ممکن است – صرف نظر از وزیرش – وزراتخانه‌هایی ضعیف قلمداد شوند. اما همین وزارت خانه ها در آینده کشور تعیین کننده است و تاثیر اساسی دارد. یعنی وزارت آموزش و پرورش، علوم و ورزش و جوانان که همه با امور تربیتی و آموزشی و تحقیقاتی سر و کار دارد. این نشان دهنده آن است که اقلیت محدودی که با بازی کردن درمیان اکثریت مرددی در مجلس توانسته مانع ورود این وزرا به کابینه شود. آن هم وزرایی که حداقل در داخل مجلس از جانب مخالفین هم کوچکترین نقصی نسبت به کاردانی و کارآیی و صلاحیت شان وارد نشد بلکه فقط و فقط نقد سیاسی شد. به طوری که در مورد وزارت ورزش این شگفتی وجود دارد که مخالفت سیاسی عمده ای هم با او نشد. اما چطور رای نمی آورد درست به این علت است که این اقلیت که شبکه های مختلف بیرونی را هم دارد نسبت مسائل اساسی جامعه بی توجه و بی اعتناست و اهمیت این سه وزراتخانه را در این می داند که می تواند آنها را فدای بازی سیاسی خود کند.

با در نظر گرفتن این مسائل من معتقدم رای اعتمادی که سه وزیر آقای روحانی نیاوردند بیش از آن که ناشی از قدرت طرف مقابل باشد ناشی از این است که طرف مقابل آن قدر ضعیف است که به جایی فشار آورده که فکر می کند در پهنه اجتماعی هوشیاری کافی و لازم نسبت به آن وجود ندارد. به طور مثال اگر به وزیر نفت یا اقتصاد رای نداده بودند وزیر اقتصادی که می دانیم چندین سال مشاور عالی آقای خاتمی در مسائل اقتصادی بوده و با بالاترین رای در مجلس وزیر می‌شود و نمی‌توانند علیه او اجماع مخالفین را درست کنند به این دلیل است که همه می دانند در وضعیت کنونی فاجعه آمیز کشور مسئولیت سیاسی گروهی که رای نداده بیش از هر چیز مشخص می شود. اما درباره وزرای آموزش و پرورش و  علوم و  جوانان، این تصور را دارند که می توانند در کار کابینه خرابکاری کنند بدون آنکه هزینه سیاسی‌اش را بپردازند.

هزینه سیاسی برای آن نمایندگانی که با آن شرایط انتخاب شدند آن است که در دوره بعد حتی در حوزه انتخاباتی خودشان نتوانند همین حداقل رای را هم بیاورند. اینها به شکرانه رانت امنیتی که تحت عنوان کلیدواژه “فتنه” که فردای انتخابات سال 88 برای خودشان ایجاد کرده بودند، الان به مجلس راه یافته اند و نگرانی شان این است که آیا دو سال دیگر می توانند دوباره کرسی نمایندگی را با همان شیوه‌ها اشغال کنند یا نه؟ اگر فضای سیاسی به فضای سال 88 برنگردد قطعا رانت خواران امنیتی ناشی از آن و کسانی که پشت پرچم مقابله با آنچه که فتنه مینامند سینه میزنند بردی نخواهند داشت.

نگرانی عمده این افراد این است که در صورتی که فضای کشور به سمت فضای تعامل برای پاسخ دادن به مشکلات اقتصادی و دیپلماتیک وسیاسی کنونی کشور پیش برود در آن صورت خود آنها به عنوان معضل و مشکل اصلی قلمداد خواهند شد و بالاخره روزی ممکن است درباره رفتارهای شان در سرکوب جنبش آرام و مسالمت آمیز سال 88 مورد سوال قرار بگیرند.

به این ترتیب است که می گویم کابینه آقای روحانی نه تنها چنین فضایی را نبسته بلکه نشان داده که چنین فضایی که به دنبال انتخابات 24 خرداد خواه ناخواه در کشور حاکم شده علیرغم موانعی که برای تبلورش در صحن مجلس بوده توانسته سایه خود را در صحن حکومت و دولت مستقر کند.

