اکنون فرصتی بی نظیر برای انسجام همگانی ایرانیان فارغ از ” کرد و لر و فارس و ترک و بلوچ و …” و ” شیعه و سنی و …” و جلوگیری ازبروز آنچه در برخی کشورهای منطقه میگ ذرد در ایران ، فراهم آمده است ، انتظار آن است که امیدورزی اهل سنت با واکنش ها و پاسخ های تدبیرگونه ی روحانی و تیم همراهش مواجه گردد و دردها را مرهمی و درمانی یافت شود و زخم ها مداوا گردد.
با نگاهی گذرا به وضعیت اهل سنت ایران ازدوران انقلاب به بعد و با تمرکز بر این مسئله از دهه 60 شمسی به این طرف ، تنها واژه ای که می تواند تا حدی اوضاع و احوال اهل سنت ایران را روشن نماید کلمه ” مظلومیت ” است .”اهل سنت ایران” که در این مجال برای پیشبرد بحث و جلوگیری از اطاله ی کلام از آنان با عنوان “اهل سنت” یاد می کنم به معنای دقیق کلمه “مظلوم” واقع گشته اند.
اهل سنت که هماره بر آن باور بوده و هستند که ” الملک یبقی علی الکفر و لا یبقی علی الظلم ” ، علیه دیکتاتوری شاهنشاهی و استبداد خاندان سلطنتی به پا خاسته و همراه دیگر ایرانیان و بدون توجه به رنگ و قبیله و مذهب فریاد استقلال و آزادی برآوردند و خواهان ایرانی برای همه ایرانیان شدند و لیکن بعد از انقلاب به راستی نه قدرشان دانسته ونه ارجشان نهاده شد ، ابتدا که در جریان شور و بررسی و املای قانون اساسی کلماتی آورده و الفاظی به کار برده شد که دل آزرده گشتند و آن هنگام که رییس جمهوری موظف به دفاع از ” مذهب رسمی کشور ” گشت ، فریادها و فغان ها برآوردند که تاکید بر این مسئله، کینه ها و دلخوری ها در پی دارد و نوای تفرقه می اندازد و کشور را به چندپارگی می کشاند ، کسی به یارای آنان برنخواست و دستی یاریگر آنان نشد و سپس که افراد روشنفکر و پیش رو و منتقد آنان متحمل انواع و اقسام تنگناها و محدودیت ها شدند ، نه چپ و نه راست و نه بالا و نه پایین به فرموده ی بزرگ پیامبر اسلام مبنی بر دفاع از مظلوم عمل نکردند و به یاریگری مظلومیت آنان نشتابیدند و نام ها و نشان ها بی ثمر ماند، و سپس حکومت در چرخشی تاکتیکی اشتباه رو به سوی روحانیون و افراد نان به روز خور اهل سنت آورد که با همراهی آنان بتواند وضعیت خویش در این مناطق بهبود و استحکام بخشد و غافل از آنکه این دسته از افراد در میان مردمان اهل سنت نه نام به شایستگی دارند و نان به بایستگی می خورند مخلص کلام ، در میان مردمان ناشایست شده اند و نابایست …
به هر حال ، ازآن رو که مردمان اهل سنت هماره خواهان ایرانی آزاد و آباد و امن بوده اند وخود را ایرانی دانسته و دلبسته و دلسوز این آب و خاک بوده اند ، برای رسیدن به حقوق حقه ی خویش، ازهیچ کاری ،چه “شرکت در جبهه ی جنگ و کشته و مجروح دادن برای این سرزمین وچه مشارکت و همراهی مدنی الطبع ” فروگذار نکرده و نمی کنند .
