فلاسفه نحله ی تحلیلی تاکید فراوانی بر زبان و نقش آن — و بطور کل اگر بخواهیم بگوییم – نقش کلمات و لغات در شکل گیری جهان ذهنی و حتی عینی انسانها داشته و بسیاری از آنها اصرار خاصی بر بکار بردن دقیق کلمات در جملات و ارتباطات انسانی دارند . اما در دیگر سوی سیاست مداران و سیاست پیشگان آنقدر واژه ها را به جا و نا به جا و درست و نادرست به کار برده اند که در عالم سیاست و بویژه در فضای سیاسی ایران دیگر هیچ کلمه ای و لغتی جای درست خود را نمی داند !
الغرض :
تاکید مقام رهبری بر حماسه ساز بودن انتخابات پیش رو و برساختن یک حماسه سیاسی ، گویی در میان دوستان اصولگرای ! دولتی و غیر دولتی ، معتدل و افراطی تاثیر چندانی نداشته و هنوز” در اندوخته های ذهنی شان” بر همان پاشنه ی ایام پیشین می گذرد و تفاوت دو لغت ” انتخابات ” و ” حماسه ” را به درستی در ساخت های ذهنی و شناختی خویش درونی نکرده اند تا برون داد عینی آن را به ملت نشان دهند . من باب حکایت تذکر سقراطی !تفاوت خلق حماسه و یک انتخابات معمولی را با اصولگرایان گرامی که فریاد و غوغاهای ” خود را تنها دلسوزان مملکت دانستن ” شان گوش مردمان بینوا که هیچ بلکه گوش فلک را کر نموده ست ، مروری دوباره می نماییم تا بلکه گشایشی حاصل آید و عقلای اصولگرایان چرخشی نظری بر بریافته های خود داشته باشند .
تقریباً اکثر دلسوزان این آب و خاک متفق القولند که خلق حماسه با بازی شطرنج تک نفره در عرصه سیاست و اجتماع حاصل نمی آید ، بازی ای که اصولگرایان شروع کرده اند بیشتر به بازی یکنفره ای می ماند که چندین و چند نفر تنها در یک طرف صفحه بازی و پشت مهره های یکرنگ نشسته اند و داد و هوار ! راه انداخته اند که چرا حریف به میدان نمی آید و جالب آنکه مهره های سمت دیگر را داخل کیسه ای ریخته و آن را برای مهره چینی به رقیب نمی دهند ! .
اصولگرایان ، شاید در ظاهر و برای رعایت فرمالیته ی گفته های رهبری در مورد خلق حماسه داد سخن می دهند ولی بیشتر به فکر یک انتخابات ساده محفلی و بین خودشان و به مانند شب نشینی های خانوادگی هستند و حال و حوصله خلق حماسه را ندارند چه اگر چنین بود در مطبوعات و محافلشان سیل تهمت ها و ناسزاها و مفسد فی الارض ها را روانه کاندیداهای شاخص اصلاح طلبان شخصیت هایی نظیر خاتمی و هاشمی نمی کردند و انگار نه انگار که این دو خود به تنهایی شانزده سال تاریخ اجرایی بعد از انقلاب را بر عهده دارند و جالب آنکه دلسوزی از میان برادران و خواهران اصولی ! بر نمی خیزد که ندا در دهد اگر فلان نخست وزیر و رییس مجلس و رییس جمهور و وزیر و وکیل و مدیر و … همه نالایق و جاسوس و دشمن و عامل انگلیس و اسراییل باشند که دیگر نیاز به انقلاب و برانداختن دیکتاتوری پهلوی نبود چرا که او خود همه ی اینها بود ! .
مشکل آنست که اصولگرایان محترم خود را صاحب و همه کاره ی نظام و انقلاب و ایران می دانند و چشم فرو بسته و خواب های خویش را الهام غیبی می دانند ! نه دوستان ! اینگونه نیست که شما فکر می کنید ، بی شمار افراد جبهه رفته و خون داده و ایثارگر و صدها برابر شما دلسوزتر وجود دارد که وضعیت فعلی اجرایی و مدیریتی کشور را نمی پسندند و به شدت به وضع موجود منتقد و معترضند ، معترضند که معجزه هزاره سوم و تمام اصولگرایانی که رگ گردن برای دفاع از این معجزه چنان تاب دادند ! که انگار مسابقه ی غیرت پراکنی است ، کشور را به چنان وضعیتی رسانده اند که همه می بینیم .
حماسه یعنی چنان انتخاباتی برگزار کردن که عالم و آدم کیف کند و راه بر هرگونه شیطنت دشمنان و بدخواهان این سرزمین ببندد ،حماسه یعنی که بگذاریم همه سلیقه ها و گروهها و جناحهای دلسوز و کاردان در صحنه حضور یابند تا ملت بزرگوار ایران در مورد آنان تصمیم بگیرد ، اگر به گفته ی اصولگرایان ملت شریف همیشه در صحنه هستند و خود صواب و نا صواب خویش تشخیص می دهند ، بایستی این مسئله را به عرصه ی ظهور برسانند ، هشت سال تمام تلاش و انرژی اصولگرایان صرف آن شد که یکدستی حاکم شود و دیدیم که یکدستی جز نابودی سرمایه های انسانی و طبیعی چیز دیگری به همراه ندارد.
یک انتخابات ساده می تواند در کوتاه مدت مثمر ثمر باشد ، اما برای پاسداری بلندمدت از منافع ایران و ایرانیان نیاز به حماسه است با تمام پیش زمینه های آن ، کنون زمان بازگشت تمام نیروهای وفادار به آرمان ایران آزاد و آباد و امن و سربلند است ، باشد که با حرکت به سوی ساختن پیش زمینه های خلق یک حماسه ؛ الگوی تمام عیار دموکراسی و مردمسالاری دینی در منطقه و جهان شویم.
محمدآزاد جلالی زاده / فعال اصلاح طلب
سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.