آقای روحانی که می گفت خوشحال خواهد شد اگر کلیه وزرایش رای اعتماد بیاورند می‌تواند از رای نیاوردن سه وزیرش ناراضی باشد، اما امروز با پیگیری همان شیوه ای که قبلا داشته و تردید نکردن در آن می تواند وزرای دیگری را به عنوان جایگزین به مجلس معرفی بکند که همان شرایط سیاسی 18 وزیر قبلی را داشته باشند.

اگر آقای روحانی در این زمینه عقب نشینی نکند و به اصطلاح به اقلیت محدود مجلس باج ندهد و وزرای جدیدی را معرفی کند که همان کیفیت سیاسی و کاردانی را در انتخاب دومش داشته باشند مجلس توانایی رودررویی و مقابله با آقای روحانی و رای ندادن مجدد به وزرایش را نخواهد داشت. چون در جلسات مجلس مشخص شد که این گروه علیرغم همه سروصدا و جنجالی که می کند توانایی مصادره چیدمان آقای روحانی را نداشته است. این گروه منتظر این بود که مانع از آمدن وزرای اقتصاد، نفت و امور خارجه و صنایع و کشاورزی آقای روحانی بشود.

جلسه 24 مرداد که سه وزیر نتوانستند رای اعتماد بیاورند از این نقطه نظر هیچ انطباقی با رای عمومی جامعه در 24 خرداد ندارد.

ما یک تجربه قبلی دوم خرداد را در این مورد داریم. مجلسی که قبل از خرداد انتخاب شده بود نیز با رای دوم خرداد کاملا زاویه داشت و آقای خاتمی فردای انتخابات در مجلس، اکثریت نداشت. اما آقای خاتمی توانست فضا را طوری جلو ببرد که مجلس بعدی را مجلسی مثل مجلس ششم بسازد و ایستادگی آقای روحانی در انتخابش و در نطق انتخاباتی اش و صحبت مجلس که بارها هم تکرار کرده بیانی است از نقطه نظر سیاسی دارای چنان دینامیسم و پویایی در جامعه ایران که اصرار ورزیدن بر این منش و بر این بیان سیاسی می‌تواند برایش شرایطی ایجاد کند که درماه‌های آینده حتی در مجلس آن عده ای که مصمم هستند به هر قیمت در کار دولت او خرابکاری کنند را منزوی کند.

اما اگر آقای روحانی در کوشش برای اجماع طلبی اش،در برابر اقلیتی که نمی خواهد تن به حکمیت آرای عمومی که منجر به انتخاب آقای روحانی شده است بدهند شروع به تسلیم شدن و کنار آمدن تحت لوای اجماع طلبی کند و هر نوع عقب نشینی آقای روحانی برای معرفی جانشین برای این سه وزارتخانه، معنای ضعف این دولت را برای آن گروه قلیل می دهد. مانند کنار آمدنی که در انتخاب برخی وزرا برای حفظ اجماع شاهدش بودیم و دیدیم در فضای عمومی چه هزینه سنگینی برای آقای روحانی داشت حتی اگر وزرایی بودند که اهمیت و کارآیی چندانی هم ندارند مثل وزیر دادگستری که می دانیم در داخل جمهوری اسلامی عملا به عنوان یک نامه بر بین قوه قضاییه و ریاست جمهوری بیشتر نیست.

در روزها و ماههای آینده دولت روحانی معجزه گر نیست که بتواند با یک سرانگشت بلافاصله این وضعیت اقتصادی و دیپلماتیک را که مشکلاتش روز به روز در هم پیچیده شده را به راحتی حل کند. نباید این تصور وجود داشته باشد که فردا با یک مذاکرات دیپلماتیک، بلافاصله تحریم ها برداشته می شود و راه ها برای اینکه وزرای اقتصادی کارشان را با دست باز انجام دهند گشوده می شود و نتیجه اش این است که در چند ماه آینده بلافاصله تورم پایین می آید و رونق اقتصادی به وجود می آید و می تواند برای آقای روحانی جذابیتی در بخش های جامعه را ایجاد کند. باید گفت این دولت با مجلسی که رودررویش قرار دارد و با ارگانهای داخل آن  همه منتظر هستند در اولین پیچ و گذر بعدی با توجه به بیلان اقتصادی و دیپلماتیک او، بخصوص اگر عدم موفقیت هایی هم در زمینه هایی انباشت کرده باشد ضعیف شود. اگر دولت در آن زمان، بدنه اجتماعی هم که موجب انتخابش شده را مورد غفلت قرار دهد، بدنه اجتماعی که با انتخاب وزیر دادگستری و برخی صحبتها شوکهای شدیدی به آن وارد شده و متدرجا هم نسبت به دولت امیدش را از دست دهد و بی اعتنا شود در آن صورت قطعا مواجه با دولتی می شویم که بدون اتکای عمومی به بدنه جامعه مقابل انبوهی از مشکلات و معارضینی که در داخل خود حاکمیت  کمر به برانداختنش بسته‌اند عملا ابزار دفاعی نخواهد داشت.

