یادداشتی به مناسبت درگذشت احمد صدر حاج سید جوادی
شروع:
از رسانه بیگانگان شنیدم که احمد صدر حاج سيد جوادى درگذشت…ناخودآگاه بغض گلویم را گرفت و آه در سینه ام پیچید….
چقدر دلم شکست استاد از رفتنت… هیچ وقت ندیدمت و نشنیدمت ولی هرگاه از نوشته هایت خواندم فهمیدم که چقدر بزرگی، چقدر می فهمی و چقدر پاک و بی آلایش هستی. هنوز داغ رفتن سحابی و داغ بی تفاوتی مردمان به کسی که 15 سال از زندگی اش را در زندان به سر برد در دل مانده بود که تو رفتی… نوشته بودی که دیگر پیری و بی رحمی روزگار قلم شما را یاری نخواهد کرد و در آخرین نامه هایت به مردم ایران و رهبری ایران، از کوس رحلت دم زده بودی..
استاد، ما مردم این سرزمین بی رحم تر از آنیم که بزرگان مان را بشناسیم و در خاطر نگه داریم. این غم از داغ رفتن شما هم غمناک تر است.
اما از خاطر من نخواهید رفت، چرا که از شما آموختم وطن دوستی را، سلامت و صلابت را، فهمیدن و تجربه را و بزرگی را…
یادتان گرامی
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.