اگر به سان یک دانش اموز دبیرستانی یک نمودار ساده ی آماری رسم کنیم و منحنی شرکت اهل سنت را در انتخابات گوناگون ریاست جمهوری و مجلس و شوراها را به شکل در آوریم ، به راحتی پی خواهیم برد که آمار شرکت و پشتیبانی اهل سنت از جمهوریت و اسلامیت در این سرزمین روز به روز افزون و افزون تر گشته و حتی در مواردی چون آذربایجان غربی که کرد و ترک و سنی و شیعه در هم آمیخته اند و روزگار می گذرانند ، درصد و عدد شرکت در انتخابات به “مثابه فرایندی دموکراتیک برای گذار به ایرانی آزاد و آباد و برای همه ایرانیان” فزون تر از براد ران و خواهران ترک و شیعه بوده است و یا حتی در مناطق جنوب و غرب و قسمتی از شمال و شرق ایران که سنی نشین هستند چنان آرایی به صندوق ها ریخته شده است که هر حکومت عاقل و بالغ را برآن میدارد که برای تقویت وحدت و انسجام و یکپارچگی ملی نهایت استفاده را از آن برد.
اما در دیگر سو با اندک نگاهی به وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اهل سنت ، دل هر انسان آزاده و انسان مدار به درد می آید ، اهل سنت با محدودیت های و مشکل ها و مسایل قانونی و فراقانونی بی شماری روبه رو بوده و هستند ، وزارت خانه ها ازآنان خالی ، پست های مدیریتی و اجرایی کلان و متوسط از آنان دریغ و روز به روز آنان به گوشه ی رینگ ! سیاست و قدرت پس زده شده اند و به عنوان مثال در جایی همچون وزارت امور خارجه که نماد وحدت و قدرت و همدلی یک کشور در نزد کشورهای دیگر است ، حتی یک آبدارچی ! اهل سنت دیده نمی شود !؟ ، متاسفانه،اهل سنت، تنها به هنگام انتخابات و برای پرشوری و فزون گشتن آمار و ارقام انتخاباتی از آنان استفاده ابزاری گشته و بعد دور انداخته شده اند.
با این اوصاف و احوال در این دوره انتخابات ریاست جمهوری ، اهل سنت که مهرورزی از نوع احمدی نژادیسمی را با تن و جان لمس کرده بودند ! و از آنجا که به گزاره ی ” امیدورزی در هر حال و صورتی،بهتر از ناامیدی است ” باور و “به راه بادیه رفتن را به از نشستن باطل” دانستهو ایمان آورده بودند که وضعیتی “سوریه یا مصرگونه” در ایران به نفع آنان و دیگر ایرانیان نخواهد بود ، آستین همت بالا زده و چنان رایی به تدبیریان و امیدورزان دادند که فریاد و هیاهوی تحسین همگان را برانگیخت ، در تمامی مناطق اهل سنت میزان رای روحانی و تدبیر و امیدش بالای 70 درصد بوده و در هیچ کجا کمتر از آن نبوده است، اهل سنت وظیفه ی خویش را به نحو احسن به انجام رسانده و الان توپ در زمین روحانی و تیم همراهش است ، اهل سنت را انتظار آن است که در دولت آینده نخبگانشان به صدر روند و قدر بینند و دیگر برای فرماندار یا استاندار شدن یک اهل سنت ، کفن پوشان فرمان کفن پوشی صادر نکنند و برای به پایین کشیدن نماینده ای اهل سنت از جایگاه هیئات رییسه، از جایی فرمان صادر نشود و اهل سنت همچون دیگر ایرانیان در حقوق شهروندی برابر و همگون پنداشته شده و در حقوق مذهبی شان ، تفاوت ها و دردهاشان به رسمیت شناخته شود .
اکنون فرصتی بی نظیر برای انسجام همگانی ایرانیان فارغ از ” کرد و لر و فارس و ترک و بلوچ و …” و ” شیعه و سنی و …” و جلوگیری ازبروز آنچه در برخی کشورهای منطقه میگ ذرد در ایران ، فراهم آمده است ، انتظار آن است که امیدورزی اهل سنت با واکنش ها و پاسخ های تدبیرگونه ی روحانی و تیم همراهش مواجه گردد و دردها را مرهمی و درمانی یافت شود و زخم ها مداوا گردد.
محمدآزاد جلالی زاده فعال اصلاح طلب
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.