 آقای روحانی که با رای گرفتن از مجلس برای 15 وزیرش یک موفقیت نسبی کسب کرده مسائل و مشکلاتش از امروز تازه شروع میشود که اولا به چه ترتیب بتواند آن بدنه اجتماعی رای دهنده به خود را به عنوان حامیان خود بسیج شده نگه دارد و ثانیا به چه وسیله و ترتیبی بتواند فضای داخلی و بین المللی مساعدی که برای برنامه‌های دیپلماتیکش به وجود آمده را بدل به امری مشخصی کند. من معتقد نیستم پنجره‌ای که در فضای داخلی و بین المللی برای امید به حل و فصل مسالمت آمیز پرونده هسته‌ای ایران باز شده، الی الابد باز می ماند، این یک فضایی است که احتیاج به ابتکار فوری و سریع بخصوص از جانب دولت ایران دارد.

 اگر دیپلماسی آقای روحانی دیپلماسی صبر و انتظار باشد ولی نتواند ابتکاری را بروز دهد که در آن ابتکار وضعیت میراث گذاشته شده توسط دولت آقای احمدی نژاد که اجماع ملل متحد و شورای امنیت علیه ایران را جبران کند نخواهد توانست حداقل تنش های مربوط به این پرونده را متوقف و یا به سرعت کم کند لازمه هر دست آورد مثبت در این زمینه  قبل از هرچیز در گروی ابتکار جدی در تعامل با اعضای شورای امنیت و بخصوص عمده ترین آنها در ارتباط با پرونده ایران، یعنی ایالات متحده امریکاست.

 اگر آقای روحانی نتواند از این فضا استفاده کند و این ابتکار را به سرعت بدل به حرکت مشخصی کند، به سرنوشت کوشش‌های آقای خاتمی در دوران کلینتون دچار می شود. در آن صورت نه تنها فضای سیاسی باز نمی شود بلکه کوشش های جدید مدیران اقتصادی اش هم در دیواره‌های تنگ تحریم و فشار اقتصادی کاربرد زیادی نخواهد داشت.

 بنابراین به همان اندازه که به عنوان شرط اولیه موفقیت دولت آقای روحانی بسیج و آماده نگه داشتن رای دهندگان 24 خرداد که به وی رای داده اند را مهم می دانم به همان اندازه هم سرعت عمل و توانایی و ابتکار دستگاه دیپلماسی آقای روحانی را در روزها و هفته های آینده در موفقیت بعدی اش بسیار مهم می دانم .

 بالاخره هم این وزرا و گروه اقتصادی که انتخاب شدند و خودشان هم در مراحل مختلف گفته اند بخش عمده فشار اقتصادی داخل کشور ناشی از عدم مدیریت دوران آقای احمدی نژاد و عدم برنامه ریزی بوده است؛ اگر به سرعت نتوانند چارچوبهای برنامه ریزی شده را سروسامان دهند در آن صورت دولت آقای روحانی تا دو سال آینده هم به سختی بتواند خود را حتی به مجلس بعدی سالم برساند. شرط موفقیت دولت روحانی در دو سال آینده این است که هر چه سریعتر در جبهه هایی که گفته شد پویایی داشته باشد و بتواند موفقیت خود را به رای دهندگان خودش و جامعه بین المللی و وضعیت اقتصادی کشور ارائه کند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.